Shared posts

20 Mar 08:34

(2) Tumblr

by Wake_up_service

Submitted by Wake_up_service
22 Feb 17:16

اینقدر تعقیبم نکن!

by آزاده سپهری

 

Stop-Following-Me

اینقدر تعقیبم نکن!

(منبع: اینترنت)

 

.


22 Feb 17:16

آدم چقدر باید «نُرمال» باشد تا بتواند «دیوانگان» را درک کند؟

by آزاده سپهری

تعداد فیلمسازانی که در فیلم هایشان به زندگی و مشکلات بیماران روحی می پردازند، در سالهای اخیر رو به افزایش بوده. این پدیده آنچنان که شاید برخی ها فکر کنند، چندان بدیهی نیست. حتی در جوامع مدرن غربی در رابطه با بیماری های روحی چندان که باید روشنگری نشده و این جوامع نیز برخوردی مناسب با بیماران روحی ندارند. بسیاری از مردم حتی نمی توانند تشخیص دهند که فردی مبتلا به بیماری ای روحی ست، چه برسد به آنکه بدانند چگونه باید با او برخوردی درست داشت. بیماران روحی در بسیاری موارد مورد تمسخر دیگران قرار می گیرند، که این باعث هر چه بیشتر فاصله گرفتن آنان از انسانها و انزوای اجتماعی شان می شود. به دلیل عدم روشنگری در این زمینه خانواده های این افراد نیز معمولا تحت فشار شدید قرار دارند و نمی توانند چنان که باید به آنها کمک کنند.

.
در رسانه های برخی کشورهای غربی هنوز هم در قرن بیست و یکم بیماران روحی به عنوان جانی و جنایتکار نمایانده می شوند. برای نمونه در رسانه های بریتانیا فقط زمانی از اسکیزوفرونی نام برده می شود، که فردی اسکیزوفرن مرتکب قتل شده باشد. این باعث شده که بسیاری از بریتانیایی ها این تصور را پیدا کنند که همه افراد مبتلا به اسکیزوفرنی خطرناک و قاتل اند. برایان سمپِل در مقاله ای در ایندپندنت به این معضل اشاره کرده است.

.
فیلمسازانی که در این شرایط به موضوع بیماری های روحی یا معلولیت های ذهنی می پردازند و ریسک از دست دادن تماشاچی را پذیرا می شوند، در واقع در این زمینه پیشاهنگ اند و باید برای کارشان ارزشی بالا قائل شد.

………………  در این جا به طور خیلی خلاصه چند فیلم را که خودم دیده ام،
……………… با ترتیب زمانی معرفی می کنم:

Elling

(کمدی تراژیک، نروژ، 2001)

دو مرد در بیمارستانی روانی با هم آشنا و دوست می شوند. بعد از دو سال این دو مرخص می شوند و با هم در آپارتمانی شروع به زندگی «عادی» می کنند؛ زندگی ای که برای آنها پُر از هیجان و ماجراست.

الینگ – بدون مادرم هرگز (عنوان آلمانی فیلم)

(کمدی تراژیک، نروژ، 2003)

عنوان اصلی فیلم Mors Elling است. این فیلم به پیشینه زندگی الینگ قبل از اینکه به بیمارستان بیفتد، می پردازد. الینگ با چهل سالگی هنوز هم پیش مادرش زندگی می کند و کاملا به او وابسته است. او به ندرت از خانه خارج می شود و با تفریح هیچ میانه ای ندارد. مادرش بدون اینکه به او بگوید برای هر دوی شان سفری تدارک می بیند و الینگ بعد از دعواهای شدید بالاخره راضی می شود او را همراهی کند. این سفر و زندگی در بین مردم برای الینگ شبیه سفر به کره مریخ است و او هر دقیقه با چالش هایی جدید روبرو می شود.

تماس

(کمدی تراژیک، محصول مشترک مقدونیه و آلمان، 2005)

مردی خشن و دعوایی که تازه از زندان آزاد شده، مجبور می شود تعمیرات خانه زنی را که تازه از بیمارستانی روانی مرخص شده، به عهده بگیرد. بر خلاف میل اولیه مرد، این دو به هم نزدیک می شوند و زندگی شان دستخوش تغییراتی می شود.

کیک برفی

(کمدی تراژیک، محصول مشترک بریتانیا و کانادا، 2006)

الکس در سفری با ماشین دختری را سوار می کند. آنها تصادف می کنند و دختر می میرد. الکس که دچار عذاب وجدان است، می خواهد هر طور شده خودش خبر مرگ دختر را به خانواده اش بدهد. ولی وقتی با مادر دختر روبرو می شود، می بیند که او از خبر مرگ دخترش اصلا ناراحت نیست و به فکر تمیز کردن خانه اش است. بعد از مدتی الکس متوجه می شود که مادر دختر دچار بیماری اوتیسم است. با این وجود او تصمیم می گیرد تا مراسم دفن دختر آنجا بماند. بر اثر نزدیک شدن به مادر دختر، تغییراتی در نوع نگاه الکس به وجود می آید و در این اثنا عاشق زنی می شود.

تاکسی رادیو بلگراد (عنوان آلمانی فیلم)

(کمدی تراژیک، محصول مشترک صربستان و آلمان، 2010)

عنوان انگلیسی فیلم: The Woman with a Broken Nose (زنی با بینی شکسته).
یک تاکسی ران در بلگراد زنی جوان با نوزادش را سوار می کند. در ترافیکِ روی یک پُل زن به ناگهان از ماشین پیاده می شود و از بالای پُل به داخل رودخانه می پرد. مرد تاکسی ران با نوزاد تنها می ماند و به دلیل یکسری اتفاقات تصمیم می گیرد خودش از او نگهداری کند. بعد از مدتی پرستاری از زن را نیز متقبل می شود.

وینسنت بیشتر از اینها می خواهد

(کمدی تراژیک، آلمان، 2010)

سه جوان مبتلا به بیماری های گوناگون روحی (توره، آنورکسی، اختلال وسواس فکری-عملی) از بیمارستان فرار می کنند و با هم راه ایتالیا را در پیش می گیرند. پدر یکی از آنان که سیاستمدار است، به همراه زن روانپزشکی که مسئول آنها بوده، به تعقیب آنها می پردازند.

(در عنوان اصلی فیلم vincent will meer با کلمات بازی شده. در چنین جمله ای معمولا mehr به کار میرود، که به معنی بیشتر است. Meer به معنی دریاست. در واقع عنوان فیلم تداعی کننده «وینسنت بیشتر میخواهد» است، با آنکه ترجمه کلمه به کلمه آن «وینسنت دریا میخواهد» است.)

Tatort: Ordnung im Lot

(پلیسی، آلمان، 2012)

در این فیلم تلویزیونی از سری فیلم های پلیسی و پُر بیننده ی «تات اورت»، شاهد اصلی یک قتل، زنی اسکیزوفرن است، که پلیس ها باید بسیار تلاش کنند تا بتوانند از زبان و حرفهای او کشف رمز کنند.

اشنیتسل برای همه

(کمدی، آلمان، 2013)

اداره کار یک مرد بیکار را مجبور به کار در خانه ای میکند که در آن سه نوجوان زندگی میکنند. یکی شان دختری فلج است، یکی شان مبتلا به سندرم داون و دیگری مبتلا به اوتیسم است. مرد با کمک دوست نزدیکش از قابلیت های پسر مبتلا به اوتیسم برای برنده شدن در قمار «سواستفاده» میکند.

