Shared posts

03 May 11:20

معرفی ۵۰ کتابی که دوست داشته‌ام

by آق بهمن
نمایشگاه کتاب از چهارشنبه شروع می‌شود و من هم بیشتر کتاب‌های خوبی را که در سال‌های اخیر خوانده‌ام معرفی می‌کنم که اگر کسی خواست بخردشان در نمایشگاه همه را یک‌جا و ارزان‌تر از معمول بخرد. خیلی از این کتاب‌ها را قبلا معرفی کرده‌ام ولی با فرض این‌که ممکن است الان کسانی به این‌جا سر بزنند که قبلا سر نمی‌زدند آن‌ها را هم دوباره معرفی می‌کنم. به علت زیاد بودن تعداد کتاب‌ها روده‌درازی نمی‌کنم و فقط چند کلمه‌ای درباره هر کتاب می‌نویسم. بعضی‌ها را قبلا در وبلاگم معرفی کرده بودم که به معرفی کامل‌تر لینک داده‌ام. پنج ستاره یعنی عالی، چهار ستاره خیلی خوب و چهار ستاره خوب. بقیه‌ را هم اصلا معرفی نکرده‌ام.

۱. دفتر بزرگ (۵ ستاره)
آگوتا کریستوف، اصغر نوری، نشر مروارید، ۸۵۰۰ تومان
یکی از تاثیرگذاریترین کتاب‌هایی که به عمرم خوانده‌ام. ماجرای دو برادر دوقلوی ۱۰ ساله در آستانه جنگ جهانی دوم. کتاب بسیار ساده است ولی در عین حال صحنه‌هایی دارد که در یاد آدم حک می‌شوند. پیشنهاد می‌کنم حتما بخوانیدش. این کتاب قسمت اول از یک سه‌گانه است که دو تای دیگر را هم انتشارات مروارید منتشر کرده.

۲. موش‌ها و آدم‌ها (۵ ستاره)
جان استاین‌بک، سروش حبیبی، نشر ماهی، ۵۵۰۰ تومان
یکی از بهترین و تاثیرگذارترین کتاب‌هایی است که در سال‌های اخیر خوانده‌ام. کتاب آن‌قدر ساده است که وقتی می‌خواندمش نمی‌فهمیدم چه چیزیش این‌قدر من را گرفته. این روزها به چند نفر از اطرافیانم دادم و آنها هم خیلی خوششان آمد. جان استاین‌بک که نیازی به تعریف ندارد و به نظر من سروش حبیبی در ترجمه این کتاب شاهکار کرده. رضا رضایی (مترجم) هم می‌گفت به نظرش این کتاب یکی از بهترین نمونه‌های تاریخ ترجمه فارسی است. کل کتاب ۱۵۰ صفحه (در قطع جیبی) است و خواندنش دو سه ساعت بیشتر وقت نمی‌برد. پیشنهاد می‌کنم از دستش ندهید.

۳. ظلمت در نیمروز (۵ ستاره)
آرتور کوستلر، مژده دقیقی، نشر ماهی، ۱۲ هزار تومان
ماجرای (نیمه‌خیالی) یکی از رهبران انقلاب شوروی که حالا در دوره استالین بازداشت شده. کل کتاب روایت روزهای زندان و بازجویی و محاکمه روباشف است.

۴. دوست بازیافته (۵ ستاره)فرد اولمن، مهدی سحابی، نشر ماهی، ۴۰۰۰ تومان
یکی از بهترین کتاب‌هایی که در سالیان اخیر خوانده‌ام. به خیلی از دوستانم هم هدیه داده‌امش و آن‌ها هم دوست داشته‌اند. ماجرا در آلمان پیش و در طول جنگ جهانی دوم می‌گذرد و درباره تغییر رفتار آلمانی‌ها با یهودیان این کشور است. توصیه می‌کنم پایانش را زودتر نخوانید که بخش مهمی از جذابیت داستان به پایانش است.

۵. پاگرد (۵ ستاره)
محمدحسن شهسواری، نشر افق، ۳۰۰۰ تومان
یکی از بهترین رمان‌های ایرانی که خوانده‌ام. داستان از آن‌جا شروع می‌شود که در جریان درگیری‌های جلوی دانشگاه در روزهای بعد از ۱۸ تیر ۷۸، یکی از کسانی که خانه‌اش همان حوالی است کسانی را که از دست انصار فرار می‌کنند در خانه‌اش پناه می‌دهد و هر کدام این آدم‌ها قصه‌ای دارند. البته فصل‌های مختلف رمان در زمان‌های مختلف می‌‌گذرند و ما به این ترتیب با بخشی از گذشته این شخصیت‌ها (البته بیشتر یکی دوتایشان) آشنا می‌شویم.

۶. زمین سوخته (۵ ستاره)
احمد محمود، انتشارات معین، ۱۲۰۰۰ تومان
این اولین کتابی بود که از احمد محمود خواندم. خیلی دوستش داشتم و خوشحالم که چند کتاب دیگر دارد و تازه به عقیده خیلی‌ها زمین سوخته بهترین کارش نیست. زمین سوخته از اولین نمونه‌های ادبیات جنگ است و به عقیده خیلی‌ها بهترین نمونه آن.
محمود زمین سوخته را آذر ۶۰ نوشته، یعنی وقتی حدود یک سال از جنگ گذشته بوده و مثلاً خرمشهر هنوز در اشغال عراق بوده. داستان در اهواز می‌گذرد و زندگی اهوازی‌ها را از دو سه روز قبل از شروع جنگ تا دو سه ماه بعد از آن روایت می‌کند. خود محمود اهوازی است و تا حدود ۳۰ سالگی‌اش در این شهر زندگی کرده. خلاصه که انگار این چند هفته را در یکی از محله‌های اهواز و زیر موشکباران و بمباران زندگی می‌کنید. 
جز تصویر کردن آن‌چه جنگ داشته بر سر مردم می‌آورده، دید خوبی هم از وضع مملکت در آن روزهای هنوز انقلابی و حتی نگاه مردم به انقلاب می‌دهد. و این‌که کتاب در همان روزها نوشته شده و نه بعدتر و با فرض‌ها و قضاوت‌های تغییر کرده، خیلی خواندنی‌ترش می‌کند.

۷. دنیای کوچک دن کامیلو (۵ ستاره)
جیووانی گوارسکی، جمشید ارجمند، نشر کتاب پرواز، ۱۰ هزار تومان
این کتاب از معدود کتاب‌هایی است که با خیال راحت به همه توصیه‌اش می‌کنم و برای خیلی‌ها هم هدیه گرفته‌امش. کتاب دو شخصیت اصلی دارد. کشیش و شهردار یک دهکده (قصبه) کوچک در ایتالیای اوایل قرن بیستم. په‌پونه (شهردار مزبور) مثل بیشتر شهردارهای آن زمان ایتالیا یک کمونیست است. البته یک کمونیست بی‌سواد. دن‌کامیلو هم که کشیش ده است. این دو تا با هم لج اند و در عین حال همدیگر را خیلی دوست دارند. کل کتاب ماجرای کل‌کل‌های این دو تاست. هر قصه هم چند صفحه بیشتر نیست و تقریباً مستقل است. 

۸. سووشون (۵ ستاره)
سیمین دانشور، انتشارات خوارزمی، ۱۲۰۰۰ تومان
داستان در یکی از شهرهای استان فارس در اوایل پهلوی دوم می‌گذرد. جنگ جهانی دوم تمام شده و انگلیسی‌ها در جنوب ایران جولان می‌دهند. یوسف یکی از فئودال‌های منطقه است که جلوی انگلیسی‌ها و حاکم شهر ایستاده و راوی کل داستان، زری همسر یوسف است. سووشون از آن کتاب‌هایی بود که هم دلم می‌خواست چندین ساعت پشت سر هم بخوانمش و هم دلم نمی‌خواست که تمام شود. من خیلی دوستش داشتم. شخصیت‌ها و فضاها و قصه داستان برایم دوست‌داشتنی بودند. ضمن این‌که کلی با فضای ایران و فارس و تا حدودی عشایر در دهه ۱۳۲۰ آشنایم کرد.


۹. کپنهاگ (۵ ستاره)
مایکل فرین، حمید احیاء، انتشارات نیلا، ۹۶ صفحه، ۵۰۰۰ تومن
نمایش‌نامه‌ای درباره دیدار چند دقیقه‌ای نیلز بور و هایزنبرگ در سال ۱۹۴۱ در کپنهاگ. دیداری که در عالم واقع بین این استاد و شاگرد سابق اتفاق افتاده و تا مدت‌ها (و هنوز) دقیقاً معلوم نیست که در آن دیدار چه بین این دو نفر گذشته. دو نفری که از بزرگ‌ترین دانشمندان اتمی زمان خودشان و حتی کل قن بیستم بوده اند. آن هم درست در زمانی که بمب اتم داشته ساخته می‌شده.

۱۰. سور بز (۵ ستاره)
ماریو بارگاس یوسا، عبدالله کوثری، ۶۲۳ صفحه، ۲۸ هزار تومان
رمانی سیاسی - تاریخی درباره دوران حکومت تروخیو، دیکتاتور جمهوری دومینیکن در دهه‌های میانی قرن بیستم، و ماجرای ترور او. من خودم به خاطر اسمش مدت‌ها سراغ این کتاب نرفته بودم ولی وقتی دستش گرفتم نمی‌توانم زمین بگذارمش.

