Shared posts

10 Oct 18:42

تست اصالت محصول وطنی

by nemikharim
امروز که اومدم میخواستم در مورد برنج قهوه ای صحبت کنم و برای کسب اطلاعات بیشتر با چند تا از تولید کننده ها تماس گرفتم.. اطلاعاتی که بهم دادن باعث شد احساس کنم که چیزایی که جمع آوری کرده بودم برای گفتن نقص داره و نمیتونم با اعتماد بالا بنویسمشون پس کلا بحث رو عوض میکنم و در مورد یه چیزی که شاید خیلی وقتا برای دوستان سوال باشه مطلب مینویسم..


حالا منظور از پاراگراف بالا چی بود؟ این بود که به زودی در مورد برنج قهوه ای مطلب کامل و جامعی خواهم گذاشت..


خوب خیلی وقتا میشه که ما محصول وطنی رو میبینیم و نمیدونیم که اصله؟ فرعه؟ مال کدوم شرکته؟ کجای ایران تولید شده؟ یا حتی میخوایم اطلاعات بیشتری در مورد شرکت تولید کننده ی اون به دست بیاریم..


در این جور وقتا میتونیم با وارد کردن اطلاعات این محصول در سایت irancode.ir اطلاعات جامعی از خود محصول و شرکت تولید کننده اش به دست بیاریم..


نکته اینه که طبق قانون شرکت هایی که تولید رو به سفارش کمپانی های دیگه انجام میدن هم باید برای ثبت محصول در این سامانه اطلاعات خودشون رو بدن و فقط در صورتی میتونن اسمشون رو از روی محصول حذف کنن که هیشکی نفهمه اونا محصول رو تولید کردن و اینم معمولا کار غیر ممکنیه..

پس اینجوری خیلی راحت میشه محصول رو ردیابی کرد و فهمید کجا تولید میشه..


اینم که حالا این کار به چه دردی میخوره سوالیه که نباید بی پاسخ بمونه..

در وهله اول شرکت هایی هستن که محصول رو از تولید کننده میخرن و با قیمت بالا تر به نام خودشون میفروشن.. از این دست شرکت ها هم کم نیست مثلا شرکت پنبه ریز یا بسیاری از شرکت های تولید مواد غذایی..

اینکه چرا شرکت تولید کننده هم زیر بار این خفت و خواری میره دلیلش اینه که توان پخش و فروش محصول خودش رو نداره و ترجیح میده محصول رو با سود کمتر به شرکت معروف تر بفروشه تا متحمل ورشکستگی و اتفاقاتی از این دست نشه..

پس اگه تولید کننده ی اصلی یک محصول رو بشناسیم میتونیم محصول رو با قیمت مناسب تر از خودش بخریم.


نکته بعدی هم در مورد شرکت هاییه که قبلا گند کارشون در اومده.. مثل همون شرکت فخیمه ی "سپیده ماهان" که تو همین بلاگ هم در موردش گفتیم.. این شرکت ها وقتی آبرو ریزی میکنن مجبور میشن از اسامی جدید و بعضا حتی شرکت های جدید برای فروش محصولاتشون استفاده کنن ولی اینجوری تا حد بسیار زیادی میشه اینجوری مشتشون رو باز کرد و جلوی ضرر رو گرفت..


ضمنا فعلا برنج قهوه ای گلستان با برند هاتی کارا نخرین تا بعدا ببینیم چی میشه.. به نظر میاد این برنج قهوه ای زیادم قهوه ای نیست!

16 Apr 19:25

شیرین زبان من

by پرنده ی گولو

حنا شلنگ نازکی را که به اسپیلت فروشگاه وصل بود نگاه کرد و گفت :کولرشون مریضه، بهش سرم زده اند

27 Mar 08:52

امیر گل ها

by hodhod2012

امیر گل ها(نگاهی نو به زندگی و شخصیت امام علی علیه السلام)
مولف:حسین سیدی
ناشر:انتسارات اشکذر
ناشر همکار:نسیم اندیشه
نوبت چاپ:اول-1391
شمارگان:2000 نسخه
قیمت:5000 تومان


فصل اول:خویشتن
فصل دوم:خدا
فصل سوم:دیگران
فصل چهارم:طبیعت



از پیامبر شنیدم که می فرمود:ای علی!تو در میان امت من،به سان سوره ی توحید [والا مقام] هستی.کسی که تو را با دلش دوست بدارد،گویا یک سوم قرآن را خوانده است.شخصی که تو را در دلش دوست بدارد و با زبانش یاری کند،گویی دو سوم قرآن را خوانده است.فردی که تو را در دلش دوست بدارد و با زبان و دستش یاری کند،گویا قرآن را سراسر خوانده است.

رفتارش با عایشه را می دانید؛چون بر او پیروز شد؛احترامش کرد و وی را با بیست زن از قبیله ی عبدالقیس به مدینه فرستاد.بر سر آنان عمامه گذاشت و شمشیر بر آن ها آویخت.در میانه ی راه،عایشه چنان از حضرت بدگویی کردکه نمی توان آن حرف ها را بازگو کرد!...چون به مدینه رسیدند،زنان عمامه هایشان را فرو افکندند و بدو گفتند:ما زن بودیم.

آن که در جست و جوی چیزی [و هدفی[ باشد،به [تمام]آن یا بخشی از آن می رسد.

سه کار است که انجام آن خجالت ندارد:خدمت میزبان به مهمان؛برخاستن به احترام پدر و مادر و آموزگار خویش؛وحق را باز پس گرفتن،گرچه اندک باشد.

هیچ انسانی شوخی نکند،جز آن که مقداری از خردش را از دهانش پرانده است.

کم خردترین انسان کسی است که گمان کند خردمندترین است.

مردان زیرک کسانی هستند که رازشان را از دوستانشان پنهان می کنند؛دوستانی که هنگام خشم،از آن [سوء] استفاده می کنند.

مجاهدی که بامدادان در راه خدا از خانه بیرون می آید،ارجمند تر از کسی نیست که در جست و جوی [درآمد]مناسب برای همه و فرزندان خویش بامدادان بیرون می رود.

در پی ستایش برآمدم،آن را جز در سخاوت نیافتم.گشاده دست باشید تا ستایشتان کنند.

شادابی و تفریح،غذای روان اند.امام علی علیه السلام نقل می کند:
شبی در مدینه باران فراوانی بارید و آبگیر هایی پدید آمدند.فردا صبح رسول گرامی به من فرمود:بیا به صحرای عقیق برویم و زیبایی آب های جمع شده در گودال ها را تماشا کنیم.همراه ایشان به دشت رفتیم و آبگیرها را تماشا کردیم.

معاویه در دیداری که قیس-پسر سعد-با او داشت درباره ی شخصیت امام علی گفت:
خدا ابالحسن را بیامرزد!او خوش،خندان و بسیار شوخ طبع بود.

شوخ بودن ایشان تا بدان حد بود که روزی سلمان به او گفت:همین کارت باعث شد تا[تا به جای خلیفه ی نخست]چهارمین خلیفه شوی.و دیگران می گفتند:اگر شوخی هایش نبود؛از همه سزاوارتر به خلافت بود.زیرا در دیدگاه آنان،ویژگی یک مدیر برجسته ،تند خویی بود تا مردمان؛بیمناک از وی پیروی کنند.
روزی خلیفه ی اول و دوم،در دو طرف امام با ایشان ره می سپردند.قد حضرت اندکی از آن ها کوتاه تر بود.خلیفه ی دوم به طنز گفت:تو در میان ما مثل حرف نون در واژه ی لنا هستی.
حضرت بی درنگ پاسخ داد:اگر من میان شما نبودم،شما هیچ[=لا] بودید.

هماره مظلوم بوده ام؛از زمانی که مادر مرا زایید.حتی عقیل چشم درد گرفته بود.می گفت اجازه نمی دهم به من نیشتر بزنید،مگر اول علی را نیشتر بزنید؛در حالی که چشمم درد نمی کرد.

هر خونی را که پیامبر صلی الله علیه و آله با شمشیر علی علیه الشلام و دیگران در راه اسلام ریخت،بعد از رحلت او به پای علی گذاشتند و چون نتوانستند از پیامبر انتقام بگیرند،عقده ها و کینه های خود را بر سر وی خالی کردند؛زیرا کسی از او به پیامبر نزدیک تر نبود.در میان عرب جاهلی،این شیوه مرسوم بود که هر گاه کسی از آن ها کشته می شد،از قاتلش انتقام  می گرفتند و اگر قاتل می مرد یا نمی توانستند خون مقتول را از وی بطلبند،از کسی که به او نزدیک تر بود،انتقام می کشیدند.

هر کدام از شما می خواهد جایگاه خودش را نزد آفریدگار بداند،بنگرد هنگام گناه کردن،خداوند در نزد او از چه منزلتی برخوردار است.

از زبان پیامبر گرامی نقل می کرد:وارد بهشت شدم،دیدم بیشتر بهشتیان کسانی هستند که ایام البیض روزه می گیرند.

محبوب ترین آیه در نزد او ،آیه چهل و هشتم از سوره ی نساء بود:ان الله لایغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء.

همانا برای جان هایتان بهایی[بسیار زیاد]است،پس آن ها را جز به بهشت نفروشید.

هیچ عملی به اندازه ی دیدن انسان در حال سجده بر شیطان دشوار نیست.

لغزیدن گه گاه افراد را طبیعی می دانست و می فرمود:اسب رهوار[نیز]گاه می لغزد.

کسی که خود را در معرض تهمت قرار دهد،پس فردی را که به او بدگمان شده سرزنش نکند.

روزگار دو روز است:روزی به نفع تو و روزی به ضرر تو؛پس هرگاه برای توست،شادمانی[بیش از حد]و سرکشی نکن؛و هرگاه به ضرر توست،[آن نیز بگذرد]پس شکیبایی پیشه کن.

کم خردترین نادان کسی است که از دشتام گویی به مردم شادمان شود!

هر چیزی بذری دارد؛و بذر دشمنی،شوخی است.

روزی زره گمشده ی خویش را در دست مردی یهودی دید.فرمود:این زره،مال من است.یهودی انکار کرد و گفت:زره در دست من است؛شما که ادعای مالکیت آن را داری،باید دلیل بیاوری.

چون حضرت شاهدی بر گفتار خود نداشت،شریح،قاضی محکمه ی کوفه،به نفع یهودی حکم صادر کرد.یهودی با مشاهده همسانی امام با دیگر قشرهای جامعه و حتی یک فرد غیر مسلمان در برابر قانون،گفت:
او راست می گوید.زره مال اوست و در جنگ صفین،از اسبی خاکستری رنگ بر زمین افتاد و من برداشتم.مرد،مسلمان شد.امام بدو فرمود:اینک که مسلمان شدی،زره را به تو بخشیدم.

زنان نزد شما،امانت یزدان اند؛پس آنان زیان نرسانید و [در مشکلات]تنهایشان نگذارید.

از هر چیز تازه اش را برگزین و از دوستان،دیرینه ترینشان را.

به دوستت کاملا مهر بورز؛اما اطمینان کامل به او مدار؛او را با خویش یکسان شمار؛اما تمام رازهایت را به او مگو.

شیرین زبانی را از عوامل دوست یابی می شمرد.

شوخی را از عوامل جدایی دوستان از یکدیگر می دانست.

خوب غذا خوردن کسی را در منزل دیگری،نشانه ی علاقه ی مهمان به میزبان می دانست و می فرمود:از مهمانی خوشم می آید که خوب در منزلم غذا می خورد.این کار او [نشانه ی صمیمیت و]باعث شادمانی من می شود.

با کسی همسفر نشو که حقی که تو برایش قایلی،او برایت قایل نیست.

برای [هر] خانه،آبرویی است و آبروی آن،حیاط بزرگ و همسایگان شایسته است؛برای خانه برکتی است و برکت آن جای خوب بودن،وسعت حیاط  و خوش همسایگی همسایگان آن است.







26 Mar 20:22

مافياي سينماي ايران (بخش دوم)؛ مافیای توليد و پخش

by Amir

مافياي سينماي ايران چگونه در توليد و پخش يك فيلم شكل گرفته است؟

در بخش اول این گزارش، به زد و بندها و روابط پشت پرده آموزشگاه های سینمایی در ایران و نحوه ورود علاقمندان بازیگری به عرصه سينما و ماندگاري در آن را شرح داديم. در این بخش و در قدم بعدي به سراغ حوزه های دیگر قدرت و اعمال نفوذ و کنترل در سينمای ایران، يعني تهيه كنندگان و پخش‌كنندگان فیلم می رویم.

مافيا عموما اصطلاحي است براي مجموعه‌ای به هم پیوسته از نشانه‌هایی غيرقانوني، که پرسنده را به سمت قدرت یا قدرت هایی پنهان و مرموز می‌برد. گرچه شناسایی دقیق اين قدرت ها و عوامل پنهان آنها كار ساده‌اي نيست، اما در اين گزارش قرار را بر اين گذاشتيم تا در حد و سعي ممكن و محدود، بر اساس روایت های دست‌اندركاران سينما و پرس و جوهای ما، تا حدودي به مفهوم و چيستي مافياي سینما در ايران در مراكز پخش و توليد نزديك شويم. جستجوی ما در این کلاف سردرگم، شامل تمام بخش‌هایی است که پول در آن رفت‌‌و‌آمد دارد و ممکن است مامنی برای تشکیل باندهای مافیایی باشد.

يا بازي كن يا خداحافظي

«به دنبال نابودي مافياي سينماي ايران هستم». اين جمله را «فرج‌الله سلحشور»، سینماگر وابسته به جناح راست تندرو در ایران در مراسم قدرداني از عوامل مجموعه تلویزیونی «یوسف پیامبر»در هتل انقلاب گفته است. او معتقد است كه در سينماي ايران، مافياي خطرناكي ريشه دوانده كه اخلاقيات و سرمايه مردم ايران را در خطر جدي قرار داده است.

عده‌اي اظهارنظرهاي جنجالي و وابستگي‌هاي حكومتي سلحشور را به عنوان حمله جناح راست حكومت به کل سينما تعبير كردند، اما آيا تنها سلحشور است که صحبت از مافیای سینما در ایران می کند؟ آن هم زماني كه همه از مسعود ده‌نمكي گرفته تا مسعود كيميايي؛ از وجود پدیده ای به این نام در سينماي ايران حرف می زنند؟ مدتی پیش «محمدعلي سجادي» (کارگردان)، علت فاصله گرفتنش از سينما را نامساعد بودن وضعيت مافيايي حاكم بر سينماي ايران دانست. از اين دست مثال‌ها بسيار است، اما پرسش اين جاست كه مافیا چه بر سر بازیگران و فیلمسازان می‌آورد كه داد آنها را از هر دسته و جناحی در آورده است؟ برخی، تهديد به بايكوت كردن بازيگران در صورت عدم همكاري با برخي فيلمسازان را یکی از ابزارهای فشار مافیای سینما در ایران می دانند، یعنی همان فيلمسازاني كه خود از مافياي زور و ثروت در سينما مي‌گويند.

