
بسیاری از سوء تفاهمهای ما در زندگی، به خاطر این است که هنگام استفاده از واژهها، تعریف مشترک و نزدیکی از آنها نداریم. بر این اساس بار و ارزش و مفهوم یک واژه برای ما ممکن است یک چیز باشد و برای نزدیکترین دوست و آشنای ما، یک چیز دیگر.
حالا در این زمینه یک مثال میزنم:
اصطلاحات گیک Geek و نرد Nerd، برای بسیاری از کاربران اینترنت، به خصوص آنهایی که خبرهای فناوری، ویدئوگیمها و کامیک بوکها را دنبال میکنند، چیزهایی آشنایی هستند.
اما تفاوت این دو دسته از آدمها چیست؟ اگر به فرهنگنامهها نگاه کنید، آخرش چیز خاصی نصیب شما نمیشود و مرز مشخصی بین این دسته برایتان ساخته نمیشود.
راستاش را بخواهید، تعریف درونی این دو واژه، به تدریج به گذشت، سالها در مغز ما ایجاد میشود، آن هم با خواندن مقالات، توییتها، فیلمها و سریالهای بسیار.
کودک هم که بودیم، ما دقیقا به شیوه مشابهی تعریف و مفهوم بسیاری از نامها و اصطلاحات عینی و انتزاعی را به شیوه مشابهی یاد گرفته بودیم.
تعریف شخصی و خودمانی من از گیک و نرد این است:
هر دوی اینها طیف هستند. بر این اساس در یک جاهایی نمیتوان یک شخص را گیک دانست یا نرد. اما عموما گیکها به موضوعات باکلاستر متمایل میشوند و در مقابل نردها به موضوعاتی که از نظر اجتماعی، ممکن است با جایگاه و سن آنها تناسب نداشته باشد.
مثلا اگر من در جایگاه سنی و شغلی که دارم، علاقهمند و خوره حوزه لینوکس بشوم یا گجتها را به صورت ژرف تحلیل کنم، کسی از من خورده چندانی نمیگیرد، اما اگر بیایم و به صورت ژرف ابرقهرمانهای کامیک بوکها را با هم مقایسه کنم و یا در دنیای ویدئوگیمها غرق بشوم، بسیاری از افراد تصور میکنند که ارتباط من با دنیای واقعی، قطع شده است و سودازده تخیلات خود شدهام و در این صورت، واژه نرد بیشتر شایسته من است.
اما اصلا باکلاس بودن چیست؟! ما چقدر باید خود رو وقف یک مسیر و موضوع خاصی خاص بکنیم، که از متوسط علاقه یک آدم عادی بیشتر باشد؟!
اگر خوب فکر کنیم، میبینیم که خیلی وقتها ما «گمشده در ترجمه شخصی خود از واژگان» هستیم.
جالب است بدانید که متمایز کردن تعریف گیک و نرد، آنقدر دشوار بوده است که آمدهاند با تحلیل ۲٫۶ میلیون توییت در سال ۲۰۱۳ و بررسی همراهی کلمات کلیدی آنها با واژههای گیک و نرد، یک تعریف اجتماعی «طیفی» از گیک و نرد ارائه کردهاند!
این تعریف اجتماعی، با تعریف شخصی من تفاوت بسیار داشت. بر این اساس:
گردآوردندگان مجموعهها بیشتر گیک هستند. زمینههای مطالعاتی دانشگاهی مثل ریاضی، تاریخ، فیزیک و زیستشناسی و علوم اعصاب، بیشتر چیزها «نرد»گونه هستند. در زمینه سرگرمی، گیکها بیشتر به دنبال اسباببازیها و ماگنا هستند و نردها بیشتر به دنبال ژیزهایی مثل شطرنج و سودوکو. نردها کتاب میخوانند و گیکها کتابهای الکترونیک.
نتیجه اینکه: گیکها بیشتر دلبسته اشیا هستند و نردها بیشتر به دنبال ایدهها هستند. گیکها بیشتر فن امورات مختلف هستند و به دنبال گردآوری اشیای مربوط به زمینه مورد علاقه خود هستند، در حالی که نردها بیشتر با تخیلات و ایدههای خود بازی میکنند.
همین تعریف اجتماعی هم راستاش چون تنها بر پایه بررسی کاربران شبکه اجتماعی توییتر، بنا نهاده شده است، تعریف قاطعی نیست.
خب، دست آخر وقتی ما سر گیک نامیدن و یا نرد نامیدن کسی در یک زمینه به خصوص، اختلاف پیدا میکنیم، مشکل خاصی ایجاد نمیشود. اما تصور کنید وقتی که ما در زمان انتخابهای حساس و قضاوتهای مهم، تعریف بسیار متفاوتی از واژهها داشته باشیم.
و شوربختانه خیلی از ماها، اصلا تعریف و مطالعهای از اصطلاحات هم نداریم.
همین دو سه روز پیش، یکی از ستارههای زن سینمای ایران مجبور شد، تعریف خاص خود را از یک واژه، ارائه بدهد. اما تعریف همین واژه، برای عده دیگری از مردم در ایران، کاملا چیز متفاوتی بود.
با گذشت سالها و نظاره صدها مورد از مناقشههای عقیدتی مطرح شده در روزنامهها، کتابها، فضای وب و نیز کف جامعه، با خود میاندیشم، که بسیاری از اینها بابت این بوده که واقعا ما در تکاپوی ارائه تعریف مشروح خود از بسیاری از اصطلاحات و کلمات نبودهایم. پس بسیاری از کلمات مقدس ما، برای برخی دیگر جز دشنامی مسلم ، انحرافی زشت یا خرافهای پوچ، چیزی دیگری نبودهاند.
آیا زمانی میتوانیم فرهنگنامه اجتماعی خود را بنویسیم؟!
بد نیست، به این اینوگرافی در مورد تفاوت نردها و گیکها توجه کنید.

و لطفا «یک پزشک» را در
سایر شبکههای اجتماعی هم دنبال کنید:
- اکانت جدید اینستاگرام یک پزشک
- گوگل پلاس
- توییتر
- فیسبوک
نوشته به دنبال یک فرهنگنامه اجتماعی: آیا مهم است که حد واسط مشخص و متمایزکنندهای بین گیکها و نِردها، بگذاریم؟ اولین بار در یک پزشک پدیدار شد.