Shared posts

29 Aug 20:11

فرهنگ اصلی شخصیت های نیچه 2

by gazooki

قسمت دوم و پایانی

انسان هاي برتر

آنان چندگانه اند، اما بر اقدامي واحد دلالت دارند:‌‌‌‌‌‍[يعني] ارزش هاي انساني را، پس از مرگ مسيح، جايگزين ارزشهاي الاهي ساختن؛ بنابراين آنان معرف شدن فرهنگ، يا تلاش براي گذاشتن انسان به جاي خدايند. از آنجا كه اصل ارزشيابي ثابت باقي مي ماند، از آن رو كه تبديل سرشت انجام نمي پذيرد، آنان كاملا متعلق به هيچ انگاري اند و به دلقك زرتشت نزديك تر از خود زرتشت. آنان «ناموفق» و «ناكام»اند، و نه خنديدن مي دانند، نه بازي كردن، و نه رقصيدن. توالي آنان، به ترتيب منطقي، عبارتست از:

1-       آخرين پاپ: او مي داند كه خدا مرده است، اما مي پندارد كه خدا خودش را از سر ترحم خفه كرده است، چون ديگر نمي توانسته است عشق خود را به انسان برتابد. آخرين پاپ بدون ارباب گرديده است، با اين همه آزاد نيست، او با خاطرات زندگي مي كند.

2-       دو پادشاه: آنان معرف جنبش «اخلاقي گرداندن آداب و رسوم اند». جنبشي كه هدفش تربيت و تعليم انسان، ساختن انسان آزاد با قهر آميز ترين و مجبور كننده ترين وسايل است.  همچنين دو پادشاه وجود دارند، يكي سمت چپ براي وسايل و يكي سمت راست براي هدف. اما، اصول اخلاقي و آداب و رسوم، هم قبل و هم بعد از مرگ خدا، خواه براي وسايل و خواه براي هدف، خود به تباهي مي گرايد، در حهت مخالف ترتبيت مي كند و برمي گزيند و به نفع «عوام» سقوط مي كند (پيروزي بردگان). اين دو پادشاه اند كه خر را به همراه مي آورند، خري كه مجموع انسان هاي برتر او را خداي جديد خود خواهند ساخت.  

3-       نفرت انگيز ترين انسان ها: اوست كه خدا را كشته است، زيرا تاب تحمل ترحم اش را نداشته است. اما او همواره انساني است با سيمايي زشت؛ احساس ناراحتي وجدان به خاطر خدايي كه از دست او مرده است، نه به خاطر خدايي كه به دست او مرده است. به جاي ترحم از جانب خدا، ترحم از جانب انسان ها را مي شناسد، و نيز ترحم عوام را كه باز هم توانفرساتر است. اوست كه ورد خواني خر را رهبري مي كند و «آري» دروغين را بر مي گزيند.

4-       انسان زالو صفت: او خواسته است شناخت را جايگزين ارزش هاي الاهي، دين و حتي اخلاق سازد. شناخت بايد علمي، دقيق و برنده باشد. چندان اهميتي ندارد كه موضوع آن كوچك يا بزرگ باشد، شناخت دقيق كوچكترين چيزها جايگزين اعتقاد ما به ارزش هاي بزرگ مبهم خواهد شد. از اين روست كه انسان بازويش را به زالو مي سپارد و به عنوان وظيفه و آرمان شناختن، چيز كاملا كوچكي را برمي گزيند: مغز زالو  ( بدون برگشتن به علل آغازين). اما انسان زالو صفت نمي داند كه شناخت همانا خود زالوست، و زالوست كه در جايگاه اخلاق و آيين مي ايستد، و همان هدف آنها را دنبال مي كند: شكافتن زندگي، مثله كردن زندگي و داوري كردن درباره زندگي.

5-       گداي خود خواسته: او حتي از شناخت چشم پوشيده است. او فقط به خوشبختي انسان اعتقاد دارد، او خوشبختي را روي زمين مي جويد، اما خوشبختي انسان هر اندازه هم كه سطحي باشد، حتي در ميان عوام،  كه كينه توزي و وجدان ناراحت محركشان است، و جود ندارد. خوشبختي بشري فقط نزد گاوان ديده مي شود.

