Shared posts

28 Aug 07:13

لانا 458

by najva
پرهیز از نگاه کردن به کسی که شوق دیدنش کلافه ات کرده، تردید مبهمی را به یقینی روشن تبدیل می کند: عاشق شده ای.
چند روایت معتبر/ مصطفی مستور

18 Aug 21:40

زیبایی

by ahm1978adi@gmail.com (محسن)

آدم ها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمی شوند، بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر می رسند.
بچه ها هرگز مادرشان را زشت نمی دانند.
سگ ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی کنند.
اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی آید.
اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آن ها را زیبا هم خواهید یافت.
زیرا "حس زیبا دیدن" همان "عشق" است.

18 Aug 21:34

http://negahivayadi.blogfa.com/post-1630.aspx

by negahivayadi

سپيده که سر بزند
در اين بيشه‌زار خزان زده شايد گلي برويد
شبيه آنچه در بهار بوئيديم
پس به نام زندگي
هرگز نگو هرگز

پل الوار

13 Aug 20:57

کمربند ایمنی

by (محمد)

چرا بستن کمربند ایمنی خودرو لازم است؟

وقتی اتومبیلی با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت به مانعی برخورد می‌کند:

در 2 صدم ثانیه: سپر در هم می‌شکند. اتومبیل فشاری برابر سی برابر وزن خود را تحمل می‌کند.
در 4 صدم ثانیه: راننده و سرنشینان هر کدام با فشاری برابر 2 تن به جلو پرتاب می‌شوند.
در 5 صدم ثانیه: بدن راننده با همان نیروی 2 تنی با فرمان اتومبیل برخورد می‌کند.
در 7 صدم ثانیه: سرنشین جلوئی به داشبورد می خورد

در 9 صدم ثانیه: سر سرنشینان به شیشه اتومبیل برخورد می‌کند
در یک دهم ثانیه: سرنشینان عقب نیز به سرنشینان جلو می‌پیوندند!

یادتان باشد که هنوز 90 درصد ثانیه اول باقی مانده....
 
کمربند ایمنی را ببندید چه در جلو نشسته‌اید و چه در عقب ماشین، چه در مسافت‌های کوتاه درون شهری، و چه در مسافرت‌های بلند جاده‌ای.
وظیفه انسانی ما حکم می کند به دوستانمان نیز اطلاع رسانی کنیم.
13 Aug 20:45

http://negahivayadi.blogfa.com/post-1599.aspx

by negahivayadi

تنهايي را ترجيح بده به تن هايي که
روحشان با ديگريست
تنهايي تقدير من نيست
ترجيح من است

جبران خليل جبران

13 Aug 20:44

http://negahivayadi.blogfa.com/post-1600.aspx

by negahivayadi

اولين بار نيست
که اين غروب لعنتي غمگينت کرده است
آخرين بار نيز نخواهد بود
به کوري چشمش اما
خون هم اگر از ديده ببارد
بيش از اين خانه نشينمان
نخواهد کرد
کفش و کلاه کردن از تو
خنده به لب آوردنت از من
براي کنف کردن اين غروب
و خنداندن تو حاضرم
در نور نئون هاي يک سينما
مثل چارلي چاپلين راه بروم
و به احترام لبخندت
هر بار کلاه از سر برمي دارم
يک جفت کبوتر از ته آن
به سمت دست هاي تو پرواز کنند
جوک هاي دست اولم را نيز
مي گذارم براي آخر شب
که به غير از خنده هاي قشنگت
پاداش ديگري هم داشته باشد
اگر شعبده باز تردستي بودم
با يک جفت کفش کتاني
و يک کلاه حصيري
مي توانستم برايت سراپا
تابستان شوم سر هر چهارراه
و کاري کنم که بر ميز خال بازها
هر ورقي را برگرداني
آس دل باشد
و هر تاسي که بريزي
جفت پنج

عباس صفاري

12 Aug 13:34

الا به روزگاران؟

by M

الا به روزگاران؟

 "در روانپزشکی نظری، هر فقدانی که تجربه می‌کنیم، احساسات و خاطرات سرکوب شده و فراموش شده‌ی فقدان قبلی را به حرکت در می آورد.

