چرا باید آدم در پی یافتن جایگزینی برای دراپباکس باشد، مگر دراپباکس چه اشکالی دارد؟
دراپباکس مشکل خاصی ندارد، اما شاید شما جزو آن عده آدمهایی باشید که دوست ندارید اطلاعاتتان وارد سرورهای بیگانه شود یا اینکه حجم اطلاعاتتان خیلی بالا است و نمیخواهید هزینهای بپردازید یا اینکه گیک تشریف دارید و میخواهید از نصب یک سرویس کُدبار به نام OwnCloud در سرورهای خودتان لذت ببرید! شاید هم یک وقت «چنان که افتد و دانی» بلایی سر دراپباکس بیاید!
به هر ترتیب OwnCloud انتخاب خوبی برای شماست، با OwnCloud میتوانید:
- به فایلها با استفاده از کامپیوتر دسکتاپ یا اپلیکیشنهای موبایل خود دسترسی داشته باشید.
- به اطلاعات مهم خود مثل لیست تماسها، تقویمها و عکسها دسترسی داشته باشید.
- اطلاعات خود را با دوستان و همکاران و مشتریها به اشتراک بگذارید.
- OwnCloud رابط کاربری تمیز و سادهای دارد.
- میتوانید فایلها را با استفاده از آن به دراپباکس، FTPها، GoogleDocs یا S3 منتقل کنید.
در مراسم اختتامیه جشنواره نرمافزارهای موبایل ایران برترین اپلیکیشن های ایرانی در گروههای مختلف اعلام شدند.
به گزارش پایگاه خبری فناوری اطلاعات برسام، برندگان در دو دستۀ هیات داوران و منتخب آرای مردم مورد تشویق قرار گرفتند و به منتخبین هیات داوران تندیس جشنواره اهدا شد.
در زیر به معرفی برندگان در گروههای مختلف میپردازیم:
فرانک مجیدی: برای دیدن این عظمت مغروق که یادآور ماجرای متروپلیس است.، باید سری به دریاچهی کیاندااو بزنید.
این شهر، ۱۸۰۰ ساله است و در دورهی هان بنا نهاده شده و مساحتی در ابعاد ۶۲ زمین فوتبال داشت و دارای ۲۶۵ طاقنما بود. داشت، اما بر اثر طغیان آب یک دریاچهی مصنوعی در سال ۱۹۵۹ به زیر چیزی حدود ۱۰۰ فوت آب رفت.
چنان که در کتاب «جِی. جی. بالارد»، «دنیای مغروق»، آمدهاست. اکنون این شهر نمادی باقیمانده از شهرسازی دورهی هان است.
آیا این سرنوشت تمام شهرهای ساحلی است که بالا آمدن آب، چنین داستانی را برایشان رقم زند و تنها به جاذبهی توریستی در گردشی زیر دریا مبدّلشان سازد؟ اگر چنین است، باشد که یادگارانی که با آب میسپریم، چنین زیبا باشند!
فرانک مجیدی: شما هم مثل من طرفدار این شوی تلویزیونی هستید؟! من که هر چیزی را دربارهی اتومبیلها میدانم، مدیون این برنامه است! اکنون دیگر این برنامه جزو برنامههایی ریشهدار است که بیش از بیست فصلش ساخته شده. اما اگر تازه بینندهی این برنامه شدهاید، شاید این پست کمکتان کند که اطلاعاتی تقریباً یکسان با بینندگان پر و پا قرصش بیابید.
۱-سابقه: این برنامه در اصل، از سال ۱۹۷۷ آغاز شد. اما آغاز مجدد و آشناتر Top Gear از سال ۲۰۰۲ بود. اکنون لوکیشن این برنامه در پارکی واقع در وِیوِرلی سورِی قرار دارد.
۲- مجریان:
جرمی کلارکسن: به خاطر قد و هیکل درشتش، به «جیزه» معروف است، البته صراحت لهجهی غافلگیرکننده و شوخیهایش هم جنبهی دیگری است که به او شهرت داده است. ریچارد هموند: لقب «همستر» را یدک میکشد. جیمز مِی: لقب «کاپیتان آهسته» دارد، چرا که مثل جرمی بیمحابا و بی کله نمیراند جیمز و ریچارد، یکجورهایی همیشه زیر سایهی جرمی هستند.
۳- محتوا: این برنامه به بخشهای مختلفی تقسیم میشود. مجریان برنامه در هر قسمت، رقابتهایی جالب را میان خودشان طراحی و اجرا میکنند (که معمولاً جرمی برنده میشود!)، اتومبیلهای کارخانه های مختلف را نقد و بررسی میکنند و در مسابقهای یکسان میان آنها، زمان کسبشدهشان را میسنجند.
پن: برای یکی از برنامهها، چیزی نماندهبود که گروه Top Gear به ایران (ارومیه) بیایند، البته با توجه به مقصد، نیامدنشان اتفاق بهتری بود! خیلی دلم میخواهد یک روز جرمی رانندگی با پراید را امتحان کند تا بداند وقتی طراحی بیامدبلیو و فِراری را به تمسخر می گیرد، چقدر برای ما خنده دار است!
۴- جالب است، چون…: آدم های معروف دنیای سینما و موسیقی، پشت رول ماشین نه چندان گران برنامه مینشینند و زمان های طی مسیری مشخص، برایشان اندازهگیری و مقایسه میشود.
نقدهای نامتعارفی از اتومبیلها ارائه میدهند و ممکن است برندی مطرح در دنیای اتومبیلسازی را شدیداً مورد انتقاد قرار دهند.
استیگ ماشینها را تست میکند و بخش محبوب شوخیهای جرمی با استیگ را میتوانید ببینید!
۵- بخش دیوار بهترینها: در این بخش، جرمی و ریچارد اخبار اتومبیلهای در راه تولید را اعلام میکنند و تصاویر آن ها را روی این دیوار، نصب میکنند و آنها را به دو بخش ماشین «بد» و «خوب» تقسیم میکنند.
۶- استیگ کیست؟! شخصیت استیگ هنوز در هالهای از ابهام است. او حرف نمیزند، کلاهایمنی خود را برنمیدارد. نمیخندد، هیچ هویتی جز استیگ بودن ندارد!
البته بعد از فصل پانزدهم سریال مشخص شد که استیک سفیدپوش «بن کالینز» بوده است، از فصل شانزدهم به بعد کس دیگری در قالب استیگ قرار گرفت که هویتاش هنوز مشخص نشده است.
۷- در هم شکستن مرزها: مجریان برنامه حتی زمانی که «دیوید کمرون» از اتباع بریتانیا خواستهبود از رفتن به آفریقا خودداری کنند، بی توجه به این موضوع یک رالی در آفریقا ترتیب داد که اتفاقاً یکی از جالبترین قسمتهای Top Gear برای من بود!
۸- محبوبیت مجموعه و گسترش: محبوبیت تاپگیر در همهی کشورها باعث شده نسخه های استرالیایی، آمریکایی و تاپگیر کرهجنوبی هم ساختهشود.
۹- با ۲۱ فصل و۱۶۰ اپیزود، Top Gear برنامهای شناخته شده در تلویزیون است، اما فصل دوم این مجموعه، درست قبل از آغاز متوقف شد.
۱۰- مویی که در آسیاب Top Gear سفید شد!: حتی اگر با این توصیفات، از امروز هم شروع به دیدن این مجموعه کنید، چیزی را از دست ندادهاید و باز به دیدنش اعتیاد پیدا میکنید. اگر هم بیننده ای مجرب باشید، میدانید که چیزی در روند کلی لین مجموعه تغییر نکرده، جز… موها و چهرههای مجریان که سالخورده تر شده!
کسانی که پخشکنندههای MP3 سونی را دارند و عملا در هنگام ورزش از آن استفاده کردهاند، میدانند که این بخشکنندهها از جمله بهترین و راحتترین پخشکننده موسیقی دنیا هستند، این پخشکنندهها سبک هستند، چون نیازی به هدفون جدا ندارند، سیم هدفونها مانع شما نیست، ضدعرق هستند و با چند دقیقه شارژ ساعتها موسیقی پخش میکنند.
اما پخشکننده جدید سونی مخصوص شناگران ساخته شده است و سونی این مژده را به این دسته از ورزشکاران داده است که از این به بعد میتوانند آسوده و بدون نگرانی از خرابی پخشکنندههای خود در استخرها هم به موسیقی گوش کنند.
برای بازاریابی پخشکننده جدید، سونی با مشاورت با یک شرکت تبلیغاتی تصمیم گرفت که بستهبندی ویژهای برای این واکمنها در نظر بگیرید:
در بستهبندی جدید واکمنهای سونی داخل محفظههای بطریمانند آب قرار داده میشوند.
جالب است که واکمنها جدید در ورزشگاهها و استخرها، در ماشینهای خودکار فروش قرار داده میشوند و درست شبیه خرید یک بطری نوشیدنی ورزشی یا آب معدنی، فروخته میشوند.
تصور کنید که قلمی بخرید که تقریبا شبیه یک مداد بنویسد، اما برخلاف مداد ردش، قابل پاک کردن نباشد و دائمی باشد و خبری از جوهر معمول هم در آن نباشد!