6-       جادوگر: همانا انسان باوجدان ناراحت است، كسي كه هم در زمان حكمفرمايي خدا و هم پس از مرگ خدا، به كار خود ادامه مي دهد. وجدان ناراحت اساسا خاصيت بازيگر كمدي و نمايشگر را دارد. وجدان ناراحت همه نقش ها، حتي نقش كافر، حتي نقش شاعر، حتي نقش آريان را بازي مي كند. اما همواره دروغ و ناسزا مي گويد. با گفتن «تقصير من است» مي خواهد ترحم برانگيزد.

7-       سايه سيار: اين فعاليت فرهنگ است. فرهنگي كه در همه جا، براي تحقق بخشيدن به هدف اش(انسان آزاد، منتخب و رام شده)كوشيده است: در دوران حكمفرمايي خدا، پس از مرگ خدا، در شناخت، در خوشبختي، و جز آنها، فرهنگ در همه جا به هدف خود نرسيده است، زيرا اين هدف خودش سايه است، اين هدف، ‌‌[يعني] انسان برتر، خودش ناكام و از دست رفته است. اين سايه ي زرتشت است – هيچ چيز مگر سايه اش- كه همه جا به دنبال اوست، اما در هنگام دو ساعت مهم تبديل سرشت، يعني نيمه شب و نيم روز، ناپديد  مي گردد.

8-       پيشگو: او مي گويد «همه چيز بيهوده است». او آخرين مرحله هيچ – انگاري را خبر مي دهد؛ لحظه اي كه انسان چون به بيهودگي تلاش اش براي نشستن به جاي خدا پي برده است، ترجيح مي دهد به جاي طلب كردن نيستي، ديگر هيچ چيز نخواهد. بنا براين، پيشگو خبر از واپسين انسان مي دهد. او، چون پايان هيچ – انگاري واقعا پايان مي پذيرد، به دست خودش شكست مي خورد: زمان تبديل سرشت و ابرانسان نزديك است.

 

زرتشت و شير

زرتشت نه ديونيزوس، كه فقط پيامبر اوست. اين فرو دستي را مي توان به دو صورت بيان كرد؛ نخست مي توان گفت كه زرتشت در مرحله «نه» باقي مي ماند. بي ترديد، اين نه، ديگر آن نه ي هيچ انگاري نيست. اين «نه ي مقدس» شير است. اين نابودي همه ارزش ها پذيرفته شده است، ارزش هايي كه به درستي هيچ انگاري را تشكيل مي دادند. اين «نه ي» ترانه هيچ انگارانه (Trans-nihilist)، جزء ذاتي تبديل سرشت است. همچنين به نظر مي رسد كه زرتشت هنگامي كه دست هايش را در يال شير فرو مي برد، كارش را به پايان رسانده است. امابه واقع زرتشت در مرحله نه، حتي نه ي مقدس و تبديل كننده، باقي نمي ماند. او كاملا در اثبات ديونيزوسي سهيم است، او هم اكنون ايده اثبات است، ايده ديونيزوس. همان طور كه ديونيزوس در بازگشت ابدي آريان نامزد مي شود، زرتشت نامزد خود را بازگشت ابدي مي يابد. همانطور كه ديونيزوس پدر ابر انسان است، زرتشت ابرانسان را فرزند خود مي داند. با اينهمه زرتشت از كودكان خودش عقب افتاده است؛ او فقط مدعي است، نه عنصر تشكيل دهنده حلقه ي بازگشت ابدي. او همه شرايطي را كه انسان در آنها غالب و مغلوب مي شود، و در آنها شير كودك مي گردد، به وجود مي آورد و بدين گونه بيش از آنكه مولد ابرانسان باشد، اين فرآوري را در انسان تضمين مي كند.

24 Aug 16:55

داستان اولین پیش‌نویس قانون اساسی

by Mahmoud Azimaee

برای اولین بار که تلفنی با دکتر لاهیجی صحبت کردم، پاریس بودند. قبلا با ایمیل درخواست مصاحبه تلفنی داده بودم. گفتند ماه بعد برای دریافت دکترای افتخاری نسرین ستوده از دانشگاه یورک به تورنتو خواهند آمد و می‌توانیم مصاحبه حضوری داشته باشیم. پانزدهم ژوئن در هتل محل اقامتشان بیش از یک ساعت و نیم برای مصاحبه وقت گذاشتند. یکی از بهترین مصاحبه‌هایی بود که در رابطه با تحقیق روی زندگی قطب‌زاده تا به حال انجام داده‌ام. به نظرم دکتر لاهیجی یکی از شریف‌ترین و با اخلاق‌ترین فعالان سیاسی/ حقوق بشری است که من تا به حال فرصت داشته‌ام از نزدیک با آنها گفتگو کنم.