هاینریش فون کلایست، محمود حدادی، نشر ماهی، ۱۸۴ صفحه، ۶۵۰۰ تومان
داستان ظلمی که در آلمان فرن هجدهم به یک آدم معمولی می‌رود و او می‌ایستد تا حقش را بگیرد و چون هیچ راه معقولی پیدا نمی‌کند، کم کم می‌شود یک شورشی تمام و کمال. کتاب عالی نوشته شده و کافکا و هرمان هسه هم تعریف‌های شدید و غلیظی ازش کرده‌اند.
اگر «رگتایم» نوشته ای. ال. دکتروف را هم خوانده‌اید بدانید که دکتروف خط اصلی داستانش را از این داستان گرفته و حتی اسم شخصیت اصلی داستانش (کلهاس واکر) هم از میشائیل کلهاس گرفته شده.

۱۲. همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها (۵ ستاره) رضا قاسمی، نشر نیلوفر، ۷۵۰۰ تومان قاعدتاً همه‌تان تا حالا این رمان را خوانده‌اید. ولی اگر مثل من هر بار به هر دلیلی نشده که سراغش بروید، پیشنهاد می‌کنم که این کار را بکنید. بالاخره بعد از مدت‌ها یک «رمان» به زبان فارسی خواندم. یک سری از منتقدان این کتاب را بهترین کتاب داستانی دهه ۸۰ هم دانسته‌اند که به نظرم انتخاب بی‌ربطی نیست.

۱۳. مکتب در فرایند تکامل (۵ ستاره)
حسین مدرسی طباطبایی، ترجمه هاشم ایزدپناه، انتشارات کویر، ۱۳۵۰۰ تومان
کتابی درباره تاریخ تکوین شیعه در سه قرن اول. کلی اطلاعات جالب از امامان شیعه دارد. اطلاعاتی متفاوت با روایت رسمی که در کتاب‌های درسی می‌خوانیم و بعد هم در خانواده‌ها و بیشتر جلسه‌های مذهبی و رادیو و تلویزیون می‌شنویم. آن هم اطلاعاتی که به نظر می‌رسد در درون خود علمای شیعه تا حد زیادی پدیزفته شده است و انگار حکومت ایران یکی از روایت‌های شیعه را دارد به عنوان تنها روایت معتبر به همه ما می‌قبولاند.

۱۴. اختناق ایران (۵ ستاره)
مورگان شوستر، حسن افشار، نشر ماهی، ۱۲ هزار تومان
کتابی که مورگان شوستر، مستشار آمریکایی در ایران در سال‌های بعد از مشروطه، درباره دوره حضورش در ایران نوشته. یکی از بهترین منابع درباره سال‌های مشروطه دوم (بعد از استبداد صغیر) و فهمیدن نقش مخرب در درجه اول روسیه و د درجه دوم انگلیس در شکست مشروطه. اصل انگلیسی کتاب.

۱۵. تومار شیخ شرزین (۵ ستاره) بهرام بیضایی، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان من کلاً کارهای بهرام بیضایی را دوست دارم، اما این یکی از بهترین نمایشنامه‌هایی بود که ازش خواندم.

۱۶. فلسفه علم (۵ ستاره)
سمیر اکاشا، هومن پناهنده، انتشارات فرهنگ معاصر، ۲۱۲ صفحه٬ ۴۵۰۰ تومان
این کتاب هم از همان مجموعه «مقدمه‌های بسیار کوتاه» انتشارات آکسفورد است که من «فلسفه سیاسی» و «سیاست»اش را ترجمه کرده‌ام. البته این را نه نشر ماهی، که فرهنگ معاصر منتشر کرده. من فکر می‌کنم هر کسی که دوره‌ای از زندگی‌اش با علم (در درجه اول فیزیک و بعد شیمی و ریاضی و همه علوم دیگر) سر و کار داشته و کمی، فقط کمی، علاقه هم به آن‌ها داشته (یعنی مثلاً هر کسی که مهندسی خوانده) از خواندن این کتاب لذت می‌برد. حتی فکر می‌کنم اگر صرفاً به استدلال و منطق هم علاقه داشته باشید این کتاب برایتان جذاب خواهد بود. از ترجمه روان و کم‌نقص آقای پناهنده هم هر چه بگویم کم گفته‌ام. آقای پناهنده فکر کنم یکی از دقیق‌ترین و ماهرترین ویراستاران ایران است و این ترجمه‌اش هم بدون اغراق یکی از بهترین و روان‌ترین ترجمه‌هایی بود که من اخیراً خوانده‌ام.

۱۷. محاکمه (۵ ستاره)
فرانتس کافکا، علی اصغر حداد، نشر ماهی، ۲۷۰ صفحه، ۱۱ هزار تومان
کلاسیک‌ها که نیاز به معرفی ندارند. یک داستان تکان‌دهنده. یک آدم عادی بی‌گناه که یک روز صبح دو نفر می‌آیند توی خانه‌اش و برای محاکمه می‌برندش و تا آخر هم نمی‌فهمد برای چی دارند محاکمه‌اش می‌کنند.

۱۸. از من نخواهید لبخند بزنم (۵ ستاره)
باربارا پارک، نازنین دیهیمی، نشر ماهی، ۶۵۰۰ تومان
اگر بچه طلاق یا زوج بچه‌دار طلاق‌گرفته اطرافتان دارید این کتاب را بهشان پیشنهاد کنید. به نظرم مسئله مواجه شدن یک کودک/نوجوان ۱۱ ساله با طلاق پدر و مادرش از زاویه دید کودک را خیلی خوب نشان داده. بقیه کتاب‌های مجموعه هم که درباره مواجه شدن یککودک همین سنی با ازدواج مجدد مادر، حسادت به برادر کوچک‌تر و مرگ برادر هستند خیلی خواندنی‌اند.

۱۹. ناپدیدشدگان (۵ ستاره)
آریل دورفمن، احمد گلشیری، نشر آفرینگان (ققنوس)، ۲۸۰۰ تومان
اسم اصلی کتاب بیوه‌ها است. این کتاب در یونان دوره سرهنگان می‌گذرد و درباره روستایی است که مردانش یکی یکی ناپدید می‌شوند و بعد جنازه‌شان در رودخانه پیدا می‌شود. کتاب از جایی شروع می‌شود که زنان روستا برخاسته‌اند و از مقام‌های نظامی روستا می‌خواهند که جواب بدهند. دورفمن در کتاب خاطراتش توضیح می‌دهد که برای این‌که این کتاب بتواند در شیلی چاپ شود مکان داستان را به یونان برده و قرار بوده کتاب با یک اسم مستغار منتشر شود و گونتر گراس بگوید این داستان را یک نویسنده ناشناس یونانی نوشته که در دوره سرهنگان کشته شده و بعد هم یک نویسنده معروف اسپانیایی‌زبان به اسپانیایی ترجمه‌اش کند و با این عنوان در شیلی منتشر شود. البته نهایتاً این پروژه اجرا نمی‌شود و کتاب بعد از چند سال با اسم خود دورفمن در شیلی چاپ می‌شود.

۲۰. چهره‌هایی از پدرم (۵ ستاره)
ثمین باغچه‌بان، نشر قطره، ۳۵۰۰ تومان کتابی که ثمین باغچه‌بان درباره پدرش جبار باغچه‌بان نوشته. فکر کنم همین دو تا اسم کافی باشند و من چیزی بیشتر برای ترغیب به خواندن این کتاب ندارم که بگویم. روایت این اراده عجیب و غریب جبار باغچه‌بان واقعاً خواندنی است.

۲۱. جدال با جهل؛ گفتگو با بهرام بیضایی (۵ ستاره) نوشابه امیری، نشر ثالث، ۶۰۰۰ تومان بهرام بیضایی یکی از روشنفکرترین ایرانی‌هایی است که می‌شناسم. روشنفکر در معنای واقعی کلمه. یعنی این‌که ذهن نقادی دارد. نوشابه امیری سوا‌ل‌های خوبی کرده و جواب‌های بیضایی هم واقعاً خواندنی هستند. کتاب کم‌حجمی است و تقریباً مطمئنم از خواندنش پشیمان نمی‌شوید.

۲۲. بیگانه (۵ ستاره) آلبر کامو، خشایار دیهیمی، نشر ماهی، ۵۵۰۰ تومان فکر می‌کنم این کتاب دیگر واقعاً نیاز به تعریف ندارد. فقط این را بگویم که خشایار دیهیمی عاشق کامو است و به دیوار دفترش هم یک پوستر از کامو زده. می‌دانم این ترجمه با عشق انجام شده. البته آقای دیهیمی به فرانسه مسلط نیست، اما می‌دانم که متن اصلی فرانسه و چند ترجمه انگلیسی مختلف از بیگانه را جلویش داشت و کتاب را ترجمه کرد. خلاصه که داستان عالی، ترجمه عالی، چاپ هم عالی.

***

۲۳. کنستانسیا (۴ و نیم ستاره)

کارلوس فوئنتس، عبدالله کوثری، نشر ماهی، ۴۵۰۰ تومان
اگر ادبیات آمریکای لاتین و آن فضاهای عجیبش را دوست دارید این یکی از بهترین نمونه‌هایش است که خیلی خوب هم ترجمه شده. فضایی شبیه آئورا دارد، ولی نه آن‌قدر جادویی.