Tatort: Schwindelfrei

(پلیسی، آلمان، 2013)

در این فیلم تلویزیونی از سری فیلم های پلیسی و پُر بیننده ی «تات اورت»، یک کارآگاه پلیس بعد از جراحی مغزی دچار توهمات و علائمی شبیه به اسکیزوفرنی شده بوده. بعد از مداوا به کارش برمیگردد، ولی هم همکارانش، هم خودش شک دارند که چیزهایی که می بیند، واقعی ست یا محصول تخلیلاتش هستند. البته این موضوع حاشیه ای فیلم است، ولی همین که به چنین موضوعی اشاره شده، خودش گامی بسیار بزرگ است.

.


12 Feb 14:55

Costco trying to change things around

12 Feb 14:54

Our Struggle.

12 Feb 14:42

حال آقای خونه قابل وصف نیس

by 1002shab

نیم وجبی و آقای خونه با هم بازی می کردند که یه دفعه نیم وجبی گفته: بازی بسه! بیا بریم پیش آدما!

12 Feb 13:09

ابهام‌ها و حاشیه‌های حضور "دوجنسیتی‌‌ها" در فوتبال زنان ایران

خبر محرومیت ۷ زن فوتبالیست ایران از ادامه بازی در تیم‌های فوتبال به دلیل وضعیت هورمونی متفاوت، همچنان با حاشیه‌ها و ابهام‌هایی روبرو است. حضور برخی از این زنان در باشگاه‌های مختلف سبب اوج‌گیری بحث در این باره شده است. پس از مدت‌ها حدس و گمان در باره این رویداد، روز جمعه (۱۸ بهمن) احمد هاشمیان، رئیس کمیته پزشکی فوتبال ایران در مصاحبه با ایسنا این خبر را تایید کرد، ولی آخرین مورد از این محرومیت‌ها را به یک سال و نیم پیش مربوط دانست. هاشمیان گفت که این ۷ نفر "ابهام جنسیتی" داشته‌اند که "تعدادی مشکل‌شان را برطرف کرده و به مسابقات برگشتند، اما تعدادی از آن‌ها به دنبال این موضوع نرفتند". پیشینه ماجرا شهریورماه سال ۸۸ نخستین بار، شایعه حضور چهار بازیکن دوجنسیتی در ترکیب تیم ملی فوتبال بانوان ایران بر سرزبان‌ها افتاد و گفته شد، ‌چهار بازیکن سابق تیم ملی ـ که هر یک صدایی بم‌تر یا فیزیکی ‌درشت‏‌تر از برخی بازیکنان تیم ملی داشتند ـ "خانم نبوده و ‌مشکل جنسیتی دارند". به رغم این شایعات، فریده شجاعی، نائب رئیس فدراسیون فوتبال ‌به ‌شدت این موضوع را تکذیب کرد و درز این اخبار را نتیجه دشمنی رقبا و دشمنان فوتبال ایران دانست. با این همه، یکی از بحث های جنجالی در حوزه فوتبال زنان ایران در سال‌های اخیر، حضور "دوجنسه" ها بوده که به دلیل شرایط خاص فیزیکی و توانایی های بیشتر در قیاس با همجنسان، امکان تحرک و برآمد بیشتری در زمین بازی را دارند و همین باعث می‌شود تیم ها به واسطه حضور این بازیکنان موفقیت بیشتری کسب کنند. اظهارات بحث‌انگیز یک مربی هفته گذشته با مصاحبه یکی از مربیان فوتبال زنان و اعتراض او به به‌کارگیری زنان "دوجنسه" در برخی از تیم‌های رقیب، این بحث اوج تازه‌ای یافت. فدراسیون فوتبال پیش از این اعلام کرده بود اجازه بازیکنان دوجنسیتی را در لیگ فوتبال بانوان نمی دهد و در این خصوص از برخی بازیکنان دوجنسه در لیگ برتر آزمایش خواهد گرفت و آن‌ها اجازه حضور در لیگ بانوان را نخواهند داشت. اما به گفته این مربی «ما با چند بازیکن از این دست به تفاهم رسیدیم اما وقتی دیدیم نمی‌توانیم به دلیل برخی مشکلات از آن‌ها استفاده کنیم با وجود داشتن ضعف فنی در برخی پست ها این بازیکنان را به خدمت نگرفتیم. این در حالی است که برخی تیم ها از این بازیکنان دوجنسه استفاده می‌کنند.» پس از این اظهار نظر بود که رئیس کمیته پزشکی فوتبال ایران با مصاحبه خود با ایسنا کوشید به شایعات پایان دهد و در باره حضور افراد دوجنسه در فوتبال زنان ایران و نوع برخورد با آن‌ها توضیحاتی ارائه کند. با این همه، همین اظهارات رئیس کمیته پزشکی فوتبال ایران نیز با اما و اگرهایی همراه شده است. از جمله نیلوفر اردلان، کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال بانوان که در حال حاضر کاپیتان تیم ملی زنان داخل سالن ایران است به روزنامه اعتماد روایتی متفاوت ارائه می‌کند و می‌گوید: «موضوع آن طور که تصور می کنید نیست.» خانم اردلان می‌افزاید: «این طور نیست که ظاهر و... این افراد شبیه مردان باشد. اصلااین موضوعی که آقای هاشمیان بیان کردند مربوط به ۳ ، ۴ سال پیش می‌شود و از ۷ بازیکنی که نام برده شد ۴ بازیکن تست دادند و با یک سری آزمایشات و تزریقات مشکل‌شان حل شد. ۲ ، ۳ بازیکن هم از تیم ملی کنار گذاشته شدند. به طور کلی این طور نبود که آن‌ها مذکر باشند بلکه از نظر هورمونی به سمت مذکر بودند.» روزنامه اعتماد از مجموعه اظهارات شماری از دست‌اندرکاران فوتبال زنان ایران نتیجه گرفته است که بازیکنان "دوجنسه" تنها از تیم ملی کنار گذاشته شده‌اند ولی حضورشان در تیم های باشگاهی منتفی نیست. مسئولان فدراسیون فوتبال در این باره همچنان ساکت هستند. "حساسیت بیشتر در ایران" رئیس کمیته پزشکی فوتبال ایران در ادامه مصاحبه‌اش با ایسنا گفته است که «ما به عنوان یک کشور اسلامی حساسیت بیشتری روی این موضوع نسبت به سایر کشورها و فیفا داریم». برخی رسانه‌ها از برخوردهای حرمت‌شکنانه و زدن انگ بیمار بر روی ورزشکاران زنی خبر داده‌اند که که وضعیت هورمونی متفاوتی نسبت به همجنسان خود داشته‌اند. در تعاریف بین‌المللی دو جنسیتی (به انگلیسی: bigender) به افرادی اطلاق می‌شود که رفتار اجتماعی بین زنانه و مردانه دارند. براساس تصمیم کمیته المپیک در سال ۲۰۱۱، تنها انجام تست تعیین میزان هورمون آندروژن مجاز است. اگر تشخیص داده شود که میزان آندروژن در یک ورزشکار زن به اندازه مردان است و این موضوع باعث شود که آن‌ها نسبت به رقبای زن خود از برتری و امتیاز ناعادلانه ای برخوردار باشند، اجازه شرکت در مسابقات را پیدا نمی‌کنند. براساس تصمیم یادشده، چنین زنانی می‌توانند پس از کاهش هورمون آندروژن خود و رساندن آن به حد متوسط معمول در بین دیگر زنان ورزشکار دوباره در مسابقات شرکت کنند. در قوانین بین المللی از ضرورت عمل جراحی برای تغییر کامل جنسیت به عنوان شرط ورود به مسابقات ورزشی یاد نشده است.
12 Feb 13:01