بخش قابل توجهی از گفتگوی آن روز ما در پی سوال من در مورد اولین پیش‌نویس قانون اساسی و ارتباط احتمالی آن با قطب‌زاده به جزئیات این داستان از اولین مکاتبات دکتر حسن حبیبی با دکتر لاهیجی، جلساتی برای بحث روی اصول این پیش‌نویس در محلی که دکتر ناصر میناچی برای این منظور در اختیار دکترلاهیجی، دکتر حبیبی، دکتر کاتوزیان و دکتر جعفری لنگرودی قرار می‌دهد تا دیدارهایی که این گروه با آیت‌الله خمینی و بعضی از اعضای شورای انقلاب داشتند می‌پردازد. فکر کردم با توجه به اهمیتی که این جزئیات دارند، بهتر است این بخش از کفتگو که ارتباط مستقیمی با موضوع پروژه "سخنگوی آیت‌الله" ندارد را زودتر منتشر کنم. بشنوید:


لینک دانلود +
____________________________
مشترک فید (خوراک) های این وبلاگ شوید
22 Aug 08:43

شورش‌ در همه جا / امانوئل والرشتاین

by نقد اقتصاد سیاسی

377063_291733200857787_505089458_n

 به دنبال شورش کنونی در ترکیه شورشی حتی بزرگ‌تر در برزیل پدید آمد که به نوبه‌ی خود به دنبالش شاهد شورشی در بلغارستان بودیم که کم‌تر به آن توجه شد اما همان قدر واقعیت داشت. البته، این شورش‌ها نخستین شورش‌ها نیستند اما تازه‌ترین شورش‌ها در مجموعه‌ای از چنین رخداد‌هایی در سال‌های اخیر بودند. شیوه‌های بسیاری برای تحلیل این پدیده هست. به نظر من، آن‌ها فرایندی مستمر از آن ‌چیزی است که در انقلاب جهانی 1968 آغاز شد.

بدون تردید، هر شورشی جزییات خاص خود و توزان قوای درونی خود را در هر کشوری دارد. اما اگر کسی بخواهد از آن‌چه رخ می‌دهد شناختی به دست آورد و تصمیم بگیرد که ما به عنوان افراد و گروه‌ها چه باید بکنیم باید به شباهت‌هایی که در این شورش‌ها هست توجه کند.

نخستین ویژگی مشترک این است که همه‌ی این شورش‌ها در آغاز بسیار کوچک‌اند ـ شماری از مردمان شجاع که بر سر چیزی تظاهرات می‌کنند. سپس اگر این تظاهرات گسترش پیدا  کند که تاحدود زیادی قابل پیش‌بینی نیست، فراگیر می‌شود. ناگهان، نه‌تنها هیئت دولت بلکه تا اندازه‌ای دولت به مثابه حاکمیت تحت تهاجم قرار می‌گیرد. این شورش‌ها آمیزه‌ای از مطالبه برای جایگزینی دولت با دولتی بهتر و شورش‌هایی می‌شود که مشروعیت حاکمیت را به زیر سؤال می‌برد. هر دو گروه به مضامین دموکراسی و حقوق بشر متوسل می‌شوند، هرچند تعاریفی که به این دو مضمون می‌دهند خیلی فرق دارد. به طور کلی، گرایش این شورش‌ها در جناح چپ عرصه‌ی سیاست است.

البته دولت‌هایِ در قدرت واکنش نشان می‌دهند. یا تلاش می‌کنند شورش را سرکوب کنند یا تلاش می‌کنند با ارائه‌ی امتیازاتی شورش‌ها را آرام کنند و یا این که به هر دو واکنش مبادرت می‌کنند. سرکوب اغلب به کار می‌آید اما گاهی برای دولتِ در قدرت نتیجه‌ی معکوس دارد و باعث می‌شود مردم در خیابان مطالبات‌شان را بیش‌تر کنند. عموماً دولت‌ها بیش‌تر به سرکوب مبادرت می‌کنند تا ارائه‌ی امتیاز و عموماً سرکوب در دوره‌ی کمابیش کوتاه‌مدت کارایی دارد.