اندوه فعلی ما جذب اندوه‌های انباشته شده‌ی فقدان‌های قبلی می‌شود. "

 

از کتاب: تنها عشق حقیقت داردوردآورد

 

 

12 Aug 13:28

چرا بايد كلاسيكها را خواند؟

by noreply@blogger.com (سارا)
جين اير مي گويد ولي آنجا خيلي دور است. آقاي روچستر مي پرسد از كجا جين؟ جين جواب مي دهد كه از اينجا، از تورن فيلد، از انگلستان و بقيه حرفش را مي خورد. آقاي روچستر منتظر نگاهش مي كند. جين اير اين پا و آن پا مي كند. و از شما آقاي روچستر.
12 Aug 13:13

دوست

by محسن

وقتی تنهاییم به دنبال دوست می گردیم. پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم.
وقتی که از دستش دادیم، در تنهایی به دنبال خاطراتش می گردیم.
ژان پل سارتر

29 Jul 12:21

مقاله ای از برتراند راسل

by bookworm
farzaneh Jafari

شاید عنوان بهترش این باشد که چگونه قضاوت نکنیم.

چگونه از عقاید نادرست بپرهیزیم؟برای پرهیز از انواع عقاید نادرستی که نوع بشر مستعد آن است، نیازی به نبوغ فوق بشری نیست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست کم از خطاهای مهلک تر بازمیدارد.
اگر موضوع چیزی است که با مشاهده روشن میشود، مشاهده را شخصاً انجام دهید. ارسطو میتوانست از این باور اشتباه که خانمها دندانهای کمتری از آقایان دارند با یک روش ساده پرهیز کند: از خانمش بخواهد که دهانش را باز کند تا دندانهایش را بشمارد. او این کار را نکرد چون فکر میکرد میداند. تصور کردن این که چیزی را میدانید در حالی که در حقیقت آن را نمیدانید، خطای مهلکی است که همه ی ما مستعد آن هستیم. من باور دارم که خارپشتها سوسکهای سیاه را میخورند، چون به من این طور گفته اند؛ اما اگر قرار باشد کتابی درباره عادات خارپشتها بنویسم، تا زمانی که نبینم یک خارپشت از این غذای اشتهاکورکن لذت میبرد، مرتکب چنین اظهار نظری نمیشوم. درهرحال، ارسطو کمتر از من محتاط بود. نویسندگان باستان و قرون وسطا اطلاعات جامعی درباره تکشاخها و سمندرها داشتند. با وجود آن که هیچکدامشان حتا یک مورد از آنها را هم ندیده بودند، یک نفر هم احساس نکرد لازم است از ادعاهای جزمی درباره آنها دست بردارد. اغلب موضوعات از این ساده تر به بوته ی آزمایش درمیآیند. اگر مثل اکثر مردم شما ایمان راسخ پرشوری نسبت به برخی مسائل دارید، روشهایی وجود دارد که میتواند شما را از تعصب خودتان باخبر کند. اگر عقیده مخالف، شما را عصبانی میکند، نشانه آن است که شما ناخودآگاه میدانید که دلیل مناسبی برای آنچه فکر میکنید، ندارید. اگر کسی مدعی باشد که دو بعلاوه دو میشود پنج، یا این که ایسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جای عصبانی شدن، احساس دلسوزی میکنید، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافی شما آن قدر کم باشد که این حرفها در افکار شما تزلزل ایجاد کند.اغلب بحثهای بسیار تند آنهایی هستند که طرفین درباره موضوع مورد بحث دلایل کافی ندارند.شکنجه در الاهیات به کار میرود، نه در ریاضیات؛ زیرا ریاضیات با علم سر و کار دارد، اما در الاهیات تنها عقیده وجود دارد. بنابراین هنگامی که پی میبرید از تفاوت آرا عصبانی هستید، مراقب باشید؛ احتمالاً با بررسی بیشتر درخواهید یافت که برای باورتان دلایل تضمین کننده ای ندارید.