شرکت طراحی خودروی Pininfarina ، یک شرکت معتبر است که سابقه همکاری با شرکتهای بزرگی مثل فراری، مازراتی، فیات، پژو و آلفا رومئو را دارد، این شرکت به تازگی در نمایشگاه Paperworld که در فرانکفورت آلمان برگزار شد، قلم زیبایی را عرضه کرد.
این قلم ۴٫EVER Pininfarina Cambiano نام دارد، ظاهر قلم بسیار لوکس است، بدنه آن از آلومینیوم و چوب ساخته شده است.
در این قلم خبری از جوهر نیست، به جای آن نوک قلم از آلیاژ فلزی به نام ethergraph ساخته شده است که طبق ادعای شرکت، میتواند برای همیشه بنویسد!
ما دقیقا از جنس این آلیاژ مطلع نیستیم، اما به نظر میرسد با کشیده شدن نوک قلم روی کاغذ، مقدار بسیار اندکی از آلیاژ روی کاغذ مینشیند و اثری شبیه رد مداد ایجاد میکند.
به علاوه همراه قلم یک دفترچه یادداشت داده میشود که موسوم به کاغذ سنگی است، این کاغذ دوستدار محیط زیست، ضد آب و بادوام است و در ساخت آن از پودر سنگ استفاده شده است.
قیمت قلم اعلام نشده است، اما به نظر نمیرسد، قیمت مناسبی برای عموم مردم داشته باشد.
من همواره از انشاء و ادبیات لذت میبرده و میبرم. چه در دبیرستان و دانشگاه و چه حالا که برخی وقتها در میانه تهیه پیشنهاد کاری که مشتری منتظرش است، روزنوشتنویسی را پر لذتتر میبینم!
اما بودند در میان دوستان که میگفتند که ما قرار است مهندس شویم، ما را چه به ادبیات!؟
به اینکه این دوستان مهندس شدند و یا فقط مدرک مهندسی گرفتند کاری نداریم. اما چندی پیش اتفاقی افتاد که بدم نمیآید بگویم برای چه یک مهندس لازم است که ادبیات فارسی هم بخواند، با دقت و درست و حسابی هم بخواند.
نامهای دیدم از بزرگی که خطاب به جمعی از فعالان حوزه فناوری اطلاعات که با یک انشای فصیح!!! نوشتهبودند برای دعوت به شرکت در یک نمایشگاه و در وصف مزایای شرکت در آن نمایشگاه میخواستند بگویند که شرکت کنندگان منتفع میشوند و به جای «انتفــاع» در باب «انتفــــاء» شرکت در نمایشگاه سخنها گفته بودند و صفحهها آراسته فرموده بودند.
از این موارد این روزها زیاد به چشم میخورد. خواستم، زیر آن خط قرمزی بکشم و با احتساب یک اشتباه املایی، نمره ۱۹ را در زیر نامه بنویسم و به همه گیرندگان نامه ارسال کنم. ترجیح دادم از شیطنتهای دوره جوانی پرهیز کنم.
شاید هم از آنجا که شرکت در آن نمایشگاه خیر و نفعی برای کسی ندارد، «انتفـــاعی» در کار نیست و همان «انتفـــاء» که باب افتعال از ریشه نفی میباشد و به معنی «عدم» و «نیستی» است، به درستی بیان شده که در اینصورت من از نویسنده محترم نامه عذرخواهی میکنم!
املا، آییننگارش و ادبیات بخشی از هویت ما را تشکیل میدهند. با ادبیات و تسلط بر معانی کلمات، میتوانیم بهتر گفتگو کنیم، بهتر منظور خود را منتقل کنیم، زیباتر باشیم و جامعه را زیباتر کنیم. هیچکس دوست ندارد با لباس شلخته پلخته در نزد دیگران ظاهر شود. پرهیز از زبان و کلام شلخته به یقین اهمیتی بیشتر دارد. جا دارد آراستگی را از ظاهر به باطن هم گسترش دهیم که اولین قدم در این راه پرداختن به بیانی شیوا خواهد بود.
مخلص کلام اینکه اهمیت زبان و ادبیات به حدی است که روزگاران دور، حکیم ابوالقاسم فردوسی با تکیه بر آن توانست هویت ایرانی را دوباره احیا نماید و ای بسا چنانچه فردوسی بزرگ نبود، ما هم مانند کشورهایی چون مصر و لیبی و مراکش (که پیش از اسلام زبان دیگری داشتند) اکنون در حال گفتگو به زبان عربی بودیم و یک صندلی در اتحادیه عرب داشتیم!
بنابراین پر گزافه نخواهد بود بگوییم که با سهلانگاری اینروزهای جامعه مدرک گرفته (و نه لزومن تحصیلکرده) در این زمینه، در کنار فساد اداری و سایر مشکلات، ضربه دیگری به هویت شایسته ما وارد خواهد شد.
ما به دیدن آگهیهای بازرگانی ساده در تلویزیون خودمان عادت کردهایم، در این آگهیها معمولا خبری از خلاقیت نیست، خدمات و کالاها با شیوهای مستقیم تبلیغ میشوند، این آگهیها گاهی روی اعصاب هستند و تبدیل به ضد تبلیغ میشوند، این آگهیها گاهی به شعور ما هم توهین میکنند، خیلی دردناک است مثلا به علت نداشتن ابتکار، یکی از زیباترین و خاطرهانگیزترین ترانهها را برداریم و آن را به شکل کمیک «من نیازم تو رو هر روز خوردنه» دربیاوریم، یا موسیقی متن بهترین فیلمها را بدون هیچ اجازهای روی تبلیغات بگذاریم، یا اینکه تِم تبلیغات فرنگی را سرقت کنیم و با استفاده از آن تبلیغ بسازیم، آن هم یک کپی بدون فکر و بدون بومیسازی، یک کپی صرف که خیلی وقتها مضحک هم میشود.
حالا ببینیم که نشریه «ساندی تایمز» که یکی از پرفروشترین نشریات یکشنبه تعطیل انگیلیسیهاست، برای تبلیغ خود، چطور آگهیای را سفارش میدهد!
این تبلیغ فقط ۵۰ ثانیه طول دارد، اما در همین ۵۰ ثانیه ۶ نماد فرهنگی به سرعت مرور میشوند و در جلد هم میروند!
توضیح بیفایده است، چون اول باید خودتان تبلیغ را ببینید:
در این پست نمیخواهیم که هواپیماهای پیشرفته را به شما معرفی کنیم، بلکه قصد داریم ۱۷ هواپیما را به شما نشان بدهیم که طراحیشان بسیار عجیب و غریب بوده است، طوری که گاهی نمیتوان تصور کرد که بعضی از آنها واقعا قادر به پرواز بوده باشند و از نظر آئرودینامیک، کارایی داشته باشند.
Aerodyne
این هواپیما واقعا ظاهر عجیبی دارد، البته مهندسانی که هواپیماهایی مثل این را طراحی میکردند، قصد تفریح نداشتهاند، بعضی از آنها میخواستند سنتشکنی کنند و راههای جدیدی را برای پرواز آزمایش کنند، گاهی هم برای پاسخ به بعضی از نیازها مثل سوختگیری در هوا، پنهان ماندن از رادارها، اشکال متفاوتی به ذهنشان میرسید، در هر صورت Aerodyne که توسط الکساندر لیپیش طراحی شده بود، ظاهر عجیبی دارد!
AD-1 ناسا
این هواپیما به صورت آزمایشی در سال ۱۹۷۹ ساخته شد، بالهای محکم و مستقیم این هواپیما جلب نظر میکنند.
گاهی برای آزمایش عملکرد یک هواپیما، محاسبات ریاضی و تونل باد کافی نیستند و برای آزمایش همه عوامل متغیرها، کاری که باید انجام شود، ساختن نمونه واقعی است و بدین گونه بود که AD-1 ساخته شد!
Nemuth Parasol
این هواپیما در سال ۱۹۳۴، توسط دانشجویان دانشگاه میامی ساخته شد، بال این هواپیما مدور بود و به صورت سایبانی در بالای هواپیما بود.
مدل ۲۸۱ پروتئوس
این هواپیما را «برت روتان» طراحی کرده بود، بدنه نازک و مدادی و بالها دوگانه آن جلب نظر میکنند، این هواپیما نخستین بار در سالهای پایانی دهه ۱۹۹۰ آزمایش شد.
هدف از ساخت آن، صعود به ارتفاعات بالا و استفاده از هواپیما برای رله مخابراتی بود.
به خاطر طراحی خاصی که میبینید، این هواپیما میتوانست ۱۸ ساعت در ارتفاع ۲۰ هزار متری باقی بماند.
گرومن X-29
این هواپیما که در سال ۱۹۸۴ ساخته شد، ثابت کرد که جتها حتی اگر زاویه بالهایشان معکوس باشد، باز هم قابل پرواز هستند!
Vought V-173
در ظاهر مثل یک پنکیک شناو میماند، اما این یک هواپیمای واقعی بود که در طی جنگ جهانی دون ساخته شده بود، هدف از ساخت آن این بود که از باند پرواز کوتاه روی کشتیها قابل پرواز باشد.