در گفت‌وگو با اهالي سينما، علاوه بر اشاره آنها به سوءاستفاده های‌ جنسي و ابزاري از زنان بازیگر، ردوبدل كردن پول‌هاي هنگفت براي گرفتن نقش‌ها و تهديد برخي كارگردان‌ها براي گنجاندن صحنه‌هايي برخلاف ميل‌شان، به عنوان نمونه های دیگری از اين فشارها مطرح شده است.

اختاپوس اکران

اما قدرت اصلی مافیا و حوزه اعمال نفوذ آن گیشه و پخش فیلم است. پس براي فهم بهتر ماجرا، به سراغ كساني مي‌رويم که اکران و پخش فیلم‌ها را در دست دارند. مهم‌ترین بخش، پس از تولید یک فیلم پخش درست آن است. دور ماندن از زمان‌های سوخته و سینماهای بدون تماشاگر، تبلیغ روی فیلم و جلب‌‌ نظر پخش‌کننده برای بازاريابي بیشتر فیلم در ایران و کشورهای دیگر، چه در سینما و چه در شبکه خانگی، همه و همه زنجيره‌اي را ساخته‌اند كه يك فيلم براي ديده شدن به آنها نياز دارد. اما همه این‌ها دست چه کسانی است؟

فيلم‌هاي سينمايي پس از آماده‌سازي نهايي براي توزیع با شرکت‌هاي پخش‌كننده قرارداد مي‌بندند تا آنها هم با سينمادارها قرارداد بسته و فيلم اکران شود. در این میان نمي‌توان پرداخت پورسانت به برخي از سينماداران براي اکران یا عدم اکران يک فيلم را از نظر دور نگه داشت. چیزی که «حمید بهمنی» (مدیرعامل موسسه فرهنگی شهید آوینی) در گفت‌وگو با «پايگاه خبري هنرنیوز» از آن به عنوان مافیای اکران یا اختاپوس خون‌آشامي یاد كرده که اجازه رشد و بالندگی را از فیلم‌ها گرفته است. این لقب احتمالا به عده‌ای در شوراي صنفي نمایش و مسئولان حوزه هنري داده شده که در اعمال نظرهاي سلیقه‌ای‌شان، گزینشی عمل کرده‌ و اجازه اکران به موقع در سینماها را از بسیاری از فیلم‌ها گرفته‌اند. بهمنی درباره این باند مافیایی توضيح داده: «سینماگرانی که جزو تفکر و باند این گروه نباشند، فیلم‌هایشان در زمان اکران نابود خواهد شد. به عنوان مثال با وجودی که یکی از فیلم‌های اخیر که روی اکران بود از فروش خوبی برخوردار نبود، اما هم تبلیغ خوبی از تلویزیون برای این فیلم شد و هم در شرایط خوبی این فیلم را راهی اکران كردند. همین کار را برای فیلم قبلی من یعنی فیلم "گلوگاه شیطان" که می‌توانست از مخاطب خوبی هم برخوردار باشد انجام ندادند. ما اگر در کشور بیش از ۲۰ هزار سالن سینما داشته باشیم مطمئن باشید هیچ فیلمی در زمان اکران دچار افت فروش و شکست مالی نخواهد شد.»

وقتي همه خوابيم

پخش درست يك فيلم، كمك بزرگي براي ديده شدن آن و بازگشت سرمايه تهيه‌كننده است. از آنجا كه بسياري از تهيه‌کننده‌هاي سينماي ايران پخش‌کننده فيلم نيستند، تلاش مي‌کنند پخش فيلم خود را بيشتر به دو شرکت «فيلميران» و «هدايت فيلم» بسپارند. البته آنطور كه يكي از كارگردانان جوان سينماي ايران به ما مي‌گويد، به نفع تهیه کننده هاست که چنین کاری بکنند چرا كه در غیر این صورت سرنوشت آن فيلم در زمان اکران نامعلوم خواهد بود.

در حال حاضر بيش از 15 شرکت پخش‌کننده فيلم در سينماي ايران وجود دارد، ولي تنها این دو شرکت توانسته‌اند 70درصد فیلم‌ها را اکران و پخش کنند. البته در اين ميان از «محمدحسين فرحبخش» (تهيه‌كننده) هم نبايد غافل شد كه به گفته همان كارگردان جوان، براي نحوه چيدمان صحنه و انتخاب بازيگران هم تصميم مي‌گيرد و عملا كارگردان را در سيطره خود نگه مي‌دارد. «پ. ص» از اهالی سینما در گفت‌و‌گو با ايران‌واير می‌گوید: «بدون شک یکی از کابوس‌های كساني که فیلمی در نوبت اکران دارند همزمانی نمایش فیلم‌شان با فیلمی از "حسین فرحبخش" است.»

اين موضوع تاكنون اصطحکاک‌هايي هم بین دست‌اندرکاران يكي از فیلم‌های روی پرده با فرحبخش و «پویافیلم» به وجود آورده؛ مثل ماجرايی که برای فیلم «صدا‌ها» و همزمانی‌اش با اکران فیلم «هفت رنگ» پيش آمد و درگیری‌هایی را میان منیژه حکمت، تهیه‌کننده «صداها» و فرحبخش و علیخانی تهيه‌كنندگان «هفت رنگ» ایجاد کرد. اينطور كه از نامه سرگشاده عوامل فيلم «صداها» برمی آید، فيلم آنها مجوز پخش و زمان اكران در سينماها را در اختيار داشته و ناگهان اين نوبت پخش و سينماها به فيلم فرحبخش داده مي‌شود. البته خود فرحبخش از اعمال قدرت در شوراي سياستگذاري نمايش، براي گرفتن زمان اكران اظهار بي‌اطلاعي كرده و گفته قرارداد با او از قبل تنظيم و امضا شده بود.

به گفته يكي از سينمادارها، کابوس‌هايي از اين دست برای فیلم‌سازان، تنها به فرحبخش و علیخانی ختم نمی‌شود و شامل تهیه‌کنندگانی چون «مرتضی شایسته» با «هدایت‌فیلم»اش، «علی سرتیپی» با «فيلميران‌»‌اش و «حبیب‌الله کاسه‌ساز» هم مي‌شود. كاسه‌ساز البته تنها با تهیه‌کنندگی يك فيلم يعني «اخراجی‌ها» توانست به پولدارترین تهیه‌کننده سینماي ايران هم تبدیل شود.

البته اين نكته را نبايد ناگفته گذاشت كه تمام این‌ افراد وجود چنين تشكيلاتي را توهم و شايعه‌پراكني مي‌دانند. زماني كه «جواد شمقدري» (مدیر عامل سابق سازمان سینمایی)، 80درصد سينماي ايران را وابسته به پول‌هاي دولت دانست، مرتضی شایسته در گفت‌وگویی با «خبرگزاري تسنيم» وابستگي‌اش را به بخش دولتي رد كرد و گفت:«از همان روز اول که وارد سینما شدم در بخش خصوصی بودم. فیلم‌هایی مثل "مادر"، "روز روشن"، "کانی مانگا" و "می‌خواهم زنده بمانم" جزو بخش خصوصی است. مجموع کمکی که از فارابی گرفتم 100 تا 150 میلیون تومان بوده که به فارابی برگردانده شده. این ربطی به مافیای پخش ندارد. اصلا مافیای پخشی وجود ندارد. تنها 30 دفتر پخش در ايران فعال است که ما هم یکی از آنها هستیم.» شايسته معتقد است كه قدرت خود را با زحمت و شايستگي خودش به دست آورده است.

اما قدرت علي سرتیپی از کجاست؟ سرتیپی با قرار گرفتن در راس سازمانی چون «فیلمیران» که با ادغام امور پخش چهار شرکت معتبر فیلم‌سازی (سیدغلام‌رضا موسوی، رسول صدرعاملی، محمدرضا تخت‌کشیان و حمید اعتباریان) تشکیل ‌شد، صاحب‌نفوذترین پخش‌کنندگي فيلم را در سینمای ایران به وجود آورد. نفوذ این سازمان بر امور پخش به گونه‌ای است که هر کارگردان و تهیه‌کننده‌ای که به دنبال اکران خوب و مناسب می‌گردد، «فیلمیران» را برای پخش انتخاب می‌کند. درباره سرتیپی همین بس که فیلمش «نیش و زنبور» را در کوتاه‌ترین زمان نسبت به تولید در جدول اکران بهترین گروه سینمایی جای داد.

آنچه مشخص است این است که حرف زدن درباره مافیای سینماي ايران کار سهل و ممتنعی به حساب می‌آید. گرچه همه دست‌اندركاران در اين‌باره حرف‌هایی برای زدن دارند، اما آنها برای ادامه حیات سينمايي‌شان در این فضا نبايد دست به قیل و قال بزنند. همان قيل‌وقالي كه تنها گوشه اي از آن در فيلم «وقتي همه خوابيم» ساخته «بهرام بيضايي» به نمايش درآمد. فيلمي كه ماجراي كارگرداني را روايت مي‌كرد كه تهيه كننده‌اي با اعمال زور به او بازيگري را تحميل مي‌كند. بيضايي در اصل يك ماجراي واقعي را به فيلم تبديل كرده بود؛ ماجرايي كه براي ساخت فيلم «لبه پرتگاه»، بین او و تهیه کننده ای به نام «حميد اعتباريان» به وجود آمده بود و ادامه ساخت فيلم را متوقف كرد. ظاهرا اعتباريان با اصرار می خواسته «انديشه فولادوند» در فيلم بيضايي، نقش اصلي را داشته باشد اما بیضایی زیر بار نرفته است. اعتباریان قبلا این خواسته را به عنوان تهیه کننده، در مورد سه‌گانه «ستاره‌ها» ساخته «فريدون جيراني» اعمال کرده بود که باعث شهرت ناگهاني اندیشه فولادوند شد.

0
26 Mar 19:25

وقتی اسم افراد سرنوشت شغلی‌شان را تعیین می‌کند

نتیجه تحقیقی در آلمان نشان می‌دهد که بسیاری از فرزندان خانواده‌های مهاجر صرفا به دلیل اسم‌شان با تبعیض در پذیرش کارآموزی یا اشتغال خود روبرو می‌شوند. این پژوهش روی ۱۸۰۰ موسسه آموزشی صورت گرفته است. ایمن دختری هجده ساله است که در هانوفر زندگی می‌کند و مادری لهستانی و پدری عرب دارد. او می‌گوید بیش از ۴۰ درخواست کارآموزی‌ به اینجا و آنجا فرستاده، اما هیچ جوابی نگرفته است. او برای یک هنرستان حرفه‌ای هم تقاضاهای متعددی ارسال کرده، اما نامه‌هایش انگار گیرنده‌ای نداشته‌اند. برای ایمن روشن شده که ناکام ماندن در کاریابی یا دوره آموزشی به خاطر آن است که اسم متفاوتی دارد و صد در صد آلمانی نیست. این‌ یکی از تجارب روزانه جوانان مهاجرتبار در آلمان است. نمونه‌‌‌های متعددی از این تجربه‌ها در تحقیق "شورای مشورتی بنیاد آلمانی مهاجرت و هم‌پیوندی" بازتاب یافته‌‌اند. مشابه این نمونه‌ها را در مدارس آلمان هم می‌توان دید. بچه‌های مهاجرتبار به دلیل اسم نامانوس خود مسخره می‌شوند یا آموزگاری خارجی که اسمش را به شکلی تحقیرآمیز تلفظ می‌کنند. بیشتر بخوانید: مشکل مدارس آلمان با خانواده‌های مهاجرتبار مبنای پژوهش یاد شده، بررسی تقاضاهای کار مشابهی است که برای ۱۷۹۴ موسسه با دو نام آلمانی و ترکی فرستاده شده‌اند. نتیجه کاملا روشن بود. تقاضاهایی با اسامی آلمانی شانسی به مراتب بیشتر از سایرین داشتند و برای آشنایی و مصاحبه حضوری دعوت ‌شدند. این در حالی است که همه متقاضیان، دارای سوابق، تجربه، مهارت‌ها و ریز نمرات مشابهی بودند. تبعیض مضاعف تحقیق یادشده نشان می‌دهد که متقاضیان ترک علاوه بر آن که به ندرت دعوت به مصاحبه و دیدار حضوری می‌شوند، حتی خبر دریافت تقاضاهای خود را هم از مؤسسات مربوطه نمی‌گیرند. آن‌ها به‌این ترتیب با تحقیر دیگری مواجه می‌شوند، در حالی که از نظر اداری مرسوم است از دریافت درخواست و مدارک ارسالی خود مطلع شوند. مدیر این پژوهش می‌گوید، کسانی با نام ترکی باید دو برابر بیشتر از متقاضیانی با نام آلمانی زحمت بکشند تا کار یا دوره‌آموزشی مورد نظر خود را بیابند: «تنها جایی که آنها از متقاضیان آلمانی جلو می‌زنند، وقتی است که به طور مستقیم جواب منفی می‌شنوند.» بیشتر بخوانید: چگونه آلمانی شویم؛ کلاس‌های همپیوندی اجتماعی در کارگاه‌ها و دفاتر کوچک‌تر، وضعیت ترک‌‌تبارها به مراتب بدتر می‌شود. نتیجه بررسی در دو حوزه مکانیکی خودرو و امور دفتری، نشانگر جذب هر چه بیشتر آلمانی‌هاست. این پژوهش تاکید می‌کند که در شرکت‌های بزرگ، محیط بازتر و منعطف‌تر است، اما در کارگاه‌ها یا دفاتری که میانگین همکاران آن شش نفر است، تبعیض در قبال ترک‌ها یا خارجی‌ها بیشتر به چشم می‌خورد. تقاضاهای ناشناس شورای مشورتی بنیاد مهاجرت و هم‌پیوندی پیشنهاد جالبی برای برون رفت از وضعیت کنونی داده و آن این که خارجی‌ها، تقاضاهای کاری خود را بدون عکس و نام برای کارفرمایان مورد نظر ارسال کنند. یکی از مسئولان این شورا می‌گوید، این روشی است که دربسیاری کشورهای دیگر هم رایج است و شاید کمکی باشد برای برابرحقوقی در عرصه کارآموزی و مهارت‌های حرفه‌ای. بیشتر بخوانید: در بازار کار آلمان شانس خارجی‌ها کمتر است نکته امیدوار کننده پژوهش یادشده اما آنجاست که روشن می‌شود نام فامیل متقاضیان نقش زیادی در پذیرش و جذب‌شان ایفا نمی‌کند. سه چهارم شرکت‌های مورد تحقیق تاکید کرده‌اند که برایشان فرقی نمی‌کند نام خانوادگی کارکنان‌شان خارجی باشد یا آلمانی.
26 Mar 17:01

تصور کنید یک هواپیمای ایرانی در خلیج‌فارس ناپدید می‌شود

by farvartish

این ماجرا را تصور کنید:

عصر روز بیست و هفتم اسفندماه 92، یک هواپیمای بوئینگ 727 ایرا‌ن‌ایر با 189 مسافر فرودگاه کیش را به مقصد تهران ترک کرد، اما دقایقی پس از پرواز در آب‌های خلیج فارس از صفحه رادار محو شده است.