ویلای آل کاپون به فروش می‌رسد

آل کاپون در ویلایی در میامی زندگی کرد، مهمانی داد و جشن گرفت و در همین ویلا هم درگذشت. حال اعلام شده که ویلای معروف‌ترین گانگستر تاریخ آمریکا به مبلغ ۸ میلیون ۵۰۰هزار دلار به فروش گذاشته شده است. آلفونسو گابریل کاپون معروف به آل کاپون معروف‌ترین گانگستر آمریکا و بزرگترین نماد شبکه‌های مافیایی و قانون شکنی در دهه ۱۹۲۰ آمریکا به شمار می‌رود. تبار کاپون ناپلی (ایتالیایی) بود، ولی خودش در نیویورک متولد شده بود. او تبهکاری را از بروکلین آغاز کرد، بعدا دامنه فعالیتش را به شیکاگو کشید و تبدیل به بدنام‌ترین مجرم این شهر شد. آل کاپون، هم خودش آدم‌کش بود و هم به دیگران ماموریت‌های مشابهی را محول می‌کرد. ولی در عین حال بلد بود که از زندگی هم لذت ببرد. او در میامی آمریکا ویلایی داشت که آن را ۴۰ هزار دلار خریده بود. این ویلا هزار متر مربع مساحت دارد با چمن‌های پرپشت و نخل سایه‌دار و با استخری موج‌انداز. کسی که بخواهد مثل آل کاپون از زندگی در چنین ویلایی لذت ببرد می‌تواند برای خرید ویلای او که حالا در معرض فروش قرار گرفته اقدام کند. صاحب کنونی ویلا، که خود یک سال و نیم پیش آن را خریده، می‌خواهد آن را به مبلغ ۵ / ۸ میلیون دلار بفروشد. "تاریخی دارای تناسب" شاید طنز تاریخ باشد که فروشنده کنونی ویلای آل کاپون یک مشاور مالیانی است. کاپون سال ۱۹۳۱ به دلیل جرائم مالیانی به ۱۱ سال زندان محکوم شد. او البته جنایات بزرگتری هم مرتکب شده بود که کمتر امکان محاکمه قضایی آن‌ها پیش آمد. از جمله گفته می‌شود که او سال ۱۹۲۹ در پشت کشتاری در شیکاگو بود که در جریان آن ۷ نفر جان سپردند. وقتی که این عملیات جریان داشت، آل کاپون خود در ویلای شخصی‌اش مشغول جشن و تفریح بود تا مدرک و دلیلی مبنی بر آمریت وی در قتل به دست نیاید. ویلای آل کاپون سال ۱۹۲۲ ساخته شده است. صاحب اول ویلا کالرنس بوش از اعضای خانواده معروفی بود که در آمریکا آبجوسازی داشت. آدلفوس بوش بزرگ خاندان بوش در قرن نوزدهم از آلمان به آمریکا مهاجرت کرد و با فرد دیگری به نام ابرهارد آنهویزر، که او هم از آلمان به آمریکا مهاجرت کرده بود، آبجوسازی آنهویزر- بوش را بنیاد گذاشت. این بخش از ماجرای تاریخی ویلا نیز با سرگذشت کاپون بی‌تناسب نیست. کاپون هم بخشی از درآمد خود را از راه فروش مشروبات الکلی در دوران ممنوعیت خرید و فروش این مشروبات در آمریکا، به دست آورده بود. ویلای مورد فروش، هم عیش‌گاه کاپون بود و هم مرگ‌گاه او. کاپون سال ۱۹۴۷در همین ویلا از ذات‌الریه درگذشت.
12 Feb 12:56

دولت دبی "ظرف یک سال" اسناد را با پهپاد به شهروندان تحویل می‌دهد

در حالی که تلاش دیگر کشورها برای استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین به‌منظور جابه‌جایی بسته‌های پستی موفق نبوده، دولت دبی می‌گوید "در عرض یک سال آینده" نامه‌های رسمی و مدارک را با پهپاد به شهروندان تحویل می‌دهد. دبی در صدد استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین برای تحویل گواهینامه‌های رانندگی و دیگر اسناد رسمی به شهروندان است. امارات متحده عربی اعلام کرده است، طرح‌هایی در دست دارد تا از پهپادهای کوچک برای بهبود و ارتقای خدمات دولتی خود استفاده کند. مقام‌های امارات می‌گویند، انتظار می‌رود که این پهپادها که دارای چهار ملخ هستند (کوادکوپتر) در عرض یک سال كار خود را آغاز کرده و مورد بهره‌برداری قرار بگیرند. ظاهرا در این پهپادها از سامانه‌های تشخیص اثر انگشت و عنبیه چشم به منظور حفاظت از محموله‌ها استفاده خواهد شد. "نخستین پروژه در نوع خود در جهان" بنا بر گزارش منتشره در "اسکای نیوز"، محمد القرقاوی، وزیر امور کابینه امارات روز دوشنبه (۱۰ فوریه/ ۲۱ بهمن) در این باره گفت: «امارات متحده عربی تلاش خواهد کرد تا خدمات دولتی خود را از طریق پهپادها ارائه کند.» او ادامه داد: «این نخستین پروژه در نوع خود در سطح جهان است.» محمد القرقاوی که این سخنان را در دبی و در حضور شیخ محمد بن راشد آل مکتوم، امیر دبی بیان می‌کرد نمونه‌ای اولیه از این وسیله را نیز به معرض دید عموم گذاشت. پهپاد مورد نظر با باتری کار می‌کند، حدود ۴۵ سانتی‌متر پهنا دارد و یک روکش از آسیب‌دیدگی ملخ‌های آن جلوگیری می‌کند. بر روی این پهپادها هم پرچم امارات متحده عربی چاپ شده است. عبدالرحمان السرکل، طراح این پروژه، استفاده از فناوری تشخیص اثر انگشت و عنبیه چشم در این نوآوری را تأیید کرده است. محمد القرقاوی، وزیر امور کابینه امارات می‌گوید، این هواپیماها برای مدت ۶ ماه به منظور تشخیص پایداری و اثربخشی آن‌ها به صورت آزمایشی مورد استفاده قرار خواهند گرفت و سپس در معرض استفاده سراسری در امارات گذاشته خواهند شد. به گفته او، محموله‌های پستی هوایی شامل کارت‌های هویت، گواهینامه‌های رانندگی و سایر مجوزها خواهند شد. پیش از این نیز پروژه‌ استفاده از پهپادهای کوچک برای ارائه خدمات پستی در دیگر مناطق جهان مطرح شده بود اما به دلایل مختلف از جمله تداخل با پاره‌ای از مقررات ناوگان هوایی غیر نظامی اجرایی نشد.
11 Feb 19:00

و فقط بعد از جیش صبحگاهی بوده که دست از تهدید به شکایت برداشته است

by giso shirazi
دکتر یه باند با چسب به شکم دوقلو چسبونده بوده که وقتی  محل عمل را پماد می زنند به جایی مالیده نشود.
بعد از چند روز که جای عمل خوب شده و نیاز هم به زدن پماد نبوده وقتی دوقلو در خواب بوده ، مادرش باند کهنه را برداشته است.
فردا صبح دوقل بیدار شده و جای خالی باند را دیده و فریاد زنان و عربده کشان و گریه کنان که : من از شما شکایت می کنم، دکتر گفته بوده این باید همیشه بمونه
گویا فکر می کرده دلیل راحتی اش این باند و چسب است :)
11 Feb 19:00

خوشا رهایی

by giso shirazi
جینگول یکی از دوقلوها را که مشکلی تنگی آبراه داشته  و خیلی اذیت می شد عمل کردن و حالا هروقت می ره دستشویی از ذوق می میره  و هی میگه :چقدر قشنگ جیش می کنم
11 Feb 13:17