هواپیمای سیکورسکی با بالهای ضربدری
این هواپیما، هدف جاهطلبانهای داشت، ساخت وسیله پروازی که سرعت جتها و توانایی پرواز و فرود عمودی هلیکوپترها را داشته باشد.
متأسفانه این پروژه در سال ۱۹۸۸ متوقف شد.
P-791 لاکهید مارتین
هدف از ساخت این هواپیما، ساخت وسیله پروازی بودی که سرعت جتها و ویژگی شناوری یک بالون را داشته باشد.
گفته میشود که این هواپیما میتوانست سه هفته در ارتفاع شش هزار متری باقی بماند.
شوالیه سفید دو
این هواپیما به این منظور ساخته شده بود که بتواند یک فضاپیما را بین دو قسمت خود حمل کند و به ارتفاع زیرمداری ببرد.
در سال ۲۰۰۸، این هواپیما برای نخستین بار آزمایش شد و توانست به ارتفاع ۲۱ هزار متری برود. خلبان در قسمت راست، مستقر میشد و هواپیما را کنترل میکرد.
شرکت «ویرجین گلکتیک» در در نظر دارد روی همین هواپیما کار کند تا فضاپیماها را به ارتفاع ۱۵ کیلومتری برساند، در ادامه کار فضاپیما جدا شود و ۱۱۰ کیلومتر صعود کند.
Blohm & Voss BV 141
این هواپیما ظاهر خشنی دارد و یادآوری میکند که قرینگی، شرط لازم پرواز هواپیماها نیست.
این هواپیما در سالهای جنگ جهانی دوم توسط آلمانها به صورت محدود ساخته شده بود و هدف از آن مأموریتهای شناسایی بود.
بومرنگ مدل ۲۰۲ شرکت روتان
این هواپیما هم غیرقرینه بود، اما برخلاف هواپیمای قبلی، هدف از ساخت آن در سال ۱۹۹۶، تضمین کنترل هواپیما، حتی در شرایط دشوار آسیب یک موتور بود.
McDonnell XF-85 Goblin
این هواپیما در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم ساخته شد و ملقب به جنگنده انگلی شد! چون از محفظه بمب یک هواپیما عظیم، بیروم میآمد و هواپیمای مادر را از حملات هواپیماهای دشمن، محافظت میکرد!
ماهی آبنوس حامله یا Pregnant Guppy
گاهی برای حمل محمولههای بزرگ چاره جز ساختن هواپیماهایی با این شکل بدنه عجیب نیست، اساسا طراحی این هواپیما، هواپیما بویینگ ۳۷۷ بود، اما به این شکل متفاوت ساخته شده بود تا بتواند قطعات لازم برای مأموریت سفر به ماه آپولو را حمل کند!
H-4 Hercules 2
این هیولای ۲۰۰ تنی را سرمایهدار و فیلمسازی مشهور آمریکایی -هووارد هیوز- ساخته بود و کسانی که فیلم زندگی او را با بازی لئوناردو دی کاپریو دیدهاند، کاملا با این هواپیمای عجیب آشنا هستند.
این هواپیما که در حال حاضر تنها در موزهها پیدا میشد، بزرگترین هواپیمایی بود که میتوانست از روی سطح دریا به پرواز درآید.
Goodyear Inflatoplane
شرکت سازنده تایر و بالونی به نام Goodyear در سالهای دهه ۱۹۵۰، هواپیمای عجیبی ساخت که بدنه آن را میشد باد کرد! نمونه اولیه این هواپیما برای ارتش آمریکا ساخته شد. ساخت این هواپیما متوقف شد، چون هیچ کس به نمیتوانست به هواپیمایی اعتماد کند که مانند یک بادکنک، احتمال شود سوراخ شود!
AeroJelly
نوامبر سال پیش، در دانشگاه نیویورک، یک ریاضیدان به نام «لیف ریستروف»، ماشین پرواز خلی کوچکی ساخت که تنها اندکی از اندازه یک کف دست بزرگتر بود، این وسیله مانند یک عروس دریایی میماند و بال خود حرکت میکند.
عاشق فیلم های اکشن هستید؟ دوست دارید فیلم اکشن بسازید؟ اکنون کاراگاه گجت این امکان را برای شما فراهم کرده که فیلمی اکشن با صحنه های انفجار مهیب بسازید و جایزه بگیرید. می پرسید چطور؟ خب، شما می توانید با دانلود اپلیکیشن Action Movie FX بر روی تلفن هوشمندتان افکت های اکشن جالبی بر روی ویدیوهای ضبط شده خود بگذارید و آن را برای ما ارسال کنید و ما نیز پس از بررسی ویدیوهای ارسالی به بهترین ویدیو ساخته شده مبلغ ۲۰۰ هزارتومان به عنوان جایزه اهدا خواهد شد.
کار با این اپلیکیشن بسیار ساده هست و تنها کاری که باید بکنید اینه که حداقل به مدت ۵ ثانیه با دوربین موبایل خود از محیط اطراف فیلم برداری کنید و سپس افکت های متناسب با آن محیط مثل افکت موشک، شهاب سنگ و… بر روی ویدیو خود بگذارید.
قوانین ارسال
- فقط باید از افکت های این اپلیکیشن استفاده کنید. هر گونه دستکاری در ویدیو خود با نرم افزارهای دیگر، باعث می شود که ویدیو شما از مسابقه خارج شود.
- کلیپ ساخته شده نباید از اینترنت یا وبسایت های دیگر گرفته شده باشد.
- کلیپ های شما باید کمتر ۱۰ ثانیه باشند.
- هر فرد فقط یک کلیپ می تواند ارسال کند.
- همراه با ویدیو، نام و نام خانوادگی خود را نیز ارسال نمایید.
کلیپ ها تنها به آدرس ikaragahcom@gmail.com ارسال گردند.
جایزه
۲۰۰ هزار تومان
مهلت شرکت در مسابقه
از امروز تا ۷ اسفند ۱۳۹۲ فرصت دارید کلیپ های ویدیویی خود را آماده نموده و به آدرس ایمیل ikaragahcom@gmail.com ارسال کنید. پس این فرصت را از دست ندهید!
اپلیکیشن Action Movie FX را از کجا دانلود کنم؟
دانلود برای iOS از اپ استور / رایگان
دانلود برای اندروید از گوگل پلی / رایگان
دانلود برای ویندوز فون / قیمت: $۲.۴۹
فید یک پزشک محل مناسبی برای تبلیغات شما: محل تبلیغات متنی و بنری شما
شاید با اپلیکیشن بینظیر Paper برای آیپد آشنا باشید، این اپلیکیشن را قبلا در «یک پزشک» معرفی کرده بودیم، با کمک این اپلیکیشن میشود طراحیهای بسیار خوبی انجام داد، Paper یکی از برترین اپلیکیشنهای آیپد است.
اما شرکت ۵۳ که این اپ را نوشته است، به تازگی یک قلم بسیار زیبا با نام ساده Pencilتولید کرده است.
استیو جابز زمانی که آیفون را معرفی میکرد، اصلا اعتقادی به قلم یا استایلوس نداشت. اما در مورد آیپد داستان متفاوت است و ما در موارد متعددی پیش آمده است که آرزو کرده باشیم، قلم کارآمد و دقیقی برای کارهایی مثل طراحی یا حتی یادداشتنویسی و ویرایش عکسها داشته باشیم.
قلم جدید Pencil بسیار زیبا طراحی شده است و هنگامی که در خود اپلکیشن Paper با آن کار کنید قابلیتهای بسیار قابل توجهی دارد:
- کاربر میتواند با خیال راحت، مثل موقعی که مشغول نوشتن روی یک ورق کاغذ است، کف دست را روی صفحه آیپد قرار بدهد، بدون اینکه تماش کف دست با صفحه، منجر به خراب شدن طراحی و کشیده شدن ناخواسته خطوط شود.
- هیچ کالیبراسیون خاصی مورد نیاز نیست.
- مثل یک مداد پاک کن معمولی هر وقت چیزی را اشتباه کشیدید یا خواستید اصلاح کنید، کافی است، قسمت پاککن Pencil را روی صفحه آیپد بگذارید و قسمتهای مورد نظر را پاک کنید.
- یکی از تکنیکهای ساده طراحی، محو کردن خطوط تیز و ایجاد یک سایه رنگی با مالش انگشت روی طراحی است، جالب است که وقتی از Pencil برای طراحی استفاده کنید، میتوانید همین تکنیک را در محیط Paper اعمال کنید.
- گرچه ویژگیهای جالب بالا فقط در محیط Paper کار میکنند، اما شما میتوانید از قابلیت اصلی Pencil که همان کشیدن خطوط باشد در سایر اپها و گجتهای لمسی هم استفاده کنید.
«مداد» شرکت ۵۳، البته به ارزانی مدادهای معمولی نیست و حدود ۵۰ دلار قیمت دارد!
تصور کنید که راهی وجود داشته باشد که بتوان وسایل الکترونیکی منزل را از راه دور روشن یا خاموش کرد. شاید اولین وسیله ای که به ذهن خطور می کند یک پریز هوشمند باشد. پیش از این در نارنجی از کیلدها و پریزهای هوشمندگفته بودیم، اما این بار از پریزی می گوییم که با کمترین پیچیدگی، پیشرفته ترین امکانات را در اختیار ما قرار می دهد.