 یک ساعت پس از این رخداد، خبرگزاری فارس به نقل از یک منبع مطلع اعلام کرد که ناپدید شدن هواپیمای ایرا‌ن‌ایر مانور سازمان پدافند غیرعامل کشور بوده است، اما این خبر نیم‌ساعت بعد از سایت فارس‌نیوز حذف شد.

 در ساعات پایانی همان روز، یک مقام آگاه در سازمان هواپیمایی کشوری، ناپدید شدن بوئینگ 727 را تایید کرد و روز بعد سایت‌های خبری و خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها به موضوع پرداختند:

ایرنا: دستور ویژه رئیس‌جمهور به وزیر راه و شهرسازی برای پیگیری وضعیت هواپیمای ناپدید شده

خبرآنلاین: درخواست فوری لاریجانی از نمایندگان: برای مسافران بوئینگ ایران‌ایر دعا کنید / بررسی طرح دو فوریتی افزایش تعرفه‌های واردات خودرو

جهان صنعت: تاثیر حادثه هوایی کیش بر التهاب بازار دلار و سکه

مهر: قاتل آمریکایی در آسمان ایران

ایلنا: رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس: رسانه‌ها با شلوغ‌بازی بهانه دست دشمنان ندهند

آسیا: مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش: جشنواره نوروزی کیش و تخفیف‌ها پابرجاست

CNN: اف‌بی‌آی: هواپیمای ناپدید شده حامل محموله مخفیانه سنگ اورانیوم بود

فارس: نارضایتی گسترده مردم از سیاست هوایی دولت تدبیر و امید

ایسنا: تجمع خانواده‌های مسافران پرواز ناپدید شده در فرودگاه / استقرار دو واحد گشت ارشاد در مهرآباد

عصرایران: آقای رسایی! جان 189 مسافر مهم‌تر است یا خبرنگاری از محافظ اشتون کتک خورد؟

هفت صبح: عکس سلفی جنجالی اعضای تیم جست‌وجوی هواپیمای ناپدید شده

همشهری: قالیباف: مجموعه شهرداری تهران آماده کمک‌رسانی به عملیات جست‌وجوی دریایی در کیش است

ایران: ظریف و اشتون ماه فوریه در برلین دیدار می‌کنند

رادیو فردا: جاسوس سابق سیا در ایران‌ایر: جمهوری اسلامی ایران هیچ‌وقت هواپیمای بوئینگ 727 نداشته است

رادیو کوچه: ایران‌ایر اسامی مسافران پرواز ناپدید شده را به رسانه‌ها نداد

واحد مرکزی خبر: گزارش «حسینی بای» از حال و هوای لحظه تحویل سال در برج مراقبت مهرآباد

مشرق: آزاده اردکانی از مسافران پرواز بوئینگ 727 کیش به تهران بود

تهران امروز: درخواست قالیباف از شورای شهر: یک میدان در تهران را به نام خلبان پرواز ایران‌ایر تغییر دهید

دویچه‌وله: عکس‌های قدیمی یک خانواده کانادایی در هواپیمای ایران‌ایر

بی‌بی‌سی فارسی: شاهدان عینی تایید کردند که یک هواپیما در دشت کازرون فرود آمده است

العربیه: هواپیمای ناپدید شده ایران به سمت سوریه رفته است

خانه ملت: پیام تبریک نوروزی نمایندگان مجلس برای مردم شریف ایران

فرانس 24: کمپانی بوئینگ: به دلیل تحریم‌ها نمی‌توانیم برای یافتن هواپیما با ایران همکاری کنیم

برنا: هواپیمای بوئینگ ناپدید شده به تازگی تعمیر شده بود

شرق: گفت‌وگوی اختصاصی شرق با مسافری که از پرواز کیش به تهران جا ماند

تابناک: پیام محسن رضایی برای بازماندگان قربانیان پرواز ایران‌ایر

اخبار 20:30: دولت نوروز امسال را کوفت مردم کرد

فرهیختگان: میرزاده: رشته هواپیمایابی به دانشگاه آزاد اضافه می‌شود

صرفا جهت اطلاع: مشاور ویژه رئیس‌جمهور از ارتفاع وحشت دارد و نمی‌تواند پرونده بوئینگ ایران‌ایر را بخواند

فرارو: پرویز پرستویی در تماس تلفنی با برنامه نود: برای پیدا شدن مسافران پرواز ایران‌ایر بیانیه کمپین را امضا کنید

راشدنیوز: عکس: رئیس‌جمهور در حال مطالعه پرونده هواپیمای ایران‌ایر

رادیو چین :(CRI) هلال‌احمر ایران: به کمک‌های بین‌المللی هیچ نیازی نداریم

صدای آمریکا: نوری‌زاده: هواپیمای ایران‌ایر را برده‌اند و به امارات فروخته‌اند چون به دلار نیاز دارند

جام‌جم: دیدار صمیمانه رئیس رسانه ملی با تیم امنیت پرواز فرودگاه کیش

خودنویس: بوئینگ ایران‌ایر قرار بود «باب لوینسون» را مخفیانه از کیش به تهران منتقل کند

شفاف: خلبان پرواز ناپدید شده ایران‌ایر در کنار خانواده‌اش + تصاویر

جوان: آماده‌سازی تندیس یادبود شهدای پرواز ایران‌ایر برای نصب در جزیره کیش

پارسینه: نوروز آمد و بوئینگ فراموش می‌شود

فردانیوز: قالیباف: شهرداری تهران حاضر است تا به خانواده‌های بازماندگان بوئینگ ایران‌ایر غرامت بپردازد

اطلاعات: تلاش شبانه‌روزی و بی‌وقفه امدادگران در خلیج ‌فارس ادامه دارد

جهان‌نیوز: کشف ردپای خاندان هاشمی در کمپانی بوئینگ

صراط نیوز: لیست مسافران پرواز روی میز وزیر اطلاعات است + تکذیب

باشگاه خبرنگاران: هواپیمای گمشده پیدا شد

کیهان: وزارت اطلاعات در مقابل خرابکاری آمریکایی‌ها در ناوگان هوایی ایران پاسخگو باشد

رسالت: پایان موقت درگیری‌ها در دمشق

موضوع داغ بالاترین: هواپیمای بوئینگ 727 ایران‌ایر در اورشلیم فرود آمد

وب‌سایت سازمان هواپیمایی کشوری: یک هواپیمای مسافربری در آب‌های خلیج‌فارس ناپدید شد / جست‌وجو آغاز شده است

الف: لیست کامل مسافران پرواز بوئینگ 727 ایران‌ایر + مدارک پروازی

 «فرورتیش رضوانیه»

26 Mar 16:41

قصه های من و بابام ( کتاب درخواستی)

by blacklord

  مثل لحظه ای که باغ, در ترنم ترانه شکوفا میشود, غرق در شکوفه میشود روزگارتان بهـار

لحظه هایتان پر از شکوفـه باد. سال نـو مبارک

 



سلام

توی این پست به درخواست یکی از دوستان کتاب‌های قصه‌های من وبابام رو میزارم...

توضیحات از ویکی پدیا

قصه‌های من و بابام مجموعه قصه‌های مصور نوشته نویسنده آلمانی اریش اُ زر است. این نویسنده که نام مستعار هنری خود را پلاوئن گذاشته‌است در سال ۱۹۰۳ در شهر پلاوئن به دنیا آمد و در ۱۹۴۴ در برلین درگذشت. این کتاب در ایران توسط آقای ایرج جهانشاهی ترجمه و توسط انتشارات فاطمی در سه جلد به چاپ رسیده‌است. کتاب قصه‌های من و بابام در سال ۱۳۷۷ به چاپ سیزدهم رسید. تعداد صفحات سه جلد کتاب حدود ۳۱۰ صفحه‌است.

کلا داستان های قشنگیه ... من خودم هم این کتاب ها رو از کتابخونه محل گرفتم و خوندم ... البته اون موقع جوون تر بودم ... و خیلی از خوندشون لذت بردم ....


                             


قصه های من و بابام


    جلد اول:   بابای خوب من            لینک مستقیم .... لینک کمکی             


    جلد دوم:   شوخی‌ها و مهربانی‌ها            لینک مستقیم ..... لینک کمکی

  

    جلد سوم:   لبخند ماه                 لینک مستقیم ...... لینک کمکی


امیدوارم که از خوندنش لذت ببرین.

25 Mar 14:31

آرام بخواب جمشید . . .

by graphy

شهادت سرباز یکم وظیفه ، جمشید دانایی فر رو بهتون تسلیت عرض میکنم :((

25 Mar 14:30

حامد زمانی؛ خواننده حکومتی

by Amir

این روزها صدای یک خواننده ایرانی بیش از دیگر خوانندگان هم‌وطن از صداوسیمای جمهوری اسلامی شنیده می‌شود؛ نام او «حامد زمانی» است و در مصاحبه‌های بی‌شمار تلویزیونی، خود را ارادتمند «حضرت آقا»، «ائمه» و «آرمان‌های انقلاب» معرفی می‌کند.

شبکه‌های تلویزیونی ایران و خبرگزاری‌ها و وب‌سایت‌های خبری نزدیک به اصول‌گرایان نیز از حامد زمانی به عنوان ستاره تازه موسیقی این مرز و بوم نام می‌برند.

در تلویزیون حکومتی ایران، یعنی جایی که استادانی چون «محمدرضا شجریان»، «شهرام ناظری» و «حسام‎الدین سراج» یا چهره‌های مطرح پاپ هم‌چون «محسن چاووشی»، «محسن یگانه»، «مازیار فلاحی»، «فرزاد فرزین» یا «سیروان خسروی» از امتیازات مشابهی برخوردار نیستند، حامد زمانی یکه تاز است.

حامد زمانی یکی از تازه‌ترین نمونه‌ها از اهتمام حکومت ایران برای پرورش هنرمند هم‌سو با خود است. او که به گفته خودش، از دوران کودکی قاری قرآن بوده معمولا ترانه‌های مذهبی و سیاسی می‌خواند. ترانه‌های سیاسی او واکنشی به رویدادهای روز سیاسی است.

زمانی تیتراژ برنامه «دیروز، امروز، فردا» را خوانده است؛ برنامه‌ای که از زمان ناآرامی‌های پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ با دعوت از فعالان سیاسی هوادار حکومت، علیه معترضان موضع می‌گرفت و آن‌ها را عوامل کشورهای غربی می‌خواند.

آهنگ «دیروز، امروز، فردا» که در ظاهر درباره ایران است، بیش‌تر ویژگی‌های ایدئولوژی نظام جمهوری اسلامی را در خود دارد. این آهنگ در شرایطی ساخته و تبلیغ شد که برخی از خوانندگان مشهوری که خواننده تصنیف‌های میهنی بودند در اعتراض به سرکوب معترضان انتخابات سال 88، پخش آثار خود در رادیو و تلویزون را ممنوع کردند و در مقابل حکومت موضع گرفتند. محمدرضا شجریان یکی از کسانی بود که نه تنها پخش آثار خود از تلویزیون را ممنوع کرد بلکه با خواندن تصنیف«تفنگت را زمین بگذار»، به رفتار حکومت با معترضان انتقاد کرد.

پس از این بود که حامد زمانی مورد توجه رسانه‌های نزدیک به حکومت قرارگرفت. او متولد ۱۳۶۳ در شهر «میمه» اصفهان است، در خانواده‌ای مذهبی بزرگ شده و از کودکی قرائت قرآن را فراگرفته است.  او از ۱۷ سالگی وارد حیطه موسیقی شد.

هرچند به گفته خود او، پدرش مخالف حضور وی در عرصه موسیقی پاپ بود اما پس از شنیدن اولین آهنگ او که درباره «حسین بن علی»، امام سوم شیعیان است به حمایت از او پرداخت.

بعد از ترانه «دیروز، امروز، فردا»، حامد زمانی به خواننده حکومتی تبدیل شد چون بیش‌تر آهنگ‌هایش در راستای مواضع سیاسی روز نظام جمهوری اسلامی بوده است. «تحریم»، «قلاده‌های طلا»، «زنان و بیداری اسلامی»، «مکر شیطان» (درباره حادثه ۱۱ سپتامبر)، «آرمیتا»(دختر رضایی‌نژاد، فعال هسته‌ای ایران که ترور شد) و «پرواز» (با موضوع ترورشدگان فعالان و محققان هسته‌ای در ایران‌)، آهنگ‌های دیگری هستند که حامد زمانی آن‌ها را اجرا کرده است.

در اردیبهشت سال ۹۱ در واکنش به اجرای ترانه‌ای اعتراضی خطاب به امام دهم شیعیان با صدای «شاهین نجفی»، حامد زمانی در یادداشتی که در صفحه فیس‌بوک خود منتشر کرد، برای اجرای حکم اعدام او ۱۰ میلیون تومان هدیه در نظر گرفت. پس از اجرای ترانه «نقی»، برخی از مسوولان و چهره‌های مذهبی، شاهین نجفی را مرتد دانستند.

اعلام این موضوع یادآور حکمی بود که آیت‌الله  خمینی در سال ۱۳۶۷ برای «سلمان رشدی» صادر کرد. او این نویسنده انگلیسی هندی‌الاصل را به خاطر نوشتن رمان «آیات شیطانی» مرتد خواند و اعلام کرد که بر هر مسلمانی واجب است که در صورت امکان، این نویسنده را به قتل برساند. آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۳۷۳این حکم را غیرقابل تغییر خواند.

اما در مورد شاهین نجفی، شاید اولین بار بود که یک هنرمند برای قتل هنرمندی دیگر جایزه تعیین کرده است. زمانی در مصاحبه با وب‌سایت «بولتن‌نیوز» گفت که شاهین نجفی به مقدسات یک ملت توهین کرده است. او در دفاع از کار خود گفت که اقدامش بلافاصله با حمایت برخی از هنرمندان حزب‌اللهی، مداحان و برخی از مراجع و روحانیان مذهبی روبه‌رو شد.

به گفته او، همین کافی بود تا این «خواننده هتاک نیز حساب کار دستش بیاید و دیگر جرات اقداماتی مشابه را به خود راه نداده و نمی‌دهد.‌«

حامد زمانی ۱۳ آبان امسال در سال‌روز اشغال سفارت امریکا در تهران و بحران گروگان‌گیری، سرودی با عنوان «مرگ بر امریکا» را اجرا کرد که با پوشش خبری گسترده رسانه‌های اصول‎گرایان روبه‌رو شد. در این روز «اسفندیار قره‌باغی»، خواننده اولین سرود انقلابی ضد امریکایی، یک ترانه دیگر نیز با همین موضوع سرود.

واکنش رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور آن قدر برای زمانی و اصول‌گرایان مهم بود که آن را دلیلی برای موفقیت خود دانستند. خبرگزاری فارس در گزارشی به آن چه «تخریب حامد زمانی» در شبکه تلویزیونی «صدای امریکا»( VOA) توصیف کرد، پرداخت.

