Shared posts

12 Jul 07:02

فدیشه!

by nemikharim
میدونم که خونه تکونی ها تموم شد و دیگه هم تا سال دیگه خبری از شستن خیلی از جاهای خونه نیست ولی این محصول رو معرفی میکنم.. باشد که مقبول افتد!


پاک کننده ی چند منظوره سطوح و لوازم آشپزخانه فدیشه..


محصولیکه مشاهده میکنین نصف خونه ما رو شست! یعنی شستا!

بسیار ساده و تمیز کار میکنه و بوی بدی هم نمیده.. قدرتش رو روی سطحی ثابت کرد که جوهر نمک نتونسته بود سفیدش کنه.. در واقع فکر میکردیم اون کثیفی جزئی از رنگ اون سطحه ولی فدیشه ثابت کرد که نه از این خبرا نیست..

قیمتش هم مناسبه.. 4300 تومن.

قدرت این محصول باعث شد برای سرامیک های کف و سرویس ها پاک کننده چند منظوره فدیشه استفاده کنیم.. از اونم راضی بودیم.. برخلاف خیلی از پاک کننده های چند منظوره دیگه شیشه ها رو هم خوب تمیز میکرد!


چون از دستکش استفاده شد نمیدونم تاثیرش روی پوست چیه ولی به ریسکش نمیارزه چون این شوینده ها معمولا پوست رو بر باد میدن!


کلا به لطف فدیشه خونه تکونی امسال ما در کمتر از 3 روز انجام شد.. دمشون هم گرم..


بخرین ما هم میخریم..

08 Jun 02:53

۲۳. اسپند. ۹۲

by noreply@blogger.com (Roshan Vesali)

'خورشید منی در دل کوه های بلند
در دلهره ی کوه بلند گرم بخند'

بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدام است، غم کجاست؛
تو آسمان آبی آرام و روشنی
من چون کبوتری که پرم در هوای تو
خورشید آرزوی منی
بیش تر بخند...
گرم تر بتاب...

25 May 10:07

ماجراجویی‌های مرگ‌بار در کویر لوت

by Amir

مین‌گذاری در «کویر لوت»  باز هم حادثه آفرید؛ حادثه‌ای دلخراش که منجر به فوت یک طبیعت‌گرد ایرانی شد.

دوم فروردین ۹۳، «حمید هاشمی» از کوهنوردان با سابقه که ۳۲ سال داشت، به همراه دوستان خود به یک سفر تفریحی به «کویر شهداد» در استان کرمان رفته‌ بود که پس از برخورد خودرویش با مین در ۷۵ کیلومتری شهداد، کشته شد. در این حادثه، «محمدرضا آقاياري» از ناحیه کبد و ریه به شدت آسیب دیده و در اغما است. «محسن ضيا» و «حسام صالحي» نیز مجروح شدند.

کم‌تر از سه ماه پیش هم در ۱۱ دی ماه ۹۲، خودروی «امیر طالبی گل» از فعالان محیط زیست خراسان جنوبی، در حادثه‌ای مشابه، بر اثر برخورد با یک مین دچار انفجار شد و جان خود را از دست داد.

طبیعت‌گردان تنها قربانیان این مین‌ها نیستند، تاکنون چندین مامور نیروی انتظامی نیز در این منطقه دچار حوادث مشابهی شده‌‌اند.

جذاب ولی نا امن

کویر لوت یا دشت لوت، محدوده‌ای است بین استان‌های خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان و کرمان که میان دو گسل «نهبندان» در شرق و «نای‌بند» در غرب واقع شده و حدود یک دهم مساحت ایران را به خود اختصاص داده است. بیش‌تر مساحت این کویر غیرقابل سکونت است اما وجود پدیده‌های طبیعی منحصر به فرد توانسته است جذابیت فراوانی برای گردش‌گران داخلی و خارجی، به ویژه گروه‌های ماجراجو به وجود آورد.

افزون بر گستردگی کویر لوت، نزدیکی به مرز‌های افغانستان و پاکستان، صعب‌‌العبور بودن و غیرقابل سکونت بودن دشت لوت سبب شده این منطقه به یکی از اصلی‌ترین راه‌های ترانزیت مواد مخدر از شرق به غرب تبدیل شود.

حدفاصل سال‌های ۸۲ تا ۸۷، دست‌کم 7 گردش‌گر خارجی(سه شهروند ترکیه، یک ایرلندی، یک آلمانی و دو بلژیکی) در شهر‌های حاشیه‌ای لوت از سوی گروه‌های ناشناس ربوده شدند. بسیاری از کشور‌های غربی به شهروندان خود برای سفر به استان‌های کرمان و سیستان هشدار می‌دهند.

در یک دهه گذشته، علاوه بر قاچاق‌چیان، گروه‌های شبه نظامی نیز از این منطقه برای تردد و رسیدن به مرکز کشور استفاده ‌کرده‌اند، به گونه‌ای که تا امروز این ناحیه بارها محل درگیری نیروهای انتظامی و این گروه‌ها بوده است. این وضعیت سبب شده نیروی انتظامی در راستای اقدامات پیش‌گیرانه خود، برخی نقاط منطقه را مین‌گذاری کند.

یک منطقه نظامی

در سال‌های گذشته، دشت لوت محل اختلاف فعالان محیط زیست و اکوتوریسم با نیروهای نظامی و انتظامی بوده است. اوج این اختلاف به اردیبهشت ماه سال ۸۷ و برگزاری رزمایش نیروی انتظامی در این دشت بر می‌گردد. پیش از این تاریخ نیز نیروهای نظامی، به ویژه ارتش و سپاه از کویر لوت برای آزمایش‌های موشکی استفاده کرده بودند اما رزمایش نیروی انتظامی در محدوده  کویر شهداد، خسارت‌های فراوانی را به این سایت طبیعی- توریستی وارد کرد.

پس از انجام این رزمایش بود که با پی‌گیری فعالان عرصه محیط زیست، ادامه مانورهای نظامی در این منطقه به شدت محدود شد ولی مین‌گذاری‌ها هم‌چنان ادامه دارد.

بر اساس گزارش فعالان محیط زیست، مین‌گذاری نیروی انتظامی در سال‌های اخیر، شدت گرفته است.  نکته قابل تإمل این است که در هر دو حادثه انفجار مین‌، حاضران در صحنه هیچ‌گونه تابلو و نشانه‎ای مبنی بر  وجود مناطق ممنوعه یا میدان مین مشاهده نکرده‎اند و همین امر مسوولیت نیروی انتظامی را در حوادث فوق دو چندان می‎کند.

یکی از مسوولان پلیس‌راه شهرستان «خوسف» در این زمینه به «ایران‎وایر» می‎گوید:‌ «افرادی که قصد ورود به مناطق کویری دارند باید حتما پیش از ورود به منطقه، با فرماندهی انتظامی محل هماهنگ کنند. آن‌ها می‌بایست نقشه مسیر انتخابی خود را ارایه دهند و در صورتی که مسیرشان مورد تایید نیروی انتظامی باشد، می‌توانند با خیال راحت وارد نواحی کویری شوند. در غیر این صورت، هیچ‌گونه مسوولیتی متوجه نیروی انتظامی نیست.»

او اضافه می‌کند:«البته این حساسیت‌ها تنها برای مسیرهای فرعی و جاده‌های خاکی است. تردد در جاده‌های آسفالته در مناطق کویری بدون اشکال است.»

این مقام انتظامی در مورد وجود میدان‌های مین و یا علایم هشدار دهنده سکوت کرد و تنها  به ذکر این نکته پرداخت که: « نیروی انتظامی مسیر پیشنهادی گروه‌های گردش‌گر را بازبینی می‌کند و در صورت وجود خطر در آن مناطق، حتما به این گروه‌ها اعلام خواهد کرد.»

در همین زمینه، «محمود سخت‌باز که سال‌ها است به آموزش «اصول بقا در طبیعت» به راهنمایان طبیعت‌گردی مشغول است، به «ایران‎وایر» می‎گوید:«آن‌هایی که می‌خواهند به این گونه مناطق سفر کنند، پیش از هر چیز می‌بایست با نیروهای نظامی و انتظامی هماهنگی کامل داشته باشند. متاسفانه بسیاری از گروه‌هایی که در طبیعت دچار مشکل می‌شوند، این اصل ابتدایی را رعایت نمی‌کنند.»

در حادثه‌ای که منجر به مرگ علی هاشمی در کویر لوت شد، پیش از ورود به کویر، ماموران نیروی انتظامی به آن‌ها گفته بودند که شب قبل از حادثه یک نفر در درگیری با گروه‌های مسلح کشته شده و منطقه وضعیت خطرناکی دارد. با این حال، آن‌ها تصمیم می‌گیرند که به ماجراجویی خود ادامه دهند.