این پریزها Smart Power Strip نام دارند و توسط راجر یو (Roger Yiu) طراحی و ساخته شده اند. این مجموعه پریزها به شما امکان می دهد که از راه دور و از طریق یک اپلیکیشن اختصاصی بر روی اندروید یا آی او اس، وسایل الکتریکی خود را کنترل کنید.
به طور مثال تصور کنید بخواهید با تنظیم یک تایمر وسایل منزلتان را در یک ساعت معین روشن یا خاموش کنید، یا برای وسایلی که بیش از یک زمان معین روشن بوده اند یک نوتیفیکیشن تعیین کنید، یا مصرف انرژی دستگاه های الکترونیکی مختلف را مانیتور کنید. همه این ها توسط پریزهای Smart Power Strip و اپلیکیشن همراه آن ها ممکن می شود.
مبتکر این پریزها اعتقاد دارد که استفاده از این پریزها به افراد در صرفه جویی در مصرف برق کمک زیادی می کند. توسط اپلیکیشن این دستگاه می توان مصرف انرژی هر یک از دستگاه های متصل به پریز را در لحظه و با جزئیات دقیقی از جمله کیلو وات در ساعت مشاهده کرد.
طراح و سازنده این پریزها در حال حاضر در وبسایت کیک استارتردر حال جمع آوری سرمایه مورد نیاز خود برای تولید انبوه این محصول است. برای یک مجموعه با چهار جای پریز قیمت 199 دلار در نظر گرفته شده، که تا حدی گران به نظر می رسد.
دهه شصت، وقتی در مجلهها میخواندیم که مثلا همه اطلاعات دایرهالمعارف بریتانیکا روی یک چیپ قابل ذخیرهسازی است یا وقتی نخستین اخبار مربوط به امکان ذخیرهسازی حجم انبوه اطلاعات روی یک سیدی را میشنیدیم، به هیجان میآمدیم.
در همان زمان وقتی در فیلمهای محبوب زمان جنگ سرد میدیدم که عکسها و اطلاعات جاسوسها روی میکروفیلم ذخیره میشود، باز هم شگفتزده میشدیم.
سالها گذشت و با آمدن اینترنت و DVD و هاردهای پرظرفیت و حافظههای فلش همه چیز متحول شده است، ما دیگر حس میکنیم که برای ذخیره کردن حجم انبوه اطلاعات شخصی، هیچ محدودیتی نداریم، ما میتوانیم تقریبا همه موسیقیهای مورد علاقه خود را روی گوشی موبایلمان داشته باشیم، ما میتوانیم روی یک تبلت، صدها کتاب را با خود به این سو و آن سو ببریم.
اما آیا تا حالا به دوام این اطلاعات فکر کردهایم؟
اگر جزو کسانی هستید که آرشیو فیلم دارند، نگاهی به سیدیهایی که بیشتر از ۱۰ -۱۲ سال از عمرشان گذشته است و در آرشیو دارید بیندازید، میبینید که بعضی از آنها به درستی کار نمیکنند. طول عمر مفید آنها به طور متوسط فقط یک دهه است، نه بیشتر!
هارد دیسکها قابل اعتماد نیستند و شما نباید انتظار داشته باشید که مثلا چند دهه بعد هم اطلاعات آنها قابل دسترسی باشند.
از یک بعد، ممکن است قضیه را چندان جدی نگیرید، چرا که مثلا اگر سیدیهای فیلمتان از بین رفته، میتوانید به آسانی از اینترنت با کیفیت بهتری آنها را دانلود کنید یا اصلا نسخه بلو ری آنها را بخرید.
اما چه بر سر عکسهای باارزش شخصی شما خواهد آمد؟ مهمتر از آن ما انسانها برای حفظ میراث فرهنگی خود چه کردهایم؟
بسیار عجیب است که «کاغذ» که به نظر فناوری قدیمیای میآید، نسبت به سیدیها و هاردها، دوام بیشتر دارد. کاغذ اگر با شیوه خوبی تهیه شده باشد و کیفیتاش بد نباشد، در شرایط نسبتا خوب، میتواند پنج قرن دوام بیاورد، اما آیا شما هماکنون در منزل میتوانید قسم بخورید که عکسها و فیلمهای خانوادگیای را که روی یک DVD ذخیره کردهاید، بتوانید چند دهه بعد هم تماشا کنید؟
کتیبههای سنگی، به نظر فناوری بسیار پیش و پا افتادهای بودند، اما دستکم آن موقع سفارشدهندگان این کتیبههای میتوانستند مطمئن باشند که هزاران سال بعد هم، اطلاعات آنها قابل دستیابی هستند.
خلاصه اینکه فناوری ما، توانسته است اطلاعات را بسیار فشرده کند و دسترسی پرتابل به آنها را ممکن کند و امکان اشتراک آنها را فراهم کند، اما گویا چیز فراموششده، کار روی تضمین دوام و فناناپذیری آنها بوده است.
سال 2001 بود که اپل استفاده از رنگ سفید را در محصولاتش به طور گسترده ای شروع کرد. این در حالی بود که استیو جابز از ابتدا علاقه ای به استفاده از این رنگ نداشت.
لیندر کانی (Leander Kahney) نویسنده کتاب "جانی آیو: نابغه خالق بهترین محصولات اپل" به این نکته اشاره کرده که "در ابتدا ذات استیو جابز با محصولات سفید در تضاد بود".
این در حالی است که جانی آیو عاشق محصولات سفید رنگ بود. اکثر کارهایی که جانی آیو در دوران تحصیلش انجام می داد، از پلاستیک سفید ساخته شده بودند.
جانی آیو در واکنش به آیمک های رنگارنگ اپل در دهه 90، شروع به جا انداختن رنگ سفید در اپل کرد. حقیقت ماجرا این بود که خود او در دهه آخر هزاره دوم آیمک های رنگارنگ با بدنه های خمیده و نیمه شفافی را برای اپل طراحی کرد. اما بالاخره نتوانست جلوی علاقه وافرش به محصولات سفید را بگیرد، تا این که ابتدا در آیبوک و سپس در آیپاد از رنگ سفید استفاده کرد.
جانی آیو در مورد آیپاد گفته:
از همان اولین باری که ما در مورد آیپاد فکر می کردیم، محصولی از استیل ضد زنگ و سفید در ذهنمان نقش می بست. محصولی که به طرز شگفت آوری ساده بود. رنگی در کار نبود، بلکه به طور آشکاری خنثی بود.
هر گاه طراحان اپل می خواستند محصولی را به استیو جابز نشان دهند، او در ابتدا روی خوشی به رنگ سفید آن ها نشان نمی داد. بنابراین طراحان نهایت تلاش خود را می کردند که با انتخاب رنگ های مشابه سفید، نظیر خاکستری، توجه استیو جابز را جلب کرده و او را راضی کنند.
همین شد که طراحان اپل در نهایت به رنگ هایی در طیف سفید-خاکستری رسیدند. استیو جابز از یک رنگ خاکستری خاص موسوم به خاکستری ماه خوشش می آمد، و استفاده از آن را در یک سری از محصولات از جمله کیبورد تائید کرد.
این طیف خاص از رنگ خاکستری از سیم هدفون های اپل هم سر در آورد. تمام این محصولات در وهله اول از دید بسیاری سفید به نظر می رسند، در حالی که تمایل زیادی به خاکستری دارند.
شاید اکنون دیگر سر منشا این رنگ های سفید متمایل به خاکستری به کار رفته در محصولات اپل را بهتر درک کنیم، و بدانیم که چرا سیم هدفون های اپل چنین رنگی دارند.
آیا شماهم در هنگام وصل شدن به اینترنت از طریق مودم ADSL یا وایرلس خود، با مشکل مواجه هستید؟! برای برطرف کردن این مشکل، یک راه پیش رو دارید و آن هم، فهمیدن زبان مودم یا عیب یابی Router است. با آیتیرسان همراه باشید، چراکه در این مقاله قصد داریم تا شما را با نحوهی عیب یابی router تان بیشتر آشنا سازیم!
1- مودم خود را مجددا راهاندازی یا Reboot نمایید.
آیا در هنگام ایجاد مشکل در اتصال به اینترنت، تلاش کردید تا مودم خود را مجددا راهاندازی نمایید؟! اگر پاسخ شما “بله” هم است، بهتر است یکبار دیگر مجددا مودم ADSL یا وای-فای خود را راهاندازی نمایید. این عمل، باعث خواهد شد تا خیلی از مشکلات شبکه برطرف بشود. حتی اگر وبسایتها کامل لود نمیشوند، سرعت اتصال به اینترنت آهسته بهنظر میرسد و مودم بهطور مداوم، قطع و وصل میشود!
بسیاری این عمل را مسخره میپندارند اما بسیاری از روترها برای رفع مشکلشان در اتصال به اینترنت، نیاز به راهاندازی مجدد یا Reboot دارند. فرآیند راهاندازی مجدد برروی بسیاری از روترها ساده است؛ برای اینکار، کافی است کابل برق روتر خود را از پریز بکشید و چند ثانیه منتظر بمانید. سپس، دوباره آن را به پریز برق متصل نمایید. برخی از روترها، دارای دکمه Power میباشند که میتوانید با استفاده از این دکمه، عمل Reboot را انجام دهید.