به گزارش خبرگزاری «فارس»، حامد زمانی نیز در مراسم تقدیر از خود توسط معاونت فرهنگی سپاه درباره میزان موفقیت سرود «مرگ بر امریکا» گفت: «شکر خدا کار مرگ بر امریکا آن قدر ضربه زد که VOA یک هفته داشت به این آهنگ می‌پرداخت. "بی‎بی‎سی" و "من و تو" هم در مورد آن، برنامه رفتند و "واشنگتن پست" در مورد آن تحلیل نوشت. این‏ها نشان می‌دهند که کارها دارد درست پیش می‌رود و ضربه‌ خودش را هم به دشمن وارد کرده است.»

این در حالی بود که روزنامه واشنگتن‌پست در گزیده اخبار روزانه‌ خود، در خبری کوتاه به نقل از «آسوشیتدپرس» از اجرای دو سرود ضد امریکایی خبر داد و نوشت امسال تندروها در واکنش به سیاست‌های اعتدالی حسن روحانی، رییس‌جمهور جدید ایران درباره پرونده هسته‌ای، مراسم ۱۳ آبان را گسترده‌تر برگزار و در این مراسم از ترانه «مرگ بر امریکا» رونمایی کردند.

حامد زمانی تمام زندگی‌ خود را در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی تعریف کرده است. به گزارش وب‌سایت «ارزشی‌ها»، او ۱۳ آبان را به عنوان روز ازدواج خود برگزید. زمانی در مصاحبه‌هایش مدام بر پایبندی به نظام و اعتقادات مذهبی‌ خود تاکید می‌کند.

به نوشته وب‌سایت «هواداران حامد زمانی»، او در گفت‌وگو با خبرگزاری «دانشجو» در این مورد گفت: «مخاطبی که به خاطر حمایت من از امام، نخواهد صدایم را گوش بدهد، برایم ذره‌ای اهمیت ندارد. هر کسی که می‌خواهد صدای مرا بشنود باید به عقاید مذهبی من احترام بگذارد.»

هرچه زمان می‌گذرد، فاصله زمانی سرودهای حامد زمانی با وقایع سیاسی مورد اشاره در سرودهایش کم و کم‌تر می‌شود. آخرین اثر او «گزینه‌های روی میز» نام داشت.

پس از سخنان «وندی شرمن»، معاون وزیر امورخارجه امریکا در کمیته روابط خارجی سنا، حامد زمانی به خبرگزاری فارس گفت که در ترانه بعدی، پاسخ خانم شرمن را می‌دهد.

حالا رسانه‌های اصول‌گرا برای تبلیغ حامد زمانی گوی سبقت را از یک‌دیگر می‌ربایند و با معیارهایی موفقیت او را می‌سنجند که پیش از این  در مورد هنرمندان دیگر، آن‌ها‌ را تقبیح می‌کردند.

«محسن صفایی فرد»، مسوول واحد موسیقی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در مصاحبه با خبرگزاری دانشجو گفته است: «اگر امروز شما حرف "ح" را در گوگل سرچ کنید، بالاتر از هر کسی نام حامد زمانی می‌آید در حالی که قبلا نام "حامد بهداد" از همه بالاتر بود.»

با این حال، بیش‌تر مردمی که با پرسش خبرنگار «ایران‌وایر» درباره حامد زمانی روبه‌رو شدند، گفتند او را نمی‌شناسند و عده اندکی دیگر او را خواننده حکومتی معرفی کردند. اما یک بسیجی با هیجان او را «بهترین» و «محبوب‌ترین» خواننده ایران دانست. او گفت: «برای ما بسیجی‌ها حرف آقا حجته. وقتی آقا ایشون رو تایید کردن، ما باید ازش حمایت کنیم.»

حامد زمانی اولین هنرمندی نیست که نظام جمهوری اسلامی روی او به عنوان تریبون خود در بخش فرهنگ و هنر سرمایه‌گذاری کرده است؛ از ابتدای انقلاب تلاش‌هایی در این جهت انجام شد که ایده‌ شکل‌گیری حوزه هنری و تبلیغات اسلامی از آن بیرون آمد.

اما مشکلی که حکومت ایران با آن روبه‌رو بوده، این است که عده زیادی از هنرمندان منتقدش از درون همین سیستم‌های تربیت هنرمند برای پیشبرد اهداف نظام درآمده‌اند؛ «محسن مخملباف»، «بهروز افخمی»، «کمال تبریزی»، «محمدمهدی عسگرپور» و بسیاری دیگر از سینماگران ایرانی که امروز منتقد و یا مخالف عملکرد نظام هستند، از حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی بیرون آمده‌اند.

پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸، تعداد زیادی از هنرمندان نزدیک به حکومت نیز از برخوردها با معترضان انتقاد کردند و در مقابل نظام ایستادند؛ «سهیل محمودی»، «ساعد باقری»، «فاطمه راکعی» و حتی فیلم‌سازی مانند «مجید مجیدی» که در دو دهه اخیر حمایت حکومت را با خود داشته است.

چند سال پیش استقبال مردم از فایل صوتی سروده‌های «مریم حیدرزاده»، شاعر نابینا، رهبر جمهوری اسلامی را بر آن داشت که از زیرعبا دست تفقد بر سر او بکشد. اما چندی بعد، حیدرزاده از ایران مهاجرت کرد و ترانه‌هایش را در اختیار خوانندگان موسوم به «لس‌آنجلسی» چون «کامران» و «هومن» قرار داد. شاید به همین دلیل بود که تقدیر آیت‌الله خامنه‌ای از حامد زمانی تا پیش از اشاره خود زمانی، رسانه‌ای نشد.

بعد از انتخابات ۸۸، حکومت ایران به دنبال خوانندگان انقلابی سابق رفت تا مگر از طریق آن‌ها با انبوه آهنگ‌های اعتراضی «جنبش سبز» مقابله کند. از میان آن‌ها، «محمد گلریز» به دعوت حکومت لبیک گفت اما او نتوانست انتظار حکومت را برآورده کند.

۲۱ بهمن ماه امسال تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی گفت‌وگویی با «هاتف»، خواننده موسیقی پاپ مقیم لس‌آنجلس پخش کرد. «علی هاتفی» با نام هنری هاتف در این مصاحبه درباره آهنگی انقلابی سخن گفت که در روزهای انقلاب خوانده بود و هنوز هم از رادیو و تلوزیون ملی ایران پخش می‌شود. شاید خیلی ازمردم نمی‌دانستند سرود انقلابی «الله الله» را او خوانده است.

هاتف در جریان حوادث بعد از انتخابات سال ۸۸، چند ترانه اعتراضی در حمایت از جنبش سبز خواند. ترانه «ققنوس» با صدای هاتف در آستانه نوروز سال ۹۰ در حمایت از زندایان سیاسی اجرا شد.

حالا حامد زمانی، خواننده‌ حکومتی که در مصاحبه با وب‌سایت خبری «رجانیوز»، «شادمهر عقیلی» را خواننده مورد علاقه خود معرفی کرده بود، در پاسخ به این پرسش که چه تضمینی وجود دارد که او هم از مسیر انقلاب خارج نشود، گفت: «هیچ تضمینی وجود ندارد! دنیا آن قدر زیر و رو دارد که نمی‌شود تضمینی داد. اما من فکر می‌کنم کسانی که دیگر نتوانستند در همان فضا بخوانند، دست خودشان نبود بلکه از بالا و از طرف ائمه این اجازه به آ‌ن‌ها داده نشد و این توفیق ازآن‌ها سلب شد.»

0
24 Mar 15:30

ایران وهالیوود: از «بدون دخترم هرگز» تا «گلاب» جان استوارت

by Amir

خیلی کم پیش می آید که فیلمی در هالیوود در مورد ایران و یا با موضوع ایران ساخته شود و برچسب ضدایرانی نخورد. آخرین آن هم فیلم «گلاب» است که مراحل پایانی ساخت خود را به پایان می رساند.جان استوارت چهره شناخته شده رسانه ای آمریکا براساس کتابی از مازیاربهاری روزنامه نگار ایرانی که در جریان انتخابات سال 88 دستگیر و زندان شد به تهیه این پرداخته و تا ماه های آینده راهی بازار فیلم خواهد شد. هنوز هیچ نمایی از فیلم منتشر نشده، رسانه های دست راستی در ایران شروع به «ضدایرانی» خواندن فیلم کرده اند و این سوال را بار دیگر پیش رو گذاشته اند که چرا فیلم هایی که در هالیوود روایتی مربوط به ایران دارند برچسب ضدایرانی می گیرند و مستقیم سر از سازمان سیا و موساد وجاهای دیگر در می آورند؟ و سوال دیگر اینکه آیا این فیلم ها ضدایرانی هستند؟ آیا دولت ها وسیاستمداران پشت فیلم هاهستند؟ یا اینکه بسیاری از این فیلم ها تنها نمایانگر تصویری است که در آن سوی دنیا از کشورمان وجود دارد؟ آیا همه این فیلم ها غیرواقعی هستند یا ریشه درواقعیت دارند؟

اگر این سوالها را هشت سال پیش زمانی که در ایران زندگی می کردم از من می پرسیدید، جوابم با الان که سالهاست درآمریکا زندگی می کنم تفاوت عمده ای دارد. بارها از خودم پرسیده ام چرا؟ در این گزارش که در چند بخش تهیه شده،به شرح تجربیاتم می پردازم که مستقیم در جریان تهیه یکی از این فیلم های به اصطلاح «ضدایرانی» داشته ام و در این مسیر البته با افرادی که درفیلم هایی با چنین برچسب هایی بازی کرده اند مانند شهره آغداشلو، هوشنگ توزیع، فریبرزدیویددایان و البته منتقدهنری حمید دباشی صحبت کرده ام که با کلیک روی تصویرهای کنارگزارش زیر می توانید آنها را بخوانید. 

پشت برده یک فیلم «ضدایرانی»: توهم توطئه ناآگاهی یا اغراق واقعیت؟

 «دراین کشور ما چنین کثافتی را تحمل نمی کنیم! ما یک اسم برایش داریم: قتل بی رحمانه.» این جمله را هریسون فورد، به همکار ایرانی اش در فیلم «عبور» می گوید و اگر چه این «کثافت» اسمش در فیلم آورده نمی شود، اما اگر تا اینجای فیلم را دیده باشید اشاره به  یک کلمه بیشتر نیست: قتل ناموسی. و اشتباه نکرده اید اگر به ذهنتان آمد که آنکه در فیلم مرتکب قتل ناموسی می شود، یک ایرانی است.  

 فیلم عبور(Crossing Over) که در سال ۲۰۰۹ روی پرده های سینما رفت، روایت چندخانواده مهاجراست که برای ماندن درآمریکا تلاش می کنند واز جمله آنها یک خانواده ایرانی. دراثنای فیلم، یکی از دوپسر خانواده به توصیه پدرمذهبی، خواهر و معشوقه مکزیکی اش را که رابطه خارج از ازدواج با او دارد در یک مهمان سرا گیر میاندازد و هر دو را با شلیک گلوله به قتل می رساند، و دیالوگ های فیلم هم خیلی راحت بین این کشتن و شرف و آبروی خانوادگی رابطه برقرار می کند تا آن چیزی که حتی یک مخاطب با هوش متوسط هم از کل ماجرا دریافت می کند قتل ناموسی باشد.  

آن طور که از دیالوگ های فیلم توسط خانواده توضیح داده می شود دلیلش هم رفتارهای این دخترجوان بوده که شرف و آبروی خانواده را نادیده گرفته است. آن چه درفیلم اتفاق می افتد قتل است و می توانست موضوع قتل ناموسی نباشد. خود قتل به اندازه کافی تراژیک است که یک خانواده ای را از هم بپاشد اما قتل ناموسی کردنش و آن را یک مساله مرتبط با یک گروه از مردم دانستن – در اینجا ایرانیان- به راحتی می توانست در فیلم نباشد. اما کارگردان ترجیح داده بود که باشد.  

  یک سال قبل از اینکه فیلم ساخته بشود، وین کریمر، کارگردان فیلم با من که آن زمان در شهربرکلی کالیفرنیا مشغول تحصیل بودم تماس گرفت و گفت که شان پن هنرپیشه شهیر آمریکایی که اتفاقا در سال ۲۰۰۵ سفری هم به ایران داشت، قراراست دراین فیلم بازی کند، ولی آقای پن خواسته بود که پیش از بازی در فیلم بداند ومطمئن شود آن بخشی که درباره «قتل ناموسی» درخانواده ایرانی است تا چه حد دقیق است؟ و اینکه ریشه در حقیقت دارد یانه؟ جواب من به وین کریمر کارگردان فیلم ساده بود: «قتل ناموسی یک پدیده ایرانی نیست، این تصویر درستی از ایرانی ها نشان نمی دهد.»

- ولی تحقیقات ما نشان می ده که قتل های ناموسی در ایران اتفاق می افته.

- خیلی به ندرت. حالا داستان کجا اتفاق می افته؟

- در یک خانواده ایرانی در لس آنجلس.

- یعنی این خانواده حتی ایران هم نیستند؟

- نه بعد از انقلاب ایران به آمریکا مهاجرت کردند.

- یعنی یک خانواده بیست سال آمدند آمریکا، بچه هاشان اینجا بزرگ شدند و دانشگاه رفتند وبعد قتل ناموسی کردند؟ حالا از کجا معلوم که فقط قتل نبوده؟ هر روز کلی در این ممکلت خواهر برادر رو می کشه؟

- اونجوری که نوشته شده برمی گرده به قتل ناموسی که در ایران هم اتفاق می افته و نمی شه گفت که اتفاق نمی افته.

درحین این مکالمه پیشنهاد کرد که متن فیلمنامه را بخوانم. خواندم و گفتم آنچه در فیلم اتفاق می افتد قتل است و جوری آن را مطرح کردن که بیننده مفهوم «قتل ناموسی» به ذهنش متبادر شود غلط است به خصوص اینکه انگار چنین عملی یک بخشی از فرهنگ ایرانی هاست.

با شان پن تلفنی صحبت کردم و نظرم را گفتم. دعوت کرد به خانه اش که در شهرک کوچکی به نام «راس» در شمال کالیفرنیا و نه چندان دور از محل زندگی ام بود بروم. به محض ورود به اتاق دکورشیشه ای که جوایز سینمایی او در آن به چشم می خورد توجهم را جلب کرد. بخش بزرگی از اتاق را چند کاناپه روبروی یک ردیف کامپیوترهای اپل که روی صفحه اش یک نرم افزارویرایش فیلم باز بود اشغال کرده بود. نرمن سالامون، یکی از دوستان پن که در سفر سال 2003 او را به ایران همراهی کرده بود و از نویسندگان ضدجنگ هم به شمار می رود، هم آنجا بود. قرار بود همه ما تماس تلفنی با کارگردان داشته باشیم و با او در خصوص موضوع «قتل ناموسی» در بخشی از فیلم صحبت کنیم.

شان پن به کارگردان گفت که تحقیقات او از من و دیگران نشان می دهد که قتل ناموسی یک موضوع ایرانی نیست و اینجوری عملا خشم خیلی ها رو تحریک می کنیم به علاوه تحقیقاتی که در مورد فیلم شده موثق نیست و خلاصه چسباندن این موضوع رو به ایرانی ها خیلی محتاطش کرده بود. 