محمود سخت‌باز رعایت چند اصل را در سفر‌های طبیعت گردی الزامی می‌داند:«دانسته سفر کنید و اطلاعات خود از مسیر سفر را مدام به روز کنید. برای برنامه‌ریزی هر سفر، این پرسش‌های مهم را در نظر بگیرید که چه کسی و چه زمانی سفر می‌کند؟ به کجا و چه‌گونه می‌رود؟»

به گفته او، همواره دو گروه در طبیعت و در سفرهای ماجراجویانه دچار مشکل می‌شوند: « آن‌هایی که نادانسته سفر می‌کنند و کسانی که دچار غرور می‌شوند.»

سخت‌باز در مورد احتمال تکرار این دست حوادث و راه‌های پیش‌گیری از آن‌ها می‌گوید:« نمی‌توان انتظار داشت که نیروهای انتظامی، اطلاعاتی در مورد نقاط حساس بدهد و به فرض، کروکی از مسیر‌های خاص (مین‌گذاری شده) در اختیار عموم بگذارد. وقتی این اتفاق‌ها رخ می‌دهند، یعنی هشدار، یعنی تا اطلاع ثانوی نباید به این مناطق، آن هم بدون هماهنگی با نیروی انتظامی سفر کرد.»

البته هر دو حادثه مورد نظر در سه ماه اخیر در ضلع شمالی کویر لوت به وقوع پیوسته و کماکان مناطقی مانند «کمپ کویری» و «کلوت‌های شهداد» که روزانه میزبان ده‌ها گروه گردش‌گری هستند، از مناطق امن و البته زیبای کویر لوت به شمار می‌‌‌روند.

0
15 May 13:54

کلاهبرداری از بیماران خاص، از بیمارستان های تهران تا دبی

by Amir

هزینهی آمپولهایش 80 میلیون تومان است. هرچه در ذهنش دو دو تا چهار تا میکند، نمی شود که نمیشود. ذهنش درگیر همین حرفها است که یکی از آشنایان، شخصی را معرفی میکند و میگوید: ایشان میتواند با سی میلیون تومان این آمپولها را ظرف چند روز از دبی تهیه کند. جور کردن سی میلیون تومان هم چندان آسان نیست، اما همهی تلاشش را میکند و پول را از طریق یکی از صرافیهای معتبر به حساب شخص واریز میکند حالا چند ماهی از آن روز میگذرد اما نه داروها به دستش رسیده و نه پول برگشته است.

بیماری 700 میلیون تومانی

مصطفی عبدالهی بازیگر و کارگردان تئاتر که 12 سال است با بیماری سرطان دست و پنجه نرم میکند، قربانی این شیادی است. اثرات عدم مصرف این دارو باعث پیشرفت بیماری او شده است. عبدالهی به «ایران وایر» میگوید: «من در مدت بیماریام بیشتر از 700 میلیون تومان خرج مداوا کردهام . واقعا برایم جورکردن 80 میلیون تومان خیلی سخت بود. وقتی شنیدم میشود با سی میلیون تومان این دارو را خرید. پول را با هر مشقتی که بود، جور کردم. من اعتماد کردم اما نمیدانستم واقعا انسانیت از بین رفته و بعضی آدمها با جان انسانها بازی میکنند و از هزینه درمان یک بیمار صعبالاعلاج هم نمیگذرند.»  او بارها سراغ دارو را گرفته است: «دو ساعت پس از واریز پول، این فرد با من تماس گرفت و گفت: پول رسیده، دو روز بعد هم گفت: دارو را تهیه کرده، اما هر بار برای فرستادن دارو بهانه میآورد. دست آخر هم دیگر جواب ما را نداد. بارها از طریق تلفن و ایمیل و فیس بوک برایش پیغام گذاشتم که وضع جسمانی من روز به روز وخیمتر میشود اما فایدهای نداشت.»

افشاگری مجازی

بچههای جمعیت دانشجویی امام علی در فیس بوک صفحهای با عنوان حمایت از مصطفی عبدالهی ترتیب داد. آنها نوشتهاند هدفشان از راهاندازی این کمپین مبارزه با شیادی و کلاهبرداری است. در این صفحه عبدالهی ماجرا را شرح داده و از دیگران خواسته با به اشتراک گذاشتن این صفحه با شیادی در جامعه مبارزه کنند. او فرد کلاهبردار را با عنوان «ح. ط» معرفی کرده است: «مهلتی برای بازگرداندن پول در نظر گرفتهایم که اگر پول بازگردانده نشود، نام کامل و عکس او را منتتشر میکنیم.» حالا پس از چند وقت «ح.ط» با دیدن این صفحه با عبدالهی تماس گرفته و عنوان کرده تا هفتهی آینده پول را برمیگرداند. عبدالهی میگوید: «متاسفانه این دارو اصلا در دوبی وجود نداشته و این فرد از اول با نقشه، پول را گرفته و رفته است. هلال احمر اعلام کرده این دارو را 20 تا 25 فروردین وارد میکند و قیمت آن 95 میلیون تومان است. در این مدت من هم از نظر جسمی ضرر کردم و هم از نظر مالی. اگر همان وقت این دارو را خریداری کرده بودم ، قیمتش هشتاد میلیون تومان بود وحالا پانزده میلیون تومان دیگر ضرر کردهام.» عبدالهی قبل از تجویز این آمپولها، داروی دیگری مصرف می-کرده: «حدود صد میلیون هزینه داروهای قبلیام بود که روی من تاثیر نکرد. برای همین دکتر آمپولهای جدید را تجویز کرد. الان چند تا از داروهای قبلی بازنکرده باقی مانده اما حتی داروخانهای که دارو را از آن تهیه کردهام حاضر نیست، آن را پس بگیرد. به من میگویند دارو را به دلالهای دم در داروخانه بفروش. دلالها دارو را مفت میخرند و سه، چهار برابر می-فروشند.» پرونده شکایت عبدالهی در مراجع قضایی موجود است اما او میگوید: «متاسفانه رسیدگی به این پروندهها سرعت زیادی ندارد.»

دارو دزدی در روز روشن

عبدالهی تنها کسی نیست که هم با بیماری دست و پنجه نرم میکند و هم گرفتار شیادی و کلاهبرداری شده است. سیما یک شهروند عادی است که به بیماری ام. اس مبتلاست. سیما یکبار گرفتار دارو دزدی شده است. او به «ایرانوایر» میگوید: «بيماران اماس براي دريافت داروهاي خود حوالهاي دارند كه با رفتن به داروخانه و گرفتن دارو، مهري بر آن زده ميشود. چندي پيش براي گرفتن سهميه دارويي خود به يكي از داروخانههاي دولتي در مركز شهر رفتم. وقتي با كيسه دارو از داروخانه بيرون آمدم، موتورسواری به من نزدیک شد، داروها را قاپ زد و رفت. خوردم زمین، هرچه فریاد کشیدم، فایدهای نداشت.» سیما یکبار دیگر به داروخانه مراجعه میکند و ماجرا را شرح میدهد اما نمیتواند داروهایش را با تعرفهی دولتی دریافت کند. او میگوید: «یکماه داروی آزاد خریدم و کمرم زیر بار خرید آمپولهای 300 هزارتومانی خم شد.» کارمند یکی از داروخانههای دولتی در مرکز شهر به «ایران وایر» می-گوید: «دارو دزدی اطراف داروخانههای دولتی زیاد است. واقعیت این است که بيمار خاص آنقدر خسته و رنجور است كه وقتي از داروخانه بيرون ميآيد به اين موضوع فكر نميكند كه ممكن است داروهايش دزديده شود. اما متاسفانه کسانی هستند که برای جمع کردن پول به اشخاص بیمار هم رحم نمیکنند. خیلی از این افراد دلالان دارو هستند، که داروهای گران-قیمت را میشناسند و با دزدی آن داروها را در بازار آزاد میفروشند.»

دارو دزدی با روش های خاص

اما قضیه دارودزدی به همینجا ختم نمیشود. یکی از پرستاران بیمارستان «مدرس» دراین باره به «ایران وایر» میگوید: «من فکر میکنم باید به خانوادهی بیماران هشدار بدهیم تا با آگاهی داروهای مریض را به پرسنل پرستاری بسپرند. متاسفانه عدهی کمی از همکاران ما، دارو را تمام و کمال طبق تجویز پزشک به بیماران نمیرسانند و مقداری از دارو را به صورت آزاد میفروشند.» او با اشاره به فوت بیماران صعب الاعلاج میگوید: «ممکن است بیماران خاص وقتی فوت میکنند، مقداری از داروی آنها باقی بماند، معمولا خانوادهها در آن موقعیت پیگیر داروی بیمار نیستند، داروهای گرانقیمت بیماران سرطانی یا بیماریهای خاص دیگر به دست کسانی میافتد که از فروش آن در بازار آزاد کسب درآمد میکنند.» او با اشاره به حقوق کم پرستاران میگوید: «فقر و فساد با هم برابرند . وقتی حقوق کافی نیست، فساد وارد کار می-شود.» حرفهای وی از سوی سید جمال سعید واقفی عضو هیات مدیره انجمن علمی داروسازان هم تائید شده است. او در گفتو گو با خبرگزاری تسنیم گفته است: « این‌ها جزو اسراری است که بازگو کردن آن اگر چه خوب است اما از طرفی هم خوب نیست. در واقع مردم هر چه بدانند باز هم کم است اما عمومیت این دسته از مشاغل نباید از شنیدن چنین مطالبی سوء استفاد کند. بسیاری از پرستاران و پرسنل بیمارستان‌های مشغول کار کردن هستند به بیماران خدمات می‌دهند و هیچ چشم داشتی هم ندارند و راضی هم هستند. اما اگر این افراد این مطالب را ببیند می‌گویند ما هم می‌توانیم گاهی از این دغل کاری‌ها انجام دهیم. مثلا آمپول پانصد هزار تومانی ضد سرطان را با یک آمپول 2 هزار تومانی، مولتی ویتامین عوض کنیم و به بیمار هم بگوییم آمپولت را تزریق کردیم.»

