آدمیزاد میتواند مرتکب بیشمار اشتباه ریز و درشت شود. میتواند بداخلاقی کند، بددهنی کند، بدرفتاری کند. میتواند دروغ بگوید، غیبت کند، تهمت بزند. میتواند تقلب کند، خیانت کند، دزدی کند، آدم بکشد، قتل عام کند. آدمیزاد میتواند هزار گناه و کثافت کاری، در ابعاد و اندازه و طعمهای مختلف، داشته باشد که اگر خودت را چپ و راست و کوچک و بزرگ کنی و در شرایط مشابه قرار دهی و به قبل و بعد ماجرا کمی موشکافانه نگاه کنی، احتمال دارد بتوانی طرف را تا اندازهای بفهمی. اما در این میان فقط یک چیز است که بنظرم به هیچ وجه بخشودنی و گذشتنی و فراموش کردنی نیست: عدم مسئولیت پذیری!
اینکه آدم یک کاری بکند، یک حرفی بزند، یک تصمیمی بگیرد، و آنوقت نخواهد مسئولیت آن کار و حرف و تصمیم را بپذیرد، این بدترینِ بدیها و زشتترینِ زشتیهاست. کسی که گند کار و حرف و تصمیم اشتباهش بالا میآید و در جواب میگوید: «حالا مگه چی شده؟» «بیخودی شلوغش نکن» «آسمون که به زمین نیومده» «بابا بیخیال حالا» «حالا سخت نگیر» «سرنوشته دیگه» «خودت فکر میکنی خیلی بهتری؟» «همه همین کارو میکنن» را باید از پهنا به دو نیم کرد و هر قسمتش را از یک طرف دروازهی جهنم آویزان نمود. هر آدمی باید یاد بگیرد مسئولیت کارها، حرفها و تصمیماتش را «خودش» بپذیرد، برای جبرانشان از انرژی و وقت و پول «خودش» هزینه کند و در نهایت بفهمد که تمام اینها حداقل کاریست که میتواند برای جبران کار و حرف و تصمیم اشتباهی که «خودش» مرتکب آن شده انجام دهد.
آدمیزاد میتواند مرتکب بیشمار اشتباه ریز و درشت شود. اما کسی که مسئولیت اشتباهش نمیپذیرد آدمیزاد نیست، عن است!