این را از آن جهت گفت که وقتی برگه های چاپ شده از وب سایت های غیرمعتبری که کلی عدد رقم در مورد قتل های ناموسی در ایران را نشان می داد دیدم، به او گفتم که با این تحقیقات اصلا نمی شود چنین ادعایی را قبول کرد. شان پن بعد از یک مکالمه بسیار جدی حدودا یک ساعته با کارگردان که از لس آنجلس تماس می گرفت، به او گفت که یا باید آن دیالوگ هایی که در فیلم اینطور نشان می دهد که قتل رخ داده از نوع ناموسی و نتیجتا یک چیز فرهنگی ایرانی است، حذف شود یا اینکه اصلا قید بازی کردن در فیلم را خواهد زد. در وسط صحبت ها وقتی که کارگردان همچنان اصرار می کرد که ایرادی به تحقیقاتش در مورد این موضوع نیست، شان پن کمی هم عصبانی شد و به چند خاطره از سفر خود به ایران در سال 2003 به عراق و در سال 2005 به ایران اشاره کرد و ازمشاهدات خود گفت و اینکه قبول نمی کند که درفیلمی بازی کند که موضوع «قتل ناموسی» به صورت کلیشه ای به ایرانی ها بچسبد. 

 آن روز گذشت. فیلم ساخته شد. شان پن در آن بازی نکرد. اما فیلم با جایگزین کردن بازیگر دیگری ساخته شد و درسال ۲۰۰۹ روی پرده سینما رفت و این بخش از فیلمنامه هم علیرغم بحث وگفت های بسیاری که زمان ساخت فیلم ایجاد کرد، همچنان در فیلم ماند. انگار که نمی شد ماجرا با قتل ختم به خیرشود و از ناموسی بودنش صرف نظر کرد.  

سه سال بعد از فیلم «عبور» که علیرغم تصویر عمومی که از ایرانی ها نشان می داد جنجال زیادی را ایجاد نکرد، (شاید چون درمورد یک خانواده ایرانی مهاجربود)، فیلم آرگو به کارگردانی بن افلک در مورد موضوع سیاسی گروگان گیری دیپلمات های ایرانی در سال ۱۳۵۹ ساخته شد، اما جنجال زیادی به پا کرد. فیلمی که از همان ابتدای آن گفته می شود، براساس داستان حقیقی فراری دادن شش دیپلمات آمریکایی است که به خانه سفیرکانادا پناهنده شده بودند وبعد با پاسپورت های جعلی کانادایی فرودگاه مهرآباد را ترک می کنند. در جریان فیلم صحنه های متعددی از خشونت انقلابیون در تسخیرسفارت و رفتار خشن با خارجی ها، اعدام های خیابانی، اعدام های ساختگی در زندان و مواردی از این دست نیرتصویر می شود.  

شاید بشود گفت که عمده انتقادات بر نادرست بودن روایت داستان و ارائه تصویری خشن و بی منطق از ایرانی ها و مهمتر از همه، وفادارنماندن به آنچه «حقیقت» ماجرا بود، استوار بوده است. دولت ایران حتی در اسفندماه ۹۱ همزمان با استخدام یک وکیل جنجالی، اعلام کرد که از تهیه کنندگان این فیلم «ضدایرانی» شکایت می کند تا ماجرای تصویر ایران و ایرانی در فیلم های هالیوودی یک بار دیگر بار دیگر با اما و اگرهای زیادی روبرو شود.  

از «بدون دخترم هرگز» تا «آرگو»

  پیش از فیلم آرگو، یکی از فیلم هایی که جنجال بسیار زیادی آفرید و واکنش جدی حتی دستگاه های حکومتی ایران را برانگیخت، فیلم «بدون دخترم هرگز» بود که در سال ۱۹۹۱ ساخته شد. برای خیلی از ایرانی این فیلم چکیده و عصاره تلخی از دروغ پردازی هالیوود نسبت به ایران و فرهنگی ایرانی است. ماجرای فیلم هم بر می گردد به یک دکترایرانی که به همراه همسرآمریکایی و دخترش برای چندهفته ای به ایران سفر می کنند، اما همسرایرانی که دکتر است، تحت تاثیر اصرارخانواده، از دست دادن شغل خود در آمریکا و درنهایت نیازکشور به تخصص او تصمیم می گیرد در کشور بماند.

به خواسته همسرش برای بازگشت توجهی نمی کند و او را مجبور می کند که به زور در ایران بماند و برای نگهداشتنش در ایران، از کتک زدن و حبس خانگی و تحقیر و انواع و اقسام رفتارهای غیرانسانی هم پرهیز نمی کند.

 اگر فیلم آرگو، حول وحوش یک حادثه تاریخی است، «بدون دخترم هرگز» پیرامون رفتار مردی ایرانی با همسرش دریک سطح و برخی آداب و رسوم بخش هایی از جامعه ایرانی درسطحی دیگراست. درکل فیلم دیالوگها و تصاویر به طرز زننده ای اغراق آمیز و غیرقابل باور به نظر می رسند و به خصوص برای بسیاری از ایرانی ها تماشای آن کار راحتی نیست. خودم که برای نوشتن این مطلب برای اولین بار این فیلم را ازابتدا تا انتها دیدم، لحظه ای نبود که روی صندلی احساس راحتی کنم و دائما وسوسه نشوم که فیلم را نیمه کاره بگذارم و به خودآزاری خودخواسته ام پایان دهم.    

فیلم براساس کتابی به همین نام از بتی محمودی (همسرپزشک ایرانی) ساخته شده که روزنامه نیویورک تایمز همان زمان آن را «درامایی مجاب کننده و شگفت انگیز اما مضطرب کننده» خواند. در فیلم جملاتی مانند «من بچه را نمی توانم به ایران ببرم - آنجا خیلی خشونت آمیز است» یا «اگر درایران چادر نپوشی ممکن است اعدامت کنند» به وفور شنیده می شود. درصحنه ای خواهران امر به معروف و نهی از منکر اسلحه به دست، به زن آمریکایی آقای دکتر در خیابان حمله می کنند و به او می گویند «لجن کثافت». صحنه اجبار پدر برای بلندکردن پسر برای خواندن نمازصبح، گله های گوسفند در شهر، کشتن گوسفندجلوی پای میهمانان و وحشت دختربچه تازه از آمریکا آمده، و تهدید مداوم مرد به کشتن زن از جمله دیگربخش های این فیلم است که تردید ندارم هنوز که هنوز است جگرخیلی ها را از دیدنش خون می کند.  اما واقعیت اینکه در دهه ۹۰ میلادی، «بدون دخترم هرگز»، یکی از فیلم هایی بود که بحث ایجاد کرد و شد بخشی از تصویری که از ایران و ایرانی در عرصه جهانی توسط هالیوود ترسیم شد: تصویری از یک جامعه مردسالار مذهبی خشن دست بزن دار و بی منطق که با ارزش های غربی کاملا ناسازگاراست.  

 بعد از آن فیلم های دیگری هم در هالیوود تولید شد مانند «خانه ای از مه وشن» و و یا «سنگسارثریا» و حتی به نوعی فیلم «تصادم» (Crash) که همگی بخش کوچک یا کلیتش مربوط به ایران و یا ایرانی ها بود. غیر از این فیلم ها که به نوعی سیاست و فرهنگ و آداب ورسوم و وضعیت حکومت ایران را به چال می کشد و به تولید کلیشه هایی بعضا اغراق آمیز اقدام می کنند، فیلم دیگری که خشم واعتراض بخشی از ایرانیان را نسبت به ارائه تصویری که آن را غیرمنطبق بر واقعیات می دانند، برانگیخت فیلم «۳۰۰» بود  که در سال ۲۰۰۷ به بازار آمد و فروش بسیار بالایی هم در گیشه داشت. این فیلم  به این جهت که به نظر بسیاری تصویری «تحریف شده» و «غیرمسوولانه» نسبت به ایران باستان ارائه می کرد با سرزنش بخشی جامعه ایرانیان مواجه شد. فیلم براساس کتاب مصوری اثر فرانک میلر درباره  جنگ میان پادشان اسپارتان وارتش ۳۰۰ نفره اش است که ارتش صدهاهزارنفره ایرانی ها( پارس ها) را شکست می دهند. شکست اما اگر ازدرون یک کتاب مصور ساختگی هم باشد، برای ایرانی ها تصویرخوشایندی نبود.

همه این فیلم ها و فیلم های مشابهی که به نوعی تصویری از ایران و فرهنگ ایران در آن برجسته می شود، به روی پرده های سینما می رود و به تصویر میلیون ها نفر در سراسرجهان از ایران و ایرانی شکل می دهد، این سوال را مطرح کند که آیا هالیوود در ارائه تصویری که از ایران ارائه می دهد صداقت دارد و دقیق است؟ آیا عمده فیلم هایی که موضوع آن ایران است یا به نوعی ایران و ایرانی در آن به عنوان نماد خشونت و تحجر و دشمنی با ارزش های بنیادین حقوق بشر مطرح می شود، رویکرد سیاسی دارند؟ و درعین حال این سوال را پیش روی بسیاری از ایرانیان در داخل و خارج از کشور قرار داد که تصویری که از ایران و ایرانی در فیلم های هالیوودی ساخته می شود متاثر از چه عوامل و عناصری است و چگونه باید به آن نگاه کرد؟ و آخر اینکه آِیا می توان گفت که ایرانی ها با اینکه روی پرده های سینما جنبه هایی از فرهنگ وتاریخشان و وضعیتشان مورد انتقاد قراربگیرد راحت نیستند وحساسیت زیادی نشان می دهند؟

---------------------------

نگاهی به فیلم "300: ظهور یک امپراتوری" - پرویز جاهد

دنباله فیلم سیصد؛ بازی سیاسی یا بازی رایانه ای؟ - محمد عبدی

 

0
24 Mar 15:19

دنباله فیلم سیصد؛ بازی سیاسی یا بازی رایانه ای؟

by Amir

قسمت اول فیلم تجاری سیصد سر و صدای زیادی بین ایرانیان برانگیخت؛ فضای مجازی پر شد از نامه ها و اعتراض ها که چرا تصویر ایرانیان در این فیلم منفی است و مخدوش.

البته تصویر ایرانیان در این فیلم مبنای تاریخی درستی نداشت و دست بر قضا در کتاب مصوری که فیلم بر اساس آن ساخته شده، ایرانیان آن دوران نقش منفی دارند و نه مثبت؛ اما نحوه برخورد برخی ایرانیان و اعتراض های آنها به فیلم سیصد - و حالا قسمت دوم آن که به تازگی روی پرده آمده- عجیب و بی سابقه است.

در قسمت تازه ظاهراً سعی شده که ایرانیان به اندازه فیلم قبلی پست و حیوانی تصویر نشوند و شخصیت های ملموس تری داشته باشند( و مثلاً داریوش شخصیت انسانی ای دارد و به پسرش توصیه می کند که اشتباه او را در ادامه دادن جنگ تکرار نکند) اما با این حال شکل و شمایل خشایارشا و به هر حال منفی بودن شخصیت جنگجویان ایرانی، برای برخی از مردمی که به فرهنگ کهن خود می بالند، چندان خوشایند نیست.

به رغم این عکس العمل های شدید برخی ایرانیان و مطرح کردن تئوری توطئه دو نکته مهم را یادآوری می کند: اول عدم درک آنها از ساز و کار هالیوود به عنوان کارخانه پولسازی و دوم عدم درک مفهوم قصه و تخیل و فیلم و وجود قطب مثبت و منفی در داستانسرایی حماسی.

نکته اول این که برخلاف تبلیغات دولتی در ایران و "تئوری توطئه"، هالیوود یک سیستم منظم  برای پیشبرد اهداف سیاسی نیست. هالیوود یک کارخانه رویاسازی و مهمتر پولسازی است که تنها به درآمدزایی مشغول است و برای جلب تماشاگر هر کاری می کند. برای هالیوود این که ایران در چه نقطه ای از جهان قرار دارد یا این که سران ایران و آمریکا به توافق می رسند یا نمی رسند، ته چیزی ارزش ندارد. حتی فیلم آرگو با تمام ظاهر سیاسی اش، یک فیلم اکشن ساده- و نه چندان خوش ساخت- است که برای جلب مخاطب و تهییج حس آمریکایی ها به عنوان قدرت برتر در جهان( چیزی که مردم معمولی آمریکایی دوست دارند که ببینند و بشنوند) ساخته شده و نه علیه ایران و ایرانی ها( و نه حتی جمهوری اسلامی).

سیصد و دنباله اش هم تنها فیلم های بی ارزشی هستند که حالا دست برقضا نیروهای منفی آن ایرانی ها هستند. در منطق داستانسرایی کتاب های مصور، یک عده به عنوان نیروهای مثبت تصویر می شوند و عده ای دیگر نیروهای منفی یا شر؛ و درگیری بین آنها قصه را پیش می برد. در این منطق قهرمان ها تا حد ممکن خوب و مثبت هستند و ضد قهرمان ها - که حالا در این داستان ایرانی ها هستند- بد و منفی. در نمایش این بدی هم همه چیز تا حد ممکن اغراق می شود، تا این حد که در قسمت اول سیصد نیروهای منفی حتی شمایلی شبیه به حیوانات وحشی داشتند.

اعتراض به این که چرا "ایرانی ها" شخصیت منفی هستند، همانقدر مضحک است که مثلاً ایتالیایی ها اعتراض کنند که چرا در فیلم های تاریخی، رومیان منفی و فاسد تصویر می شوند. اساساً تصور چنین اعتراضی غیرممکن است و قطعاً به شوخی می ماند (حتی آن فیلم ها شکل واقعی تری دارند تا فیلم هایی نظیر سیصد و دنباله اش که اساساً شکل و شمایلی تخیلی دارند و وقایع تاریخی آن جدی نیستند).

سیصد و دنباله اش فیلم های تجاری ای هستند که بر اساس محبوبیت بازی های رایانه ای ساخته شده اند؛ تکرار همان نوع بازی ها و درگیری ها که قرار است تماشاگر را جذب کند. سازندگان فیلم آنقدر سهل انگار- و تنها به فکر پولسازی- هستند که زحمت تطبیق هیچ نکته تاریخی را هم نکشیده اند تا بدانند داریوش و خشایارشا خود شخصاً در این جنگ ها شرکت نکرده اند یا این که آرتمیس فرمانده تمامی نیروی دریایی ایران نبوده است.

این نکته ها اساساً در منطق فیلم و سازندگان آن معنایی ندارند. حتی این که ایرانی ها نیروهای منفی هستند یا مثبت؛ یا این که برخی شان به مانند قسمت اول ممکن است به تولید کنندگان فیلم اعتراض کنند، برای آنها ارزشی ندارد. تنها نکته مهم، جلب مخاطب عام با یک قصه پردازی کلیشه ای است که منطق تاریخی ندارد و تنها تاریخ، ابزاری است برای باور پذیر کردن وقایع تخیلی و بازی های رایانه ای که تمام این فیلم بی ارزش را شکل می دهند.