یازدهم فوریه٬ روز اعتراض جهانی به جاسوسی دیجیتال

فعالان حریم خصوصی و آزادی اطلاعات حرکتی جهانی را برای اعتراض به جاسوسی گسترده ارتباطات دیجیتال از سوی دولت‌ها سازمان‌دهی کرده‌اند که روز ۱۱ فوریه برگزار خواهد شد. "روز مقابله" کاربران جهان در راه است. سه‌شنبه یازدهم فوریه ( ۲۲ بهمن) روزی است که جامعه آنلاین جهانی قرار است اعتراضی گسترده را در فضای مجازی علیه جاسوسی گسترده ارتباطات دیجیتال توسط دولت‌ها سازمان‌دهی کند. فعالان آزادی اطلاعات و حقوق دیجیتال این روز را "روز مقابله" (The Day We Fight Back) نام‌گذاری کرده‌اند. این اعتراض گسترده که در پهنه وب انجام می‌گیرد، واکنشی است برآمده از افشاگری‌های ادوارد اسنودن٬ پیمان‌کار پیشین آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) که از سیستم مخوف و عظیم جاسوسی دیجیتال این سازمان پرده برداشته است. اسنودن اطلاعاتی را برملا کرده که هراس‌ها و نگرانی‌های جدی برای بسیاری از فعالان حریم خصوصی و آزادی بیان و حامیان گردش آزاد اطلاعات پدید آورده است. آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) و مرکز ارتباطات دولت بریتانیا (GCHQ) پس از افشاگری‌های اسنودن در کانون توجه کاربران اینترنت در سراسر جهان قرار گرفتند و این اعتراض جهانی هم بیش از هرچیز علیه این دو سازمان است که با ایجاد زیرساختی عظیم برای جاسوسی ارتباطات دیجیتال٬ دنیای اینترنت را بهت‌زده کرده‌اند. در جست‌وجوی آزادی‌ها و حقوق ازدست‌رفته بنیاد EFF، از مبتکران طرح اعتراض جهانی به جاسوسی گسترده دیجیتال، می‌گوید: «این دو سازمان استانداردهای رمزگذاری داده‌ها در اینترنت را مخدوش کرده‌اند و با تجهیزات جاسوسی به زیرساخت اینترنت آسیب‌های جدی وارد کرده‌اند؛ صدها میلیون مورد از مکالمات تلفنی شهروندان بی‌گناهی که مرتکب هیچ جرمی نشده‌اند را ضبط کرده‌اند و ارتباطات الکترونیک میلیون‌ها نفر را در درون مرزهای آمریکا و بریتانیا و خارج از مرزهای این کشورها رهگیری کرده‌اند.» آن‌طور که این سازمان می‌گوید این اعتراض٬ واکنشی به این اقدامات "غیرقانونی و سرکوب‌گرانه" از سوی بزرگ‌ترین دموکراسی‌های دنیا است٬ که با یاد و خاطره آرون سوارتز، هکر آزادی‌خواهی که سال گذشته خودکشی کرد٬ و با اتکا به پیروزی بزرگ فعالان دنیای وب در متوقف کردن طرح‌های بحث‌برانگیزی نظیر سوپا و پیپا انجام خواهد شد. خواسته کاربران دنیا در روز ۱۱ فوریه پایان دادن به جاسوسی دیجیتال در همه کشورها٬ توسط همه دولت‌ها است؛ صرف‌نظر از مرزها و سیاست‌ها. به اعتقاد مبتکران این طرح٬ جاسوسی گسترده روی ارتباطات دیجیتال٬ مصداق بارز نقض حقوق بشر است. آنها گفته‌اند که هرچه کاربران بیشتری به این حرکت اعتراضی بپیوندند٬ احتمال تبدیل شدن این رویداد به یک جنبش اجتماعی جهانی بیشتر خواهد شد. در ژانویه ۲۰۱۲ در حرکتی که شاید بتوان آن را بزرگ‌ترین حرکت اعتراضی در تاریخ اینترنت نامید٬ پیش‌گامان دنیای آنلاین از جمله ویکی‌پدیا٬ گوگل، ردیت (Reddit) و صدها کمپانی دیگر توانستند با اتحاد و اعتراض از تصویب طرح‌های جنجالی سوپا و پیپا جلوگیری کنند؛ طرح‌هایی که می‌توانستند مقدمه‌ای برای گسترش سانسور در جهان باشند. بیشتر بخوانید: تعطیلی اعتراضی موقت ویکی پدیای انگلیسی حالا افشاگری‌های اسنودن نشان داده با آنچه در پس پرده و در سازمان‌هایی نظیر NSA و GCHQ در جریان است٬ اینترنت با تهدیدی به مراتب بزرگ‌تر و هولناک‌تر روبروست. سازمان‌های بین‌المللی بسیاری، از جمله عفو بین‌الملل٬ گلوبال وُیسز٬ پن اینترنشنال٬ اوپن‌مدیا٬ پرایوسی اینترنشنال٬ بنیاد Access و ده‌ها سازمان فعال دیگر تا کنون از این حرکت اعتراضی حمایت کرده‌اند. از اینجا می‌توانید وب‌سایت رسمی «روز مقابله» کاربران جهان علیه جاسوسی دیجیتال را ببینید: https://thedaywefightback.org
11 Feb 13:15

در یک پروژه عظیم، دبی آلمان را کپی می‌کند

در چارچوب یک پروژه عظیم دبی قصد دارد تا مدلی از آلمان به همراه چند کشور اروپایی دیگر را در یک مجمع‌الجزایر بازسازی کند. این پروژه "قلب اروپا" نام دارد و یک سرمایه‌دار اتریشی ساخت آلمان را بر عهده گرفته است. یک سرمایه‌دار اتریشی در نظر دارد تا نمونه‌ای کوچک از کشور آلمان را در مجمع‌الجزایر "جهان" در دبی بسازد. در این جزیره قرار است نه تنها مدلی از آلمان بلکه نمونه‌هایی از بناها و دیدنی‌های کشورهای اروپایی از جمله فرانسه، ایتالیا، اتریش، اسپانیا و موناکو ساخته شود. این پروژه که به نام "قلب اروپا" خوانده می‌شود، از شش جزیره اصلی تشکیل شده که کار ساخت هرکدام از این جزایر به مزایده گذاشته است. عملیات ساخت پروژه "آلمان" در دبی شروع شده و انتظار می‌رود که در سال ۲۰۱۶ به پایان برسد. گردشگران می‌توانند نمونه‌هایی از ساختمان‌های قدیمی را دیده یا در کوچه‌های ساخته شده به سبک قرون وسطی قدم بزنند، یا طعم آبجوی آلمانی را در کافه‌ای که به سبک کافه‌های آلمانی ساخته شده، بچشند. دست‌اندرکاران این پروژه گفته‌اند که با کمک دستگاه‌های خنک کننده، قصد دارند مقداری برف را نیز به این نمونه کوچک آلمان در قلب گرمای دبی منتقل کنند. گفته شده است که متقاضیان می‌توانند در این جزایر اقدام به خریداری ملک کنند. یک پل شناور جزایر موناکو، سوئیس و سن‌پطرزبوگ را به یکدیگر متصل می‌کند. سخنگوی پروژه "قلب اروپا" از استقبال "فراوان" متقاضیان خبر داده است. این پروژه مجموعا مساحتی به بزرگی ۹۳۱ هکتار را در برمی‌گیرد. ساخت مدلی از بناها یا شهرهای اروپایی در کشورهای دیگر پیشینه ‌قدیمی دارد. چینی‌ها پیش‌از این شماری از شهرها، خانه‌ها، بناها یا روستاهای اروپایی را در خاک خود بازسازی کرده و هر ساله شمار زیادی از گردشگران از این نمونه‌های کپی برداری شده بازدید می‌کنند.
10 Feb 09:51