۲۴. مدرک (۴ و نیم ستاره)
آگوتا کریستوف، اصغر نوری، نشر مروارید، ۸۵۰۰ تومان
قسمت دوم از سه‌گانه‌ای که «دفتر بزرگ» اولیش است. آن دو برادر حالا سی و چند ساله شده‌اند. این هم خیلی خواندنی است ولی نه به تاثیرگذاری اولی. قسمت سوم این سه‌گانه (دروغ سوم) هم از دیروز توزیع شده و من هنوز نخوانده‌امش.

۲۵. آینه‌های دردار (۴ و نیم ستاره)
هوشنگ گلشیری، نشر نیلوفر، ۳۵۰۰ تومان
نویسنده‌ای برای چند جلسه کتابخوان و سخنرانی از ایران به اروپا می‌رود و در آن‌جا به چند دوست از جمله یکی از عشق‌های دوران نوجوانی‌اش روبرو می‌شود.

۲۶. سوءظن
(۴ و نیم ستاره)
فریدریش دورنمات، محمود حسینی‌زاد، نشر ماهی، ۵۵۰۰ تومان
یک داستان پلیسی-جنایی دیگر که هیچ ربطی به ژانر پلیسی-جنایی ندارد و مثلا من که اگر داستان پلیسی دوست ندارم خیلی از خواندنش لذت بردم. پلیس اصلی داستان پیرمردی است به نام برلاخ. یک پیرمرد نسبتاً لج‌باز، مریضِ روبه‌موت و بسیار جذاب. بیشتر از این نمی‌توانم درباره داستان بنویسم، چون در خواندن داستان جنایی آدم هرچه کمتر اطلاعات داشته باشد بیشتر لذت می‌برد. داستان در سوئیس و در اولین سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم می‌گذرد و مایه سیاسی دارد.

۲۷. قاضی و جلادش (۴ و نیم ستاره)
فریدریش دورنمات، محمود حسینی‌زاد، نشر ماهی، ۵۵۰۰ تومان
همان چیزهایی که درباره سوءظن نوشتم.

۲۸. رویای آدم مضحک (۴ و نیم ستاره)
فیودور داستایفسکی، رضا رضایی، نشر ماهی، ۷۵۰۰ تومان
هفت داستان کوتاه خواندنی از داستایفسکی. با ترجمه‌ای خوب.

۲۹. زندگی‌نامه آیزایا برلین (۴ و نیم ستاره)
مایکل ایگناتیف، عبدالله کوثری، نشر ماهی، ۵۶۸ صفحه، ۱۱۵۰۰ تومان
ایگناتیف چندین سال هر روز با برلین مصاحبه می‌کرده تا این زندگینامه را بنویسد. با این‌که من علاقه خیلی ویژه‌ای به برلین ندارم ولی خواندن زندگینامه‌اش لذت‌بخش و آموزنده بود. بخصوص به جهت تنوع کارهایی که در زندگی کرده. از خبرنگاری و کار دانشگاهی بگیر تا فلسفه و کار برای سازمان‌های جاسوسی و ارتباط با سازمان‌های صهیونیستی. ضمنا چون چاپ اول کتاب مال پیش از گران شدن دلار است قیمت کتاب به نسبت حجمش واقعا ارزان است. قیمت این کتاب اگر همین الان تجدیدچاپ شود دست‌کم دو برابر خواهد بود.

۳۰. تیستوی سبزانگستی
(۴ و نیم ستاره)

موریس دروئون، للی گلستان، نشر ماهی، ۷۵۰۰ تومان
یک کتاب نوجوان ضدجنگ که من هم از خواندنش لذت بردم. کتاب را بار اول انتشارات کانون پرورش فکری در سال ۱۳۵۱ منتشر کرد ولی از چند سال پیش نشر ماهی تجدیدچاپش می‌کند.

ایرج امینی، نشر ماهی، ۱۵ هزار تومان
علی امینی از رده‌بالاترین رجال سیاسی پهلوی بوده. شاید هم‌تراز قوام و مصدق. از آن‌هایی که شاه همیشه ازشان می‌ترسیده که یک وقت جایش را بگیرند. پسر خانم فخرالدوله (همان کسی که رضا شاه گفته بود قاجار اگر یک مرد داشته باشد خانم فخرادوله است) و نوه امین‌الدوله صدراعظم. با این‌که کتاب را ایرج، پسر علی امینی، نوشته اما یک تحقیق تاریخی واقعی است. یعنی صرفاً نیامده خاطرات یا یادداشت‌های پدرش را کتاب کند. رفته اسناد و مدارک را گشته و با آدم‌های درگیر گفتگو کرده. البته در نهایت نمی‌توان نگاه در کل مثبت پسر به پدر را نادیده گرفت. کتاب نسبتاً مفصلی است، اما اگر به تاریخ معاصر علاقه دارید بسیار خواندنی است. فقط یک نکته و آن هم این‌که صرفاً با خواندن این کتاب نمی‌توانید تصویر دقیقی از دوره‌هایی که درباره‌اش صحبت می‌شود، بخصوص بعد کودتا که امینی دوره‌ای نخست‌وزیر شد، بدست بیاورید. یا شاید حتی باعث شود تصویر نادرستی از فضای سیاسی آن زمان در ذهنتان شکل بگیرد. چون هر چه باشد این کتاب با محوریت فعالیت‌های سیاسی علی امینی نوشته شده و طبیعتاً بعضی از بخش‌های مهم سیاست آن روزها در این کتاب غایب یا خیلی کم‌رنگ است. این هم از آن کتاب‌هایی است که اگر تجدیدچاپ شود کلی گران‌تر می‌شود.

۳۲. شب‌های روشن (۴ و نیم ستاره)
فیودور داستایفسکی، سروش حبیبی، نشر ماهی، ۴ هزار تومان
شب‌های روشن در اصل داستان کوتاه است. البته در مقیاس قرن نوزدهمی. وگرنه ده برابر داستان کوتاه‌های امروزی است، شاید هم بیشتر. کتاب ماجرای یک آدم خیالباف است که مدام در خیابان‌های سن‌پترزبورگ قدم می‌زند و یک شب یک دختر را می‌بیند و باقی ماجرا. این کتاب در سه سال اخیر ۹ بار تجدیدچاپ شده.
خیلی‌ها داستان «شب‌های روشن» را فیلم کرده‌اند. از جمله ویسکونتی، برسون و فرزاد موتمن. من فیلم موتمن را همان ۱۰ سال پیش که اکران شد دیدم و فکر می‌کنم یکی از بهترین فیلم‌های دهه هشتاد سینمای ایران است. 


۳۳. مکتب دیکتاتورها (۴ و نیم ستاره)
اینیاتسیو سیلونه، مهدی سحابی، نشر ماهی، ۷۰۰۰ تومان
به نقل از پشت جلد کتاب: "در آستانه جنگ جهانی دوم، یک جوجه‌دیکتاتور آمریکایی به اروپا آمده تا از تجارب طولانی اروپایی‌ها در زمینه دیکتاتوری درس بگیرد، به آمریکا برگردد و در آن‌جا هم یک نظام استبدادی برقرار کند. برای فراگیری شگردها و رموز دیکتاتوری به سراغ کسی می‌رود که عمری را در مبارزه با استبداد گذرانده است، چرا که منطق حکم می‌کند که «حقیقت از زبان دشمن شنیده شود». مکتب دیکتاتورها ... شرح این جلسات درس دیکتاتور آمریکایی است."
مکتب دیکتاتورها را اینیاتسیو سیلونه نوشته که مدتی نایب رئیس حزب کمونیست ایتالیا بوده و با قدرت گرفتن استالین در شوروی، از حزب استعفا داده و آمده بیرون. 


۳۴. همنام (۴ و نیم ستاره)
جومپا لاهیری، امیرمهدی حقیقت، نشر ماهی، ۱۱۰۰۰ تومان
یک پسر هندی که در ام‌آی‌تی درس می‌خواند می‌آید کلکته، یک زن آفتاب مهتاب ندیده می‌گیرد و برمی‌گردد بوستون. داستان در واقع ماجرای زندگی گوگول اولین بچه این دو جوان هندی است. گوگول در هند به دنیا نیامده ولی مادر و پدرش کاملاً هندی هستند. داستان تا سی سالگی گوگول می‌رود جلو. کلاً این خانم قلم روانی دارد و روابط بین مادر و پدر با بچه‌ها رد خانواده‌های نیمه‌سنتی را خیلی خوب تصویر می‌کند. همین طور وضع مهاجرها را.

۳۵. مترجم دردها (۴ و نیم ستاره)
جومپا لاهیری، امیرمهدی حقیقت، نشر ماهی، ۸۰۰۰ تومان
مترجم دردها اولین کتاب لاهیری است و جموعه‌ای از ۹ داستان کوتاه. من ۶ تایشان را خوانده‌ام و واقعاً لذت برده‌ام. مخصوصاً دو سه تاش خیلی تکان‌دهنده بودند. مثلاً اولین داستان مجموعه (موضوع موقت) یا خود داستان مترجم دردها. لاهیری برای مترجم دردها در سال ۲۰۰۰ جایزه پولیتزر گرفت.