-----------------------------------

نگاهی به فیلم "300: ظهور یک امپراتوری" - پرویز جاهد

ایران وهالیوود: از «بدون دخترم هرگز» تا «گلاب» جان استوارت

0
24 Mar 15:14

How does one "title"

24 Mar 15:13

اعدام سرباز ایرانی، جیش العدل دنبال چیست؟

by Amir

منابع آگاه ایرانی خبر گروه «جیش‌العدل»، یعنی اعدام یکی از پنج سرباز ربوده شده مرزبانی ایران را تایید نمی‌کنند ولی برخی رسانه‌های داخلی از جمله خبرگزاری «فارس» که نزدیک به سپاه است به نقل از منابع آگاه پاکستانی، از درست بودن خبر گزارش داده‌اند.

17 بهمن ماه سالی که گذشت، اعضای این گروه پنج سرباز مرزبانی ایران در منطقه «جکیگور» استان سیستان و بلوچستان را ربودند.

انتشار خبر اعدام یکی از این سربازها حتی اگر نادرست باشد، سه روز پس از مهم‌ترین جشن شادی‌بخش ایرانیان، به معنای برانگیخته شدن انبوهی از احساسات خشم‌آلود و نفرت‌برانگیز علیه گروه جیش‌العدل است.

اما در چنین وضعیتی، این گروه که مهم‌ترین انگاره‌های مبارزاتی آن رفع تبعیض‌های مذهبی-حکومتی علیه اهل تسنن است، چرا نگران برانگیخته شدن احساسات ملی ایرانیان علیه خود نیست؟

پیش از این در «ایران‌وایر» به بررسی فعالیت یک ساله این گروه پرداخته بودیم ولی مرور یک ماهه گذشته فعالیت‌های آن نشان می‌دهد که جیش‌العدل در مسیرهای تازه‌ای حرکت می‌کند.

ساده‌ترین پاسخ درباره سرسختی و بی‌تفاوتی جیش‌العدل به درخواست‌های ایرانیان برای آزادی سربازان شاید این باشد که آن‌ها محصول نفرت و انتقام هستند. این گروه در طول یک سال گذشته بیش از 150 نفر از سربازان و اعضای نظامی و امنیتی را ترور کرده‌اند.

آن‌ها معمولا برای ترور از روش‌های مرسوم در عراق، یعنی انفجار از راه دور استفاده می‌کنند ولی به تازگی تغییر تاکتیک داده و به ربودن افراد هم دست می‌زنند. در این مسیر، خودشان هم قربانی بسیار داده‌اند. «صلاح‌الدین فاروقی» که گفته می‌شود نام واقعی او «عبدالرحیم ملازاده» است، پیش از این عضو گروه «عبدالمالک ریگی» بود. رهبر سابق وی اعدام شد. برادرش را هم به اتهام یک ترور در سال 91 بازداشت و اعدام کردند. ممکن است برخی اعضای خانواده وی نیز به چنین سرنوشتی دچار شده باشند. در یک سال گذشته او بیش از 30 نفر از اعضای گروهش را نیز از دست داده است.

به نظر نمی‌آید این گروه تمایل داشته باشد چرخه انتقام را متوقف کند؛ مهم نیست که سربازان مرزبان بی‌گناه قربانی این چرخه می‌شوند، مهم این است که جیش‌العدل به عنوان یک گروه مسلح، از این مسیر کسب هویت می‌‌کند.

گام دوم آن‌ها، جلب توجه است؛ جلب توجه به معنی افزایش ضریب تثبیت و تقویت جایگاه محلی و حتی بین‌المللی یک گروه مسلح است. شش ماه پیش مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی نه تنها موقعیتی برای این گروه قایل نبودند بلکه برخی ادعاهای این گروه از جمله قتل را یک بلوف سیاسی اعلام کردند. اکنون اما مقام‌های ایرانی رسما اعلام کرده‌اند که برای آزادی سربازان ایرانی با جیش‌العدل وارد مذاکره شده‌اند.

ربودن پنج سرباز به آن‌ها کمک کرده که به خوبی در افکار عمومی داخل و خارج از کشور شناخته شوند. شهرت یک گروه مسلح ولو به صورت منفی، کارکردهای خاص خودش را دارد و جیش‌العدل از این وضعیت ناراضی نیست. آن‌ها اکنون خوشنودند که در حال رایزنی با دو دولت (ایران و پاکستان) و شاید هم بیش‌تر هستند و از سطح توجه افکار عمومی و رسانه‌ها راضی به نظر می‌رسند.

برای گروه‌های مسلح و یا حتی برخی چهره‌های سیاسی گاهی لازم است که در صدر خبرها باشند؛ مهم نیست با چه خبری یا در چه جایگاهی. آن‌ها برای درازمدت امیدوارند که این تصاویر را ترمیم کنند، فعلا منطق این است که در صدر خبر بودن کمک می‌کند افکار عمومی، رسانه‌ها و حتی دولت‌ها آن‌ها را جدی‌تر بگیرند.

گام بعدی آن‌ها، افزایش فشارهای داخلی برای رسیدن به خواسته‌های خویش است. در اطلاعیه تازه جیش‌العدل آمده است:«پاسدار گروهبان یکم، "جمشید دانایی‌فر" در راستای اعلام قبلی سازمان مبنی بر قصاص خون شهید "علی نارویی"، به دار آویخته شد و جسد وی در قبال اجساد 50 تن از شهدای راه آزادی مبادله خواهد گشت. سازمان به رژیم هشدار می‌دهد اگر تا 10 روز دیگر از این تاریخ به درخواست سازمان مبنی بر آزادی زندانیان اهل سنت اقدام نکند، یک تن دیگر از پاسداران رژیم به دار آویخته خواهد شد. بنابراین، این 10 روز پایان فرصت و چانه‌زنی است و خانواده‌های این پاسداران می‌توانند با تحصن در مقابل مجلس و دفتر ریاست جمهوری، خواهان آزادی زندانیان اهل سنت در قبال آزادی فرزندان‌شان باشند.»

جیش‌العدل به عمد از کلمه «پاسدار» استفاده می‌کند. این استفاده تبلیغاتی در مناطق تحت کنترل و نفوذ آن‌ها مانند استان سیستان و بلوچستان به اندازه کافی کاربرد دارد و می‌تواند کارهای آن‌ها را توجیه کند. در همین حال، سعی کرده با استفاده از احساسات ملی ایرانیان و خانواده‌های ربوده شدگان، خواسته مهم‌تر خود، یعنی آزادی زندانیان وابسته به این گروه را تسریع کند.

آن‌ها پیش از این پیشنهاد داده بودند در قبال آزادی پنج مرزبان ایرانی، باید ۵۰ عضو این گروه به علاوه ۳۰۰ شهروند بلوچ اهل سنت که در زندان‌های ایران زندانی هستند و نیز ۵۰ زن که به ادعای آن‌ها، در بازداشت سپاه پاسداران در سوریه هستند، آزاد شوند.

در ایران کسی این پیشنهاد را جدی نگرفت. اکنون جیش‌العدل برای جدی گرفتن این پیشنهاد در حال فضاسازی است.

جیش‌العدل در روزهای اخیر دو بیانیه دیگر هم صادر کرده است؛ یک بیانیه خطاب به اهل سنت و به آن‌ها گفته است که امیدی به تغییر وضعیت نیست و «دست‌هایی که سلاح برای نابودی ما برداشته، به غیر از در دست گرفتن سلاح، صدای ما را نمی‌شنوند ... تا کشته و رانده نشوند، درد، غم و اندوه ما را درک نمی‌کنند و نمی‌فهمند... در رژیمی که قوه شنیدن با زور سلاح است، راه مبارزاتی دیگری وجود ندارد زیرا تعریفی برای مبارزات سیاسی ندارد.» این منطق وحشتناکی به نظر می‌رسد ولی برای حامیان جیش‌العدل احتمالا موجه است.

بیانیه دیگر جیش‌العدل خطاب به اعضای بومی سپاه و بسیج سیستان و بلوچستان است. در این بیانیه به آن‌ها هشدار داده که عضو این دو نهاد نشوند و یا این که اگر به دلیل فقر مالی و یا ضرورت جلوگیری از مدیریت افراد غیربومی جذب می‌شوند، حداقل از برخورد با اعضای گروه‌های مسلح مانند جیش‌العدل خودداری کنند.

به باور جیش‌العدل، منطق جمهوری اسلامی در عضوگیری از نیروهای بومی این است:«پس از سه دهه، تازه به فکر مردم بومی افتادند و از مردمی که تا دیروز (از آن‌ها به عنوان) وصله وهابیت، تجزیه‌طلب و قاچاق‌چی یاد می‌شد، امروز در ننگ ذلت، از شما به عنوان مرزداران غیور و یاران انقلاب یاد می‌کنند... مهم‌ترین سیاستی که رژیم در نظر دارد در این طرح استفاده کند، این است که... به قول خودشان، بلوچ را به جان بلوچ می‌اندازیم و در این میان با خیال راحت به ظلم و جنایت بیش‌تر می‌پردازیم... سازمان اعلام می‌دارد که از هرگونه برخورد با شما دوری می‌کند.»

این دو بیانیه به خوبی عمق منطق بدبینانه، آکنده از نفرت و انتقام و خشونت‌طلبانه گروه جیش‌العدل را نشان می‌دهد. در عین حال، پیچیدگی و متغیر بودن مولفه‌های موثر در بروز چنین وضعیتی در جنوب شرق ایران را نیز به تصویر می‌‌‌کشد.

نبرد متقابل مذهبی، سیاسی و قومی که در این منطقه جریان دارد اکنون با ترور، فقر، انتقام و... گره خورده است و حتی آزادی مرزبان‌های ایرانی هم چیزی از ابعاد یا عمق آن نمی‌کاهد. جیش‌العدل و جمهوری اسلامی به خوبی می‌دانند که طرف حسابشان کیست ولی فعلا ترجیح می‌دهند با مردم حرف بزنند؛ هر کدام با زبان مخصوص خودشان.

0
23 Mar 04:45

Teach them to respect us

23 Mar 04:44

353 - احمد شاملو

by kafiketabp


  1. همه برگ و بهار
    در سر انگشتان توست
    هوای گسترده
    در نقره انگشتانت می‌سوزد
    و زلالی چشمه ساران
    از باران و خورشید سیرآب می‌شود

    ***
    زیباترین حرفت را بگو
    شکنجه‌ی پنهان سکوتت را آشکار کن
    و هراس مدار از آن که بگویند
    ترانه بیهودگی نیست
    چرا که عشق
    حرفی بیهوده نیست
    حتی بگذار آفتاب نیز برنیاید
    به خاطر فردای ما اگر
    بر ماش منتی است؛
    چرا که عشق،
    خود فرداست
    خود همیشه است

    ***
    بیشترین عشق جهان را به سوی تو می‌آورم
    از معبر فریادها و حماسه ها
    چراکه هیچ چیز در کنار من
    از تو عظیم تر نبوده است
    که قلبت

    چون پروانه‌ای
    ظریف و کوچک و عاشق است
    ای معشوقی که سرشار از زنانگی هستی
    و به جنسیت خود غره‌ای
    به خاطر عشقت!
    ای صبور! ای پرستار!
    ای مومن!
    پیروزی تو میوه‌ی حقیقت توست
    رگبارها و برفها را
    توفان و آفتاب
    آتش بیز را
    به تحمل صبر شکستی
    باش تا میوه غرورت برسد
    ای زنی که صبحانه خورشید در پیراهن توست،
    پیروزی عشق نسیب تو باد!
  2. احمد شاملو

23 Mar 04:37

۲ فروردین – وبگردی رنگی

by مجله آنلاین رنگی رنگی

عکاسی در مرز های کشورهای مختلف

این مجموعه عکس نشون میده توی مرز هر کشوری چه خبره و این مناطق ممنوعه ی جهان چه شکلی هستن…

(سایت رو اینجا ببینید)

 

گاراژ قدیمی که تبدیل به خونه ی رویایی شد

شاید اگر شما صاحب این گاراژ بودید، در وهله ی اول فکر میکردید، هیچ استفاده ی  خاصی نمیتونید ازش بکنید، اما با کمی خلاقیت میتونید اون رو به یه خونه ی رویایی تبدیل کنید.

(سایت رو اینجا ببینید)

 

یک وعده ی خوشمزه با برنج و مرغ

یک نوع غذای سالم، راحت و خوشمزه یاد بگیرید که حسابی میتونه مهمونهاتون رو هیجان زده کنه!…

(سایت رو اینجا ببینید)

 

10 دلیل و راه برای شروع دوباره

به جای گرفتن تصمیم، که بیشتر ما خیلی به آنها پایبند نمی‌مانیم، چرا به بعضی قسمت‌های زندگی‌تان نگاهی نمی‌اندازید که دوست دارید از نو شروعشان کنید؟ یک مقاله ی فارسی در این رابطه بخونید!

(سایت رو اینجا ببینید)

axe payin2

The post ۲ فروردین – وبگردی رنگی appeared first on رنگی رنگی.