آنجا که توقعات تجاوزگر درونی می‌شود

سوءاستفاده جنسی در سکوت و خلوت روی می‌‌دهد و تجاوزگر معمولا از حلقه بستگان مورد اعتماد کودک است. با فرو ریختن اعتماد، حس امنیت کودک هم فرو می‌ریزد. رازآلودگی تجاوز و احساس گناه، به مرور به درونی‌سازی ماجرا می‌انجامد. "زرین‌کلاه" در داستان "زنی که مردش را گم کرده بود" نوشته صادق هدایت، یک زن بیوه است. او با بچه‌ای دو ماهه به مازندران سفر می‌کند با این امید که مردی را پیدا کند مثل "گل‌ببو" که او را با شلاق می‌زد. مثل این است که او از خودش اراده‌‌ای ندارد. آنچه زرین‌کلاه را به گل‌ببو پیوند می‌دهد، حرکات خشن و زمخت مردی بدرفتار است که بوی سرطویله می‌دهد. "شلاق گل‌ببو" را با احتیاط و فقط در حد تفسیری از یک داستان چندمعنایی می‌توان به "درون‌فکنی" تعبیر کرد. به گفته ساندرو فرنچی، روانکاو مجارستانی، انسان فقط آنچه را که دوست می‌دارد، درونی می‌کند. در این معنا اما، افراد کتک‌خورده و تجاوز‌دیده‌ای مثل زرین‌کلاه در داستان هدایت، آنچه را که دوست نمی‌دارند، درونی می‌کنند. آنها تلاش می‌کنند خواسته‌ها و انتظارات و توقعات تجاوزگر را برآورده کنند. درباره پیامدهای تجاوز جنسی در سنین کودکی، بحث‌های بسیاری در سال‌های اخیر در میان پژوهشگران درگرفته است. می‌توان گفت هرچه کودک کم‌سن و سال‌تر باشد، هرچه متجاوز از نظر خویشاوندی به او نزدیک‌تر و دفعات سوءاستفاده جنسی از او بیشتر، به همان اندازه پیامدهایش هم برای فرد سهمگین‌تر است. سوءاستفاده جنسی در سکوت و در خلوت اتفاق می‌افتد، اعتماد فرد به خویشانش را از او سلب می‌کند و اعتماد به نفس‌اش را خدشه‌دار می‌سازد. رازآلودگی سوءاستفاده جنسی از مهم‌ترین موانع در یاری‌رسانی به کودک است. معمولاً تجاوزگر از حلقه بستگانی است که کودک به او اعتماد دارد. اگر پای پدر در میان باشد، مادر امکان دارد از این راز آگاه باشد، اما به هر دلیل نمی‌خواهد یا نمی‌تواند راز را برملا کند. لاپوشانی برای حفظ کیان خانواده در هر جا که سلطه سنت و مذهب قوی ‌باشد، به چشم می‌آید. پیامدهای آن اما برای کودک تجاوزدیده که قوه تمیز ندارد، در وهله نخست احساس گناه است. او در برابر خانواده احساس مسئولیت می‌کند و از ترس فروپاشی کیان خانواده به خواست تجاوزگر تن می‌‌دهد. بر محور ریاکاری و فریب، دور باطلی شکل می‌گیرد که معمولاً تا سال‌های بلوغ جنسی و استقلال فرد از خانواده می‌تواند بپاید. داستان زندگی "کاتارینا ب" را ورق می‌زنیم: او یک معلم آلمانی است، ۳۵ سال دارد، از افسردگی رنج می‌برد، خودزنی می‌کند، در اندیشه خودکشی است و همواره احساس تهوع عذابش می‌دهد. بدغذا و بدخواب است، عادت ماهانه‌اش بسیار نامنظم است و از دردهای جسمانی رنج می‌برد. جانش درد می‌کند و منشأ درد هم مشخص نیست. او که رابطه پایداری با مردی نداشته و از استقلال کافی و موقعیت اجتماعی خوبی بهره‌مند است، مدتی در یکی از بیمارستان‌های روانپزشکی در غرب آلمان بستری بود. پدرش، یک مرد کاتولیک، از هنگامی که کاتارینا یازده‌ساله بود از او سوءاستفاده جنسی می‌کرد. این رابطه بدخیم تا ۲۵ سالگی کاتارینا ادامه داشت. کاتارینا یک بار از پدر باردار شد و بچه را سقط کرد. پس از چندی، با مردی آشنا شد؛ به او دل باخت و تصمیم به ازدواج گرفت. در روز عروسی اما پدرش به طرزی ناگهانی مرد و کاتارینا که با پدرش رابطه‌ای بسیار تنگاتنگ اما معیوب داشت، تعادل روحی‌اش را از دست داد. عروسی به هم ‌خورد و مرد محبوبش هم او را ترک کرد. از آن زمان کاتارینا تحت درمان قرار گرفت. زخم‌های عمیقی روی بازوی او دیده می‌شد. او از هر فرصتی استفاده می‌کرد و بدون آنکه متوجه باشد این زخم‌ها را به نمایش می‌گذاشت. این زخم‌ها، زخم‌های درونی او بودند که دیگر جلوه بیرونی پیدا کرده بودند. منشأ آن دردهای جسمانی در بیمارستان مشخص شد: جسم کاتارینا هم مثل جسم همه آدمها حافظه داشت و درد را به خوبی به یاد می‌آورد. کاتارینا با حس گرسنگی و سیری آشنا نبود. پیش می‌آمد که غذا نخورد و وقتی که غذا می‌خورد، معمولاً در خوردن زیاده‌روی می‌کرد تا آن حد که "تهوع" دلش را آشوب می‌کرد. آنگاه فقط یک راه وجود داشت: به یک جای خلوت، دور از چشم دیگران پناه می‌برد و انگشتش را بیخ حلقش می‌کرد و هر آنچه را که بلعیده بود بالا می‌آورد. این حقیقتی است که وقتی انسان زندگی تهوع‌آوری داشته باشد، می‌بایست خشم‌اش را به شکلی نشان دهد. "تهوع" خشم کاتارینا بود که دیگر از درون او به بیرون فوران می‌کرد. کاتارینا رابطه پرتنشی هم با مادرش داشت؛ یک زن بسیار اخلاقی، مذهبی و سخت‌گیر. یک زن مبادی آداب و بسیار با تشخص و سردمزاج که هرگز نتوانسته بود با شوهرش یک رابطه عاطفی برقرار کند و تنها هدفش حفظ کیان خانواده بود. منشأ تهوع کاتارینا را می‌بایست در "کیان خانواده" جست. بی‌خوابی، سردرد، تهوع، اختلال در عادت ماهانه، بدغذایی، تنگی ‌نفس، شب‌ادراری، احساس بیماری و فترت، بی‌اعتمادی، خجلت‌زدگی، رفتار نابالغ، اندیشه خودکشی، خودزنی و گرایش به مواد مخدر و همچنین ترس‌خوردگی از رایج‌ترین واکنش‌های جسمانی و روحی فرد به موضوع سوءاستفاده جنسی در سنین کودکی است. در پرونده "کاتارینا ب" به واژه‌های برساخته غریبی برمی‌خوریم: فیبرومیالژی، افسردگی توأم با دردهای جسمانی، اختلال شخصیتی، بولمیا نروزا و حتی سایکوز. معنای همه این واژه‌ها چیزی نیست جز اندوهی ژرف. هاروکی موراکامی، نویسنده نام‌آشنای ژاپنی، در رمان "تاساکی سوکورای بدون رنگ و سال سفر زیارتی او" برای این اندوه بیانی پیدا کرده که بر خلاف آن واژه‌های ترسناک و نامأنوس در پرونده "کاتارینا ب" برای همه ما قابل درک است. تاساکی سوکورای هم مثل "کاتارینا ب" انسانی است که اعتمادش را به دوستی و به عشق از دست داده است. «او مثل پیکر بی‌جان حشره‌ای که از شاخه درختی آویزان باشد، به زندگی آویخته و منتظر است که با بادی برای همیشه از زندگی جدا شود.» سوکورای هم مثل "کاتارینا ب" خشمگین بود. شبی به خواب دید که خشم‌اش مثل یک ماده لزج از درون‌اش به بیرون می‌تراود. اندوه چیزی نیست جز خشم سرکوب‌شده از اینکه زندگی انسان در اثر اشتباه دیگران تباه شده است. اگر این خشم به بیان درآید، اندوه فرو می‌کاهد و زندگی رنگ و جلای تازه‌ای پیدا می‌کند. در میان چنین دردها و خشم‌های به بیان درنیامده گاهی فرد ناگزیر است داروهای آرام‌بخش و داروهای ضد افسردگی مصرف کند. اگر زخمی چرکین باشد، باید بر آن مرهم گذاشت. اگر پایی شکسته باشد، باید آن را گچ گرفت و عصا به دست گرفت. دارو در این معنا همان مرهم بر زخمی چرکین و چوبدست زیر بغل است. گاهی اجتناب‌ناپذیر است. مددکاری اجتماعی، مراکز درمانی و مشاوره با روانپزشکان و روان‌درمانگران بسیار اهمیت دارد. مهم این است که در یک جای امن، فرد بتواند از تابوها و از احساسات ویرانگری که بیان نشده‌اند سخن بگوید. زنان تجاوزدیده، گاه از نظر اجتماعی، موقعیت بسیار خوبی دارند. مدیر و مدبرند و با این‌حال از نظر عاطفی شکننده و آسیب‌پذیرند. تدبیر و درایت آنان تکیه‌گاهی است که از آن برخوردارند. رییس بخش یک مرکز درمانی در غرب آلمان، برای بیماران تجاوزدیده شعر "سرزمین پدری" برشت را می‌خواند و به آنها امید می‌داد. به بیمار می‌گفت، همانطور که برشت آگسبورگ را ویران شده دید اما امیدش را از دست نداد، تو هم می‌توانی بر این ویرانه‌ها چیز تازه‌ای بسازی. روان‌درمانی به فرد کمک می‌کند اعتماد به نفس از دست‌رفته‌اش را بازیابد، به روابط عاطفی و عشقی‌اش سر و سامان دهد، از احساس گناه دور شود، واقعیت‌ها را بهتر درک کند، رفتارهای خودتخریبی‌اش را اصلاح کند و خشم‌اش را در یک مجرای سالم در جهت خلاق و سازنده‌ای به کار بگیرد. میزان موفقیت او به بسیاری از عوامل بستگی دارد: هوش، میزان تحصیلاتش، ساختار شخصیتی او، امکانات اجتماعی‌اش و توانایی او در بازنگری در گذشته بسیار مهم هستند. "کاتارینا ب" در این فاصله ازدواج کرده، همچنان در یکی از مدارس آلمان درس می‌دهد، رابطه خوب و پایداری با شوهرش دارد و دخترش هم به زودی به مدرسه خواهد رفت. او گاهی همچنان از بی‌خوابی و دردهای جسمانی رنج می‌برد. اما همه اینها قابل تحمل است. کاتارینا هر هفته یک بار به دیدن مادرش در خانه سالمندان می‌رود. البته همچنان از مادر وحشت دارد، اما تلاش می‌کند بر وحشتش غلبه کند. سالخوردگی و ناتوانی مادر رنجش می‌دهد، اما از وحشت‌اش می‌کاهد. او هر چند گاه یک‌بار احساسات ویرانگر را از نو تجربه می‌کند. آنچه را که می‌خواسته به پدر تجاوزگرش بگوید اما نتوانسته به زبان بیاورد، روی کاغذ می‌نویسد و در یک فرصت مناسب، نامه را بر سنگ گور پدرش می‌گذارد. * نویسنده این مقاله، حسین نوش‌آذر، نویسنده و روزنامه‌نگار، نویسنده میهمان دویچه وله است. حسین نوش‌آذر دانش‌آموخته رشته روانشناسی بالینی است و از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ در بخش روان‌تنی یکی از بیمارستان‌های غرب آلمان به عنوان روان‌درمانگر کار کرده است.
09 Feb 09:31