دومین ویژگی این شورش‌ها این است که هیچ کدام از آن‌ها با شتابی بالا برای زمانی دراز ادامه نمی‌یابد. معترضان در برابر اقدامات سرکوب‌گرانه تسلیم می‌شود. یا دولت آن‌ها را به همکاری دعوت می‌کند. یا از تلاش بسیار زیادی که تظاهرات مستمر به آن نیاز دارد خسته می‌شوند. این رنگ‌باختن اعتراضات عمومی کاملاً طبیعی است و نشانه‌ی شکست اعتراضات نیست.

این سومین ویژگی این شورش‌ها است. به پایان می‌رسند، اما میراثی از خود بر جای می‌گذارند. چیزی را در سیاست کشور در بیش‌تر اوقات در جهت بهتر تغییر می‌دهند. مسئله‌ای عمده ،از باب مثال نابرابری‌ها، را در دستور کار عمومی قرار داده‌اند. یا احساس همبستگی لایه‌های پایینی جمعیت را افزایش داده‌اند. یا تردید در مورد لفاظی‌هایی که دولت‌ها سیاست‌های‌شان را در آن پنهان می‌کنند افزایش بخشیده‌اند.

چهارمین ویژگی مشترک این است در هر شورشی بسیاری که به آن می‌پیوندند، به‌ویژه آنانی که دیر به آن می‌پیوندند، چنین کاری را انجام داده‌اند نه به خاطر ان که اهداف اولیه را به پیش برانند بلکه برای به انحراف کشاندن جنبش‌ها یا دادن قدرت سیاسی به گروه‌های جناح راست که با گروه‌هایی‌اند که اکنون در قدرت‌اند فرق دارند، اما به هیچ عنوان دموکراتیک‌تر یا پای‌بند‌تر به حقوق بشر نیستند.

پنجمین ویژگی آن است که همه‌ی این شورش‌ها درگیر منازعات ژئوپلتیک می‌شوند. دولت‌های قدرتمند خارج از کشوری که شورش در آن رخ می‌دهد سخت می‌کوشند تا به گروه‌هایی که در جهت منافع دولت خارجی هستند کمک کنند تا به قدرت برسند، ولو این تلاش موفقیت‌آمیز نباشد. این امر چنان رخ می‌دهد که تا امروز یکی از پرسش‌های مبرم درباره‌ی یک شورش همواره این بوده یا این باید باشد که پی‌آمدهایش برمبنای سیستم جهانی به طور کلی چه باید باشد. این خیلی دشوار است، چنان که پی‌آمدهای ژئوپلتیک می‌تواند منجر به حرکت در راستایی مخالفت جهت‌گیری ضداقتدارگرایانه‌ی اولیه شود.

سرانجام آن که بیایید به خاطر داشته باشیم که هر آن‌چه امروز رخ می‌دهد در هنگامه‌ی گذاری ساختاری از اقتصاد جهانی سرمایه‌داریِ روبه‌افول به نوع جدیدی از سیستم است. اما این نوع جدید سیستم می‌تواند بهتر یا بدتر باشد. این نبرد حقیقی در 20 تا 40 سال آینده است. این که این‌جا و آن‌جا و همه‌جا چه‌ تصمیمی باید بگیریم باید تابعی از این نبرد سیاسی گسترده در پهنه‌ی جهانی باشد.

یکم ژوییه‌ی 2013

(ترجمه پرویز صداقت)

امانوئل والرشتاین

امانوئل والرشتاین

© مالکیت معنوی این اثر متعلق به امانوئل والرشتاین و کلیه‌ی حقوق برای ایشان محفوظ است. دانلود کردن، انتقال الکترونیکی به غیر یا پست الکترونیک این نوشته به دیگران و یا قرار دادن آن در پایگاه‌های اینترنتی غیر تجاری، مجاز اعلام شده مشروط براین که تمامی اثر به طور کامل منتشر و بخش مربوط به حق مالکیت معنوی نمایش داده شود. به منظور ترجمه یا انتشار این اثر به شکل چاپی و/ یا به هر شکل دیگر از جمله انتشار آن در پایگاه‌های تجاری روی اینترنت و یا نقل قول از بخش‌هایی از آن با نویسنده در آدرسimmanuel.wallerstein@yale.edu  یا شماره نمابر (۱-۲۰۳-۴۳۲-۶۹۷۶) تماس حاصل فرمایید.

این یادداشت‌ها که دو بار در ماه منتشر می‌گردند، با هدف اندیشیدن به صحنه‌ی جهان معاصر، نه از نگاه تیترهای خبری آنی، که از منظری بلندمدت است.