۳۶. بالاخره این زندگی مال کیه؟ (۴ و نیم ستاره)
برایان کلارک، احمد کسایی‌پور، نشر کارنامه، ۱۴۰ صفحه، ۹۵۰۰ تومان
یک نمایشنامه. یک مجسمه‌ساز تصادف می‌کند و هم زن و بچه‌اش را از دست می‌دهد و هم از گردن به پایین فلج می‌شود. این آقا می‌خواهد بمیرد و چون خودش نمی‌تواند هیچ کاری بکند، دیگران باید بکشندش. کل این نمایشنامه کوتاه، بحث‌های این آقاست با دکترها و پرستارها و خدمه بیمارستان، و کار حتی به دادگاه و قاضی هم می‌کشد.
معرفی کامل‌تر

۳۷. خانواده پاسکوآل دوآرته (۴ و نیم ستاره)
کامیلو خوسه میلا، فرهاد غبرایی، نشر ماهی، ۱۹۳ صفحه (جیبی)، ۶ هزار تومان
ماجرای زندگی یک اسپانیایی روستایی. تکان‌دهنده و در خیلی جاها دردناک. فکر نکنید که در آن قالب آشنای روستایی زحمت‌کش و ارباب ظالم نوشته شده. اساساً فضای دیگری دارد. واقعا هم خوب نوشته شده. نویسنده‌اش سال ۱۹۸۹ نوبل گرفته.

۳۸.مردی که گورش گم شد (۴ و نیم ستاره)
حافظ خیاوی، نشر چشمه، ۹۶ صفحه، ۳۵۰۰ تومان
مجموعه‌ای از ۷ داستان کوتاه با حال و هواهای مختلف، که بیشترشان برای من دوست داشتنی و دل‌چسب بودند. مثل خیلی از داستان کوتاه‌های فارسی که خوانده‌ام بازی صرف با کلام نیستند. این مجموعه در سال ۸۶ یکی دو تا جایزه هم برده.

۳۹. و نیچه گریه کرد (۴ و نیم ستاره) اروین یالوم، مهشید میرمعزی، نشر نی، ۱۳۸۰۰ تومان کتابی که شخصیت‌های اصلی‌اش نیچه، دختری که نیچه عاشقش است، یک روانکاو معروف هم‌دوره او که پزشک معالج نیچه است، همسر روانکاو و فروید هستند. نمی‌دانم چقدرش واقعی است و چقدرش داستان. اما خیلی خوش‌خوان است و آدم را هم حسابی درگیر می‌کند.


۴۰. سهراب‌کشان (۴ و نیم ستاره) بهرام بیضایی، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان این هم خیلی خوب بود.

۴۱. در جستجوی فردی (۴ و نیم ستاره)
آریل دورفمان، عبدالله کوثری، انتشارات لوح فکر، ۵۰۰۰ تومان

۴۲. فاشیسم (۴ و نیم ستاره)
کوین پاسمور، علی معظمی، نشر ماهی، ۴۵۰۰ تومان
از مجموعه مختصر مفید. خواندنی است با ترجمه‌ای خوب.


***

۴۳. زندانی لاس‌لوماس (۴ ستاره)
کارلوس فوئنتس، عبدالله کوثری، نشر ماهی، ۵۵۰۰ تومان

۴۴. قول
(۴ ستاره)
فریدریش دورنمات، محمود حسینی‌زاد، نشر ماهی، ۵۵۰۰ تومان
یک داستان پلیسی-جنایی که شان پن براساسش فیلمی با بازی جک نیکلسون ساخته.

۴۵. قلب سگی (۴ ستاره)
میخاییل بولگاکوف، آبتین گلکار، ۵۵۰۰ تومان

این کتاب قبلا با عنوان دل سگ ترجمه شده بود و من آن ترجمه قدیمی را خوانده‌ام. 

۴۶. امامت و سیاست؛ تاریخ خفا (۴ ستاره)
ابن قتیبه دینوری٬ سید ناصر حسینی طباطبایی٬ انتشارات ققنوس٬ ۴۱۸ صفحه٬ ۸۵۰۰ تومان
تاریخ سه قرن اول اسلام که برای من تکه‌هایش درباره وقایع بلافاصله بعد از فوت پیامبر (و تلاش‌های حضرت علی برای بدست آوردن خلافت) و همین‌طور اتفاقاتی که در زمان تغییر خلفا می‌افتاد، خیلی جالب بود. نویسنده کتاب هم از مشهورترین علمای دوره عباسی (قرن سوم) بوده.

۴۷. در یک خانواده ایرانی (۴ ستاره)
محسن یلفانی، نشر نی، ۱۱۲ صفحه، ۱۶۰۰ تومن
نمایشنامه‌ای که چاپش در دولت احمدی‌نژاد واقعاً متعجبم کرد. ماجرای نمایشنامه این است که یک خانواده دارند آماده می‌شوند بروند سر خاک دخترشان که به وضوح زندانی سیاسی بوده و بعد از انقلاب اعدام شده. داستان عالی نبود، ولی کاملاً خوب بود و این فضای غیر قابل پیش‌بینی هم جذابیت کتاب را بیشتر می‌کرد.

۴۸. فلسفه قاره‌ای (۴ ستاره)
سایمون کریچلی، خشایار دیهیمی، نشر ماهی، ۲۰۰ صفحه٬ ۵۰۰۰ تومان
باز هم از مجموعه «مقدمه‌های بسیار کوتاه» انتشارات آکسفورد. درباره این‌که فلسفه قاره‌ای یعنی چه و چه چیز آن را از فلسفه تحلیلی متمایز می‌کند و اساساً آیا این تفکیک درست است و آیا مفید است. برای لذت بردن از کتاب باید فلسفه دوست داشته باشید و کلاً هم یک چیزهایی از فلسفه بدانید. نه زیاد٬ ولی بهتر است پرت پرت نباشید.

۴۹. تربیت احساسات (۴ ستاره)
گوستاو فلوبر، مهدی سحابی، نشر مرکز، ۲۲۵۰۰ تومان
یک رمان کلاسیک قرن نوزدهمی که بعضی جاها مثل بیشتر رمان‌های آن قرن کش‌دار است ولی در مجموع خواندنش لذت‌بخش بود.

***

۵۰. روند جنگ ایران و عراق
حسین علایی، نشر مرز و بوم، ۲۰ هزار تومان
من خودم این کتاب را هنوز نخوانده‌ام اما چون پیدا کردنش در بازار سخت است معرفی می‌کنم که اگر کسی خواست در نمایشگاه بخرد. حسین علایی همان سردار علایی است که شاید موضع‌گیری‌هایش در این سال‌ها را شنیده باشید. او در زمان جنگ یکی از پنج شش نفر اصلی نظامی ایران بوده و در همه این سال‌ها هم در دانشگاه‌های سپاه درس می‌داده. به نظر می‌رسد از مناسب‌ترین آدم‌ها برای نوشتن چنین کتابی است. به نظر می‌رسد برای کسی که می‌خواهد یک روایت نه چندان مفصل (در حد چند صد صفحه) از اول تا آخر جنگ بخواند کتاب خوبی است.

03 May 07:35

دعای کاغذی در آستانه نمایشگاه

by nikolaa
اینطوری نگاهم نکنید. دست خودم نیست خب! شاید یک جور مرض باشد اصلا. اینکه من خوره کتاب دارم را می گویم. البته در همین راستا یک مرض دیگر هم دارم و آن فراموش کردن اسم نویسندگان و مترجم هاست. یعنی فقط اسم کتاب هایی که خواندم را یادم می ماند. اما این اصلا باعث نمی شود که بیخیال کتاب خریدن و کتاب خواندن بشوم. انقدر کتاب دوست دارم که می توانم روزها بدون خوردن آب و غذا تنها با خواندن کتاب یا فوقش در موارد اضطراری با خوردن کتاب روزهایم را سپری کنم. حتی دلم می خواهد مثل سوسکی که زیر دمپایی له می شود مرگم به نوعی مرتبط با کتاب و مثلا بین دو تا کتاب غول آسا له شدن باشد. سنگ قبر های شکل کتاب هم که الی ماشاالله در بازار هست! آن دنیا را هم بعدا تکلیفش را با خدا مشخص می کنم. فقط می ماند یک چیز. در آستانه رفتنم به نمایشگاه کتاب و در حالی که دلم همه کتاب های توی نمایشگاه را می خواهد و قیمت کاغذ با قیمت کلیه گروه خونی ب منفی برابری می کند، در وضعیتی که من هی دانه دانه دانه اسم کتاب ها را از لیست خریدم خط می زنم و آخرش ده دوازده تا می ماند که خریدنشان واجب است، آن هم وقتی که قیمت این ده دوازده تا می شود سیصد و هفتاد و پنج هزار تومان و من فقط صد و بیست هزار تومان پول دارم برای نمایشگاه، آیا خدا انقدر مهربان هست که مثلا فردا صبح به وسیله یک کبوتر بی نام و نشان 5 تا تراول 50 تومانی برایم بفرستد و من هم قول بدهم دختر خیلی خوبی باشم...؟!
03 May 05:07

wanna a unicorn monster

by havijebanafsh
http://s5.picofile.com/file/8121895226/1512387_10202071210124260_3280262331085774875_n.jpg

03 May 05:00

یاس فلسفی در نمایشگاه کتاب!

by almatavakollll


دیروز وقتی ساعت سه بعدازظهر از شدت گشنگی در حال مردن بودم تصمیم گرفتم تن به خفت خوردن ساندویچ در نمایشگاه کتاب بدهم...یک همبرگر خریدم 7 هزار تومان ،تویش یک برش خیارشور و یک برش گوجه بود.یک لیتر دوغ هم رویش سر کشیدم تا مسموم نشوم...بعد عین احمق ها از روی چمن ها بلند شدم و دنبال سطل آشغال گشتم. از روی انواع کیسه ها و کاغذهای ساندویچ و بطی پریدم. هی سر چرخاندم و به زباله های پهن  بررروی چمن زل زدم و از خودم پرسیدم: نکند من دارم اشتباه زندگی می کنم؟ نکند؟

حجمشان انقدر زیاد بود که برای اثبات می خواستم عکس بگیرم اما تنبلی ام آمد.