جامعه جهانی بهایی: دولت روحانی به حمله به خانواده بهایی رسیدگی کند

جامعه جهانی بهايی با صدور بیانیه‌ای حمله اخیر به یک خانواده بهایی در بیرجند را محکوم کرده و آن را جنایتی ناشی از کینه و نفرت مذهبی خوانده است. بیانیه از دولت می‌خواهد که به این اقدام جنایی رسیدگی کند. بیانیه جامعه جهانی بهایی که روز جمعه (۸ فوریه/ ۱۸ بهمن) انتشار یافته می‌گوید که اعضای خانواده‌ای که آماج حمله قرار گرفته‌اند، زنده‌اند، ولی تحت مراقبت‌های شدید پزشکی قرار دارند. در گزارش‌هایی که از حمله در بیرجند منتشر شده آمده است که شامگاه دوشنبه ۱۴ بهمن ماه، فرد نا‌شناسی که صورت خود را پوشانده بود، با سلاح سرد و از طریق دیوار وارد منزل يک خانواده بهايی ساکن این شهر شده و با ضربات پی در پی کارد، هر سه عضو اين خانواده را به شدت مجروح می‌کند. قدرت‌الله مودی، طوبی سبزه‌جو و دختر آنها، اعظم مودی، سه عضو خانواده مورد حمله بوده‌اند که از ناحيه شکم، پهلو، گردن و نزديک ريه، هدف ضربات کارد قرار گرفته و مجروح شده‌اند. هیچ‌کدام از اشیاء خانه در این حمله به سرقت نرفته است. در بیانیه جامعه جهانی بهائیان گفته می‌شود که آقای مودی از ناحيه‌ شکم و پهلو و خانم سبزه‌جو از ناحيه‌گردن مجروح شده‌اند و هر دو به علت خونريزی شديد از هوش رفته‌اند، اما دخترشان، اعظم مودی به رغم شدت جراحات وارده توانسته با پليس تماس بگيرد. در نتیجه هر سه مجروح به بيمارستان منتقل شده و همچنان در آنجا تحت مراقبت‌های جدی قرار دارند. ۳۵ سال تبعیض و فشار قدرت‌الله مودی از چهره‌های شناخته‌شده بهایی در بیرجند به شمار می‌رود و این حمله عمدتا به انگیزه‌های مذهبی نسبت داده می‌شود. در بیانیه جامعه جهانی بهائیان گفته می‌شود که نگرانی اصلی این جامعه در وهله اول وضعیت سلامت خانواده مودی است، اما در عین حال از دولت انتظار می‌رود که در مورد این جنایت تحقیق کند و عاملان آن را تحت پیگیرد قضایی قرار دهد. بیانیه سپس تصریح می‌کند که از سال ۲۰۰۵ تا کنون ۵۰ مورد حمله فیزیکی به اعضای جامعه بهائیت ایران صورت گرفته که هیچکدام به لحاظ قضایی و اجرای عدالت مورد تعقیب و بررسی قرار نگرفته است. در همین بازه زمانی، ۹ نفر از اعضای این جامعه نیز به طرز مشکوکی کشته شده‌اند که در مورد آنها نیز همچنان سکوت برقرار است و هیچ نهادی پیگیر این قتل‌‌ها و به محاکمه‌کشاندن عاملان آن نبوده است. بهائیت در ایران از زمان انقلاب ۱۳۵۷ آیینی ممنوع به شمار می‌رود و اعضای آن که در حال حاضر ۳۰۰ هزار نفر برآورد می‌شوند پیوسته آماج فشارها و تبعیضات و بازداشت و بعضا مرگ بوده‌اند. شمار زیادی از بهائیان نیز مجبور به ترک کشور شده‌اند. بنا به داده‌های بیانیه جامعه جهانی بهایی در ۳۵ سال گذشته بیش از ۲۰۰بهایی در ایران به طرق مختلف به قتل رسیده‌اند و سایر اعضا نیز در انجام تحصیل، تصدی کارهای دولتی و داشتن زندگی آرام و بدون دغدغه با دشواری مواجه بوده‌اند. جامعه جهانی بهايی در پايان بيانيه خود با اشاره به وعده‌های حسن روحانی برای احقاق حقوق شهروندی در ايران می‌گوید که اگر این وعده‌ها صادقانه باشند و همه شهروندان ايرانی در دولت روحانی از حقوقی برابر برخوردار باشند، قاعدتاَ باید حمله بیرجند بسيار جدی تلقی شود و جستجو برای يافتن مردی که خانواده‌ مودی را مورد حمله قرار داده بی‌درنگ آغاز شود. دولت ایران تا کنون به حادثه بیرجند و بازتاب رسانه‌ای آن واکنشی نشان نداده است.
09 Feb 09:29