Tagged: پرویز صداقت, امانوئل والرشتاین, سیستم جهانی سرمایه داری, شورش جهانی
20 Aug 09:10

اندوهی به بزرگی اتوبوس

by manvato1




پیر مردها را

می برد و برمی گرداند

اتوبوسی

که در ذهنش

خاطره ی یک مهد کودک است.




17 Aug 14:42

گفت و گوي كاستلز با استادان و دانشجويان دانشكده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی

by atu



اول خرداد 85، ساعت 4 بعد از ظهر تالار اجتماعات دانشكده ارتباطات علامه.


نمي دانم اعلام همگاني كرده بودند يا جلسه خودماني بود، به هرحال اتاق جلسات طبقه چهارم مملو از جمعيت مشتاق ومنتظر بود. همه بودند، دانشجويان ، اساتيد، خبرنگاران و...
دست اندركاران برگزاري نگران جمعيت مشتاق بودند. به همين دليل تصميم گرفتند محل نشست را تغيير دهند. خيلي نگران‌كننده بود، اگر از تمامي حاضرين دعوت نمي‌شد كه به سالن كنفرانس دانشكده علامه بروند. معلوم نبود در آن اتاق طبقه سوم چگونه حدود 300 نفر مي‌توانستند جاي بگيرند و با يكي از مشهورترين نظريه‌پردازان حوزه ارتباطات به گفت‌ و گو بپردازند.

22 Jul 13:46

شهرهای شورشی: از حق به شهر تا انقلاب شهری ـ دیوید هاروی

by anarchygeography
منبع : اتووود





مدت ها پیش از جنبش [همه جا را] اِشغال [کنید] شهرهای مدرن به مناطق اصلی سیاست های انقلابی؛ جایی که روندهای عمیق تر تغییر سیاسی و اجتماعی رخ نشان می دهند، تبدیل شده بودند. پی امد این روندهای زیرْ پوستی، شهر به موضوع تفکرات ارمانی بدل شده بود. در عین حال شهرها، مراکز انباشت سرمایه و پیش خوان جدال بر سر کیستیِ کنترل کنندگان منابع شهری و مقومین کیفیت و سازمان دهی زندگی روزمره نیز می باشند. این نقش را چه کسانی بر عهده می گیرند؛ سرمایه گذاران، بساز و بفروش ها یا مردم.

اشوبْ شهرها، نوشته دیوید هاروی با نگاهی به ژوهانسبورگ تا بمبئی و نیویرک تا سائوپائلو، شهر را در مرکز چالش های طبقاتی و مالی قرار می دهد. هاروی با ارائه تفاسیری از کمون پاریس، جنبش اشغال وال استریت و شورش های لندن این پرسش را پیش می کشد که چگونه می توان شهرها را بر روندی ارام و سالم بر قوام زیست بوم گرایی و عدالت اجتماعی مجددا سازمان دهی کرد و چگونه شهرها می توانند محل تمرکزی باشند برای مقاومت های ضد سرمایه دارانه.

نظر به گستره کنش های دیوید هاروی در حوزه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، مسلما پرداختن به تمامی این زمینه ها به سادگی مقدور نمی باشد، با این حال اتووود تلاش کرده است به فراخور توانش بر این متفکر چند بعدی متمرکز گردد، انچه از پی می اید مستنداتی است بر این مدعا:

به دنبال چاپ کتاب "شهرهای شورشی: از حق به شهر تا انقلاب شهری" اتووود نیز همچون دیگر رسانه های متعهد به حوزه عمومی سعی کرد ضمن معرفی کتاب مباحث در گرفته پیرامون ان را نیز پوشش دهد

نوشتار "زندگی به شوق شهر؛ دیوید هاروی و حوزه عمومی" نوشته راگ یاکوب با برگردانی از محمد کیانی منش

یادداشت "شهـر عـام ؛ مروری بر کتاب شهرهای شورشی نوشته دیوید هاروی" نوشته ایوان مک دانلد با برگردانی از فریبا شفیعی

مقاله "دیوید هاروی و شهرسـازی آلترناتیو" نوشته لوییس بردمور

نوشتار "دیوید هاروی و شهر در قامت فهمی انسانْ تولید" نوشته لئوپلد لمبرت

همگی تلاش هایی بودند در این راستا

جز این ها گفت و گوی "جان بریسندن و اد لوییس با دیوید هاروی" نیز بر محوریت همین کتاب شکل گرفته است.

