یه افزونهای نصب کردم که موقع کار نمیذاره بیام اینجا بنویسم و الا خیلی زودتر از اینها باید میگفتم که وقتی یه کمی از یه چیزی خراب میشه چقد اشتیاق دارم که کلاش رو ویران کنم و از بین ببرم. تلاش برای بدتر کردن اوضاعی که بد شده. تلاش برای غرق کردن سری که آب ازش گذشته. یه حسی که میگه الان که خسارتی وارد شده، نابودش کن* که دوباره بسازیش. و قاعدتن این حس فقط تا انتهای ویرانی باهاته و هیچ وقت سر قولهای دوباره ساختن و آباد کردن نمیمونه. میذاره میره. تو میمونی و یه دنیا خرابه.
* گفته بودم سر ده سالگی به خاطر این که با توپ زدم چراغ مدرسه رو شکستم میخواستم کل مدرسه رو آتیش بزنم؟
The post We stand, We rise appeared first on Sisteric & Mr.67.




(۱۰۰)خوشم نیامد
(۳)