0
10 Apr 07:12

نوشته ی دیگری از سایت تابناک

by tajavozmamnoo
کد خبر: ۳۹۰۶۲۳
تاریخ انتشار:۱۶ فروردين ۱۳۹۳ - ۲۳:۱۴5

شیوع ایدز در بین کودکان کار؛ موضوعی که چندی قبل از سوی وزارت بهداشت مطرح شد و چراغ خاموش، تبدیل به معضلی در جامعه ایرانی می‌شود. قرارداشتن در میان انبوه آلودگی ها، نبود کنترل بر رفتارهای روزانه آنها در محیط‌های شهری در کنار بعضا سوءاستفاده‌های جنسی از این کودکان زمینه را برای رشد ابتلا به ایدز در کودکان خیابانی بیشتر کرده است. «قانون» در گفت وگو با رئیس انجمن روانشناسی اجتماعی ایران به بررسی این معضل اجتماعی پرداخته است.

متن زیر به نقل از روزنامه قانون مورخ شنبه 16/1/93 ، گزارشی است به کوشش سرکار خانم ساره ریحانی پور در گفتگو با  دکتر مجید صفاری نیا رئیس انجمن روانشناسی اجتماعی ایران.

دکتر مجید صفاری نیا با بیان اینکه هر روز بر آمار کودکان کار افزوده می‌شود و اینکه این کودکان در معرض افزایش شیوع بیماری ایدز هستند، می‌گوید: آماری در این زمینه نداریم و این موضوع به سازمان بهزیستی و وزارت بهداشت مرتبط است ولی می‌توانیم بگوییم که بچه‌های کار در معرض بیماری ایدز قرار داشته، به‌این دلیل که این کودکان در تهدید رفتارهای پر مخاطره جنسی و سوءاستفاده‌های جنسی هستند.

برخی نیز به دلایل مختلف به مواد مخدر وابستگی داشته و این وابستگی می‌تواند شیوه‌های نادرست مصرف را به سمت بیماری ایدز بکشاند. استفاده از سرنگ‌های آلوده نیز می‌تواند در شیوع آن موثر باشد. به هر حال این موارد می‌تواند برای کودکان کار نسبت به سایر کودکان عادی، در معرض آسیب پذیری و اختلالی به نام ایدز باشد.

صفاری نیا با اشاره به دلایل مختلف شیوع بیماری ایدز در کودکان کار اظهار می‌دارد: عوامل گوناگونی باعث می‌شود تا تعداد بچه‌های کار افزایش یابد. یکی از موارد به سطح فقر بر می‌گردد و بیکاری که متاسفانه در شرایط مطلوبی در این زمینه قرار نداریم. این کودکان برای اینکه ارتزاق کنند یا هزینه‌های خانواده را تامین کنند، به نحوی گرفتار این شبکه‌ها یا باندها می‌شوند که به عنوان آشغال جمع‌کن از سطل‌های زباله یا حتی متکدیانی که سر چهار راه‌ها به صورت منظم سازماندهی می‌شوند هستند. حتی بچه‌های کوچکتری که به عنوان یک ابزار اجاره داده می‌شوند نیز جزو  این کودکان هستند و آنها را بر دوش خود را در خیابان‌ها می‌چرخانند تا ترحم دیگران را بر انگیزند.

درصد قابل توجهی از کودکان خیابانی رابطه جنسی دارند

"درصد شیوع ایدز در بین کودکان خیابانی 4.5 درصد است در حالی که شیوع آن در آمار کشوری 0.1 درصد بوده که این آمار خیلی خطرناک است." این‌ها گفته‌های معاون وزیر بهداشت است که چندی پیش از گزارشی که بر روی هزار کودک خیابانی در دو سال گذشته انجام شده بود، خبر می‌دهد.

وی به نوجوانان 11 تا 19 ساله اشاره می‌کند و می‌افزاید: در تحقیقاتی که بر روی این دسته از نوجوانان انجام شده، 73 درصد عنوان کردند که دوستان پرخطر داشته یا دوستانی که سوء مصرف مواد دارند. همچنین 15.6 درصد اعلام کردند که خودشان از مواد محرک استفاده می‌کنند و 4.6 درصد گفتند که تزریق می‌کنند.

علی اکبر سیاری تصریح می‌کند: در کودکان خیابانی 15 تا 18 سال درصد قابل توجهی اعلام کرده اند که رابطه جنسی داشتند و حتی تعدادی از این افراد گفته‌اند که چند شریک جنسی داشته‌اند . از 493 نفر حدود 50 درصدشان گفته‌اند، چیزی در مورد ایدز نشنیده‌اند. کودکان کار و خیابانی، معتادان تزریقی و افرادی که روابط جنسی دارند، مبتلایان به عفونت ایدز را تشکیل می‌دهند.

محرز: نتایج آزمایش ایدز روی کودکان تکان‌دهنده بود

در این رابطه آمار تکان‌دهنده ابتلای کودکان کار به ایدز و هپاتیت را رئیس مرکز تحقیقات ایدز اعلام کرده است. آماری که از آزمایش بر روی ۱۰۰۰ کودک کار در تهران خبر می‌دهد.

مینو محرز در این‌باره می‌گوید: نتایج این آزمایش بسیار تکان‌دهنده بود و بسیاری از آنها اعتیاد هم داشته‌اند.

وی در مورد وضعیت کودکان کار و ابتلای آنان به بیماری‌های عفونی شدید مانند ایدز و هپاتیت، ادامه می‌دهد: متاسفانه وضعیت کودکان کار در این مورد بسیار تکان‌دهنده است.

مرکز تحقیقات ایدز برای شناسایی وضعیت این کودکان، بر روی هزار کودک 10 تا 18 ساله آزمایش انجام داده که آمار به دست آمده، بسیار وحشتناک بود. پس از انجام آزمایش ایدز و بیماری‌های عفونی روی این هزار کودک کار که در شهر تهران ساکن هستند، مشخص شد که 5 درصد آنها به ایدز مبتلا بوده و اغلب آنها نیز بیماری هپاتیت داشته‌اند.

محرز با اشاره به اینکه حداکثر سن این کودکان 18 سال بوده است، خاطر نشان می‌کند: متاسفانه مشخص شد که برخی از آنها اعتیاد هم داشته‌اند. این نکته را نباید فراموش کرد که آزمایش انجام شده مربوط به 5 سال پیش است و دوباره باید تحقیق جدیدی انجام شود و مسلما آمار ابتلای این کودکان بسیار فراتر رفته است.

جامعه مجبور به تامین هزینه بیشتری برای این افراد است

رئیس انجمن روانشناسی اجتماعی ایران با اشاره به در معرض آسیب قرار گرفتن این کودکان در اجتماع اضافه می‌کند: این کودکان در معرض اتفاق هایی هستند که برای کودکی که در یک مدرسه درس می‌خواند و در یک خانواده صحیح  زندگی کرده و پرورش پیدا می‌کند، پیش نمی‌آید.

این کودکان در آینده و در سنین بالاتری جزو  افرادی قرار می‌گیرند که از نظر سلامت روانی دچار مخاطره خواهند شد و کسانی که بدین شکل رشد یافته‌اند، در آینده والدین با کفایتی نیز نخواهند بود. در واقع یک دور تسلسل را طی می‌کنند.

این افراد در آینده جزو کسانی هستند که روز به روز هزینه هایی را برای جامعه ایجاد می‌کنند و با مراجعه این افراد به پزشک برای مسائل  درمانی، نیروی انتظامی، قوه قضاییه، مراکز بازپروری و ترک اعتیاد جامعه مجبور است هزینه بیشتری را نسبت به یک فرد عادی برای این افراد تامین کند.

وی درباره بالاتر آوردن سطح این استانداردها در جامعه تصریح می‌کند: از طریق سازمان‌های حمایتی باید پیشگیری‌های لازم صورت گیرد و انجمن‌های مردمی نیز حمایت کنند. زیرا وقتی کودکی در این سیکل قرار گرفته و جزو افرادی باشد که ما سال‌های سال جامعه برای این فرد هزینه‌های گزافی را پرداخت کنیم، در نتیجه متضرر خواهیم شد.