به موازات و به فراخور علائق اتووود کتاب "پاریس، پایتخت مدرنیته" نوشته دیوید هاروی نیز در دو نوبت "اینجا" و "اینجا" معرفی گردیده است.  

دیوید هاروی مصاحبه ای نیز داشته است با روزنامه گاردین که در دو بخش بر اتووود منتشر شده است

بخش "اول" که بر بحران مالی و نقش الگوهای شهرسازی متمرکز است

و

بخش "دوم" که بر جنبش اشغال و تاثیرش بر فضای عمومی در شهر موکد گردیده است

 

سارا وایتینگ در نوشتار فضاي اعتراض؛ وقتي سخن منطقه بندي شده است چگونگی محدود سازی سخن وری درفضای شهری را حین برگزاری اجلاس جی هشت در جنوا تدقیق می کند.

یادداشت زاها حدید چیست؟ نیز با مرور روندهای انباشت ثروت در شهر، بخشی از سیاق معماری امروز را در راستای همین رویکرد ارزیابی می کند.

14 Jul 19:20

« بهار عربی» یا « زمستان سیبری» برای واشنگتن

by احمدسیف

نوشته: ویلیام انگدال

اقدام سریع نظامیان مصر دربازداشت محمد مرسی و دیگران رهبران سازمان اخوان المسلمین در3 ژوئیه یک عقب نشینی جدی برای استراتژی « بهارعربی» واشنگتن است که کوشید تا با استفاده از اسلام سیاسی چین وسرتاسرروسیه و همین طور کشورهای از نظر انرژی غنی خاورمیانه را بهم بریزد.مرسی به تقاضای وزیر دفاع برای کنارگیری و جلوگیری از خون ریزی پاسخ منفی داد. او گفت که از « کرامت مشروع» خویش دفاع می کند و از ارتش خواست که اولتیماتوم خود را لغو کند. وقتی آیندگان این دوره ازتاریخ را بررسی خواهند کرد ممکن است این نقطه عطفی در پایان امریکا به عنوان تنها ابرقدرت جهانی باشد.

یک سال پس از این که سازمان مخفی کار اخوان المسلمین قدرت گرفت و نامزد خود محمد مرسی را به عنوان رئیس جمهور معرفی کرد و پارلمان را درکنترل خویش گرفت ارتش با توجه به حضور میلیونها معترض خیابانی به کوشش مرسی برای تحمیل قانون شریعت و بی توجهی به وضعیت اقتصادی درحال سقوط مداخله کرد. رهبری کودتا با وزیر دفاع و فرمانده ارتش ژنرال عبدل فاتخ السیسی بود. جالب این که تنها یک سال پیش السیسی به عنوان یک ژنرال جوان و شدیدا مذهبی از سوی مرسی به این مقام رسیده بود. او هم چنین درامریکا آموزش دیده و از سوی رهبران واشنگتن و پنتاگون هم مورد احترام بود . این که او اکنون این کودتا را رهبری می کند نشان دهنده عمق رد اخوان المسلمین درمصر است. السیسی درشب چهارشنبه 3 ژوئیه اعلام کرد که رئیس دادگاه عالی به عنوان رئیس جمهور موقت و تشکیل یک دولت تکنوکرات کشور را تا انجام انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری و مجلس اداره خواهد کرد. درکنار او رهبران مسیحی، سکولار و مسلمان هم حضور داشتند. السیسی گفت که همه کوشش های ارتش برای دیالوگ ملی و آشتی ملی ازسوی همه جناح ها حمایت شد ولی رئیس جمهور مرسی و اخوان المسلمین این کوشش ها را رد کردند.

خشم علیه امریکا:

احتمالا عمده ترین وجه بسیج توده ای معترضین در هفته های اخیر که سرانجام به تصمیم ارتش برای مداخله و گرفتن کنترل منجر شد خصلت صریح ضد واشنگتنی معترضان خیابانی بود. تظاهرکنندگان پلاکاردهائی علیه اوباما و سفیرامریکا آن پاترسون که شدیدا حامی اخوان المسلمین است حمل می کردند. سفیر امریکا در قاهره، آن پاترسون یک هدف ویژه تظاهرکنندگان بود. پاترسون در 18ژوئن 2013 علیه تظاهرات مخالف مرسی سخن گفته بود. او به مصری ها گفت« بعضی ها می گویند که عمل خیابانی نتیجه ای بهتر از انتخابات خواهد داشت. صادقانه می گویم دولت من و من شدیدا به این ادعا مشکوکیم». و بعد دریک مصاحبه صریح تربا الاهرام آنلاین درماه مه 2013 دیپلمات امریکائی رسما از انتقاد از مرسی طفره رفت و گفت« واقعیت این است که آنها در یک انتخابات مشروع شرکت کرده و برنده شده اند. البته که همیشه کارکردن با یک دولت تازه چالش برانگیز است ولی درسطح نهادهای دولتی ما داریم با همان ارتش و همان دولت کارمی کنیم و همان روابط از قدیم ایجاد شده مان را حفظ کرده ایم»(1).

مداخله ارتش هم چنین برخلاف مداخله مستقیم اوباما و رئیس کل ارتش او ژنرال مارتین دمپسی صورت گرفت. اوباما با مرسی تلفنی صحبت کرد و رئیس کل ارتش هم با ژنرال سدکی صبحی و امیدوار بودند که بتوانند بحرانی که بین رژیم و ارتش و نهضت اعتراضی پیش آمده بود را تخفیف بدهند. اکنون اوباما به کسی می ماند که معترضین تخم مرغ به صورت اش پرتاب کرده باشند(2).

نکته مهم دیگر این که پادشاه عربستان عبدالله و رهبران محافظه کار امارت متحده عربی – به استثنائی حاکم شدیدا طرفدار اخوان المسلمین درقطر- از مداخله ارتش در مصر استقبال کرده اند. خبرگزاری دولتی عربستان سعودی درپیامی از پادشاه عربستان گزارش کرد« به نام مردم عربستان سعودی و از طرف خودم رهبری شما را دراین شرایط بحرانی تاریخ مصر تبریک می گویم. دعا می کنیم خدا به شما درانجام وظایفی که به گردن گرفته اید و برای رسیدن ملت برادرمان مصر به آن چه که آرزوی آنهاست، کمک کند»(3).

یک بلاگ خبری در اسرائیل که به ارتش و مقامات امنیتی اسرائیل نزدیک است می گوید که ارتش مصر با حمایت ضمنی عربستان سعودی و دیگررهبران محافظه کار کشورهای حاشیه خلیج [فارس] مداخله کرده است. براساس این گزارشها اگر دولت اوباما کمک سالیانه 1.3 میلیارددلاری به ارتش مصر را قطع کند، عربستان سعودی و امارت متحده عربی کمبود بودجه را جبران خواهند کرد. هم چنین گزارش شده است که عربستان سعودی، امارت متحده، و دیگرکشورهای منطقه مثل بحرین و کویت« بلافاصله تزریق منابع مالی قابل توجه دراقتصاد مصر را در پیش خواهند گرفت. توده های مصری خواهند دید دراقتصادی که بطور موثری مدیریت شودآنها از حداقل امکانات برخورداربوده و دیگر لازم نیست مثل دوره رهبری اخوان المسلمین گرسنگی بکشند. براساس اطلاعات ما، عربستان سعودی و امارت متحده متعهد شده اند همان مبلغی را که قطر به دولت اخوان المسلمین دریک سال گذشته پرداخت کرد- یعنی 13 میلیارددلار- به قاهره بپردازند»(4)

آیا این کمک های مالی پرداخت می شود یا نه ولی مداخله ارتش درمصرامواج طوفانی درسرتاسر دنیای اسلام ایجاد کرده است. یک هفته پیش هم گام با شدت گرفتن اعتراضات عمومی در مصر، پادشاه شدیدا طرفدار اخوان المسلمین قطر شیخ حامد الثانی دریک اقدام حیرت آور کنار رفت و فرزند 33 ساله اش پادشاه شد که گفته می شود آدم معتدلی است. پادشاه تازه هم بلافاصله نخست وزیر شدیدا طرفدار اخوان المسلمین شیخ حامد بن جسیم را برکنار کرد. قطربه مصردرزمان مرسی و اخوان المسلمین 8 میلیارددلار پرداخت و رهبر معنوی اخوان المسلمین یوسف الکرادوی اکنون چندین دهه است که در دوها زندگی می کند و از آن به عنوان پایگاهی برای سخن ورزی ها شدیدا بحث برانگیزی استفاده می کند. کانال خبری الجزیره که به دولت قطر تعلق دارد نظر به این که از صورت یک منبع خبری مستقل خارج شده و به خاطر مواضع شدیدا طرفدارانه اش ازاخوان المسلمین مورد انتقاد قرار گرفته است(5). جالب این که یکی از اولین کارهای ارتش مصر بستن استودیوی الجزیره در قاهره بود.