اگر اکثرا برای اتصال به اینترنت نیاز دارید تا عمل Reboot را انجام دهید، این ممکن است به دلیل مشکلات فریمور روتر شما باشد. بهتر است آن را با یک فریمور دیگر جایگزین نمایید چراکه احتمالا مشکل شما برطرف خواهد شد.
ممکن است مودم شما بیش از حد، داغ شده باشد!
مانند هر دستگاه الکترونیکی دیگر، روتر نیز میتواند در اثر فعالیت مداوم طولانی، گرم شود. این گرما در طول زمان، میتواند زمینه صدمه دیدن روتر یا ناپایدار کردن آن را فراهم نماید. دمای مودم را پس از چند ساعت، چک کنید تا ببینید که روتر چهقدر داغ شده است. اگر گرمایی مودم بیش از حد میباشد، میتوانید با گرفتن جریان هوای سرد برروی آن، روتر خود را خنک نمایید. همچنین توصیه میکنیم که مودم یا روتر خود را در مکان گرم نگذارید؛ این عامل، باعث آسیب دیدن روتر شما خواهد شد!
اطمینان پیدا کنید که مشکل، مربوط به کابلهای مودم نباشد.
این مورد ممکن است بیش از حد مسخره و ساده بهنظر برسد اما گاهی اوقات فراموش میکنیم که سختترین مشکلات، راههای بسیار سادهای دارند! ممکن است کابلها در اثر بیدقتی از مودم جدا شده یا آسیب دیده باشند. شما میبایست تمام کابلها را پیش از انجام دادن مراحل بعدی، چک کنید.
مطمئن شوید که مودم وای-فای شما در جای مناسبی، قرار گرفته است!
اگر با سیگنالهای شبکه وای-فای خود مشکل دارید، بهتر است که روتر را جابهجا نمایید. بعضی از اشیاء فلزی و دستگاههایی مانند مایکروویو و تلفنهای بیسیم، باعث تداخل میشوند.
همچنین اطمینان پیدا کنید که آنتن روتر شما در حالت عمودی قرار دارد. قرارگیری آنتن به صورت عمودی، باعث خواهد شد تا منطقه تحت پوشش روتر افزایش یابد.
روتر یا مودمتان را به تنظیمات پیشفرض کارخانه، بازگردانید!
در آخر اگر بازهم مشکل شما پابرجا بود، بهتر است روتر یا مودمتان را به تنظیمات پیشفرض کارخانه بازگردانید. این، در اکثر مواقع کارساز نیست اما ارزش یکبار امتحان کردن را دارد. این امکان وجود دارد که شما بهصورت ناخواسته، برخی از تنظیمات خاص را تغییر داده باشید!
بهیاد داشته باشید که با ریست کردن مودم به تنظیمات پیشفرض کارخانه، شما نیاز دارید تا مودمتان را مجددا پیکربندی یا تنظیم نمایید. در برخی از مدلها، فرو کردن یک جسم نوکتیز مانند سوزن در سوراخ ریز پشت مودم، باعث میشود تا مودم به تنظیمات کارخانه بازگردد. اگر همچنان مشکل شما پابرجا بود، میتوانید در بخش نظرات مشکل خود را بپرسید تا بهترین پاسخ را دریافت نمایید.
در مقاله بعدی، نحوهی تنظیم و پیکربندی مودمهای ADSL و وایرلس را مفصلا و برای هرمدل جداگانه توضیح خواهیم داد.
شاید امروزه نسل جوان توجه کمتری به کتاب و کتابخوانی داشته باشند. بسیاری از جوانان مطالعات خود را محدود به کتب درسی می کنند و علاقه ای به مطالعه خارج از این زمینه نشان نمی دهند. شاید وجود عناصر دیجیتالی در زندگی ما از جمله بازی های ویدیویی و یا گوشی های هوشمند از مهم ترین علل این امر باشند. البته نوع مطالعه نیز تغییر کرده است و دیگر به جای روزنامه خواندن بسیاری به سایت های خبری رجوع کنند. در این مطلب قصد دارم پر فروش ترین کتاب های تاریخ را به شما معرفی کنم. البته امیدوارم که قبلا آنها را مطالعه کرده یا حداقل نام آنها را شنیده باشد.
داستان دو شهر نوشته چارلز دیکنز : پرفروش ترین کتاب در لیست ما در سال ۱۸۵۹ به چاپ رسیده و تاکنون بیش از ۲۰۰ میلیون نسخه از آن به فروش رسیده است. البته شاید آمار فروش کتاب در سالیان دور چندان دقیق نباشد و امکان افزایش یا کاهش این مقدار وجود دارد.
داستان دو شهر
ارباب حلقه ها نوشته تالکین (J. R. R. Tolkien) : بدون شک سری ارباب حلقه ها نه تنها توانسته در زمینه ادبیات داستانی موفقیت بسیاری را کسب کند بلکه در سینما نیز عالی حضور یافته است. کمتر کسی از نسل جوان را می شناسم که نام این مجموعه برای اون بیگانه باشد و نیازی به توضیح بیشتر نمی بینم.
ارباب حلفه ها
شازده کوچولو (Antoine de Saint-Exupéry) : بسیاری با شنیدن نام شازده کوچولو به یاد احمد شاملو خواهند افتاد. این اثر اولین کتاب غیر انگلیسی در لیست ماست که در سال ۱۹۴۳ از فرانسه به انگلیسی ترجمه شده است و تاکنون ۱۴۳ میلیون نسخه از آن به فروش رفته. بخش کوچکی از شازده کوچولو در کتاب های درسی یافت می شود.
شازده کوچولو
و سپس هیچکس نبود نوشته آگاتا کریستی : نویسنده خوش ذوق انگلیسی که بسیاری از طریق کارآگاه پوآرو یا خانم مارپل با او آشنا شده اند. این کتاب در سال ۱۹۳۹ منتشر شد و موفق به فروش ۱۰۰ میلیون نسخه شده است. قتل در قطار سریع السیر شرق از دیگر آثار اوست. و سپس هیچکس نبود توسط فرزام حبیبی اصفهانی توسط نشر هرم به فارسی منتشر شده است.
و سپس هیچکس نبود
آرزوی اتاق قرمز (Cao Xueqin) : کتابی که تا به حال نامی از آن نشنیده بودم. گویا این کتاب در سال ۱۷۹۱ میلادی منتشر شده و البته به زبان چینی می باشد. متاسفانه اطلاعاتی در رابطه با ترجمه این کتاب به فارسی یافت نکردم.
آرزوی اتاق قرمز
هابیت نوشته تالکین : کتابی دیگر از این نویسنده در لیست ما. البته شاید هابیت نتوانسته محبوبیت دیگر کتب این نویسنده را کسب کند ولی در نوع خود ارزشمند است. فیلم هابیت نیز در سال گذشته اکران گردید.
هابیت
او : تاریخچه یک ماجراجویی (H. Rider Haggard) : در ابتدا به صورت یک سری در مجله ای به چاپ رسید و با استقبال خوانندگان کتاب آن نیز روانه بازار شد و از سال ۱۸۸۷ تا کنون ۸۳ میلیون نسخه فروش داشته.
او : تاریخچه یک ماجراجویی
رمز داوینچی (Dan Brown) : کتابی که نسبت به سایر عناوین موجود در لیست توانسته در بازه زمانی کوتاه تری به موفقیت برسد. تاریخ انتشار کتاب سال ۲۰۰۳ است و حدود ۸۰ میلیون نسخه از آن به فروش رفته.
رمز داوینچی
بیندیشید و ثروتمند شوید (Napoleon Hill) : ناپلئون هیل یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان آمریکایی که سابقه روزنامه نگاری و مصاحبه با افرادی چون ادیسون و گراهام بل را نیز داشته است. وی مدتی مشاور فرانکلین روزولت رییس جمهور ایالات متحده بوده. این کتاب در سال ۱۹۳۷ به چاپ رسیده است.
خواه از اپل خوشتان بیاید و خواه با این شرکت میانهای نداشته باشید، نمیتوانید انکار کنید که تبلیغهای این شرکت، دستکم یک سر و گردن از شرکتهای دیگر بالاتر هستند.
در اینجا توصیه میکنم، یک بار دیگر پست مشروح یک پزشک را در مورد آگهی زیبای «متفاوت بیندیش» اپل را بخوانید، تا ببینید برای یک تبلیغ، اپل و تیم تبلیغاتیاش، چه اندیشههایی کرده بودند و دست به چه تلاشهای عظیمی زده بودند:
در تبلیغ جدید قرار بود، اپل روی ویژگیهای آیپد ایر تأکید کند، اینکه با آیپد هم میشود به صورت حرفهای عکس و فیلم گرفت، اپل قرار بود روی کاربردهای متنوع آیپد در حوزههای مختلف مانور کند.
