Ask Sarkisi
یک، دو، سه، چهار
عشق لجبازی است
عشق بازنده، برنده و نیکبین است
هر صبح و هرشب جنگیدن است
عشق یک کوکتل مولتوف است
گاهی مثل قلمیست در دست
عشق
پایداری در اعتراض است
مقاوت صلحطلبانه است
عشق نام کوچهای در استامبول
نام هنگی در برلین است
یک، دو، سه، گاهی هزاران است
عشق همگروه شدن است
عشق میدان است
عشق آشکارا،
راه رفتن بی پنهان شدن در پشت نقاب است
تفنگی شکسته است
همگانی است
عشق باوری قدیمی و پانک است
پرچمی سیاه و سرخ است
بنفش و صورتی است
رنگینکمانی است
عشق نام میدانیست در آنکارا
شعلهایست که در جامی در آتن میسوزد
عشق با هم سخن گفتن است
مترجم: Tatowu