یک راه مناسب برای این که خودتان را از انواع خاصی از جزمیت خلاص کنید، این است که از عقاید مخالفی که دوستان پیرامونتان دارند آگاه شوید. وقتی که جوان بودم سالهای زیادی را دور از کشورم در فرانسه، آلمان، ایتالیا و ایالات متحده به سر بردم. فکر میکنم این قضیه در کاستن از شدت تعصبات تنگ نظرانه ام بسیار مؤثر بوده است. اگر شما نمیتوانید مسافرت کنید، به دنبال کسانی بگردید که دیدگاههایی مخالف شما دارند. روزنامه های احزاب مخالف را بخوانید. اگر آن افراد و روزنامه ها به نظرتان دیوانه، فاسد و بدکار میآیند، به یاد داشته باشید که شما هم از نظر آنها همینطور به نظر میرسید. با این وضع هر دو طرف ممکن است بر حق باشند، اما هر دو نمیتوانید بر خطا باشند. این طرز فکر زاینده نوعی احتیاط است. برای کسانی که قدرت تخیل ذهنی قوی دارند، روش خوبی است که مباحثه ای را با شخصی که دیدگاه متفاوتی دارد در ذهن خود تصور کنند. این روش در مقایسه با گفتگوی رودررو یک فایده و تنها یک فایده دارد و آن این که در معرض همان محدودیتهای زمانی و مکانی قرار ندارد. مهاتما گاندی راه آهن و کشتیهای بخار و ماشین آلات را محکوم میکرد، او دوست میداشت که تمام آثار انقلاب صنعتی را خنثی کند. شما ممکن است هرگز این شانس را نداشته باشید که با شخصی دارای چنین عقایدی روبرو شوید، زیرا در کشورهای غربی اغلب مردم با دستاوردهای فن آوریهای جدید موافقند. اما اگر شما میخواهید مطمئن شوید که در موافقت با چنین باور رایجی بر حق هستید، روش مناسب برای امتحان کردن این است که مباحثه ای خیالی را تصور کنید و در نظر بگیرید که اگر گاندی حضور میداشت چه دلایلی را برای نقض نظر دیگران ارائه میداد. من گاهی بر اثر این گونه گفتگوهای خیالی واقعاً نظرم عوض شده است؛ به جز این، بارها دریافتم که با پی بردن به امکان عقلانی بودن مخالفان فرضی، تعصبات و غرورم رو به کاستی میگذارد.
نسبت به عقایدی که خودستایی شما را ارضاء میکند، محتاط باشید. از هر ده نفر، نه نفر چه مرد و چه زن قویاً معتقدند که جنسیتشان برتری ویژه ای دارد . دلایل زیادی هم برای هر دو طرف وجود دارد. اگر شما مرد باشید میتوانید نشان دهید که اغلب شعرا و بزرگان علم مرد هستند؛ اگر زن باشید میتوانید پاسخ دهید که اکثر جنایتها هم کار مردان است. این پرسش اساساً حل شدنی نیست، اما خودستایی این واقعیت را از دید بسیاری از مردم پنهان میکند.
همه ما، اهل هر جا که باشیم، متقاعد شده ایم که ملت ما برتر از سایر ملتهاست. ما با وجود دانستن این که هر ملتی محاسن و معایب خاص خودش را دارد، معیارهای ارزشیمان را به گونه ای تعریف میکنیم که ثابت کنیم ارزشهایمان مهمترین ارزشهای ممکن هستند و معایبمان تقریباً ناچیزند. دراینجا دوباره انسان معقول میپذیرد که با سوآلی روبروست که ظاهراً جواب درستی برای آن وجود ندارد. دشوارتر از آن، این است که بخواهیم مراقب خودستایی بشر به واسطه بشر بودنش باشیم، زیرا ما نمیتوانیم با ذهن غیربشری مباحثه کنیم. تنها راهی که من برای برخورد با این نوع خودبینی بشر سراغ دارم، این است که به خاطر داشته باشیم بشر جزء ناچیزی از حیات سیاره کوچکی در گوشه کوچکی از این جهان است و همانطور که میدانیم در دیگر بخشهای کیهان هم ممکن است موجوداتی باشند که نسبت بزرگیشان به ما مثل نسبت بزرگی ما به یک ستاره دریایی است.

 

چگونه از عقاید نادرست بپرهیزیم ؟ / برتراند راسل

29 Jul 12:15

به خدا احتیاج داری ؟

by bookworm

یکی از آقای کوینر پرسید، خدایی وجود دارد یا نه؟
آقای کوینر گفت: به تو توصیه می کنم در این باب تأمل کن که آیا رفتارت با دانستن جواب این سوال تغییر خواهد کرد یا نه. اگر تغییر نکرد این پرسش خود به خود منتفی است. اگر تغییر کرد دستِ کم می توانم کمکت کنم و به تو بگویم: تو دیگر تصمیم خودت را گرفته ای، تو به یک خدا احتیاج داری

 