آن سکانسی که آقای کیتینگ برای دگرگون کردن یک نگاه و تلقی سطحی و خط کشی شده از شعر و قریحه شاعری، در دانشآموزانش از آنها خواست که این دیدگاه را به دور اندازند، به دورانداختنی که در قالب پاره کرده صفحات نوشته دکتر ج.ایوانز پریچارد رخ نمود.
نه! ما واحدی برای اندازهگیری شعر نداریم، شعر گفتن و شعر فهمیدن را نمیتوان به صورت مکانیکی آموزش داد، روی محورهای عمودی و افقی یک نمودار برد، نمیشود با تجزیه شعر و آموزش بنا کردنش به سبک یک ساختمان، از هر فرد یک شاعر ساخت، شعر باید از دوران روح آدمی بجشود و سرریز شود.
این سکانس نهتنها یکی از بهترین سکانسهای این فیلم است، بلکه برای همیشه در تاریخ سینما هم جاودان شده است.
قسمتی از این سکانس را در یوتیوب ببینید یا از اینجا دانلود کنید.
و حالا اپل با انتخاب همین قسمت و کلمات جادوییای که در پی آن گفته میشود و قرار دادن آن روی تصاویر زیبایی از کاربردهای متنوع آیپد ایر در حوزههای جد و جهد آدمی، میخواسته روی چیزی تأکید کند.
ویدئوی تبلیغ جدید اپل را دریوتیوب ببینید، یا ازاینجا دانلود کنید.
حالا به ترجمه این قسمت توجه کنید:
«ما شعر نمیخوانیم، یا شعر نمیسراییم، فقط به دلیل اینکه شعر زیباست، بلکه برای اینکه ما عضوی از نوع بشر هستیم و نوع بشر سرشار از شور و اشتیاق است،
پزشکی ، حقوق ، تجارت، یا مهندسی همه اینها برای بقای زندگی لازمند، اما شعر… زیبایی، افسانه، عشق اینها دلیل زنده بودن ما هستند،
ای جان، ای زندگی، در میان این همه پرسشهای مکرر در میان زنجیره بیپایان بیایمانان، در شهرهای آکنده از ابلهان به چه باید دل خوش کرد؟ ای جان، ای زندگی؟
پاسخ : به اینکه تو اینجایی، که زندگی هست و یگانگی، که نمایش بزرگ همواره در جریان است تا تو هم شعری بر آن بیافزایی …
شعر شما قرار است چه باشد؟»
این کلمات روی آن موسیقی زیبا و صحنهها، ترکیب بسیار جادویی را خلق میکنند.
اما مراد اپل از اینها چه بوده است؟ آیا اپل نمیتوانست با زبان واضحتری صحبت کند؟ آیا اپل نمیتوانست ویژگیهای سنسور دوربین خود را در تبلیغ بگنجاند؟
اپل این بار هم میخواهد به «فلسفه» و «هدف» شرکت، تأکید کند:
اینکه در نهایت هدف از این همه تلاش، طراحی، ابتکارهای نو، نازک کردن گجت، توانمندتر کردن پردازشگرهای آنها، سبکتر آنها، نفس این کارها نیست!
ما گجت نمیخریم، فقط برای اینکه گجت پردازشگر چهارهستهای یا رم دو گیگابایتی ندارد، ما گجت نمیخریم فقط برای اینکه در بنچمارک، نمره بیشتری از رقیبانش گرفته است،
بلکه علت اصلی مجهز کردن خودمان به این وسایل، این است که بتوانیم با کاربری خودمان کلمهای به دانش خود بیفزاییم و اگر توانستیم واژهای به دایره معارف بشر اضافه کنیم! اینکه بیشتر بفهمیم!
بله! میدانم!
اپل هم یک شرکت اقتصادی است و حتی وقتی دارد این حرفهای زیبای مستتر در این تبلیغ زیبا را میزند، میخواهد با تحتتأثیر قرار دادن ما و افزایش اعتبار برند خود، آیپد ایر بیشتری بفروشد.
اما حرف حق را ما میتوانیم از هر کسی بشنویم و به کار گیریم.
راستی آخرین باری که با گجت خود یک کتاب خواندید یا مطلب خوبی در یک وبلاگ یا شبکه اجتماعی اضافه کردید، کی بود؟
فید یک پزشک محل مناسبی برای تبلیغات شما: محل تبلیغات متنی و بنری شما
اگر میخواهید بدانید چه به سر قطعات الکترونیکی بعد از اینکه از کار میافتند، میآید، میتوانید به کلکسیون صفر و یک سری بزنید. البته در این کلکسیون، قطعاتی را میبینید که دست طراحانی مثل بنیامین رولینز کالدوین افتادهاند.
بنیامین روزی در یک انبار قدیمی مقدار خیلی زیادی رایانه، ماشینحساب، تلفن و پرینتر از کارافتاده پیدا کرد. او توانست با این قطعات فرسوده یک سری مبلمان بسازد! و با این هنر، به ما نشان بدهد که چقدر ضایعات الکترونیکی درست میکنیم.
کیسهای کامپیوتری و ورقهای فلزی جداشده از پرینترها به گونهای به هم متصل شدهاند که اسکلت هر وسیله از مبلمان را ایجاد کردهاند. بر روی این اسکلت به صورت هنرمندانه، مادربوردها، صفحات نمایش LCD، هارددیسکها، چیپها، و … پیچ شدهاند و ظاهری رنگارنگ برای مبلمان درست کردهاند. بالشتهایی که بر روی صندلیها و مبلها قرار دارند، از کابلهای ربانی و کابلهای شبکه درستشدهاند که به هم دوخته و پیچیده شدهاند.
هنرمندان زیادی در دنیا به کار Benjamin Rollins Caldwell توجه کردهاند و کلکسیون او تاکنون در چندین نمایشگاه در نقاط مختلف جهان به نمایش گذاشتهشده و باز در سال ۲۰۱۴ نیز قرار است به نمایش عمومی در بیاید.
اگر میخواهید بدانید چه به سر قطعات الکترونیکی بعد از اینکه از کار میافتند، میآید، میتوانید به کلکسیون صفر و یک سری بزنید. البته در این کلکسیون، قطعاتی را میبینید که دست طراحانی مثل بنیامین رولینز کالدوین افتادهاند.
بنیامین روزی در یک انبار قدیمی مقدار خیلی زیادی رایانه، ماشینحساب، تلفن و پرینتر از کارافتاده پیدا کرد. او توانست با این قطعات فرسوده یک سری مبلمان بسازد! و با این هنر، به ما نشان بدهد که چقدر ضایعات الکترونیکی درست میکنیم.
کیسهای کامپیوتری و ورقهای فلزی جداشده از پرینترها به گونهای به هم متصل شدهاند که اسکلت هر وسیله از مبلمان را ایجاد کردهاند. بر روی این اسکلت به صورت هنرمندانه، مادربوردها، صفحات نمایش LCD، هارددیسکها، چیپها، و … پیچ شدهاند و ظاهری رنگارنگ برای مبلمان درست کردهاند. بالشتهایی که بر روی صندلیها و مبلها قرار دارند، از کابلهای ربانی و کابلهای شبکه درستشدهاند که به هم دوخته و پیچیده شدهاند.
هنرمندان زیادی در دنیا به کار Benjamin Rollins Caldwell توجه کردهاند و کلکسیون او تاکنون در چندین نمایشگاه در نقاط مختلف جهان به نمایش گذاشتهشده و باز در سال ۲۰۱۴ نیز قرار است به نمایش عمومی در بیاید.
در این مطلب به کلاس SharedObject در اکشن اسکریپت ۳ می پردازیم ، توسط این کلاس شما می توانید اطلاعاتی را مانند کوکی در وب ، به صورت اختصاصی برای فلش پلیر ذخیره کنید ، مثلا می توانید آخرین تنظیماتی که کاربر بعد از ورود به سایت شما اعمال کرده را به صورت کوکی توسط SharedObject ذخیره کنید و در زمان بازدید مجدد آن را به کاربر نمایش دهید ، و یا مثلا آخرین جا به جایی اشیاء در صفحه را که کاربر انجام داده در ورود به بعدی کاربر با همان حالت به او نمایش دهید و یا اطلاعات مربوطه به نظر دادن مثل نام و ایمیل و دیگر اطلاعاتش را برای استفاده دوباره ذخیره کنید و یا آخرین رکورد های ثبت شده توسط فرد در یک بازی برای نمایش به فرد ، یا پیشرفت در مرحله های آن بازی و صد ها استفاده دیگر که بستگی به نیاز شما دارد.
ابتدا مثالی ساده را برای درک بیشتر شما از موضوع برسی می کنیم ، در این نمونه اشیاء موجود در صفحه را جا به جا کنید و سپس صفحه را رفرش کنید و باقی ماندن اشیاء در آخرین جا به جایی را مشاهده کنید :
متد getLocal() از اصلی ترین بخش کلاس SharedObject است ، بر خلاف اکثر کلاس های اکشن اسکریپت که می بایست ابتدا آن ها را new کنید ، به صورت مستقیم می توانید ، این متد را از کلاس فراخوانی کنید.