یک جاهایی هست که همه ی ما بی فرهنگی بازی در می آوریم ،یکی اش چراغ قرمز،خود من هم بارها رد شده ام و شهروند بی فرهنگی بوده ام....دم مترو،یاد می گیری یک جاهایی هل بدهی وگرنه حق ات خورده می شود،نه توسط حکومت و دولت،توسط همشهری هایت!

دومین سوالم این بود: کسانی که کتاب می خوانند این زباله ها را جا گذاشته اند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بعد فکر کردم نکند من هم باید زباله ام را بگذارم روی زمین؟ نکند؟

 

نتیجه: جامعه ای هستیم بدتر از ح ک و م ت


02 May 07:33

۱۰۱۶. در باب نشانه‌نشناسی

by کدئین کدی
زندگی بی‌خود پیچیده است؛ هر رفتار، حرف یا نوشته‌ای آن‌قدر دلالت ضمنی دارد که دلالت اصلی‌اش فراموش می‌شود. اصلاً دیگر همه‌چیز فقط دلالت ضمنی دارد. دلالت ضمنی هم که صاحب ندارد، گتره‌ای است. هر چیزی می‌تواند به هرچیزی دلالت ضمنی داشته باشد. هر چیزی می‌تواند سمبل هر چیزی باشد؛ مثلاً یک زمانی بود که وقتی علامت ضربدر بالای برنامه‌ها را کلیک می‌کردی، معنی‌اش این بود که برنامه بسته شده است. ولی از یک جایی به بعد، برنامه‌ها هم فهمیدند که نشانه‌ها کشک‌اند و یاد گرفتند که سرمان کلاه بگذارند؛ حالا، وقتی ضربدر قرمز بالایشان را کلیک می‌کنی، به‌جای بسته‌شدن، می‌روند آن پایین، گوشهٔ سمت راست صفحه، لای باقی برنامه‌ها قایم می‌شوند
01 May 10:25

How Poor Are They That Have Not Patience

by حسین وی

البته که شما یادتان نمى‌آید. نمک، سنگ بود. برنجِ چلو را ساعتى با نمک‌سنگ مى‌خواباندیم تا کم‌کم شورى بگیرد. غذا را چند ساعتى روى شعله‌ى ملایم چراغ خوراک‌پزى مى‌نشاندیم تا جا بیفتد. یخ‌کرده و تکیده کنار علاءالدین و والور مى‌نشستیم تا جان‌مان آرام گرم شود. عکسِ یادگارىِ توى دوربین را هفته‌اى، ماهى به انتظار مى‌نشستیم تا فیلم به آخر برسد و ظاهر شود. آهنگِ تازه‌ى آوازه‌خوان را صبر مى‌کردیم تا از آب بگذرد و کاست شود و در پخشِ صوت بخواند. قلک داشتیم؛ با سکه‌ها حرف مى‌زدیم تا حسابِ اندوخته دست‌مان بیاید. حلیم را باید «حلیم» مى‌بودیم تا جمعه‌ى زمستانى فرا رسد و در کام نشیند. هر روز سر مى‌زدیم به پست‌خانه، به جست و جوىِ خط و خبرى عاشقانه، مگر که برسد. گوش مى‌خواباندیم به انتظارِ زنگِ تلفنِ محبوب: شبى، نیمه‌شبى، بامدادى، گاهى، بى‌گاهى؛ گاهى به انتظار، هفته‌اى، ماهى.

لکلّ شئ ساعه. هر اتفاق را وقتِ معلومى بود. «انتظار» معنا داشت. دقایق «سرشار» بود. هر چیز یک صبورى مى‌خواست تا پیش بیاید. زمانش برسد. جا بیفتد. قوام بیاید: غذا، خرید، تفریح، سفر، خاطره، دوستى، رابطه، عشق.

بله. شما که یادتان نمى‌آید. حتى خودم هم دیگر یادم نمى‌آید.
باید براى گذشته پیامکى بفرستیم.
.

* عنوان، جمله‌اى از شکسپیر است. البته گمانم مراد دیگرى از آن داشته باشد.

*  این، نوشته اى در ستایشِ نوستالژى نیست.

 

29 Apr 17:46

شما ها یادتون نمیاد، قدیما هر کی تو خونه ویدیو پلیر داشت، اینطوری میومدن سراغش

by ادمین

ارسالی از ابالفضل

 

dff شما ها یادتون نمیاد، قدیما هر کی تو خونه ویدیو پلیر داشت، اینطوری میومدن سراغش

 

 

 

محتوای مشابه

  1. عکس های جالب از سفر با دوستانم به کاخ اردشیر و شهر تاریخی بیشاپور
  2. منتخب عکس های جالب و خنده دار – ۷ بهمن
  3. عکس های منتخب امروز – ۸ اسفند
  4. منتخب زیباترین ها : عکس دختران ایرانی – ۱۳ اسفند – ۳۰ عکس
  5. گزارش تصویری: احمق‌ها خیال کردند اینجا اوکراین است !!
  6. عکس گرفتن یک مدل دختر با بی – ک ی ن ی در سرما با اعمال شاقه و بدبختی :)
  7. ۲۴ عکس از مسافرت با دوستانم به دریاچه نئور (آذربایجان)
  8. ویدئو ی یک دختر ورزشکار در حین تمرین
  9. سری دوم عکس های مسافرت نوروزی با دوستانم به استان کهگلویه
  10. عکس های استادانه : وقتی عکس ها از زوم می افتند …
  11. صحنه ای که از دست سانسورچی (شبکه ۳) مراسم قرعه کشی در رفت!
  12. گلچینی از بهترین عکس های جالب و خنده دار از سراسر جهان ۱۰ مهر
  13. گورستان تجهیزات نظامی +۲۶ عکس
  14. انیمیشن بسیار جالب: تقدیر نهایی یک ماهی
  15. زن آمریکایی قبل از زائیدن و بعد از زائیدن !
  16. آدرس جدید سایت امید بیست
  17. ماجرای مایلز اسکات و مقایسه آن با یک کودکان مسلمان
  18. EA برداشته تماشاچی های ایران رو با عبای عربی گذاشته توی بازی جام جهانی ٢٠١۴
خوشم آمدup شما ها یادتون نمیاد، قدیما هر کی تو خونه ویدیو پلیر داشت، اینطوری میومدن سراغش (۱۶)خوشم نیامدdown شما ها یادتون نمیاد، قدیما هر کی تو خونه ویدیو پلیر داشت، اینطوری میومدن سراغش (۱)

نوشته شما ها یادتون نمیاد، قدیما هر کی تو خونه ویدیو پلیر داشت، اینطوری میومدن سراغش اولین بار در محفل دوستان امید-omid20-115.biz  20 پدیدار شد.

29 Apr 17:44

هم‌راه، هم‌راز

by (زَرمان)

مثلاً... برای بچه‌ها زیاد ذوق نمی‌کنم ولی برای پیرها چرا. چی بشود دلم برود برای بچه‌ای! در عوض وقتی بنشیم پای صحبت و سکوت سالمندها، جدا می‌شوم از جهان.
دیگر اینکه می‌توانم به علاقه‌مندیهای طرفم علاقه‌مند نباشم ولی علاقه نشان بدهم و دوست‌داشتنیهای خودم را به میان نکشم. می‌توانم لال باشم دربارهٔ خودم تا آخر و او خیال کند که چه سلیقه‌هایمان به هم نزدیک است!
باشد! با هم برای بچهٔ توی مترو میمون شدیم اما بعدش که قطارها جدا شد، می‌روم بار خانم مُسنی را که تو اصلاً‌ ندیدیش، برایش می‌برم تا هرجا که بخواهد، تا ایستگاههایی بی‌ربط.

29 Apr 11:44

میترا در توئیتر می گه :

by ادمین
29 Apr 07:57

http://gilehmards.blogspot.com/2014/04/hours-ago-edited.html

by www.gilehmard.com
اجل معلق .....

چند وقت پیش یک پیرمرد هشتاد و شش ساله ى امريكايى 9 نفر را كشت و چهل و پنج نفر را هم زخم و زيلى كرد .
این پير مرد هشتاد و شش ساله ، هنگام رانندگى ناگهان كنترل اتومبيلش را از دست داد و با سرعتى بيش از هفتاد مايل در ساعت به ميان جمعيتى رفت كه در يكى از بازارهاى روز سرگرم خريد بودند .
در اين حادثه 9 تن جان خود را از دست دادند و چهل و پنج نفر هم راهى بيمارستان شدند .

