Shared posts

09 Dec 05:05

عدم تمرکز

by بشین، پاشو

دچار حالت عدم تمرکز دائمی شدم. حتی برای عمل خوردن حین گرسنگی هم نمی‌تونم تمرکز کنم.

انگشتهای دست راستم خسته‌تر، زنده‌تر و انگشتهای دست چپم نرم تر و کشیده‌تر و نازپرورده‌ترن

نمی‌تونم آدم‌ها رو صدا کنم. نمی‌تونم از ا‌ونا بخوام پیشتر بیان و بهم نزدیک بشن و باقی بمونن پیشم.

می‌خوام از دور بهشون سلام کنم. خیال می‌کنم اونچه در من هست، از دور دیدنیه، چیزیه که باید از دور دیده بشه نه از نزدیک.

دلم نمی‌خواد کسی به هوای اسباب بازی و خوراک و جای نرم و گرم پیشم بیاد. مسافرخونه‌مو بستم.

بی‌ آب و غذا، بی خلق خوش چاپلوسانه، بی دعوتی با صدای بلند، منتظر آدمهایی‌ام که از دور صدای زمزمه رو می‌شنون

19 Dec 10:57

.

by آلوچه خانوم

.

[Valid Atom 1.0]