روش استفاده از این متد و تعریف محل ذخیره سازی داده ها :
var myVariableName:SharedObject = SharedObject.getLocal("mySharedObjectID");
متغیری که ایجاد می کنید که ایجاد می کنید ، در داخل برنامه شما به شی SharedObject اشاره و برگشت داده می شود و شناسه و مقداری که به عنوان آرگمان ورودی متد وارد می کنید ، شناسه محل ذخیره سازی و بازیابی حافظه فلش پلیر می باشد.
شاید بخواهید برای ذخیره داده ها بیش از یک شناسه تعیین کنید ، اما این امکان وجود ندارد و تنها برای هر مورد می توانید تنها یک فضای اشتراکی sharedObject تعریف کنید ، شی مربوط به فضای اشتراکی می تواند تعداد زیادی خصوصیت را در خود ذخیره کند. البته باید توجه داشته باشید که محدودیت ذخیره داده ها با توجه به تنظیمات کاربر استفاده کننده است که از بخش setting فلش پلیر تنظیم می کند، به صورت پیش فرض نهایتا ۱۰۰ کیلو بایت فضا اختصاص داده شده است ولی امکان تنظیم روی مقدار بیشتر و حتی نامحدود توسط کاربر وجود دارد. با توجه به این خصوصیت می تواند برای ذخیره اطلاعات کوتاه و مهم مثل رکورد ثبت شده یک بازی و یا اطلاعات شناسایی یک کاربر و موارد این چنینی استفاده مفیدی داشته باشد.
برای شروع می بایست ابتدا یک شی از نوع SharedObject ایجاد کنید و شناسه ذخیره سازی را تعیین نمایید :
var mySharedObject:SharedObject = SharedObject.getLocal("iflashlord");
در ادامه به نحوه ذخیره داده های در SharedObject می پردازیم :
استفاده ساده از کلاس SharedObjects
برای ذخیره کردن داده های در یک Shared Object می بایست مراحل زیر را طی نمایید :
تعریف یک متغیر و ساخت یه نمونه از کلاس Shared Object توسط استفاده از متد getLocal.
قرار دادن داده ها درون نمونه ساخته شده از Shared Object.
ذخیره و نوشتن داده های درون حافظه فلش پلیر مربوطه به Shared Object توسط متد flush()
مرحله اول را در ابتدا هم توضیح دادیم که در آن کافی است یک متغیر ایجاد کنید و توسط متد getLocl و شناسه اختیاری برای ذخیره و بازیابی تعیین نماییم :
var mySharedObject:SharedObject = SharedObject.getLocal("iflashlord.com");
در مرحله بعد نام متغیر را نوشته (در این نمونه mySharedObject می باشد) و بعد از آن توسط (.) و data و نام خصوصیت که می خواهیم برای آن مقدار تعیین کنیم را وارد می کنیم و بعد به آن توسط عملکر (=) مقدار را نسبت می دهیم ، در ادامه مثالی برای ذخیره نام و نام خانوادگی را مشاهده می کنید.
var mySharedObject:SharedObject = SharedObject.getLocal("iflashlord.com");
mySharedObject.data.firstName = "Behrouz";
mySharedObject.data.lastName = "Pooladrag";
در این مرحله اطلاعات پیوست شده اند برای ذخیره نهایی آنها در حافظه فلش پلیر کافیست از متد flush استفاده کنید :
در این مرحله اطلاعات درون حافظه ذخیره شده اند و قابل بازیابی هستند.
بازیابی و دریافت اطلاعات ذخیره شده در SharedObjects
بازیابی اطلاعات قرار داده شده در Shared Object به روش ثبت داده های شبیه می باشد ، این کار تنها دو مرحله دارد ، مرحله اول دسترسی به Shared Object توسط متد getLocal و مرحله بعد استفاده از data و نام خصوصیت ذخیره شده و استفاده از (.) در بین آنها ، در واقع می بایست مانند Object ها به خصوصیت های شی Shared Object دسترسی داشته باشید ، به این صورت که همه خصوصیت های در شی data ذخیره می شود.
این مرحله مانند مرحله ذخیره اطلاعات در Shared Object می باشد و درصورتی که از قبل داده ای ایجاد شده باشد آن را دریافت و درون متغیر ما قرار می دهد و در غیر این صورت data خالی از اطلاعات خواهد بود :
var mySharedObject:SharedObject = SharedObject.getLocal("iflashlord.com");
برای دریافت اطلاعات Shared Object با استفاده .data به شی خصوصیت های ذخیره شده دسترسی پیدا می کنید و مثلا برای دریافت مقداری که در متغیر firstName ذخیره کرده اید می بایست mySharedObject.data.firstName را استفاده کنید :
var mySharedObject:SharedObject = SharedObject.getLocal("iflashlord.com");
trace(mySharedObject.data.firstName);
trace(mySharedObject.data.lastName);
برای تست می توانید از همین کد استفاده کنید و نتیجه تست را در پنجره output فلش مشاهده کنید.
حذف اطلاعات ذخیره شده در SharedObjects
اگر لازم داشتید که همه اطلاعات موجود در شی اشتراکی خود را حذف کنید ، می توانید به راحتی با استفاده از متد clear() این کار را انحام دهید :
var mySharedObject:SharedObject = SharedObject.getLocal("iflashlord.com");
mySharedObject.clear();
نمونه آموزشی
در اینجا نمونه ای که در ابتدا آموزش دیدید را با هم آماده می کنیم ، دو شی در صفحه ایجاد می شود در زمان حرکت دادن و دقیق تر در زمان درگ شدن و رها شدن با رویداد MOUSE_UP اطلاعات محل قرار گیری شی را در حافظه اشتراکی ذخیره می کند ، سپس در هر بار اجرا اطلاعات حافظه اشتراکی برسی می شود در صورتی که شامل اطلاعات از پیش ذخیره شده ای باشد آن را به عنوان موقعیت قرار گیری شی مربوطه استفاده می کند.
دکمه ای هم برای حذف اطلاعات موجود در حافظه قرار دادیم تا بهتر بتوانید نمونه را برسی کرده و به عملکردهای SharedObject آشنا شوید.
برای این نمونه شما می بایست دو شی MovieClip در استیج ایجاد کنید و برای آنها نام های color_mc و blackWhite_mc را قرار دهید و یک شی از نوع Button از بخش کامپوننت های فلش به استیج اضافه کرده و نام آن را clear_btn قرار دهید ، سپس کد زیر را در تایم لاین در فریم اولیه قرار دهید :
معمولا ما تا مجبور نباشیم، در امتحانی شرکت نمیکنیم و اصولا چه کسی است که از تستهای ۴ جوابی خوشش بیاید!
دوره و زمانه مسابقات محبوب تلویزیونی هم به سر آمده است و دیگر مثل دههها گذشته، پیش نمیآید که همهمان به صورت خانوادگی پای تلویزیون بنشینیم و مسابقه هفته منوچهر نوذری را نگاه کنیم و همزمان با شرکتکنندهها، معلومات خود را بسنجیم و به رخ دیگران بکشیم!
اما امروز که اپلیکیشن QuizUp را نصب کردم، برای اولین بار بعد از سالها، در جو چنین مسابقهای قرار گرفتم، ولی به شیوهای متفاوت!
QuizUp را خیلیها یکی از برترین اپلیکیشنهای iOS در سال پیش میدانند، با این اپلیکیشن در ۲۸۰ موضوع میتوانید با دوستان آنلاین خود و یا کاربران دیگر اپلیکیشن، مسابقه معلومات بدهید.
ما معمولا فقط در زمینه تحصیلی خودمان میتوانیم در آزمونهایی شرکت کنیم، اما خیلی جالب است که با این اپلیکیشن میتوانید دانش خود را در زمینه سریالها، فیلمها، گیمها، موسیقی و کتاب به بوته آزمایش بگذارید!
در دنیای واقعی جایی نیست که از شما به خاطر دیدن سریال گریز آناتومی یا «گیم آو ترونز» تقدیر شود، اما با کمک QuizUp یکباره احساس میکنید که آن همه وقت و انرژی و نکتهبینی شما، انگار اتلاف وقت نبوده است!
شیوه استفاده از این اپ به این صورت است که شما نخست موضوع مورد نظر را انتخاب میکنید، مثلا سینما را. بعد یکی از دوستان خود یا یکی از کاربران را انتخاب میکنید تا به صورت آنلاین باو مسابقه بدهید، چند سؤال یک به یک مطرح میشوند، همه سؤالها به صورت چهارجوابی هستند، هر بار که به یک سؤال پاسخ میدهید، میتوانید ببینید که شما و رقیبتان پاسخ درست دادهاید یا نه و دست آخر مشخص میشود که چه کسی برنده شده و بیشتر امتیاز آورده است.
با شرکت در مسابقههای متعدد، شما میتوانید به تدریج امتیازهای خود را افزایش دهید.
علاوه بر جنبه ظاهری به گمانم این اپ سه فایده دیگر هم دارد:
- برای ما کاربران ایرانی، یک نوع تمرین زبان انگلیسی است و به افزایش توانایی درک مطلب ما کمک میکند.