من وقتى اين خبر را از راديو شنيدم ، به زنم گفتم : آخر اين لاكردارها چرا به اين پير و پاتال ها اجازه ميدهند در اين سن و سال پشت فرمان بنشينند واينطورى جان خلايق را بگيرند ؟؟
ميدانيد خانمم چه جوابى داد ؟
گفت : خب ، اگر اجازه ندهند اينها رانندگى بكنند چه كسى بايد كارهايشان را انجام بدهد ؟ چه كسى بايد براى شان نان و گوشت و سبزى و دوا و خرت و پرت هاى ديگر را بخرد ؟ چه كسى بايد خشك و ترشان بكند ؟ اينجا مگر ايران است كه بچه ها عصاى دست پدر ها و مادرهاى شان در پيرانه سرى شان ميشوند ؟؟ اينجا جايى است كه سال به سال ، نه پدر ها و مادر ها از بچه هاى شان خبر دارند و نه بچه ها از پدر ها و مادر هاي شان .اينجا امريكاست آقاى گيله مرد !!
ديدم واقعا راست ميگويد . ديروز دو تا از اين خانم هاى پير و پاتال آمده بودند توى فروشگاهم . يكى شان بقدرى چاق بود كه نيم ساعت طول كشيد تا توانست پياده بشود و خودش را به داخل مغازه برساند . چشم هايش هم خوب نمى ديد . يك پايش هم مى لنگيد . آن ديگرى هم نه خوب مى شنيد و نه خوب مى ديد .
آمدند توى فروشگاه و يكساعتى بالا و پايين رفتند و در اين فاصله دو تا شيشه ى مربا را شكستند و خريد مفصلى هم كردند و خواستند از مغازه بيرون بروند . من دست شان را گرفتم و با چه زحمتى توانستم به پاى اتومبيل برسانمشان .
ده بيست دقيقه اى هم طول كشيد كه آن بانوى چاق و چلاق توانست پشت فرمان جا بگيرد . وقتيكه موتور ماشين شان روشن شد من توى دلم گفتم خدا به خير كند انشا الله !!

نميدانم شما فيلم زيباى about schmidt با بازى جانانه ى جك نيكلسن را ديده ايد يا نه ؟؟ . اگر تا كنون اين فيلم را نديده ايد حتما برويد آن را ببينيد چرا كه در اين فيلم است كه مى توان به عمق " تنهايى و سرگشتگى " انسان امريكايى پى برد .

راستى ، هيچ ميدانيد اين امريكايى ها چرا اينقدر به سگ هاى شان علاقه دارند ؟؟
به گمان من ، اين سگ ها جاى خالى پدر ها و مادر ها و بچه هاى شان را در زندگى شان پر ميكنند .
شما چه نظرى داريد ؟
28 Apr 16:21

دورهمي‌ها

by زاناکس

28 Apr 16:21

از باهار تا بهار

by زاناکس

28 Apr 16:20

از تاثيرات محيط بر اخلاق مي گوييم

by زاناکس
همه تهراني ها اتوبان همت را مي شناسند. شخصا تا به اين لحظه از عمرم به اين اتوبان ارادت قلبي دارم. چرا؟ خيلي واضح نيست. اما ترافيكش را هم حتي دوست دارم. اتوبان همت غرب به شرق نرسيده به شيخ فضل اله خانه هايي دارد كه از روبرو مي شود آنها را با يك ماگ چاي گرم زير باد خنك ايستاد و نگاه كرد. خانه هايي كه قصه هاي زيادي دارند. همان جا، همان روبرو يك ساختمان سفيد گرد بلندي هست با نوشته هاي قرمز. آخرين طبقه مكان فوق، سالني دارد با صندلي هايي با تكيه گاه بلند و راحت كه چرخهايش به اشاره اي مي چرخند و روكش آنها قرمز تيره ِ مات است. نماي روبرو زمين تا سقف شيشه است. مي تواني بايستي ساعتها درخت هاي تازه ارديبهشت را ديد بزني، باران را ببيني و براي خودت بين راهروي صندلي ها راه بري و سوت بزني.
صبح پشت اولين صندلي رديف آخر پشت به اتوبان نشستم. رديف هاي جلو همه خالي. بعداز سرو سامان دادن حاضرين، خودم را بردم سر جاي خودم نشاندم. توي آب جوشم چاي انداختم. كيكم را با حوصله باز كردم تا زحمت هاي شركت كيك سازي را در حين بسته بندي ارج نهم. حين كار خودم را با صندلي چرخاندم به راست و همت را ديدم. همتي كه در آن جواني ام را برده بودم از شرق به غرب. ميز به قدري سعه‌ي صدر داشت كه حتي كيف پول زرشكي ام  را هم درآوردم گذاشتم روي ميز. با حوصله نامه هام را خواندم و ايميل هام رو زدم و حتي آخر ايميل ها مهربون بودم و نوشتم ارادتمند- فلاني. 
28 Apr 13:09

دنبالش کردم و خوردم زمین

by مرضیه رسولی
دونفر جلوی من وایساده بودن که از عابربانک پول بگیرن و منم داشتم با خودم حساب می‌کردم برای خریدن گوجه و خیار و کاهو و سیب زمینی و پیاز و بادمجون و پرتقال چقدر پول لازم دارم. تصمیم گرفتم بیست تومن از سی‌وشیش تومنی که تو حسابم بودو بردارم. شونزده تومن باقیمانده رو هم باید جوری خرج کنم که تا هفته‌ی بعد که پول دستم میاد به چه‌کنم چه‌کنم نیفتم. (اسم این وضعیت اگه چه‌کنم چه‌کنم نیست چیه؟) اتفاقن اصلن سختم نمی‌شه، یه کارت مترو دارم که فعلن اعتبار خوبی داره و با همونم می‌تونم سوار اتوبوس بشم و این هفته بیرون چیز نمی‌خورم و غذا از خونه می‌برم. شونزده تومنو می‌ذارم برای خرید نون صبح و شیر و تخم مرغ و چیزای ضروری مثل ژلوفن. الانم که دارم میرم تره‌بار خرید کنم و سیب زمینی‌ای که تو مغازه می‌دن چارهزارتومن، اونجا بخرم دو و هفتصد. با کمتر از اینم خودمو رسوندم به خشکی، زمانی که بلیت اتوبوس بیست تومن بود با خرج کردن روزی دویست تومن نزدیک یه ماه دووم آوردم.


نفر اول پول گرفت رفت و نفر دوم خیلی لفتش داد و این کارتو درآورد و اون کارتو کرد تو دستگاه و هی نچ‌نچ کرد و بدون اینکه پولی بگیره اومد کنار. من بدون معطلی بیست تومنو گرفتم. ازم پرسید رسید می‌خوای؟ گفتم نه. لبه‌ی مانتومو دادم بالا و یه ده تومنی و دوتا پنج تومنی نو رو تا کردم گذاشتم تو جیب شلوارم. با خودم کیف برنداشته بودم که بار اضافی نباشه و بتونم کیسه‌های خریدو راحت‌تر تا خونه بیارم. از خیابون رد شدم که برم اون‌طرف سوار ماشین شم. وایسادم منتظر ماشین که دیدم همون‌جایی که ازش رد شده‌م، سه تا مرد؛ یه موتوری و دوتا پیاده دارن از رو زمین پول جمع می‌کنن. دست موتوریه یه ده تومنی بود و یکی دیگه‌شون داشت سعی می‌کرد خودشو به دوتا اسکناس پنج هزار تومنی که تو باد اینور اونور می‌رفتن برسونه. تا صحنه رو دیدم دودستی بر سرکوفتم و با سرعت هرچه تمام‌تر راه اومده رو برگشتم و خودمو به واقعه رسوندم و گفتم آقا اینا پول منه از جیبم افتاده. موتوریه مرد میانسالی بود با موهای جوگندمی‌ و ته ریش و دندونای خیلی بزرگ که نکرده بود از موتور پیاده شه، دوتا پیاده‌ها هم لباس کار یه‌سره‌ی سرمه‌ای پوشیده بودن، می‌خورد برقکار باشن. اونی که پنج هزار تومنیا رو از گزند باد نجات داده بود گفت این آقا می‌گه پول مال اونه. مطمئن بود که داره با یه دزد حرف می‌زنه. گفتم  نه مال منه، همین الان از عابربانک گرفتم. موتوریه گفت مال من بوده خانوم، از کیفم افتاده، شما از کجا سر و کله‌ت پیدا شد؟ گفتم من همین الان رد شدم از خیابون، پولو گذاشتم تو جیب شلوارم ولی مثل‌اینکه افتاده. مطمئن بودم که دارم با یه دزد حرف می‌زنم. گفت اشتباه می‌کنی، اینا دوتا هم شاهد. منم که بی‌شاهدترین آدم روی زمین، هیچ‌کس نبود دستشو بگیرم بیارم برام شهادت بده که رفتنمو به عابربانک دیده، افتادن پولا رو دیده، رد شدنم از خیابونو دیده. برقکار دومیه گفت رسید عابربانکو داری؟ جیبای شلوارمو گشتم و یادم افتاد که رسید نگرفتم. حالم داشت بد می‌شد. نازک شده بودم. اگه وقت دیگه‌ای بود شاید با این ماجرا تفریح می‌کردم ولی حالا واقعه به خشک‌ترین شکل ممکن سررسیده بود و منم حال شوخی باهاش نداشتم. گفتم نه. گفت مگه نمی‌گی همین الان از عابربانک گرفتی؟ عابربانک رسید می‌ده دیگه. گفتم رسید نگرفتم. کاش به جای جواب پس دادن می‌تونستم با زانو بزنم به تخماش. وایساده بود اونجا و ادای هیات منصفه درمیاورد و خدا شده بود و به خاطر چندرغاز دادگاه خیابونی تشکیل داده بود.