رویارویی رسانه‌ای وودی آلن ودخترخوانده‌اش در پی اتهام سوء استفاده جنسی

وودی آلن در یادداشتی در "نیویورک تایمز" اتهام آزارجنسی را رد و میا فارو، شریک سابق زندگی‌اش را مقصر دانسته است. دیلن فارو بلافاصله در واکنش پدرش را متهم کرده که سال‌هاست دروغ می‌گوید و آسیب می‌رساند. چند روز بعد از آن‌که وودی آلن، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس مشهور اتهام‌های مطرح‌شده از سوی دیلن فارو دخترخوانده‌اش مبنی بر سوء‌استفاده جنسی را "شرم‌آور و غیرواقعی" خواند، یادداشت مفصل او در دفاع از خود و رد اتهام در "نیویورک تایمز" منتشر شد. بیشتر بخوانید: وودی آلن اتهام سوء استفاده جنسی از دخترخوانده‌اش را رد کرد وودی آلن با تعریف دوباره‌ی آن‌چه ۲۱ سال پیش بعد از جدایی تلخ و پرحاشیه‌ی او و میا فارو گذشته، تاکید کرده که ماه‌ها بررسی پلیس ویژه‌ی تحقیق کودک‌آزاری در نیویورک نشان داد که او بی‌گناه است. بخشی از حکم نهایی گروه تحقیق پلیس تاکید می‌کرد که به نظر آن‌ها دیلن فارو، دخترخوانده‌ی آلن و فارو که در آن زمان ۷ ساله بود، مورد سوء استفاده جنسی قرار نگرفته است. آلن در یادداشت خود نوشت:«گزارش نهایی پلیس سه فرضیه را مطرح کرد. دیلن مورد آزار قرار گرفته است، دیلن مورد سوء استفاده جنسی قرار نگرفته و این خیال‌بافی و واکنش ذهنی کودکی حساس به جدایی پرتنش والدین‌اش است، دیلن تحت‌تاثیر نفر سومی وادار شده تا این دروغ را بگوید.» این کارگردان می‌گوید گزارش پلیس تاکید داشت که به نظر آن‌ها فرضیه اول نادرست است و آن‌ها نمی‌توانند مشخص کنند فرضیه دوم صحیح است یا فرضیه آخر. آلن می‌گوید او با رغبت خود تست دروغ‌‌سنجی نیز داد و نتیجه منفی بود، چرا که او چیزی برای پنهان کردن نداشت و واقعیت را می‌گفت. بنا به گفته‌ی او میا فارو حاضر نشد تست دروغ‌سنجی دهد. وودی آلن در یادداشت خود چندین بار تاکید کرده که او دیلن، دخترخوانده‌ی خود را بسیار دوست داشت و هنوز هم بسیار دوست دارد و او و همسر فعلی‌اش امیدوارند که دیلن روزی از تاثیر القائات نادرست مادرش رهایی یابد و مشتاق‌اند تا دوباره او را ببینند. آلن میا فارو را متهم می‌کند که سال‌هاست در واکنش به جدایی تلخ و پرتنش‌شان از فرزندان مشترک‌شان به عنوان وسیله‌ای برای انتقام و آزار او استفاده می‌کند. او از پسرخوانده‌ی مشترک‌شان، موزز نقل‌قول می‌کند که می‌گوید مادرشان سال‌ها به آن‌ها یاد داد از پدرشان متنفر باشند. موزز فارو تاکید کرده است که شخصا به همه‌ی این‌گونه اظهارات اعضای خانواده‌شان بی‌اعتماد است، چون می‌داند این اظهارات تحت‌‌تاثیر سال‌ها القائات مادرشان است. آلن مدعی شد که میا فارو سال‌ها قبل بعد از جدایی جنجالی‌شان به خواهر او گفته بود که وودی دختر مرا گرفت، من هم دخترک محبوب او – دیلن- را از او می‌گیرم. وودی آلن بعد از شروع رابطه با سون‌یی، دخترخوانده‌ی کره‌ای میا فارو از وی جدا شد. بیشتر بخوانید: پرونده‌ی وودی آلن در فیس‌بوک و توئیتر فارسی‌زبانان آلن با تاکید بر این‌که او همیشه حمایت می‌کند که قربانی تجاوز و کودک‌آزاری صحبت کند، گفت که این آخرین واکنش و پاسخ او در برابر تخریب‌ها و دروغ‌گویی‌های میا فارو خواهد بود و بعد از این نه او و نه وکلا و سخنگوی‌های او دراین‌باره واکنشی نشان نخواهند داد. آلن یادداشت خود را با این جمله به پایان برد:« به اندازه کافی آدم‌های بسیاری از این ماجرا آسیب دیدند.» دیلن فارو: وودی آلن همچنان دروغ‌می‌گوید چندساعت بعد از انتشار یادداشت وودی آلن، دیلن فارویادداشتی در "هالیوود ریپورتر" منتشر و به یادداشت آلن پاسخ داد. او آلن را متهم کرد که سال‌هاست با دروغ‌گویی به او و مادر و بقیه اعضای خانواده‌اش آسیب می‌زند. دیلن فارو با تاکید بر این‌که هرچه آلن بگوید واقعیت را تغییر نمی‌دهد، نوشت:« او مدعی است تست دروغ‌سنجی داد و منفی بود. اسناد دادگاه در دسترس است، ببینید. وودی آلن از این‌که تست دروغ‌سنجی بدهد سرباز زد.» او می‌گوید اولین‌بار پزشک متخصص اطفال آن‌ها بود که متوجه شد او مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته است، آلن مدعی است که اولین‌بار میا فارو این اتهام را مطرح کرد. دیلن فارو بعضی از نتایج تحقیقات پلیس و دادگاه را در جواب خود مرور کرده است. از جمله به شهادت پرستار خود نیز استناد کرده که در دادگاه گفت رفتار وودی آلن با دیلن هفت ساله "نامناسب" و "شهوت‌آلود" بود. دیلن می‌گوید وودی آلن بسیاری از نتایج بررسی تیم تحقیق را ذکر نمی‌کند. از جمله این‌که در اسناد دادگاه تیم تحقیق به صراحت نوشت که رفتار وودی آلن با دیلن "نامناسب" است و تاکید شد که وودی آلن پدر مسئولی نیست و بچه‌ها باید تحت حفاظت باشند. دیلن فارو می‌گوید که دادگاه به صراحت در حکم نهایی نوشت که "شک و تردید" درباره این پرونده وجود دارد و کاملا محتمل است که آلن از دیلن سوء استفاده کرده باشد. اما توصیه کردند به دلیل شرایط روحی بد و شکننده‌ی من و برای حفاظت از کودکی من از پیگیری بیشتر منصرف شویم. دیلن فارو از صمیم قلب از همه‌ی افرادی که در طول روزهای گذشته از او حمایت کردند تشکر کرده است. او نوشت:« اگر صحبت کردن به افراد قربانی دیگری کمک کند که بایستند و درباره تجربه‌ی وحشتناک آزارجنسی صحبت کنند، می‌ارزد این درد و رنجی را که پدرم همچنان بر من وارد می‌کند، تحمل کنم.» دیلن فارو بیست و هشت ساله تاکید کرده است که هرگز درباره آلن سکوت نمی‌کند و اجازه نخواهد داد واقعیت نادیده گرفته و به فراموشی سپرده شود.
09 Feb 09:24