در این باره نیاز داریم در حوزه آسیب‌های اجتماعی تلاش بیشتری داشته باشیم و در این رابطه نیز دولت با محدودیت‌های مالی روبه‌روست. به همین خاطر تامین این شرایط برای این گروه‌های در معرض خطر که در نهایت با اهمال کاری و ساده انگارانه فرض کردن این موضوع، به گروه‌های پر خطر تبدیل خواهند شد، کاری بس طاقت فرسا و در برخی موارد غیر ممکن است.

شورای ملی در ارتباط با سلامت اجتماعی تاسیس شود

صفاری نیا همچنین در ادامه می‌گوید: به نظر می‌رسد باید یک شورای ملی در ارتباط با سلامت اجتماعی و آسیب‌های اجتماعی در کشور تاسیس شود که این شورا نهادها و سازمان‌ها و ارگان‌های ذیربط را به عنوان نماینده داشته باشد. دستگاه‌های نظارتی نیز بر این شورا نظارت داشته باشند و از سازمان‌ها بخواهند سطح استانداردهای سلامت را در جامعه روز به روز بالاتر ببرد.

به عنوان مثال اگر در 2 سال آینده آماری در رابطه با کودکان کار داریم، به این دست یابیم که تعداد بچه‌های کار و مصرف کنندگان مواد مخدر کم شده و تعداد بیکاری با کاهش روبرو بوده است. سازمان‌ها به سمتی بروند که این شکوفایی اجتماعی اتفاق بیفتد تا در نهایت جامعه ای ایمن و عاری از معضلات اجتماعی را پیش رو داشته باشیم.

این استاد دانشگاه با اشاره به مطرح شدن مفهوم سلامت اجتماعی در سال‌های اخیر می‌گوید: متاسفانه در کشور ما استانداردهای سلامت اجتماعی از متوسط پایین تر آمده و در سطح بسیار پایین قرار گرفته است. 

وقتی استانداردهای اجتماعی بدین گونه شوند، پیامد آن توان خرید پایین، ناشادی و فقر مردم است که باعث می‌شود از کودکان برای فعالیت‌های کاری در جامعه بهره گیرند. از بچه هایی که زیر سن بلوغ هستند به عنوان دست فروش و زباله دزد استفاده شود و بدین شکل حقوق کودکان در این فضا زیر پا گذاشته می‌شود. 
10 Apr 07:07

راز شما می تواند پیشگیری از درد کودکان باشد

by tajavozmamnoo

متآسفانه مدتهاست که دیگر کسی برای این وبلاگ از تجربه های تلخ کودک آزاری که در سنین کودکی به آن دچار شده چیزی نمی نویسد. نمی دانم دلیل آن چیست. اگر شناخته شدن باعث این کار می شود، نباید نگران باشید چون می توانید به اسم مستعار داستان خود را بنویسید. یادتان باشد که حرف زدن در مورد این درد، هم می تواند دیگران را هشیارتر کند و از بروز بیشتر آن جلوگیری کند و هم نیشتری است که این دمل را در قلب شما می شکافد و باعث می شود چرک و عفونتی که سالها شما را آزرده بیرون بریزد و راحت شوید. 

کسانی که مورد کودک آزار قرار گرفته اند، به چند دسته تقسیم می شوند:

- تمام عمر سکوت می کنند و هیچوقت یارای درمان این درد روحی مهم را ندارند و این امر باعث سرکوفتگی، غمی همیشگی و عقده های روانی (از جمله خود کم بینی) می شوند.

- خود به "کودک آزار" تبدیل می شوند و دقیقن بلاهایی که بسرشان آمده را به سر کودک دیگری می آورند.

- این راز را برای عزیزی بر ملا می کنند و برای مشاوره و درمان روح زخم دیده شان پیش متخصص می روند. (متآسفانه مشکل مالی، قالبن سد این راه می شود)

- در یک بحران روحی و با عصبانیت، در یک جمع کسی که اینکار را کرده را رسوا می کنند تا باعث باز شدن چشم دیگران شوند و از تکرار این کار توسط آن شخص در خانواده و فامیل جلوگیری شود. 

"شما" می خواهید جزو کدام دسته باشید؟

اگر مورد کودک آزاری قرار گرفته اید، تجربه تان را در اختیار این وبلاگ قرار دهید تا دیگران بخوانند و بدانند مریض های روانی در چه مواردی می توانند به فرزندان بیگناهشان نزدیک شوند و از یک فاجعه ی دیگر جلوگیری کنید. 

در پناه حق

10 Apr 07:07

روزهایی به رنگ شب

by tajavozmamnoo

27 ساله ام. دخترى شاد پرنشاط باخانواده اى اصيل و تحصيل کرده و پوشيده. دخترى با بغضى که سالهاست با منه. با کابوس هاى شبانه که هيچکس ازش خبر نداره، با خنده ها و قهقهه هاى زورى. 
اول دوم دبستان بودم عمو کوچيکم که با ما زندگى مى کرد هرروز منو مورد آزار قرار مىداد. من حسى نداشتم نمى دونستم اينا يعنى چى فقط مى دونستم يه کار زشتيه که روم نميشد به کسى بگم.
دوران راهنمايى بودم که شوهر خاله م بهم پيشنهاد دوستى داد. من خيلى بچه و ريزه ميزه بودم. دخترى که همه فکرمى کردن دبستانی ام، ساده و معصوم. اون روز اولين بارى بود که تمام شهامتمو جمع کردمو گفتم نه! سعى کردم خشممو بهش نشون بدم، جا خورده بود. تموم شد ولى هيچوقت به خاله م نگفتم.
اوج کابوس هاى من تو دبيرستان، سالهايى که پدربزرگم منو آزار مي داد. شبا ميومد بالا سرم, ديگه جرئت خوابيدن هم نداشتم، حتى روم نمي شد به مامانم بگم منو تنها اونجا نذاره و بره. چه کابوس هايى بود، شب هايى که تا صبح فقط گريه مى کردم و دعا که: خدايا امشب ديگه نه.
چند سال گذشت. داشت فراموشم مي شد که دايى کوچيکم شروع کر!, اونو دوس داشتم هردو مى خواستيم ولى يه روز به خودم اومدم ديدم کجام! هردومون به خودمون اومديم. اونو نمى دونم ولى من هنور از ياداورى اون خاطرات زجر مى کشم. 

بعد هم دايى بزرگم. البته فقط تصميمشو داشت بعد هم نشست کنارم ازم معذرت خواستن. اون معذرت خواست و وجدانش راضى شد اما عذابش واسه هميشه بامن موند.

من کودکى هامو باختم. من شادى بچگانمو دادمو کابوس گرفتم.
بدترين قسمت وقتى بود که قضيه پدربزرگمو فهميدن و من شدم آدم بده که چرا چيزى نگفتم؟ 

چه روزاى بدى بود. شب ها کابوس چشماى شيطانى پدر بزرگم و روزها حرفهاى نيشدار و سرزنش خانواده. بخشيدمش خدا، فقط خاطراتشو پاک کن. بذار بره از يادم همه اون حس هاى تلخ و کشنده...


07 Apr 11:23

Poor little girl...

07 Apr 11:21

What a Loving Mother

07 Apr 11:14

Photography can be a dark business

07 Apr 11:14

If only it was that easy to find girls

07 Apr 09:16

شیوه خارکسدگی

by Madian Vahshi
نه فقط خودش ، بلکه همه کسانی که می شناسندش می گویند با هیچ دختری بیشتر از یک ماه نمانده است. همیشه با هر کسی دوست می شود یکی دو ماه بعد می زند به چاک. از بخت بدش، این بار با من آشنا شده بود. همه می آمدند به دوست من هشدار می دادند که مواظب من باشد، و دوست من می خندید. می گفت این دفعه فرق می کند. طرف گیر یکی خارکسده تر از خودش افتاده. این شد که لقب من شد «یکی خارکسده تر از او» خارکسدگی معنی اش لزومن این نیست که خواهر آدم کسده باشد. خارکسدگی یک منش است. یک منش که نمی گذارد یکی زیر و رویت کند ، و یکی بهتر از تو که گیرش آمد یکی بزند در کونت و برود پی کارش. خارکسدگی یک سپر است که آدم را از کیر خوردن حفظ می کند. خارکسدگی یک فحش نیست ، یک روش زندگی است . روش زندگی من. خیلی هم امن و راحت است. چون نه مجبورت می کند که کوچکترین کاری که به انجامش علاقه ای نداری انجام دهی، نه اینکه کادوهای گران قیمت برای حفظ طرفت بخری. تنها هزینه اش این است که همیشه بدانی که این رابطه قرار است فوق فوقش یکی دو ماه طول بکشد، برای همین هیچگونه هزینه عاطفی و مالی برای طرف نمی کنی. فقط فان ! فقط خوشگذرانی و تخلیه هورمونهای پاپ آپ شده. کافی است پیش خودت فکر کنی خوابیدن با یک مرد خیلی بهتر از دیلدو است. چون دیلدو به مرور زمان میل جنسی را کم می کند . اما مردها مثل آب دریا هستند هرچه با آنها بخوابی تشنه تر می شوی. کافیست فکر کنی پسرها را فقط باید گایید و رها کرد. هر چه بیشتر بهشان بچسبی بیشتر پیچیده می شوی. پس بهتر است تا کادو پیچت نکرده اند تقدیم رفیقشان کنند، خودت ولشان کنی بروند سراغ نفر بعدی. این شیوه تفکر نجاتت می دهد. این می شود که خارکسده ترین آدمی که فکرش را بکنی الان دو سال است از توی بغل من نیم متر آنطرف تر نمی رود. از ترس اینکه امشب شب آخری باشد که با من می خوابد. 
06 Apr 20:25