خودمم نمی‌فهمیدم چرا احساس تحقیر می‌کردم. چون پای پول وسط بود؟ اگه عینکمو می‌نداختم زمین و یکی عین کفتار میومد بالاسرش وامیستاد و می‌گفت مال منه و منم می‌گفتم چی‌چی رو مال توئه، این یادگاری مادربزرگ خدابیامرزمه حقارت‌بار نبود؟ موتوریه حرفی رو زد که همه پفیوزای عالم این وقتا به کار می‌برن. گفت بحث پولش نیست. همه‌ی بحثا سر پوله، بحث پولش نیست؟ گفت من پولم افتاده زمین تا دولا شم و بردارم بدو بدو از اونور خیابون اومدی اینور صاحبش شدی. به خودم گفتم ولش کن. می‌رم ده تومن از عابربانک درمیارم و با همون خرید می‌کنم. موبایلم زنگ زد. راحله بود. گفت دوتا هم لیمو بگیر. گفتم باشه. قطع که کردم دیدم برام اسمس اومده. خداوندا. اسمس از بانک پاسارگاد که می‌گفت بیست تومن از حسابم برداشتم. گفتم آقا ایناها، این اسمسش. تقریبن داد زدم، جوری که آب دهنم پرید بیرون. برقکارا موبایلو گرفته بودن داشتن اسمسو می‌خوندن که موتوری گازشو گرفت رفت. خوب بود اینا هم با موبایل من دنبالش می‌دوئیدن و سه نفری ترک موتور صحنه رو ترک می‌کردن و می‌فهمیدم این یه صحنه‌سازیه برای دزدیدن نوکیای یازده دوصفر ارزشمندم. جای اینکه خوشحال شم عصبانی شدم. برقکاره که تا اون لحظه مطمئن بود من دزدم، چشاش گرد شده بود، دستشو مشت کرد به حالت میکروفون چسبوند به لبش و گفت عجب حرومزاده‌ای بود. گفتم فقط اون نبود، شما هم هستی. دوتا پنج تومنی رو از دستش کشیدم بیرون. ده تومنی سوار موتور ازم دور شد و همه‌ی انرژیمو با خودش برد. برقکارا زل زده بودن بهم و تا وقتی سوار شدم وایساده بودن نگاه می‌کردن. مطمئن بودم وقتی از خرید برگردم مجسمه‌شون رو به همون حالت می‌بینم. مصداق برعکس شعر فروغ بودم. فاتح نشده بودم و از به اثبات رسوندن خود احساس شکست می‌کردم.



سر راه از جلوی مغازه‌های کاموافروشی رد شدم. دوتا میل بافتنی چوبی رو تماشا کردم و وسوسه شدم بخرم. وقت بی‌پولی همه‌ی خریدنیا ازت دلبری می‌کنن. اگه پول تو جیبم بود محال بود دودل بشم، می‌گفتم الان که نمی‌خوام چیزی ببافم، زمستون می‌یام می‌خرم، ولی در اون لحظه داشتم حسرت می‌کشیدم. 

28 Apr 12:59

http://sisteric.com/707/

by sisteric

تپیدن مدام و بی‌وقفه‌ی قلب چیزی شبیه معجزه‌س. دیشب از این معجزه بلند بلند خندیدم.

The post appeared first on Sisteric & Mr.67.

28 Apr 06:55

تغییر فصل

by noreply@blogger.com (علی بزرگیان)
در نامه‌ای که دارم برایش می‌نویسم، در بند آخرش می‌خواهم به این اشاره کنم که قبول است. به این رضایت می‌دهم که بهترین جای پشت‌بام از آن او باشد. سمتِ دیوار خرپشته بخوابد. که وقتی صبح آفتاب می‌زند، توی سایه باشد و خوابش نپرد.
28 Apr 05:45

I remember this one night that begin like this

by ali karbasi

هر روزی که می‌گذرد انگار یادگاری بوده از روزهای قبل‌ترش. امروز یک روز از اتفاقی که دیروز افتاد گذشت، یک هفته، یک ماه و یک سال. همین طور یادواره‌های مختلف می‌گذرند، روزگرد، هفته‌گرد، ماه‌گرد و سال‌گرد. چند روز دیگر می‌شود یک سال که از آن ماجرا ولی به غیر از آن می‌شود دو سال از آن یکی ماجرا. همین طور گذشته تلنبار می‌شود، همین‌طور جای زندگی برای امروز تنگ‌تر می‌شود.
28 Apr 05:44

?what do we want

by 1neveshteh

شب‌ها قبل از خواب، قبل از خواب که نه، آن زمان محدود و طلایی مابین خواب و بیداری که نمی‌دانی خوابی یا بیدار، با ته مانده هوشیاری‌ام از خودم می‌پرسم چه چیزی من را راضی می‌کند؟ 

چرا می‌پرسم؟ چون راضی نیستم. خوشحال نیستم. شور و شوق ندارم. مثل یک تکه سیب گاز زده که توی اتاق افتاده باشد و مانده باشد و گندیده باشد و پیدایش نکنی اما بوی گندیدگی‌اش تمام اتاق را پر کند... انگار یک تکه، خاطره‌ای، آرزویی، حسرتی، دروغی، عشقی، چیزی... یک جایی توی وجودم افتاده و گندیده و روز‌ها حالم را می‌گیرد و پیداش نمی‌کنم. 

جواب می‌آید که «رفتن». بله. رفتن حالم را خوب می‌کند. رفتن راضی‌ام می‌کند. می‌پرسم: از کجا به کجا؟ جوابی نمی‌آید. خوابم می‌برد. خواب پنجره‌های اتوبوس را می‌بینم و گاردریل‌ها و علف‌ها و درخت‌ها و کوه‌های کنار جاده را...


+ تیتر تبلیغ جدید مای‌بیبی توی ماهواره است. یک بچه کره‌خر نیم وجبی ایستاده، توی بلندگو داد میزند وات دو وی وانت؟ باقی کره‌خرها یک صدا ویژگی‌های یک پوشک خوب را فریاد می‌زنند. بدون اینکه بدانند بیست و چند سال دیگر جانشان به لبشان می‌رسد تا پاسخ این وات دو وی وانت را بدانند و عمرا بتوانند یک صدا یک چیز را فریاد بزنند.

27 Apr 10:58

Old Files

Wow, ANIMORPHS-NOVEL.RTF? Just gonna, uh, go through and delete that from all my archives real quick.
27 Apr 08:23

روش شناختن افراد در ده دقیقه

by nikolaa

*** (روز پایان ثبت نام بن کتاب برای نمایشگاه)

من: بچه ها بن ثبت نام کردین؟

دوستام: نه من کلی کتاب نخونده دارم بازم بخرم اسراف میشه!/ نه بابا کی حال داره کتاب بخونه؟/ من جزوه نمی خونم حالا پاشم برم کتاب بخرم؟ / تو ده ساله با من دوستی نمی دونی من از کتاب متنفرم؟ / و...

*** ( روزی که فهمیدم مهلت ثبت نام برای بن کتاب تمدید شده)

من: بچه ها اگه خودتون بن نمیخواید ثبت نام کنید من ازتون می خرم.کتاب زیاد می خوام.

دوستام: ببخش عزیزم من یه لیست نوشتم میخوام کتابخونمو کامل کنم/ من دارم سبک زندگیمو عوض می کنم می خوام روزی دو ساعت مطالعه کنم از این به بعد / از این به بعد به جای جزوه می خوام کتاب بخوانم / تو ده ساله با من دوستی نمی دونی من از بچگی آرزو داشتم سال ۹۳ کنکور ارشد بدم؟ می خوام منابع ارشد بخرم/ و...

+باور کنید اگه مسئولین کشور می دونستن من همچین تاثیری می تونم توی میزان مطالعه مردم داشته باشم به جای این همه بیلبورد و بروشور و پیام بازرگانی و انیمیشن، خیلی راحت یه قرارداد با من برای تحقق اهدافشون می بستن!

27 Apr 07:27

موش کوچولوی من

by پروانه


چیله ساعت مادرشو تو اسباب بازی هاش گم کرده حالا هرچی مامانش میگه ساعت منو چه کار کردی میگه:

گذاشتم کنار، بزرگ شدی بهت بدم

27 Apr 07:26

مثلِ وقتی که دارو مستقیماً واردِ رگ می‌شود

by کاوه لاجوردی

چه چیزی در صحنه‌آراییِ کابوس هست که این‌قدر تأثیرگذارش می‌کند؟ (یا شاید تا رؤیایی به‌شدت تأثیرگذار نباشد کابوس تلقی‌اش نمی‌کنیم؟) آیا این است که چیزهایی که "می‌بینیم" بی‌واسطه‌ی پوست و چشم و گوش واردِ‌ مغزمان شده؟


26 Apr 17:52

نامه ای کوتاه به قدیمی ها

by زاناکس

اینجا ایران است. تهران را دارد باد می برد.