رفسنجانی: سانسور کتاب خلاف نظام اسلامی است

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ضمن محکوم کردن سانسور کتاب، تامین "وسایل آزاداندیشی" را از وظایف وزارت ارشاد خواند. وزیر ارشاد در واکنش به این سخنان مدعی شد که "ما در ایران سانسور نداریم." اکبر هاشمی رفسنجانی عصر شنبه، ۱۹ بهمن در مراسم پایانی دوره سی و یکم جایزه کتاب سال یکی از پیش‌شرط‌های ارتقای کیفیت کتاب را وجود فضای آزاد و حق آزادی اندیشه برای همه انسان‌ها عنوان کرد. به گزارش خبرگزاری مهر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به این که ممکن است انسان‌ها در ابراز اندیشه آزاد نباشند افزود "اما هیچ کس غیر از خداوند نمی‌تواند عقیده‌ای را بر انسان تحمیل کند و به او بگوید که اندیشه‌ای را باور کند." آزادی اندیشه، آزادی بیان اندیشه رفسنجانی گفت: «آزاداندیشی هم فقط یک حق نیست بلکه وظیفه هم هست؛ آنهایی که زنجیر به پای می‌بندند - البته در این زنجیر یک تمثیل است چون اگر به پای کسی زنجیر هم ببندند، نمی‌توانند او را از فکر کردن باز دارند- می‌خواهند عقل مردم را در بند کنند.» او افزود: «متاسفانه الان در بسیاری از برخوردها پلیس‌ها و امنیتی‌ها و حتی در دادگاه‌ها می‌روند سراغ یک نفر که ببینند در قلب او چه می‌گذرد؟ تفکر او چیست؟ این از جرم‌های بسیار بزرگ است چرا که او باید آزاد باشد و آزادانه فکر کند و هیچ نگرانی هم نداشته باشد.» مدافعان حقوق بشر امکان بیان آزاد اندیشه و تضمین امنیت شهروندانی که عقاید خود را بیان می‌کنند از اصولی می‌دانند که در حکومت‌هایی چون جمهوری اسلامی محترم شمرده نمی‌شود. مجمع عمومی سازمان ملل ۲۷ آذر ماه با صدور قطعنامه‌ای از محدودیت آزادی بیان، نقض حقوق اقلیت‌ها، تبعیض علیه زنان و اعمال مجازات‌های خشن در ایران انتقاد کرد و "نقض جدی حقوق بشر" در این کشور را نگران‌کننده خواند. رفسنجانی ضمن بیان این که "اگر دست و پای آزاداندیشان را ببندیم و قلم‌ها را بشکنیم و کتاب را سانسور کنیم این برخلاف نظام اسلامی است" تاکید ‌کرد که "البته گاهی مصالحی ایجاب می‌کند که بعضی بحث‌ها مطرح نشود." سانسور به خاطر اجرای قانون به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) علی جنتی، وزیر ارشاد در حاشیه مراسم جایزه کتاب سال و در واکنش به سخنان رفسنجانی مدعی شد که "ما در ایران سانسور نداریم." بنابر این گزارش جنتی گفت: «ما قائل به سانسور نیستیم و آنچه به آن عمل می‌کنیم قانون است و تمام اقدامات ما بر اساس قانون مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی در حوزه چاپ و نشر است.» وزیر ارشاد بلافاصله پس از انکار سانسور کتاب افزود: «البته ممکن است مواردی در کتابی وجود داشته باشد که نیاز به اصلاح آن باشد، مثلا امکان دارد مواردی در تعارض با امنیت ملی و یا عفت عمومی باشد.» به عبارت دیگر جنتی و رفسنجانی هم منکر و مخالف سانسور هستند، هم معتقدند که به خاطر "مصالحی" باید جلوی بعضی بحث‌ها را گرفت یا متن کتابی را "اصلاح" ‌کرد. به رغم شعارها و وعده‌های دولت یازدهم در مورد باز شدن فضای سیاسی چند روز پیش ماموران امنیتی مانع برگزاری جلسه‌ی ماهانه‌ی جمع مشورتی کانون نویسندگان ایران شدند. عباس صالحی معاون فرهنگی وزارت ارشاد درباره امکان فعالیت علنی کانون نویسندگان به خبرگزاری ایسنا گفت: «امروز برخی از اعضای کانون نویسندگان یا از دنیا رفته‌اند یا در شرایطی هستند که دیگر حال و حوصله فعالیت ندارند، بنابراین طبعا می‌تواند پوست‌اندازی کند که هم به نفع کانون باشد و هم به نفع نویسندگان آن.»
08 Feb 21:52

دمادم

by اقلیما


-داری چه می‌کنی؟

+دارم تو را دوست می‌دارم. 

-آخ، آخ، حتی کمی، حتی کمی!

08 Feb 18:26

Your food is eating your food

08 Feb 18:26

Something only Dean could pull off

08 Feb 18:20

Connect the dots

08 Feb 13:00

1 Dumbass, 2 Stones!

08 Feb 12:59

328 - نزار قبانی

by kafiketabp



  1. وقتی مردان به تحسین از تو سخن می گویند
    و زنان به خشم
    می فهمم چه قدر زیبایی!

    نزار قبانی

08 Feb 12:59

329 - سیاوش کسرائی

by kafiketabp


  1.  زندگی زیباست ای زیبا پسند 

    زنده اندیشان به زیبایی رسند

    آن چنان زیباست این بی بازگشت

    کز برایش می توان از جان گذشت
  2. سیاوش کسرائی

08 Feb 12:59

گل‌پسر در کتابخانه

by (لی‌لی کتابدار)

 

این نقاشی زیبا یادتون میاد ؟!  ری‌رای عزیز و گل‌پسر ممنونم که اجازه چاپ این نقاشی رو بهم دادین قلب

 شکوفه گیلاس عزیز تولدت مبارک هورا ( با تاخیر خجالت)

07 Feb 19:57

When you wash your hands and there is nothing to dry them up.

07 Feb 17:45

Meeting your girlfriend's father

07 Feb 06:57

Cute Wedding

07 Feb 06:55

بهمن فرزانه

by giso shirazi
تجربه کردید آدمهایی که وقتی با آنها آشنا می شوید، رنگ زندگیتان عوض می شود،  دنیاهای جدیدی به شما نشان می دهند که روحتان از آن خبر نداشت، ناگهان حس می کنید که در سرزمینی ناشناخته و شگفت انگیز هستید که میل به کشف آن تمام تنتان را لبریز میکند
آدمهایی که در باز می کنند و پنجره می گشایند و حتی برایتان بلیط می خرند
آدمهای از جنس رسولان

امروز خواندم که او مُرد

مردی که مرا به دنیای برد پر از خیال و رویا ، پر از شور و گرما ، پر از حیرت و شعف

دنیای مارکز
دنیای دلدا
دنیای پیرآندلو
دنیای آلبا دسس پدس
07 Feb 06:54

Have fun in bed