مُهر قوانین شما روی بدن من

by Madian Vahshi
خیلی تخم می خواهد آدم با وجود یک مادری که آن سر دنیا تنها سرگرمی اش این است که غروب به غروب بیاید فیس بوک و عکسهای کسشر بچه هایش را دید بزند و پایینش کامنتهای قربان صدقه بنویسد، صبح بیدار شود ، فیس بوکش را باز کند، برود توی ستینگ و بزند دی اکتیوش کند، و بقیه عمر خود را با خوبی و خوشی زندگی کند. و مثلن بجای اینکه کله سحر چشمش بیفتد به این که یک خانم دکتر نوشته اند : «اسلام منادی آزادی زنان است و هر چه ناعدالتی در مورد زنان وجود دارد ریشه سنتی دارد»، و هی حرص بخورد که چرا آدمها مغز و شعور بقیه  را به اندازه یک ارزن ارزیابی می کنند و هی شعارهای صد من یک غاز می دهند، در عالم بی خبری از چنین خزعبلاتی به صدای باران گوش دهد و برای خودش آهنگ مورد علاقه اش را زمزمه کند. 
البته من قبول دارم که فرهنگ مرد سالاری ریشه در سنت دارد، ولی آیا غیر از این است که سنت ریشه اش در مذهب است؟ قبل از انقلاب ریشه های فرهنگ مرد سالاری در ایران سست شده بود که آیت الله خمینی با روی کار آمدنش به شدت به حقوق زنان به اسم اسلام حمله کرد. از اجبار به لچک به سر کردن تا تعیین تکلیف برای شخصی ترین مسائل زنان توسط جامعه و مردان. وقتی حق انتخاب پوشش نداشته باشی ، وقتی اجازه اعضای بدن خودت دست خودت نیست ، وقتی حق خندیدن هم نداشته باشی ، وقتی نیاز جنسی ات همیشه محکوم شده و به چشم ابزاری جهت رفع حاجت مرد به آن نگاه شده است، و وقتی همه مردم جامعه از جمله مادرت همه اینها را پذیرفته و تمایل رقت باری به چپاندن همه آنها در مغز تو هم داشته باشد، دیگر تو هم مجبور می شوی زیر بار بروی. در حال حاضر حقوق زنان ایرانی هزار سال از زنان جوامع پیشرفته عقب تر است. مشکل اینجاست که همه می دانند که مرد سالاری و اطاعت کردن از تعدادی آخوند مفت خور که دین را مستمسک قرار می دهند تا بر مسند قدرت و پول بمانند، چیزی غیر از توهین کردن به شخصیت مرد ایرانی نیست. در واقع مذهبیون کوچکترین اهمیتی به حقارت زنها نمی دهند، برای آنها فقط مهم این است که با مغز شویی به همه از جمله خود زنان بقبولانند که همه اینها به نفع خود زنان است و طوری شود که زنان با آغوش باز از حقارت خودشان استقبال کنند. 
شما به خودتان حق می دهید با سو استفاده از قدرتی که در دستتان است ، اختیار بدن من را در دست بگیرید به من بگویید چه بپوشم، چطور زندگی کنم، از چه مسائلی صحبت کنم، کجا آرایش کنم، کجا و برای چه کسی لخت شوم، چه کسی را در آغوش بگیرم و در تمام طول این زندگی تحمیلی ناخواسته حیوانی ام عقاید زن ستیزانه و فرهنگ عقب مانده آخوندیسم شما را ستایش کنم و بابتش از شما ممنون و متشکر هم باشم. 
متشکرم!




پ ن : در ادامه بخاطر حوصله جر و بحث نداشتن با یک سری آدم های متعصب کسمغز ، منبع قید می شود:

نامه ۳١ نهج البلاغه
وایاک و مشاورة النّساء فانّ رایهنّ الی افن و عزمهن الی و هن و
از رای زدن با زنان بپرهیز،زیرا ایشان را رایی سست و عزمی نا توان است با پرده نشینی، نگاه آلوده شان را راه ببند که سخت گیری در پرده نشینی آنان، ماندگاریشان را افزون کند.
خارج شدن زنان از خانه بدتر نیست از اینکه کسی را که به او اطمینان نداری به خانه در آوری(یعنی هر دو اینها به یک اندازه میتواند خطرناک باشد)…
حکمت ۵٨ زن چون کژدم است که شیرین است گزیدن او
حکمت ١١٩  غیرت زن کفر است و غیرت مرد ایمان است
حکمت ١۳١  جهاد زن خوشرفتاری با شوهر و اطاعت از اوست
حکمت٢۳٠همه چیز زن بد است و بدتر چیزی که در اوست این است که مرد را چاره ای نیست از بودن با او
نهج البلاغه خطبهٔ ی هشتادم:
 ترجمه آیتی: اى مردم ، بدانید که زنان را ایمان ناقص است و بهره‏ مندیهایشان ناقص است و “عقلهایشان ناقص” است . اما ناقص بودن ایمانشان از آن روست که در ایام حیض از خواندن نماز و گرفتن روزه معذورند و ناقص بودن عقلهایشان، بدان دلیل است که شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد است و نقصان بهره‏مندیشان در این است که میراث زنان نصف میراث مردان است . از زنان بد بپرهیزید و از زنان خوب حذر کنید و کار نیک را به خاطر اطاعت از آنان انجام مدهید، تا به کارهاى زشت طمع نکنند
 قوانین زن ستیزانه و مورد اجرا در ایران تحت حاکمیت روحانیت و جمهوری اسلامی را می نویسم.
 - شهادت دو زن برابر با شهادت یک مرد است .
- سن ازدواج برای دختر ۱۳ سال است.
- زن مایملک مرد محسوب میشود و حتی در روابط جنسی باید از مرد تمکین کند.
- ارتباط جنسی با زور بوسیله شوهر تجاوز محسوب نمیشود.
ـ حق طلاق با مرد است.
ـ حضانت بچه حق پدر است.
- مرد می تواند ۴ زن عقدی و بینهایت زن صیغه داشته باشد.
- ارث مرد دو برابر زن است.
- روابط جنسی قبل از ازدواج، اعدام پای چوبه دار و یا سنگسار را هم بدنبال دارد.
- آزادی پوشش برای زنان وجود ندارد وحجاب برای زنان اجباری است.
- بر طبق ماده ۱۱۱۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی، زنان برای کار کردن خارج از خانه احتیاج به اجازه شوهر دارند.
ـ بر طبق ماده ۱۰۰۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی، مردان حق انتخاب محل سکونت و کنترل رفتار زن را دارند.
06 Apr 20:20

Mistress

by 1002shab

موبایل آقای خونه رو اعصابمه، همش پیش آقای خونه است و همه توجه آقای خونه به اونه، تازه بهش حسودیم هم میشه واسه همین به جای it براش ضمیر she رو به کار می برم.

چند وقت پیش به شوخی این جریان رو به خواهرک گفتم. اونم خیلی شاکی از رابطه همسر و موبایلش، گفت:

برو خدا رو شکر کن، مال آقای خونه she ئه، مال شوهر من رسمن b i t c h ئه!

06 Apr 20:20

Such a loving bro

06 Apr 20:19

Damn nature, you scary!

06 Apr 20:17

نوابغ بزرگ دنیا چگونه وقت خود را تنظیم می‌کردند؟

by علیرضا مجیدی

بیشتر ماها آخر شب، زمانی که می‌خوابیم، این آرزوی واحد را داریم: کاش شبانه‌روز بیشتر از ۲۴ ساعت بود. اغلب ما، از کمبود وقت شاکی هستیم و در آخر شب، متوجه می‌شویم که کارهایی را انجام نداده‌ایم یا به صورت کامل به اتمامشان نرسانده‌ایم. مثلا ورزش نکرده‌ایم، کتابی را که دوست داشتیم بخوانیم، نخوانده‌ایم، وقتی برای دیدن فیلم یا سریال مورد علاقه خود نداشته‌ایم، زمانی برای گفتگو با اعضای خانواده برای ما باقی نمانده است و …

حالا تصور می‌کنید که نوابغ دنیا چطور وقت خود را تنظیم می‌کردند؟ آنها چگونه تعادلی بین کار حرفه‌ای و زمان استراحت خود برقرار می‌کردند یا احتمالا از چه کارهایی صرف‌نظر می‌کردند تا به کار اصلی خود برسند؟

اپنها سؤالاتی هستند که در این پست می‌خواهیم با تعدادی نمودار به آنها پاسخ بدهیم.