23 Mar 04:34

ایران در کانادا به پرداخت ۷ میلیون دلار غرامت محکوم شد

دادگاهی در اونتاریو، رای به توقیف بیش از ۷ میلیون دلار از دارایی‌های ایران در کانادا داده تا صرف پرداخت غرامت به کسانی شود که از "عملیات تروریستی با حمایت ایران" آسیب دیده‌اند. دولت ایران این اقدام را غیرقانونی خواند. وبسایت تلویزیون دولتی کانادا "سی‌بی‌اس" گزارش داده که چند شهروند آمریکایی که در دهه هشتاد میلادی در بیروت گروگان‌گرفته شده بودند و اعضای خانواده قربانیان حملات تروریستی، غرامت‌های مالی بالایی دریافت می‌کنند که با توقیف ۷ میلیون دلار دارایی‌های ایران در کانادا تامین خواهد شد. طبق حکم دیوید براون، قاضی دادگاه اونتاریو، دارایی‌های ایران در کانادا شامل حساب‌های بانکی و ساختمان‌ برای پرداخت خسارت به قربانیان حملات "تروریستی" توقیف می‌شود. این حکم ایران را حامی مالی گروه‌های شبه‌نظامی عامل این حملات معرفی می‌کند. در گزارش تلویزیون دولتی کانادا از دو شهروند آمریکایی چون جوزف سی‌سییپو و ادوارد تریسی نام برده شده است. سی‌سیپیو که در سال ۱۹۸۶ توسط شبه‌نظامیان ربوده شده بود، در سال ۱۹۹۱ آزاد شد. او گفته که سال‌ها منتظر رسیدگی به شکایت خود بوده و از نتیجه ناامید شده بود. ادوارد تریسی، شاعر و کتابفروش آمریکایی در بیروت بود که یک ماه پس از سی‌سیپیو گروگان گرفته شد. تریسی و سی‌سیپیو که از مسئولان دانشگاه آمریکایی بیروت بودند، از سوی شبه‌نظامیان حزب‌الله گروگان گرفته شده و در طول اسارت با تهدید به مرگ یا نقص عضو و ضرب و شتم و آزارهای مختلف روبرو بوده‌اند. مارلا بنت، زنی از کالیفرنیا نیز در شمار کشته‌شدگان بمب‌گذاری در سال ۲۰۰۲ در اورشلیم (بیت‌المقدس) است و خانواده او جزو شاکیان این پرونده هستند. الن استین و خانواده دیوید جاکوبسن نیز جزو شکات هستند. الن استین در سال ۱۹۸۷ در بیروت ربوده شد و پنج سال در اسارت ماند. دیوید جاکوبسن هم در سال ۱۹۸۵ گروگان گرفته شد و ۱۷ ماه در اسارت بود. شری وایس، دندانپزشک کانادایی نیز که طی انفجار بمب در اورشلیم در سال ۱۹۹۷ به شدت مجروح شده، از جمله شاکیان این پرونده و دریافت‌کننده احتمالی غرامت خواهد بود. مسئولیت این انفجار را حماس بر عهده گرفت. تلاش برای شناسایی منابع مالی ایران به نقل از سی‌بی‌‌اس، شاکیان این پرونده سال‌ها به دنبال گرفتن خسارت از دولت ایران بودند اما دادگاه‌های آمریکایی و کانادایی نیز برای پیگیری موضوع، مدت‌های طولانی در تلاش شناسایی املاک و شرکت‌ها و منابع مالی مخفی جمهوری اسلامی بودند. سی‌بی‌اس می‌نویسد تصمیم قاضی براون به منزله پیروزی بی سابقه‌ای برای وکلا و شاکیان این پرونده محسوب می شود. سخنگوی وزارت خارجه ایران در واکنش به این تصمیم، رای صادره را فاقد ارزش قانونی خوانده است. مرضیه افخم گفت ما اطلاعی از مراحل این پرونده نداریم و موضوع از مجاری دیپلماتیک به اطلاع ایران نرسیده است. افخم تاکید کرده که این حکم ماهیتی سیاسی دارد و "روند متعارف و کامل قضایی" در مورد این پرونده طی نشده است. او افزوده که طبق قوانین بین‌المللی، اموال دیپلماتیک از مصونیت برخوردارند و نادیده گرفتن حقوق بین‌الملل تبعات خاص حقوقی خود را در پی خواهد داشت.
23 Mar 04:32

با سپاس از "وکیل" گرامی

by tajavozmamnoo

مخالفت معاون روحانی با ازدواج فرزندخوانده و سرپرست / ایسنا

معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده با اشاره به تبصره ماده 27 لایحه حمایت از حقوق کودکان ونوجوانان، گفت: اگر قانونگذاران محترم به مصلحت کودک می‌اندیشند باید در خصوص اعطای مجوز ازدواج فرزندخوانده با سرپرست از سوی دادگاه تجدید نظرکنند تا هرگونه نگاه غیر عاطفی از بنیان مقدس خانواده دور شود.

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی معاونت امور زنان و خانواده، مریم مجتهدزاده دراین باره افزود: بر اساس تبصره ماده 27 ازدواج چه در زمان حضانت و چه بعد از آن بین سرپرست و فرزندخوانده ممنوع است؛ مگر اینکه دادگاه صالح پس از اخذ نظر مشورتی سازمان، این امر را به مصلحت فرزندخوانده تشخیص دهد، در حالیکه این تبصره با روح قوانین مربوط به فرزند خواندگی که بخشیدن عطوفت پدری و مادری به طفل یا کودکی بی سرپرست است به شدت در تعارض قرار دارد؛ زیرا چگونه ممکن است در یک قانون فردی بتواند در مقطعی نقش والد و در مقطعی دیگر نقش همسری را نسبت به یک کودک ایفا کند.


وی در ادامه گفت: لایحه حمایت از حقوق کودکان ونوجوانان از مجلس هشتم مطرح و بارها به شورای نگهبان ارجاع داده شده و با واردشدن ایراداتی به مجلس بازگردانده شده است. در این رفت‌وآمدها لایحه دستخوش تغییراتی شد که افزودن تبصره ماده 27 یکی از آن موارد است. در حال حاضر این لایحه به تصویب رسیده و برای تایید نهایی به شورای نگهبان ارسال شده است.


معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده افزود: در شرع اسلام فرزند خواندگی چیزی شبیه رابطه ابوت و بنوت نیست. یعنی بین فرزندخوانده و پدرخوانده و مادرخوانده رابطه حقوقی خاصی که این فرزندان با پدران و مادران واقعی آنها وجود دارد، برقرار نمی‌شود، بنابراین حرمت‌های ناشی از خویشاوندی نیز در این میان وجود ندارد ناچار از یکسو پدر خوانده و مادر خوانده با فرزندانی که برگزیده‌اند محرم نمی‌شوند و از دیگر سو نتیجه این عدم محرمیت این است که ازدواج آنها با هم در صورتی که مانع دیگری وجود نداشته باشد خالی از اشکال است.


وی در ادامه گفت: هر چند از نگاه حقوقی وشرعی این امر بلااشکال است؛ اما با توجه به فلسفه فرزند خواندگی وقتی ماهیت قانونی رابطه سرپرستی عاری از شایبه ارتباط جنسی است و هدف آن قداست‌ بخشیدن به رابطه مادر و پدرو فرزندی است، این تبصره از نظر اخلاقی صحیح نیست وبرای فرزند خوانده‌ای که سال‌ها سرپرست خود را پدر ومادر واقعی تلقی می کند موجب بروز مشکلات روحی وروانی می‌شود وممکن است موجب سوء استفاده نیز شود.


مجتهدزاده در پایان اظهار کرد: با توجه به به اوضاع واحوال اجتماعی واخلاقی حاکم بر موضوع فرزند خوانده در سطح جهانی این تصریح قطعا باعث اشکال خواهد شد وبه نهاد فرزند خواندگی لطمه خواهد زد. خانواده‌ها نیز با وحشت از آینده کودکی که به فرزندخواندگی می‌گیرند، رغبت کمتری برای پذیرش سرپرستی چنین کودکانی خواهند داشت، لذا صرف نظر از مبانی شرعی در وضع یک قاعده باید به عرف و بستر واوضاع واحوال جامعه نیز توجه شود.


23 Mar 04:20

This is perfect!

16 Mar 19:02

شب ادراری

by tajavozmamnoo

اگر کودک شما دچار شب ادراری می شود، از هر گونه تنبیه بپرهیزید. این عمل، مشکل را بزرگتر می کند. 

عوامل شب ادراری می تواند نوشیدن قبل از خواب، خوردن غذاهای کافئین دار، دیدن کابوس و ترس های واهی کودک باشد. در چنین مواردی از گفتن یا خواندن داستان های ترسناک برای او خودداری کنید و در طول روز با او درینموارد صحبت کنید. به او آگاهی بدهید که وجود هیولاهای کارتنی فقط زاده ی فکر فیلمساز بوده و بس. 

اگر دیدن این نوع کارتن ها باعث آزار اوست، او را از دیدن آنها منع کنید. یا در زمان پخش آنها، سعی کنید سرگرمی دیگری مثل نقاشی یا خواندن کتاب های درسی یا داستانی مخصوص کودکان برای او در نظر بگیرید.

از دعواهای خانوادگی در حضور فرزندانتان باید جلوگیری کنید. چه بسا گاهی اثر بد آن عمری گریبانگیر آنها می شود. برای مثال: دانستن بچه ها از اینکه هنوز نمی دانید اجاره ی این ماه را سر موقع خواهید توانست بپردازید یا نه، کمکی به پرداختن آن نخواهد کرد. یا اگر با والدین همسرتان توافق ندارید و مشکل دارید. دانستن مشکلات فکری شما فقط ذهن بیگناه او (یا آنها) را پریشان می کند. 

در صورتیکه بعد از هفت سالگی شب ادراری ادامه پیدا کرد، حتمن باید به پزشک مراجعه کنید و در پی درمان باشید. شاید مثانه ی کودک شما مشکل داشته باشد.


16 Mar 19:01

از سایت تابناک بخوانیم...

by tajavozmamnoo

کودکی دوساله که داروی متادون پدر معتادش را مصرف کرده بود جانش را از دست داد.

به گزارش شرق، چندروز قبل مادر احمد این کودک را در حالی‌که کبود شده و قادر به نفس‌‌کشیدن نبود به بیمارستانی در تهران رساند. او شیشه داروی متادون را به پرستاران نشان داد و گفت فرزندش این دارو را خورده ‌است. 

معاینه‌های اولیه مشخص کرد این کودک دز بالایی از داروی متادون را خورده ‌است و همین هم باعث شده کودک به کما برود. پزشکان از همان لحظات اولیه اعلام کردند میزان هوشیاری این کودک بسیار پایین و احتمال اینکه زنده بماند کم است.

بررسی‌های انجام‌گرفته روی زندگی این کودک دوساله مشخص کرد او فرزند آخر خانواده است. احمد چهارخواهر و برادر بزرگ‌تر از خودش دارد که بزرگ‌ترین آنها دختری دبیرستانی است. همچنین معلوم شد پدر احمد مردی معتاد به شیشه و کراک ‌است که از مدت‌ها قبل خانواده‌اش را ترک کرده و در خیابان زندگی می‌کند.

 مادر این کودک درباره اینکه داروی متادون چطور در اختیار احمد قرار گرفت به پرستاران گفت چندروز قبل شوهرش به خانه برگشت. او علاوه بر شیشه و کراک داروی متادون نیز استفاده می‌کرد و دارویش را در خانه جا گذاشت. روز حادثه نیز این دارو روی زمین بود که کودک آن را برداشت و بیشتر داروی مانده در شیشه را سر کشید‌.

خانواده احمد از فقر رنج می‌بردند و به دلیل وضعیت بد زندگی‌شان تحت پوشش بنیاد خیریه مهرآفرین ‌بودند.

 فرشته خواجویی، مسوول مددکاری این بنیاد که بعد از مطلع‌‌شدن از وخامت حال احمد بالای سر او حاضر شده ‌بود، درباره این کودک گفت: «خانواده احمد از مدت‌ها قبل تحت حمایت بنیاد خیریه مهر‌آفرین قرار گرفتند. مادر این کودک به‌جز احمد چهار فرزند دیگر هم دارد و به‌دلیل داشتن شوهر معتاد آنها در وضعیت بسیار بدی به‌سر می‌بردند. پدر خانواده همسر و دختر بزرگش را به‌شدت کتک می‌زد. ما سعی کردیم در این مدت به این خانواده کمک‌های مادی و معنوی کنیم اما بعد از چند‌ماه وقتی پدر خانواده متوجه شد ماهانه پولی به حساب این خانواده واریز می‌شود به‌زور پول‌ها را از همسرش می‌گرفت و هزینه خرید شیشه و کراک می‌کرد اگر این زن در برابر او مقاومت می‌کرد مورد خشونت قرار می‌گرفت. با ترفندهایی که مددکاری انجام داد ما اینطور جلوه‌ دادیم که دیگر کمکی به این خانواده نمی‌شود و به همین دلیل هم پدر خانواده خانه را ترک کرد و برای مدت‌ها خبری از او نبود. آنطور که شواهد نشان می‌داد این مرد کارتن‌خواب شده‌ بود و هزینه موادش را از راه‌های دیگری به دست می‌آورد تا اینکه این مرد چند روز قبل از حادثه‌ای که برای احمد به وجود آمد در وضعیت بسیار بدی به خانه برگشت و از همسرش درخواست کمک کرد. این مرد با التماس و خواهش همسرش را قانع ‌کرد تا او را دوباره در خانه قبول کند. این‌بار وضعیت اعتیاد مرد بدتر شده ‌بود و متادون نیز مصرف می‌کرد. با توجه به اینکه داروی متادون در دسترس کودک قرار داشت او نیز این دارو را مصرف کرد و بعد از نوشیدن آن مادر کودک متوجه شد چه اتفاقی افتاده‌ است و متاسفانه این کودک بعد از چندروز کما جانش را از دست داد.»

خواجویی در ادامه گفت: پرستاران تلویحا به ما گفته ‌بودند کودک مرگ مغزی شده‌ است اما این موضوع به‌طور رسمی اعلام نشده ‌بود به همین خاطر هم ما نتوانستیم در مورد اهدای اعضای بدن کودک با مادرش صحبت کنیم. این زن در وضعیت بسیار بد روحی قرار داشت و بسیار امیدوار بود که فرزندش بهبود پیدا کند در حالی‌که در این مدت کودک چندین‌‌بار ایست ‌قلبی کرده‌ و دوباره احیا شده ‌بود همچنین ضریب هوشیاری‌اش نیز بسیار پایین بود.

این مددکار گفت: وضعیت اعتیاد پدر احمد بسیار شدید بود و خانواده‌اش را به‌شدت رنج می‌داد اما همسرش بنابر دلایلی حاضر به جدایی از او نبود و شوهرش را در هر شرایطی تحمل می‌کرد که متاسفانه پدر معتاد آن هم در این شرایط باعث مرگ این کودک شد. هرچند دارو از روی عمد به کودک داده نشده‌ است اما خانواده‌هایی که در آنها یکی از والدین اعتیاد بسیار بالایی دارد همیشه در معرض آسیب‌های بسیار جدی هستند.
16 Mar 18:59

بانو

by عاقد

در سکوت یک عصر دلگیر زمستانی – بهاری اسفند ، او در گوشه خانه ای افتاده بود که در انتظار گام های بیگانه ای بود … همه چیز چون بازبینی یک فیلم سینمایی به سرعت از مقابل چشمانش می گذشت.. گاهی با یاد آوری روزهایی ناخودآگاه خنده بر لبانش می نشست و در لحظه ای خنده بر چهره اش می خشکید ….

” بانو ” نام او نیست اما او را بانو می نامم . بانویی که پس از چهل و اندی سال زندگی مشترک با همسرش حالا که در این عصر نفرت انگیز ، ازپا افتاده ، زمینگیر و تنها در خانه ای ۶۰ متری با یک حیاط کوچک افتاده ،همسرش آراسته و رنگ و رو یافته بر روی صندلی داماد نشسته تا من دختری ۳۰ سال جوان تر از او را برایش عقد کنم.

دختر اما شرط کرده بود که مسئولیتی در قبال بانو نداشته باشد وبچه دار شود.. مرد… همان داماد شرط کرده بود که تا زمانی که بانو زنده است در خانه مشترک با آنها زندگی کند.

بانو می دانست تا ساعتی دیگر بیگانه ای به خانه نیم قرنی اش پا می گذارد که خانم خانه است…. هم بستر شویش و شریک زندگی اش …و بچه هایی که این ور و آن ور می دوند در خانه ای که متعلق به مادرشان است و تکه گوشتی کم تحرک در گوشه ای از آن همیشه هست … بانو لبخند می زد شاید .. تلخ …و شوهرش را تصور می کرد در لباس داماد وموهای پرکلاغی کرده و… شب زفاف و شب های پیش رو.. در آن خانه کوچک!

بانو لحظه ای خود را به جای شوهرش گذاشت… اگر شوهرش علیل و زمین گیر شده بود او اکنون چه می کرد؟!

تجربه یک عاقد : بانو چه می کند ….. بانو چه می کرد؟!