شکست اخوان المسلمین در مصربرای ترکیه ونخست وزیرش تایپ اردوغان که طرفدار اخوان المسلمین است شوک بزرگی است. اعتراضات توده ای در ترکیه از سوی اردوغان و پلیس با استفاده از گاز اشک آورو با استفاده از آب با فشار بالا شدیدا سرکوب شد. اردوغان اجازه داد تا از ترکیه به عنوان پایگاهی برای اعزام جنگجویان اجاره ای که عمدتا با منابع قطر تامین مالی می شوند به سوریه برای سرنگونی دولت حافظ الاسد و جایگزینی اش با یک دولت اخوان المسلمینی استفاده شود. مرسی اندکی پیش از سقوط خواستار جهاد برای سرنگونی حافظ الاسد در سوریه شده بود.

سئوال اساسی این است که عکس العمل اوباما به شکست « بهار عربی» واشنگتن چه خواهد بود؟ بهارعربی دیروز به صورت کابوس زمستانی سیبری برای واشنگتن درآمده است.

[1] John Hudson, Knives Come Out for US Ambassador to Egypt Anne Patterson, Foreign Policy, July 3, 2013, accessed inhttp://thecable.foreignpolicy.com/posts/2013/07 /03/knives_come_out_for_us_ambassador_to_egypt_anne_patterson

[2] DebkaFile, Army deposes Morsi. In TV statement, army chief names judge provisional president. Tahrir Sq. jubilant, DEBKAfile Special Report July 3, 2013. Accessed in http://www.debka.com/article/23088/Army-deposes-Morsi-In-TV-statement-army-chief-names-judge-provisional-president-Tahrir-Sq-jubilant

[3] Reuters, Saudi king congratulates new Egyptian head of state, July 4, 2013, accessed in http://ca.news.yahoo.com/saudi-king-congratulates-egyptian-head-state-221341784.html

[4] DebkaFile, Saudis, Gulf emirates actively aided Egypt’s military coup settling score for Mubarak ouster, DEBKAfile Exclusive Report July 4, 2013 http://www.debka.com/article/23090/Saudis-Gulf-emirates-actively-aided-Egypt%E2%80%99s-military-coup-settling-score-for-Mubarak-ouster.

[5] Simeon Kerr, Fall of Egypt’s Mohamed Morsi is blow to Qatari leadership, Financial Times, July 3, 2013, accessed in

http://www.ft.com/intl/cms/s/0/af5d068a-e3ef-11e2-b35b-00144feabdc0.html#axzz2Y4bYmKsb

متن انگلیسی

http://www.globalresearch.ca/washington-islamist-strategy-in-crisis-as-morsi-toppled/5341595.

عنوان این ترجمه را مترجم افزوده است.



14 Jul 19:07

مقاله «آن اندام جنسی که یک اندام نیست» / لوس ایریگاری / ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده

by mypersianbooks

مقاله «آن اندام جنسی که یک اندام نیست» / لوس ایریگاری / ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده

irigaray01

مدرسه فمینستی: در زیر فایل پی دی اف مقاله «آن اندام جنسی که یک اندام نیست» منتشر می شود. این مقاله که توسط لوس ایریگاری نوشته و توسط نیکو سرخوش و افشین جهاندیده ترجمه شده، پیشتر در کتاب «متن هایي برگزيده مدرنيسم تا پست مدرنيسم» که توسط نشر نی منتشر شده بود، به چاپ رسیده است. اما از آنجایی که این مقاله در چاپ جدید کتاب حذف شده است، فایل پی دی اف این مقاله را که از چاپ های اولیه کتاب اسکن شده، برای علاقه مندان در ادامه منتشر می کنیم:

http://mypersianbooks.files.wordpress.com/2013/06/luce.pdf

برگرفته از مدرسه فمینیستی:

http://www.feministschool.com/spip.php?article7306


14 Jul 18:41

هروله

by noreply@blogger.com (Paris)
 آرام را از من میربایی
 قرار در من تهی میشود
نامت که از زبانی تکرار میشود
 قلبم به هروله می‌افتد