توجه داشته باشید که در همه موارد، ساعت به صورت ۲۴ ساعته ترسیم شده است، یعنی نیمه شب را درست در جای ساعت ۱۲ می‌بینید و ظهر را در پایین، در جای معمول ساعت شش.


از گوستاو فلوبر شروع می‌کنیم:

4-6-2014 9-39-51 PM

گوستاو فلوبر Gustave Flaubert یکی از نویسندگان تأثیرگذار قرن نوزدهم فرانسه  و از جمله بزرگترین رمان‌نویسان دنیا بود. او الهام‌بخش نویسندگانی چون گی دو موپاسان، امیل زولا و آلفونس دوده بوده است.

آثار فلوبر به دلیل ریزبینی و دقت فراوان در انتخاب کلمات، آرایه‌های ادبی، و به طور کلی زیبایی‌شناسی ادبی، در ادبیات زبان فرانسوی کاملاً منحصربه‌فرد می‌باشد. کمال‌گرایی وی به اندازه‌ای بود که هفته‌ها به نوشتن یک صفحه وقت سپری می‌نمود، و به همین دلیل، در طول سالیان نویسندگی خود تعداد کمی اثر از خود بر جای گذاشت. او پس از نوشتن، آثار را با صدای بسیار بلند در اتاق کار خود، که آن را فریادگاه می‌نامید، می‌خواند تا وزن، آهنگ و تأثیر واژگان و جملات را بسنجد

میزان زیادی از شهرت فلوبر، مدیون نوشتن نخستین رمانش -مادام بوآری- است.

همان طور که می‌بینید او بین ساعت ۹ تا ۳ شب روی رمان مادام بوآری کار می‌کرد و بعد تا ساعت ۱۰ صبح می‌خوابید. او هر روز ۵ ساعت تمام، مطالعه هم می‌کرد و برای خانواده‌اش هم وقت می‌گذاشت.

بعد از آن نوبت می‌رسد به بتهوون که نیازی به توضیح و معرفی ندارد، اما اگر مایل بودید می‌توانید زندگینامه کوتاه او را که پیش از این در یک پزشک نوشته بودم، بخوانید.

4-6-2014 9-46-37 PM

چیزهایی که در مورد او جالب هستند اینها هستند: ۸ ساعت خواب در شبانه‌روز – اهمیت به صبحانه – کار صبحگاهی که تا ساعت دوی عصر ادامه می‌یافت.

چیز جالب دیگر اختصاص زمانی برای قدم زدن بود، ظاهرا به صورت مرتب در حین قدم زدن ایده‌هایی به ذهن بتهوون می‌رسید و برای همین او همیشه با خودش مداد و کاغذ داشت.

نوبت می‌رسد به ولفگانگ آمادئوس موزارت.

4-6-2014 10-35-35 PM

در مورد موزارت چیزی که جالب است این است که او در شبانه‌روز فقط ۵ ساعت می‌خوابید و در دو نوبت صبح و شب مشغول نوشتن موسیقی‌های شاهکار خود می‌شد. چیز شاخص دیگر این است که او هر روز صبح، یک ساعت را صرف پوشیدن لباس‌های و آراستگی خود می‌کرد!

توماس مان نویسنده مشهور آلمانی و خالق آثاری مثل تریستان، گرسنگان، تونیو کروگر، ساعت دشوار، در آینه، اعلی‌حضرت، فونتان پیر، شامیسو و مرگ در ونیز است. در سال ۱۹۲۴ کتاب کوه جادو را منتشر کرد که باعث شد شهرت او دو چندان شود. در فاصله سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۶ کتاب‌های گوته و تولستوی، گفتار و پاسخ، تلاش‌ها، یادداشت‌های پاریس را نوشت. در سال ۱۹۲۹ جایزه نوبل ادبیات به او اهدا شد. او نخستین آلمانی بود که این جایزه را به دست آورد.

در سال ۱۹۳۳ دولت هیتلر او را مورد تعقیب قرار داد و ناچار از آلمان به سوئیس رفت. درفاصله سال‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۴ در رادیو آمریکا برنامه اجرا کرد و در سال ۱۹۴۹ در جشن ۲۰۰ سالگی گوته بعد از ۱۵ سال تبعید به آلمان بازگشت. در همان سال دولت آلمان شرقی جایزه ادبی گوته را به او اهدا کرد و دکترای افتخاری دانشگاه آکسفورد را کسب نمود. در ۱۹۵۳ دولت فرانسه نشان افتخار صلیب لژیون دونور را به او هدیه داد و دانشگاه کمبریج نیز دکترای افتخاری به او اعطا کرد.

4-6-2014 10-44-42 PM

چیزهای جالب در تقویم کاری او، هشت ساعت خواب در شبانه‌روز. خواب عصرگاهی و کار در بین ساعت‌های ۹ تا ۱۲ صبح است. باقی ساعات او صرف خواندن، قدم زدن و معاشرت با مردم می‌شد.

زیگموند فروید، شش ساعت خواب شبانه داشت. ۴ ساعت صبح‌ها بیمارانش را روانکاوی می‌کرد. شش ساعت هم عصرها مشغول این کار بود و دو ساعت و نیم در آخر شب مطالعه می‌کرد و مقاله می‌نوشت.

4-6-2014 11-02-33 PM

امانوئل کانت از جمله مشهورترین فیلسوف‌های قرن هجدهم بود. کانت در زندگی نظمی استثنایی داشت. او هر کارش را در ساعتی مخصوص به خود انجام می‌داد و ذره‌ای از آن تخلف نمی‌کرد. بین مردم شهرش این جمله رایج بود که: می‌توانید ساعتتان را با کارهای کانت تنظیم کنید.

4-7-2014 12-11-56 AM

در تصویر زیر هم نظم کار او مشهود است: او بین ۱۰ شب تا ۵ صبح می‌خوابید و از شش صبح مشغول به کار می‌شد. خورد و خوراک و پیاده‌روی‌های او مطابق یک نظم خاص انجام می‌شد.

مایا آنجلو، متولد ۴ آوریل ۱۹۲۸ در سنت لوئیس ایالت میزوری) شاعر و بازیگر آمریکایی است. او به خاطر کتاب شش جلدی‌اش که شامل شرح حال خودش از کودکی تا بزرگسالی است بسیار مشهور است، او در سال ۱۹۷۰ در سن ۴۷ سالگی اش مجموعهٔ شعرش جایزهٔ پولیترز را برد.

4-6-2014 11-37-52 PM

او عادت داشت که از اول صبح تا ساعت ۲ عصر در هتل‌ها و متل‌ها قلم بزند و عصر را صرف کارهای شخصی‌اش بکند.

جان میلتون شاعر و نویسنده قرن هفده انگلیسی است. مهمترین اثرش بهشت گمشده نام دارد. وی مقالات بحث برانگیزی در خصوص آزادی انتشار، آموزش و حذف سانسور نگاشت.

4-6-2014 11-41-52 PM

تقویم کاری بالزاک، رمان‌نویس مشهور فرانسوی، بسیار متفاوت با بقیه بزرگانی است که تا حالا بررسی کردیم. همان طور که می‌بینید او بین ساعت ۶ عصر تا یک شب می‌خوابید. بعد بین یک شب تا هشت صبح می‌نوشت. یک ساعت و نیم چرت می‌زد و بعد دوباره تا ۴ عصر می‌نوشت!!

4-6-2014 11-44-56 PM

ویکتور هوگو، صبحش را با خواندن نامه‌های معشوقه‌اش و خوردن دو تخم‌مرغ خام شروع می‌کرد، حدود ظهر در وان آب یخ استحمام می‌کرد! و بین ۶ تا ۸ شب می‌نوشت.

4-6-2014 11-47-40 PM

چارلز دیکنز هم صبح‌کار بود و عصرها کارهای شخصی‌اش را می‌کرد و با خانواده و دوستانش وقت می‌گذارند.

4-6-2014 11-48-33 PM

«دبلیو.اچ اودن»، شاعر سرشناس انگلیسی – آمریکایی، در دو نوبت صبح و عصر کار می‌کرد.

4-6-2014 11-50-10 PM

چارلز داروین بین ۱۲ شب تا هفت صبح می‌خوابید. اول صبح قدم می‌زد و صبحانه‌ای را به تنهایی میل می‌کرد. بعد تا ظهر کار می‌کرد. عصرها بیشتر کارهای شخصی‌اش را می‌کرد و بعد بین ساعت ۱۰ تا ۱۲ شب، در رختخواب در مورد سؤالاتی که در ذهنش ایجاد شده بود، اندیشه می‌کرد و سعی می‌کرد آنها را حل کند.

4-6-2014 11-52-45 PM

پیوتر ایلیچ چایکوفسکی -آهنگساز مشهور روسی- در شبانه‌روز هشت ساعت می‌خوابید و د ردو نوبت صبح و عصر، به مدت دو ساعت آهنگ‌های مشهورش را تصنیف می‌کرد.