15 Mar 19:35

Completely useless information

15 Mar 19:32

When you go to page two on Google

15 Mar 19:31

When someone says ten years ago

15 Mar 19:30

چگونه می‌توانیم با تغییرات اقلیمی مقابله کنیم؟

by Amir

تغییرات اقلیمی و گرم شدن کره زمین در چند سال اخیر یکی از مهم‌ترین سرخط خبر‌ها شده است. موج سرمای بی‌سابقه، خشک‌سالی و طوفان‌های پیاپی،‌ آتش‌سوزی‌های گسترده در جنگل‌ها، گسترش بیماری‌ها و امراضی خطرناک نظیر مالاریا، از بین رفتن زیستگاه خرس‌های قطبی و تغییر رفتار جانوران، بخشی از اثرات تغییرات اقلیمی هستند که رسانه‌ها پیاپی به آن‌ها می‌پردازند. آیا  دولت‌ها و شهروندان می‌توانند با تغییرات اقلیمی مبارزه کنند؟ این پرسش، پاسخی ساده و مشخص دارد. اما همین پاسخ ساده با چالش‌های بی‌شماری نیز رو‌به‌رو خواهد بود.

راه حل جهانی و ملی

دانشمندان عامل اصلی گرم شدن کره زمین را مصرف فزاینده سوخت‌های فسیلی اعلام کرده‌اند. در سال ۱۹۹۷ «پیمان بین‌المللی کیوتو» برای مقابله با تغییرات اقلیم منعقد شد. در نخستین مرحله، قرار شد کشورهای صنعتی و عضو این پیمان، روش‌هایی اتخاذ کنند تا مصرف سوخت‌های فسیلی کاهش یابد.

از آن سال تا کنون، ۱۹ کنفرانس در سطح سران و تصمیم‌سازان اصلی کشورها برگزار شده است. چین و امریکا، دو کشور مهم تولید‌کنندگان سوخت‌های فسیلی تاکنون پیمان جهانی تغییرات اقلیمی را امضا نکرده‌اند. سخنان اخیر «جان کری»، وزیر امور خارجه امریکا در اندونزی پیرامون همکاری کشورش برای کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی از سوی ناظران، امیدوار‌کننده توصیف شد.

بعد از آن، چین و امریکا در بیانیه‌ای مشترک بر عزم خود برای کاهش تولید گاز دی‌اکسید کربن از راه بهینه‌سازی موتورهای خودرو و گرمایش ساختمان‌ها تاکید کرده‌اند.

ایران در سال ۲۰۰۵ به پیمان کیوتو ملحق شد و در «کنفرانس بین‌المللی بالی»،  هم‌چون سایر کشورهای درحال توسعه عضو پیمان کیوتو، توافق کرد اقدامات مناسبی را برای کاهش مصرف گاز‌های گل‌خانه‌ای به کار گیرد؛ اقداماتی که در راستای اهداف توسعه پایدار و نیز قابل اندازه‌گیری و گزارش کردن باشد.

با این حال، در سال ۲۰۰۹ و در خلال برگزاری «پانزدهمین کنفرانس تغییرات اقلیمی» در کپنهاک، اعلام شد ایران از نظر تولید گازهای گل‌خانه‌ای، دهمین کشور آلوده‌کننده جهان است.

در سال ۲۰۱۳، ایران سه پله دیگر نیز سقوط کرد. به گفته «معصومه ابتکار»، رییس سازمان حفاظت محیط‌‌‌زیست، اکنون ایران از نظر تولید گازهای گل‌خانه‌ای، در جایگاه هفتم جهان ایستاده است. بدین‌ترتیب، به نظر می‌رسد ایران نتوانسته‌ است به تعهدات خود عمل کند و به عنوان کشوری آلوده‌کننده، مسبب بسیاری از نابه‌سامانی‌هایی است که در رسانه‌ها، «بلایای طبیعی» نامیده می‌شوند.

راه‌حل‌های شهروندی

اگر دولت‌ها در ایران نتوانسته‌اند در کاهش تولید گازهای گل‌خانه‌ای موفق باشند، آیا شهروندان ایرانی قادرند سهم خود را در جلوگیری از گرم شدن کره زمین ایفا کنند؟

با اقداماتی ساده و در مواردی کم‌هزینه، می‌توان هزینه‌های مصرف انرژی و در پی آن، تولید گازهای گل‌خانه‌ای را کاهش داد؛ روش‌ها و کارهایی که در خانه، محل کار و یا حتی هنگام استفاده از وسیله نقلیه شخصی می‌توانند مفید و موثر باشند. کافی است در خانه و حتی محل کار به موارد زیر توجه کرد:  

۱- استفاده از لامپ‌های کم مصرف؛ می‌توان در گام نخست، تنها پنج لامپی را که بیش‌تر از آن‌ها استفاده می‌شود، با لامپ‌های کم مصرف تعویض کرد.

۲- تنظیم دمای ساختمان؛ در زمستان می‌توان دمای ساختمان را بین ۱۸ تا ۲۰ درجه سانتی‌گراد تنظیم و از ژاکت یا لباس پشمی سبک استفاده کرد. هم‌چنین لازم است پنجره‌ها و درها، به ویژه در فصل‌های سرد، عایق‌بندی شوند.

۳- خاموش کردن سیستم‌های سرمایشی؛ هنگام خروج از خانه یا محل کار در تابستان، بهتر است سیستم‌های سرمایشی خاموش شوند. هم‌چنین برای خنک‌تر شدن فضای داخلی، می‌توان سایه‌بانی روی کولرها قرار داد.

۴- برچسب انرژی؛ هنگام خرید لوازم برقی، به برچسب مصرف انرژی آن دقت کرد.

۵- استفاده بهتر از یخچال و فریزر؛ برای استفاده بهینه از یخچال و فریزر، درجه ترموستات آن در دمای ۳ تا ۵ درجه سانتی‌گراد تنظیم شود. نوار درزگیر در یخچال و فریزر به طور مرتب بازرسی شده و مواد غذایی گرم، درون یخچال و فریزر قرار نگیرد.

۶- تفکیک مواد دور ریختنی؛ با استفاده دوباره یا تفکیک مواد دور ریختنی، می‌توان به چرخه بازیافت کمک کرد و در مصرف انرژی و مواد اولیه به شکل چشم‌گیری موثر بود.

۷- دفن مواد فسادپذیر؛ در خانه‌های حیاط‌دار می‌توان مواد خوراکی و باقی مانده غذاها را در گوشه‌ای از باغچه مدفون کرد. با این کار، هم کود طبیعی به دست می‌آید و هم مصرف انرژی جمع‌آوری زباله کم می‌شود.

۸- بهینه‌سازی مصرف آب؛ انرژی بسیاری صرف می‌شود تا آب، تصفیه شده و در دسترس مصرف‌کنندگان قرار بگیرد. کافی است هنگام مصرف آب و به ویژه آب گرم، دقت کرد؛ مثل بستن آب موقع اصلاح صورت یا مسواک زدن، جلوگیری از چکه کردن شیرها، روشن کردن ماشین ظرف‌شویی وقتی کاملا پر شده است، استفاده از روش‌های مدرن (مثل آبیاری بارانی و قطره‌ای) برای آب‌یاری باغ و باغچه‌ها.

۹- استفاده از انرژی‌های نو؛ توربین‌های بادی کوچک (ویژه مناطق بادخیز) و یا پانل‌های خورشیدی هر چند ممکن است هزینه اولیه داشته باشند اما این هزینه‌‌ها با کاهش یا عدم مصرف گاز و گازوییل، در میان‌مدت جبران می‌شوند.

۱۰- اشتراک‌گذاری تجربه‌ها؛ می‌توان تمام تجربه‌ها و اقداماتی که برای کاهش مصرف انرژی در خانه و محل کار به کار گرفته می‌شوند با اعضای فامیل و دوستان در میان گذاشت و آن‌ها را به انجام کارهایی مشابه تشویق کرد.

در هنگام استفاده از وسیله نقلیه نیز با به کار بردن چند اقدام ساده، می‌توان هم سوخت کم‎تری مصرف کرد و هم کم‌تر در صف‌های طولانی پمپ‌بنزین، وقت گذراند. از جمله:

۱- خرید هوشمندانه؛ در صورت امکان، هنگام خرید خودرو، میزان مصرف آن در واحد مسافت را در نظر گرفت.

۲- رانندگی هوشمندانه؛ برای این که هم در هزینه بنزین و هم در تولید گازهای گل‌خانه‌ای صرفه‌جویی شود، باید تا جای ممکن از افزایش و کاهش ناگهانی سرعت پرهیز و خودرو را از وسایل اضافی تخیله کرد تا وزن آن کم شود. اگر خودرو قابلیت کروز کنترل دارد، از آن استفاده کرد.

۳- مراقبت و نگهداری؛ به طور متناوب برای تنظیم موتور، تعویض فیلتر‌‌های بنزین، روغن، هوا و بازدید چرخ‌ها و باد لاستیک‌ها به مکانیکی مراجعه شود.

۴- استفاده نکردن از باربند؛ باربندها به دلیل آن که قابلیت هیدرودینامیکی خودروها را کاهش می‌دهند، موجب افزایش مصرف انرژی می‌شوند که در نتیجه استفاده از آن‌ها، مصرف سوخت افزایش می‌یابد.

۵- بستن پنجره‌ها؛ باز بودن پنجره‌های خودرو مانند باربندها، به ویژه در مسافرت‌های طولانی، اثر هیدرودینامیکی خودرو را کم می‌کند. توصیه شده تا حد امکان پنجره‌های خودرو بسته باشند.

۶- خاموش کردن موتور؛ هنگام توقف، حتی برای چند دقیقه، بهتر است موتور خودرو را خاموش کرد. در خودروهای جدید سیستمی طراحی شده که پس از چند دقیقه توقف، موتور خودرو به طور خودکار خاموش و با فشار روی پدال کلاچ، دوباره روشن می‌شود.

--------------

گرچه این روش‌ها به ظاهر ساده هستند اما به کار بستن‌ آن‌ها، هم از نظر اقتصادی به صرفه است و هم به نفع محیط‌زیست است. برای بهبود شرایط اقلیم، چاره‌ای نیست جز آن که تغییرات ساده را از خانه، محل کار و خودروی شخصی شروع کرد. شاید این اقدام‌های به ظاهر ساده بتوانند از صدرنشینی ایران در جدول کشورهای آلاینده جلوگیری کنند. در همین حال، وقتی رفتار شهروندی در حوزه محیط‌زیست همگانی شود، می‌توان امیدوار بود دولت‌ها نیز به تعهدات خود در قبال کاهش تولید گازهای گل‎خانه‌ای عمل کنند. در غیر این صورت، باید منتظر بود تا ایران به عنوان آلوده‌کننده‌ترین کشور به جهانیان معرفی شود.

0
15 Mar 19:26

The royal flush

15 Mar 19:16

People be carving astronauts when I can hardly sharpen a pencil

15 Mar 19:14

آنجلینا جولی به سیاست‌مداران دنیا: رنج در سوریه را پایان دهید

آنجلینا جولی، بازیگر نامدار آمریکایی از جامعه بین‌المللی خواست، برای پایان بخشیدن به بحران سوریه قوی‌تر عمل کنند. او به‌ویژه به وضعیت اسف‌بار کودکان سوری اشاره کرد و خواستار پایان رنج‌هایی شد که بر آنها تحمیل شده است. آنجلینا جولی، سفیر ویژه کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان (آنکر) با اشاره به رنجی که به‌ویژه کودکان سوری ‌با آن روبرو هستند جامعه بین‌المللی را برای پایان دادن به بحران سوریه به یاری طلبید. او شبانگاه جمعه (۱۴ مارس/ ۲۳ اسفند) با صدور بیانیه‌ای در ژنو گفت: «من شما را فرا می‌خوانم، مشترکا عمل کنید و نگذارید مردم سوریه یک سال دیگر با رنجی غیر قابل تحمل روبرو باشند.» سفیر ویژه کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان (آنکر) ادامه داد: «از شما خواهش می‌کنم، تصور کنید که بچه‌های خود شما باید وحشت حاکم بر سوریه را متحمل شوند.» آنجلینا جولی گفت: «به بچه‌هایی فکر کنید که نه تنها آواره بلکه یتیم هستند. به بچه‌هایی که بدنشان از اصابت بمب‌ها پاره‌پاره شده یا به صدهاهزار نفری که در این لحظه گرسنه‌اند فکر کنید.» بازیگر سرشناس آمریکایی از اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد خواست، برای اجرای قطعنامه ۲۱۳۹ تلاش کنند؛ قطعنامه‌ای که خواستار فراهم آمدن زمینه دسترسی آزادانه امدادگران به مناطق محصور سوریه شده است. او تأکید کرد، به علاوه جامعه بین‌المللی باید گفت‌وگوهای صلح سوریه را به جریان بیاندازد. کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان (آنکر) می‌گوید، در طول سه سالی که از شروع اعتراضات ضد دولتی و درگیری‌های سوریه می‌گذرد ۹ میلیون سوری آواره خارج از کشور یا مناطقی در داخل این کشور شده‌اند. این میزان ۴۰ درصد جمعیت مردم سوریه محسوب می‌شود. انتشار مدارکی تازه از بدرفتاری در زندان‌ها اپوزیسیون سوریه همزمان با آغاز سومین سالگرد شروع خیزش مردم این کشور از انتشار ۵۰ هزار سند به‌دست آمده از ارتش و نیروهای اطلاعاتی خبر داد و اعلام کرد که این اسناد به سرنوشت زندانیان سوری و خارجی در این کشور مربوط می‌شود. رسانه‌های مخالفان دولت بشار اسد اعلام کرده‌اند، این اسناد نشانگر شیوه‌های بیرحمانه شکنجه رژیم بشار اسد هستند. به گفته ‌آنها، هواداران انقلاب در ارتش و دستگاه اطلاعاتی این اسناد را به نیروهای اپوزیسیون ارائه کرده‌اند. اعتراضات علیه اسد در ۱۵ مارس ۲۰۱۱ با تظاهراتی مسالمت‌آمیز در دمشق آغاز شد. سفر اخضر ابراهیمی به ایران همزمان با گذشت سه سال از منازعات سوریه اخضر ابراهیمی، نماینده ویژه سازمان ملل متحد در امور سوریه قرار است به ایران سفر کند و در مورد بحران این کشور با مقام‌های ایرانی به بحث و تبادل نظر بپردازد. (بیشتر بخوانید: بان کی مون از ایران و سوریه خواست به رژیم اسد فشار بیاورند) به گفته محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران ابراهیمی روز یکشنبه (۲۵ اسفند) وارد تهران خواهد شد و روز دوشنبه‌ با مقام‌های ایرانی ملاقات و گفت‌وگو خواهد کرد. جمهوری اسلامی متحد نزدیک بشار اسد به حساب می‌آید. این کشور در ماه ژانویه قرار بود در کنفرانس سوریه در سوئيس حضور یابد اما با مخالفت آمریکا و اپوزیسیون سوریه از ایران برای حضور در این کنفرانس دعوت به عمل نیامد.
15 Mar 19:12

Rock it Obama!