26 Apr 12:56

دیدار دوباره مایکل تهران،اما مرده!

by سفرنویس

دیدار دوباره مایکل تهران،اما مرده!
26 Apr 12:56

(بدون عنوان)

by (زَرمان)
26 Apr 11:47

عزاداری پنگون برای فرزند بی جانش – ویدئوی بسیار غم انگیز

by omid20

عزاداری پنگون برای فرزند بی جانش

اشک آدمو در میاره icon sad عزاداری پنگون برای فرزند بی جانش   ویدئوی بسیار غم انگیز

4 25 2014 7 41 02 PM عزاداری پنگون برای فرزند بی جانش   ویدئوی بسیار غم انگیز

 

دانلود ویدئو با لینک غیرمستقیم

محتوای مشابه

  1. ویدئوی آکروبات بازی های مختلف – افرادی که به آدرنالین و ترس معتادند
  2. ویدئوی عجیب از تغییر چهره…مگه میییشششهه!
  3. ویدئوی علمی به دنیا آمدن نوزاد از واژن
  4. ویدئوی توضیح درباره ی نحوه ی توضیع ناعادلانه ثروت در آمریکا!
  5. انیمیشن بسیار جالب: تقدیر نهایی یک ماهی
  6. ویدئو ی یک دختر ورزشکار در حین تمرین
  7. عکس گرفتن یک مدل دختر با بی – ک ی ن ی در سرما با اعمال شاقه و بدبختی :)
  8. تصویری شگفت انگیز و بسیار جالب و حتی ترسناک از دامنه‌ای از ارواح سنگی‌ در کوه‌های البرز ، شمال تهران
  9. ویدئوی غذا دادن مار پایتون با خوک آفزیقایی
  10. ویدئوکلیپ جالب از کرم ریختن ها در قطار
  11. Bubble حتما این کلیپ را دانلود کنید :)
  12. درگیری خیلی جالب یک گربه با پرینتر :)
  13. باور کنید من فقط به موزیکش گوش دادم خخخ
  14. ماتریکس برروی ویندوز XP اجرا می شود – کلیپ مسخره کردن فیم ماتریکس
  15. تیراندازی ماهرانه یک دختر ۱۳ ساله!
  16. فوت ۳ جوان به دلیل برق گرفتگی هنگام جابجایی علم عزاداری
  17. همه چیز درباره ی HIV AIDS
  18. کلیپ عاشقانه : من باد میشم میرم تو موهات
  19. لقاح – حماسه سفر اسپرم
  20. ویدئو کلیپ جالب از غذا خوردن سگ ها مثل آدم ها !
  21. آموزش باز کردن سوتین دوست دختر با یک دست!
  22. منتخب زیباترین ها : عکس دختران ایرانی – ۱۳ اسفند – ۳۰ عکس
  23. ماشینی سگ جون برای درگیری قاچاقچیان ایرانی با پلیس مرزی
  24. ویدئو کلیپ: زن طرف و دخترخاله ی زنش انگار خانوادگی کرم دارن :))
  25. شبکه نیم – باورم نمیشه
خوشم آمدup عزاداری پنگون برای فرزند بی جانش   ویدئوی بسیار غم انگیز(۲)خوشم نیامدdown عزاداری پنگون برای فرزند بی جانش   ویدئوی بسیار غم انگیز(۰)

نوشته عزاداری پنگون برای فرزند بی جانش – ویدئوی بسیار غم انگیز اولین بار در محفل دوستان امید-omid20-115.biz  20 پدیدار شد.

26 Apr 08:12

حدس بزن چه كسي براي شام مي آيد

by giso shirazi
مادرك به گربه پشت شيشه: ظهر تشريف بياريد، ماهي پلو داريم
26 Apr 05:56

وقتي مامان ها، شاد نباشند، هيچ بچه اي واقعا شاد نيست.

by neveshte-jat

چند وقتي بود كه دلم مي خواست يك كاري براي ِ سيل ِ عظيم ِ مامان هاي ِ غمگين ِ توي ِ پارك ِ بازي ِ نزديك ِ خانه مان بكنم. بعد فكر كردم پس مامان هاي ِ بقيه ِ پارك ها چه مي شوند؟ اينطوري شد كه ديدم تنهايي از پس اش بر نمي آيم اما يك ايده دارم. مي توانيم كمپ «مامان هاي در هر شرايطي خوش حال» راه بيندازيم.
به يك سري مامان ِ علاقمند به شادي بچه ها نيازمندم! لطفا در اسرع وقت من را در جريان ايده هاي پيشنهادي و توانمندي هايتان قرار دهيد.

25 Apr 15:44

میزبانی «دن کامیلو »و سه نمایش جدید دیگر از تماشاگران

برنامه تالارهای نمایشی مجموعه تئاتر شهر در حالی اعلام شد که چهار اثر نمایشی جدید از این هفته میزبان تماشاگران خواهند بود. به گزارش روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، در تالار اصلی نمایش « دن کامیلو» نوشته و کار کوروش نریمانی از یکشنبه 7 اردیبهشت ساعت 20 و مدت زمان 90 دقیقه میزبان تماشاگران خواهد بود، سیامک صفری، مهران احمدی، الیکا عبدالرزاقی، مهدی بجستانی، هوتن شکیبا، بهرام افشاری و فریده سپاه منصور بازیگران این اثر نمایشی هستند. در تالار چهار سو نمایش « طوروپ طرب» نوشته خیرالله تقیانی پور ، کارگردانی جواد نوری و خیرالله تقیانی پور و بازی علی سلیمانی، پونه عبدالکریم زاده، جواد پورزند، علیرضا ناصحی، وحید نفر، علیرضا مهران، مصطفی ساسانی، حسین شفیعی، محمد هادی عطایی، حجت کبریایی، مجید یوسفی ساعت 19:30 به مدت زمان 80 دقیقه و قیمت بلیت 15 هزار تومان به صحنه می رود. « قصه ظهر جمعه » عنوان نمایش جدید دیگری نوشته و کار سید محمد مساوات است که با پایان گرفتن نمایش « خرمگس » به کارگردانی علی عابدی از نهم اردیبهشت ماه در تالار قشقایی ساعت 19:30 ، مدت زمان 70 دقیقه و قیمت بلیت 12 هزار تومان پذیرای علاقه مندان تئاتر است. ( به ترتیب حروف الفبا) سیامک اخوان، سوگل سادات خلیق، نیکان سادات راست قلم، مهرنوش ستاری، تینو صالحی، محمد علی محمدی، حسنا فلاح، یسنا فلاح، فروغ قجابگلی، مسیح کاظمی، اسماعیل گرجی، سید علی مساوات، امیر هوشمند بازیگران این اثر نمایشی هستند. در کارگاه نمایش هم بعد از پایان اجرای نمایش « رضا » ، نمایش « پوتین ها» نوشته وکار کاوه مهدوی و بازی معصومه شیخ‌زاده، علیرضا مهران، نرگس امینی، فرامرز قلیچ‌خانی، حمید شیرزاده و حسین شفیعی از یکشنبه 7 اردیبهشت ماه ساعت 17 به مدت زمان 60 دقیقه و قیمت بلیت 10 هزار تومان به صحنه می رود. نمایش « آنتراکت بی آنتراکت » نوشته ژان میشل ریپ و کارگردانی پریسا مقتدی هم ساعت 20 ، با مدت زمان 80 دقیقه و قیمت بلیت 12 هزار تومان در تالار سایه با بازی آشا محرابی، سینا رازانی، امیر حسین رستمی، بهرام سروری‌نژاد میزبان علاقه مندان تئاتر خواهد بود.
23 Apr 12:50

25 Creative Packaging Designs That Practically Sell Themselves

by Lina

We often consider the products we use and their packaging to be two separate things – the product is the thing we want, and its packaging is a piece of trash to be thrown away. These 30 ingenious packaging designs, however, prove that a well-designed package can complement or even enhance the product it was designed to carry.

Good design isn’t just about the product – it’s about good packaging as well. The honey pots are an excellent example of packaging design. The hexagon shape is perfect for representing what’s inside the jar, and it can be stacked to form a honeycomb pattern. And the hexagonal cap doubles as a honey dipper as well. A jar like that complements its product and makes it more of a pleasure to use (as if using honey could get any better).

Some of the other packaging, while not exactly useful, is still helpful and stylish. The Note headphones’ packaging serves to give them a strong association to music, while the tea hangers or Kiss juice boxes make their products just a bit more fun to use. It doesn’t always have to be about function.

1. Gnome Bread Packaging

Designed by Lo Siento Studio

2. Note Headphones

creative-packaging-61-1

creative-packaging-61-2

(Designer: Corinne Pant)

3. Beehive Honey Squares

Designed by Lacy Kuhn

4. NYC Spaghetti

creative-packaging-62

Designer: Alex Creamer

5. Ford Ranger Extreme: Matchbox

creative-packaging-63

Advertising Agency: JWT, Kuala Lumpur, Malaysia

6. Creative Japanese Pastry Packaging

Designer unknown

7. Tea Hangers

Designed by Soon Mo Kang

8. Origami Beer

Designed by Clara Lindsten

9. “City Harvest” Grocery Bag

Designed by Andy Winner and One Show Merit

10. Honey Made by Bees

creative-packaging-4-1-1

Designed by Maksi Marbuzov

11. Kokeshi Matchsticks

Designed by kokeshi-m.com

12. Kiss – Fruit and vegetable puree

Designed by Alexandra Istratova

13. Whitebites dog snacks

creative-packaging-4-34

Designer: Cecilia Uhr

14. Moustache Paintbrushes

Designed by Simon Laliberté

15. Zen Perfume

Designed by Igor Mitin

16. Fishing Boat Water Bottle

Designed by Designers Anonymous

17. Juicy Juice Boxes

Designed by Preston Grubbs

18. Mini Oliva Olive Oil

Source: packaginguqam.blogspot.com

19. Blood of Grapes Wine Bottle

Designed by Constantin Bolimond

20. Green Berry Tea

Designed by Natalia Ponomareva

21. Fruit Juice Packaging

Designed by Naoto Fukasawa

22. Coffin-Shaped Cigarette Case

creative-packaging-65

Designed by: Reynolds and Reyner

23. Pink Glasses Wine Bottles

Designed by Luksemburk

24. Butter! Better!

Designed by Yeongkeun

25. Smirnoff Caipiroska

Designer by JWT

25 Creative Packaging Designs That Practically Sell Themselves originally appeared on Bored Panda on April 21, 2014.