4-7-2014 12-15-55 AM

لو کوربوزیه ( ۱۸۸۷ -  ۱۹۶۵)، معمار، طراح، شهرساز، نویسنده و نقاش سوئیسی بود. وی به عنوان یکی از اولین پیشگامان معماری مدرن و سبک بین‌المللی مشهور است. او بین ۱۱ تا شش صبح می‌خوابید و بعد یکسره بین بین ۸ صبح تا پنج و نیم عصر کار می‌کرد.

4-6-2014 11-57-44 PM

بنجامین فرانکلین ( ۱۷۰۶، ۱۷۹۰) یکی از بنیانگذاران ایالات متحده است.فرانکلین یک دانشمند، نویسنده برجسته و چاپخانه‌دار، طنزنویس، نظریه پرداز سیاسی، سیاستمدار، رئیس پست، مخترع، فعال مدنی و دیپلمات بود. به عنوان یک دانشمند، او یکی از چهره های بزرگ در روشنگری آمریکا و تاریخ فیزیک برای کشف هایی که کرده بود و نظریه هایش در مورد برق است. میله برق گیر، عینک دو کانونی، اجاق گاز فرانکلین، کیلومتر شمار اتومبیل، و شیشه آرمونیکا از اختراعات او هستند. همچنین او نخستین کتابخانه عمومی در امریکا و نخستین ایستگاه آتش نشانی پنسیلوانیا را ایجاد کرد. او بین ۸ تا ۱۲ صبح و ۲ تا ۶ عصر کار می‌کرد.

4-7-2014 12-00-12 AM


همان طور که می‌بینید ساعات زیاد و منظم خواب شبانه، یکی از رموز موفق این نوابع بود. بیشتر آنها هم از ساعات اول صبح به خوبی استفاده می‌کردند، به وعده غذایی صبحانه اهمیت خاصی می‌دادند و قسمت مهمی از کارهایشان یا تمام آن را در صبح انجام می‌دادند. چیز مهم دیگر صرف ساعات زیاد به صورت متمرکز، روی کارهایشان بود.

منبع


صفحه فیس‌بوک یک پزشک را ببینید:

فید یک پزشک محل مناسبی برای تبلیغات شما: محل تبلیغات متنی و بنری شما

برای سفارش تبلیغ تماس بگیرید

06 Apr 12:42

Useful phone

06 Apr 12:36

The worst ways to respond to "I love you"

05 Apr 12:41

۱۶ فروردین – وبگردی رنگی

by مجله آنلاین رنگی رنگی

۹ قانون طلایی برای تهیه قهوه

اگه از دوست داران قهوه هستید، یا اینکه میخواید تازه به جمعیت کافئین خواران اضافه بشید، این مقاله ی فارسی میتونه کمکتون کنه که راحت تر قهوه درست کنید.

(سایت رو اینجا ببینید)

 

عینک های معروف

خیلی از شخصیت های معروف واقعی یا توی فیلم ها عینک های معروفی داشتن که هیچ وقت از یادمون نمیرن. مثلا کیه که با دیدن عینک گرد قاب فلزی یاد جان لنون نیفته؟ این لینک یک مجموعه از عین های معروف رو نشونتون میده…

(سایت رو اینجا ببینید)

 

یک گلدون مدرن ببینید

این گلدون اونطوری که شما فکر میکنید درست نشده! نه شیشه است نه فوم! این گلدون توسط یک پرینتر سه بعدی درست شده…

(سایت رو اینجا ببینید)

 

مجله اپلیکیشنی یک پزشک

این مجله اپلیکیشن های مورد نیاز رو بهتون معرفی میکنه! الان هم که دم عیده، بهتره پیشنهادات اپلیکیشن های مورد نیاز در نوروز رو ببینید!

(سایت رو اینجا ببینید)

 

axe payin2

The post ۱۶ فروردین – وبگردی رنگی appeared first on رنگی رنگی.

05 Apr 12:38

گودر

by آخرین نسخه یک مرد
گودر حکم مادر رو داشت،
مادر رو که از دستمون گرفتن، همه آواره شدن!
 گوگل پلاس شد داآش بزرگه! باادباش و فرهنگیاش بیشتر رفتن پلاس!
 فیس بوک شد خواهر وسطی! خاله زنکا و سبزی پاک کنارو زیر دامنش گرفت!
 توییتر شد داآش کوچیکه تخس، فحش دوستا، فحش بازا، مثلا روشن فکرارو همراه خودش کرد
 بعضیام شدن دختر فراری، دیگه نه تو گودر میتونستن نوت بزنن، نه حوصله ای واسه آپ وبلاگشون دیگه موند!
 گودر مادر بود، اینارو دور هم جمع میکرد، همه خوش بودن. اما.....
 مادر کجایی، دلم برات تنگ شده... 
05 Apr 12:36

Stuffed Hair by Ahmad El-Abi

05 Apr 12:32

It always amuses me that the guy at the gate is shouting instructions to himself

05 Apr 12:29

A Mother Found a Way To Help Disabled Children

05 Apr 12:26

Me too

05 Apr 12:18

355 - شفیعی کدکنی

by kafiketabp



  1. از زلزله و عشق خبر کس ندهد
    آن لحظه خبر شوی که ویران شده ای ...

    شفیعی کدکنی

05 Apr 07:25

بالاتر از سیاهی

by آبراهام متوهمیان

سال لایتر
سال لایتر
عکاس و نقاش آمریکایی را -از جمله-  به دلیل نقش مهم‌اش در پایه‌گذاری «مدرسه (مکتب) نیویورک» در عکاسی می‌شناسند. پدرش مذهبی بود، خودش هم تا ۲۳ سالگی که مدرسه الهیات را به هوای هنر رها کرد، می‌خواست خاخام شود.
به نیویورک رفت و با نقاش‌های اکسپرسیونیست آبستره، آشنا شد و سرگرم نقاشی شد. ظاهرا یوجین اسمیت  او را به عکاسی تشویق می‌کند و سال لایتر با دوربین لایکا ۳۵میلیمتری، شروع به عکاسی سیاه‌وسفید می‌کند.

زن دراز کشیده

جوانا، ۱۹۴۷

از سال ۱۹۴۸ عکس‌های رنگی می‌گیرد که بخش مهمی از شهرت و سبک‌اش مربوط به آنهاست. توجهش به جزییات و نگاهش در عکاسی که شاید از نقاش‌بودنش هم تاثیر می‌گرفت، در عکس‌هایش از نیویورک، کافه‌ها، زن‌ها و نقش و رنگ‌هایی روشن و آشکار و گاهی محو و در گوشه‌های کادر، دیده می‌شود.

ما دوست داریم وانمود کنیم آنچه همگانی (public)  است تمام حقیقت دنیای واقعی‌ست.  سال لایتر

زمانی که عکاس‌های سرشناس، عکاسی رنگی را خیلی تحویل نمی‌گرفتند و آن را چندان «هُنری» نمی‌دانستند، لایتر با عکس‌های رنگی‌اش -به ویژه از نیویورکی که بیشتر سیاه‌وسفید، تصویر می‌شد- در آغاز، شهرت زیادی به دست نمی‌آورد. اما در کنار عکاسی مد، که در آن‌هم گاهی حاشیه،‌ در کارش برجسته‌تر از اصل بود، به سبک‌اش در عکاسی انتزاعی (آبستره) ادامه داد و در بعضی از عکس‌هایش، لایه‌هایی از آبرنگ و گواش را هم اضافه کرد.
استفاده زیاد از کادر عمودی، رنگ‌های تند و ترکیب‌بندی مرکز گریز (off-center) عکس‌هایش را شبیه کارهای نقاشان اکسپرسیونیست آبستره و شاید شبیه بعضی نقاشی‌های ژاپنی کرده‌است.

زن مرد و چتر

دو عکس از سال لایتر

در خیلی از عکس‌هایش چیزهایی مثل یک رهگذر، ردی از برف، آینه، شیشه، سایه و سایه‌روشن، بازتاب، مه، باران، در، پنجره، اتوبوس، ماشین و ردپایی از رنگ‌های تند، که انگار با قلم‌موی یک نقاش در گوشه‌هایی از عکس کشیده شده، وجود دارد؛ عکس‌هایی که شبیه‌شان را این‌روزها در شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام، زیاد می‌بینیم، شاید نظر خواننده‌ای که زیر نوشته‌ای که از لایتر به نام «پیشگام رنگ» یاد کرده، نوشته «پیشگام اینستاگرام» چندان هم بیراه نباشد.

grand palais

گرند پالاس

باید اعتراف کنم من عضو مدرسه زشتی نیستم. من احترام زیادی برای مفاهیم مشخصی از زیبایی قائلم، حتی اگر به نظر بعضی‌ها، ایده ٔ ازمُدافتاده‌‌ای باشد. بعضی عکاس‌ها فکر می‌کنند با عکاسی از بدبختی آدم‌ها، به مسائل مهمی اشاره می‌کنند. من فکر نمی‌کنم بدبختی عمیق‌تر از شادی باشد.  سال لایتر

سال لایتر، پس از شش دهه عکاسی از خیابان‌های نیویورک، ۲۶ نوامبر ۲۰۱۳ در ۸۹ سالگی در نیویورک مُرد.