پ.ن : فیل،داستانک های فلسفی/ برتولت برشت

29 Jul 12:14

بلای مقدس

by bookworm

 میان همه‌ی شیوه‌های پرورش عشق، همه‌ی ابزارهای پراکنش این بلای مقدس، یکی از جمله‌ کاراترین‌ها همین تندباد آشفتگی است که گاهی ما را فرا می‌گیرد. آنگاه، کار از کار گذشته‌ است، به کسی که در آن هنگام با او خوشیم دل می‌بازیم. حتا نیازی نیست که تا آن زمان از او بیشتر از دیگران، یا حتا به‌ همان ‌اندازه، خوشمان آمده بوده باشد. تنها لازم است که گرایشمان به او منحصر شود. و این شرط زمانی تحقق می‌یابد که -هنگامی که از او محرومیم- به جای جستجوی خوشیهایی که لطف او به ما ارزانی می‌داشت یکباره نیازی بیتابانه به خود آن کس حس می‌کنیم، نیازی شگرف که قوانین این جهان برآوردن‌اش را محال و شفایش را دشوار می‌کنند - نیاز بی‌معنی و دردناک تصاحب او

 

پ.ن:‌جستجو/ مارسل پروست

07 Jul 19:13

http://negahivayadi.blogfa.com/post-1524.aspx

by negahivayadi

می خواهم از زمانی که برایم باقی مانده لذت ببرم
شاکر روزهایی که هر یک به هدیه ای می ماند
رویاها و امید هایی که هنوز امکان ممکن شدن دارند
و عشق ها و مهربانی هایی که هنوز فرصت تجربه کردنشان با ماست
یک روز ، روز آخر ما خواهد بود

مارگوت بیکل

07 Jul 19:12

بنویسید به دیوار سکوت - شعر

by محسن

بنویسید به دیوار سکوت

عشق سرمایه هر انسان است

بنشانید به لب حرف قشنگ

حرف بد وسوسه شیطان است

و بدانید که فردا دیر است

و اگر غصه بیاید امروز

تا همیشه دلتان درگیر است

پس بسازید رهی را که کنون

تا ابد سوی صداقت برود

و بکارید به هر خانه گلی

که فقط بوی محبت بدهد

نیرزاده نوری

07 Jul 19:11

http://negahivayadi.blogfa.com/post-1528.aspx

by negahivayadi

مي‌داني بهشت کجاست ؟
يک فضاي چند وجب در چند وجب
بين بازوهاي کسي که دوست‌اش داري

حسين پناهي

07 Jul 19:10

http://negahivayadi.blogfa.com/post-1529.aspx

by negahivayadi

مرا ، آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایت
مرا باران صلا ده تا ببارم بر عطش‌هایت

مرا اندوه بشناس و کمک کن تا بیامیزم
مثال سرنوشتم با سرشت چشم زیبایت

مرا رودی بدان و یاری‌ام کن تا در‌آویزم
به شوق جذبه‌وارت تا فرو ریزم به دریایت

کمک کن یک شبح باشم مه‌آلود و گم اندر گم
کنار سایه‌ی قندیل‌ها در غار رؤیایت

خیالی ، وعده‌ای ،‌وهمی ، امیدی ،‌ مژده‌ای ،‌ یادی
به هر نامه که خوش داری تو ،‌ بارم ده به دنیایت

اگر باید زنی همچون زنان قصه‌ها باشی
نه عذرا دوستت دارم نه شیرین و نه لیلایت

که من با پاکبازی های ویس و شور رودابه 
خوشت می دارم و دیوانگی های زلیخایت 

اگر در من هنوز آلایشی از مار می بینی 
کمک کن تا از این پیروزتر باشم در اغوایت 

کمک کن مثل ابلیسی که آتشوار می تازد 
شبیخون آورم یک روز یا یک شب به پروایت

کمک کن تا به دستی سیب و دستی خوشه ی گندم
رسیدن را و چیدن را بیاموزم به حوایت 

مرا آن نیمه ی دیگر بدان آن روح سرگردان 
که کامل می شود با نیمه ی خود ، روح تنهایت

حسين منزوي

07 Jul 19:07

http://negahivayadi.blogfa.com/post-1532.aspx

by negahivayadi

در ِ قفس را باز بگذار
پرنده
اگر به تو عاشق باشد
بر شانه‌هايت مي‌نشيند

عليرضا روشن