Mannequin-saul woman-by-saul-leiter Tiffany-33-carat-canary-sapphire-saul-leiter 1966-photographed-by-saul-leiter-for-a-british-vogue-beauty-story-on-red-make-up saul-leiter-cafe woman-in-black-by-saul-leiter Foot-on-El-1954 snow-1960 dont-walk-1952 canopy-1958 saul-leiter-rainy-st man-window-saul-leiter saul-leiter-snow-red-umbrella saul-leiter-color saul-leiter-through-boards 1957 saul-Leiter-Phone-Call-1957 saul-leiter-street saul-leiter-woman-car-window saul-leiter-woman-rain-car saul-leiter-woman-waiting

برای آشنایی بیشتر با سال لایتر، فیلم مستند بی‌هیچ عجله خاصی: ۱۳ درس در زندگی با سال لایتر را ببینید.

سال لایتر
عکاس، نقاش
عکاس و نقاش آمریکایی، از پایه‌گذاران مکتب نیویورک
پیتسبورگ,پنسیلوانیا
US
زادروز: 12/03/1923

نوشتهٔ بالاتر از سیاهی را در گوشه کامل‌تر بخوانید.

05 Apr 07:03

Just 1 easy step for a magnificent beard!

05 Apr 07:03

Not so great news for the rest.

28 Mar 15:53

مسافران نوروزی در هتل چادر

by citizen

فیروزه دارابی / شهروند خبرنگار 

چادرهای مسافرتی  برای بسیاری از مردم ایران تنها محل مناسب برای اقامت در سفرهای نوروزی و زمان گردش و مسافرت است. در نوروز امسال نیز مطابق سنت هر ساله میلیون ها نفر از ایرانیان برای گذراندن تعطیلات راهی سفر شدند. در این میان برخی از مردم که توانایی مالی و یا شرایط لازم را داشته اند در هتل‌ها، مسافرخانه ها و محل های اسکان مسافران نوروزی مانند مدراس و ... داشته اند در این محل ها شب های مسافرت را به روز رسانده اند. در این میان اما جمعیت بسیاری نیز شب ها را چادرهای مسافرتی رنگارنگ خود گذرانده اند.

این بخش از مسافران نوروزی در هر گوشه ای از کشور چه در شهرها و چه روستاها محل های اقامت خود را برپا کرده اند. به گفته متخصصان و فعالان حوزه گردشگری استفاده از چادرهایی از این دست تنها در زمینه طبیعت گردی مورد تایید و استاندارد است، اما مسافران نوروزی ایران این چادرها را نه تنها در دل دشت و دمن و طبیعت که در گوشه و کنار شهرها نیز برپا می کنند.

برپایی چادرهای مسافرتی در روزهای تعطیلات نوروزی در شهرهای کشور آنقدر زیاد و چشمگیر می شود که حالا می توان آنها را بخشی از نماد و نشانه های نوروز و تعطیلات دانست. یکی از دلایل عمده عدم استفاده گردشگران ایرانی از دیگر محل های اقامت گردشگری استاندارد مانند هتل ها و مسافرخانه ها و ... گران بودن قیمت آنهاست به گونه ای که برای یک شب ماندن در یک هتل سه ستاره برای یک خانواده 4 نفره در ایام نوروز به صورت میانگین بین 300 تا 500 هزار تومان هزینه خواهد داشت. این در حالی است که هتل ها در ایران به جز محلی برای خواب خدمات چندانی به مسافران عرضه نمی کنند.

با این حال استفاده فراگیر از چادرهای مسافرتی در روزهای تعطیل و ایام پرمسافرت در برخی از شهرهای مقصد گردشگری ایران باعث به وجود آمدن پاره ای مشکلات شده است به گونه ای که برخی از مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در پی ممنوع کردن استفاده از چادر در برخی از شهرهای کشور شده اند.

بر همین اساس دستکم در دو مورد مسئولان در استانهای مازندران و اصفهان از ممنوع بودن استفاده از چادر در شهرهای این استانها خبر داده بودهد. در همین رابطه محسن رنجبر معاون خدمات شهری شهرداری اصفهان گفت: «هدف شهرداری این است که چادر خوابی در ایام نوروز به صفر برسد. »

به گزارش ایسنا این مقام مسئول با بیان اینکه با منازل استیجاری و خوابگاه‌ها کمبود تخت برای مسافران نوروزی به حداقل رسیده است، اظهار کرد: اگر تعداد منازل استیجاری به 15 هزار باب برسد نیازی به مکان‌های تجمعی برای چادر زدن مسافران در اصفهان نیست.  وی با تاکید بر حفظ امنیت و ایمنی مسافران در ایام نوروز افزود: چادر خوابی امنیت و ایمنی لازم را برای مسافران نوروزی فراهم نمی‌کند و امیدواریم چادر خوابی در مجتمع‌های نامناسب نداشته باشیم.

همچنین مدیر کل صنایع دستی و میراث فرهنگی و گردشگری مازندران اعلام کرد: «چادر خوابی یک معضل جدی در حوزه گردشگری مازندران است.»

در همین راستا یک ماه پیش از آغاز تعطیلات نوروزی مرتضی رحمانی موحد معاون گردشگری کشور گفت: «نصب چادر در سطح عمومی شهرها مانند خیابان‌ها، حاشیه بلوارها و پارک‌ها و بوستان‌ها ممنوع است. » وی افزود: «موضوع نصب چادر موضوع مناسبی نیست چراکه در برخی موارد باعث به وجود آمدن آسیب های اجتماعی شده است بنابر این نصب چادر در سطح عمومی شهرها مانند خیابان ها، حاشیه بلوارها و پارک ها و بوستان ها ممنوع است و در شهر هایی که امکان ایجاد کمپینگ وجود دارد باید فضاهای کمپینگی ایجاد شود.»

با این حال این گفته معاون گردشگری با واکنش برخی نمایندگان مجلس مواجه شد، «ایرج ندیمی»، سخنگوی فراکسیون گردشگری مجلس درباره پیشنهاد ممنوعیت در استفاده از چادرهای مسافرتی که در ستاد خدمات سفر مطرح شده است، به خبرگزاری فارس می گوید: «این موضوع ممنوعیت استفاده از چادرهای مسافرتی به دو دلیل قابل رد شدن است نخست اینکه گردشگری در ایران از جهات مختلف با محدودیت هایی در زمینه امکانات مواجه است که تا وقتی آن امکانات، متناسب با درآمد، نیاز و استقبال مردم ساخته و آماده نشود و بخش دولتی و خصوصی سرمایه گذاری نکنند اساساً امکان پذیرش مسافر وجود ندارد مثلاً در شهرهای شمالی مثل لاهیجان برای چند صد نفر مسافر جایی برای اسکان وجود ندارد بنابر این زیرساخت ها در کشور برای جذب مسافر فراهم نیست.»

وی ادامه می دهد: «نکته دوم این است که دولت، امکاناتی در زیرمجموعه ادارات، مدارس، دانشگاه ها و... دارد که به جای ممنوع کردن استفاده از چادر مسافرتی، این ظرفیت های اقامتی را به منظور استفاده حداکثری، در اختیار مردم قرار دهد و هزینه های نازلی را هم بابت آن از مردم دریافت کند این طور، حداقل مردم در یک جای مسقف می مانند.»

این نماینده مردم در مجلس در خصوص اینکه اگر این دو امکان فراهم نشود، می گوید: حالا اگر این دو امکان فراهم نشد مردم باید چه کار کنند؟ نباید به مسافرت بروند؟ اگر مردم به سفر نروند بار و هزینه سنگین آن را کشور متحمل می شود چون فشارهای روحی، روانی برای افراد بوجود می آورد. ما نباید به این فکر باشیم که مردم را از سفر محروم کنیم. نمی توانیم آنها را در استفاده از امکانی مثل چادر مسافرتی محروم کنیم. اما این موضوع را می شود ضابطه مند کرد، شهرداری ها می توانند محلهایی را برای اقامت این افراد به منظور برپا کردن چادرهایشان آماده کنند که در عبور و مرور مردم نیز خلل ایجاد نکند.

ندیمی تأکید می کند: «ما نمی توانیم ضعف عرضه خدماتمان را به مردم تحمیل کنیم. پس اولاً باید زیرساخت ها تامین شود، دوم؛ امکانات موجود دولتی عرضه شود و سوم اینکه باید مقرراتی برای ماندن مسافران در شهرها فراهم شود.»

در نهایت با همه این بحث ها و واکنش ها نوروز امسال و گشتی در شهرهای محبوب گردشگران در شمال و جنوب کشور نشان می دهد چادر همچنان محبوب ترین محل اقامت مورد پسند مسافران نوروزی در ایران است. عکسهای این گزارش برخی از نمونه های چادرخوابی گردشگران نوروزی ایران در شهرهای مخالف کشور را نشان می دهد.