- یک نوع تمرین ذهنی است، مغز هم نیاز به ورزش و تمرین دارد و بدون تمرین مداوم، دچار سستی و ضعف میشود. از لحاظ علمی هم ثابت شده است که فعالیت ذهنی پیوسته در طول زندگی، میتواند یک عامل پیشگیرانه از بیماریهایی مثل آلزایمر باشد.
- باعث میشود که جور دیگری به دنیای فرهنگ و هنر نگاه کنیم و وقتی سؤالهایی در زمینه فیلم یا کتاب از ما پرسیده میشود، ناخودآگاه حس میکنیم که انگار داشتن دانشی در این زمینهها یک مزیت است، هر چند در جامعهمان این معلومات، خیلی وقتها باعث برتری خاصی نمیشوند و به آنها بها داده نمیشود!
دوربین دید در شب Snooperscope به درد عکاسی نمیخورد ولی به شما کمک میکند چیزهایی ببینید که با چشم غیرمسلح دیده نمیشوند! به وسیلهی این دوربین میتوانید در تاریکی مطلق که چشم انسان هیچچیز نمیبیند اطراف را کاملاً واضح تماشا کنید. میتوانید آن را جایی کار بگذارید و خودتان در اتاق با خیال راحت بنشینید و در صفحهی گوشی هوشمندتان ببینید که در تاریکی چه اتفاقی میافتد!
Snooperscope یک دوربین با قابلیت تصویربرداری از پرتوهای مادونقرمز است که در میان یک نورافکن مادونقرمز قرار داده شده است. نور مادونقرمز همان نوری است که کنترل تلویزیون به وسیلهی آن با تلویزیون ارتباط برقرار میکند. این نور به وسیلهی چشم انسان دیده نمیشود و خواصی متفاوت از نور مرئی دارد. برخی مواد که برای نور مرئی، کدر تلقی میشوند و نور مرئی از آنها عبور نمیکند، برای مادونقرمز شفاف هستند و این نور از آنها عبور میکند. جوهر، پارچه، برخی مایعات و شیشه عینک آفتابی از این موارد هستند.
Snooperscope صفحهی نمایش ندارد و با وایفای به گوشی تلفن همراه هوشمند متصل میشود. تصویر آن را میتوانید بر روی تلفن همراه ببینید و با نرمافزار مخصوص، آن را کنترل کنید. این دستگاه باتری جداگانه دارد که با هر بار شارژ ۴ ساعت کار میکند.
Snooperscope دارای یک آهنربای قوی در انتها است که به هر چیز آهنی مثل پشت برخی از گوشی یا تبلت، کلاه ایمنی، و … متصل میشود. علاوه بر این میتوانید انواع و اقسام پایههای نگهدارنده و سه پایههایی که به دوربینها متصل میشوند را به Snooperscope متصل کنید.
یکی از کارهای جالبی که با Snooperscope میتوان انجام داد، دیدن نقاط نورانی است که توسط Kinect ایجاد میشود. Kinect که ساخت شرکت Microsoft است به Xbox متصل میشود و حرکات بازیکننده را دنبال میکند بدون اینکه او بخواهد دستهی بازی در دست بگیرد. Kinect این کار را به وسیلهی پرتوهای مادونقرمز انجام میدهد. اگر وقتی Kinect روشن است با Snooperscope به اتاق نگاه کنیم، میبینیم که همهجا پر از نقاط نورانی است که از Kinect میآیند.
دوربینهای دیجیتالی و گوشیهای موبایل طوری ساختهشدهاند که برای فیلمبرداری باید در دست گرفته شوند. Quebee یک دوربین دیجیتالی مکعبی است که آن را دست نمیگیرند، بلکه روی سطحی میگذارند. ایدهی این دوربین این است که شخص، خودش هم در صحنهی فیلمبرداری یا عکسبرداری باشد نه اینکه خودش از دیگران فیلم بگیرد.
Quebee صفحهی نمایش ندارد و به وسیلهی وایفای به گوشی هوشمند متصل میشود و توسط برنامهی مخصوصش کنترل میشود. یکی از ویژگیهای Quebee باتری قوی آن است. به طوری که میتواند ۵ ساعت با کیفیت Full HD فیلمبرداری کند یا در حالت Time Lapse دو روز تصویربرداری کند. گرفتن Time Lapse از جمله کارهای جالبی است که با Quebee میتوان انجام داد.
چهار Quebee میتوانند باهم به صورت هماهنگ کار کنند و یکجا توسط گوشی هوشمند کنترل شوند. به این وسیله میتوانید Quebeeهای مختلف را در مکانهای مختلف کار بگذارید و یک فیلم چند جهته بگیرید!
Quebee طوری طراحی شده است که بر روی سطوح صاف و یا شیبدار به خوبی ثابت میماند ولی در صورت تمایل میتوانید، انواع پایهها و گیرههای استاندارد که برای دوربینهای عکاسی طراحیشدهاند را به Quebee متصل کنید.
در این مقاله چند جا دربارهی Time Lapse صحبت میکنیم. Time Lapse نوعی تصویربرداری است که زمان را به چالش میکشد! در Time Lapse دوربین طوری تنظیم میشود که در زمانهای خاصی عکس بگیرد. مثلاً به مدت دو روز هر پنج دقیقه یکبار عکس بگیرد. سپس این تصاویر در کنار هم یک فیلم یا عکس فرازمانی تشکیل میدهند. مثلاً فیلمهایی که رویش گیاهان را نشان میدهند، نوعی از Time Lapse هستند. در تصویر زیر نوع دیگری از Time Lapse را مشاهده میکنید.
Michron
Michron دستگاهی است که به دوربین دیجیتالی متصل میشود و به وسیلهی آن میتوانید به صورت Time Lapse تصویربرداری کنید. دستگاههای مشابه زیادی تاکنون ساختهشدهاند که به این دستگاهها Intervalometer گفته میشود. اینتروالومترهایی که تاکنون ساختهشدهاند دارای صفحهی نمایش و چند دکمه هستند و کار با آنها احتیاج به آموزش حرفهای دارد.
یک اینتروالومتر معمولی
ویژگی منحصربهفرد Michron این است که بسیار کوچک است، هیچ دکمه و صفحهی نمایش ندارد و کاملاً توسط تلفن همراه و نرمافزار مخصوص خود کنترل میشود. نرمافزار Michron به گونهای ساخته شده است که هم برای حرفهایها و هم برای تازهکارهای مناسب است. در این نرمافزار یک بخش اتوماتیک وجود دارد که در آن میتوانید تنظیم کنید که از چه چیزی میخواهید Time Lapse تهیه کنید. نرمافزار به صورت اتوماتیک تنظیمات را برای شما انجام میدهد. بعد از انجام تنظیمات، میتوانید گوشی را از Michron جدا کنید، تا Michron به صورت خودکار با دوربین عکس بگیرد.
عکسهایی که در استودیوهای عکاسی گرفته میشوند به خاطر نورپردازی و زمینهی عالی، بسیار زیباتر و جذابتر از عکسهایی میشوند که در محیط معمولی گرفته میشوند. Foldio یک استودیوی عکاسی کوچک برای گرفتن عکسهای فوقالعاده است که آن را میتوانید به راحتی داخل کیفتان بگذارید و به دنبال خود به هر جایی ببرید. اتصالات بدنهی Foldio توسط آهنربا است. لذا به راحتی میشود آن را تا کرد و به راحتی هم به حالت استودیو در آورد.
در قسمت سقف Foldio یک سری لامپ LED قرار دارد که نورپردازی مناسب را برای گرفتن عکسهای ویژه مهیا میکند. درون Foldio نوعی کاغذ مات و ضخیم از جنس EVA است که رنگبندیهای مختلف دارد. این کاغذ زمینهی تصویر را تشکیل میدهد.
به وسیلهی Foldio میتوانید بدون دوربین و استودیوی حرفهای و تنها با یک گوشی موبایل، عکسهای فوقالعاده از سوژههای کوچک بگیرید.
ثابتکنندههای دوربین فیلمبرداری (Stabilizer)، دستگاههایی هستند که جلوی حرکت دوربین در یک جهت خاص را میگیرند. برخی از این ثابتکنندهها جلوی چرخش دوربین را میگیرند. یعنی هرچقدر که پایهی دوربین بچرخد، دوربین در یک جهت خاص ثابت میماند تا سوژه از کادر خارج نشود و یا لرزش در تصویر ایجاد نشود. این ثابتکنندهها عمدتاً بزرگ و دست و پا گیر هستند و برای کارهای خیلی حرفهای استفاده میشوند.
Wiggly یک ثابتکنندهی کوچک و سبک است که میتوان به راحتی یک گوشی موبایل یا دوربین دیجیتالی کوچک را درون آن قرارداد. Wiggly میتواند جلوی چرخش دوربین در یک جهت (حول محور X)، در دو جهت(حول محورهای X و Y)، و حتی در ۳ جهت (حول محورهای X و Y و Z) را بگیرد. این دستگاه آنقدر سبک است که یک پهپاد کوچک میتواند آن را به همراه دوربین حمل کند.
برای ثابت کردن دوربین در یک جهت، از Wiggly با دو دسته استفاده میشود. برای ثابت کردن آن در دو جهت، از Wiggly با یک دسته، و برای ثابت کردن آن در سه جهت، یک Wiggly یک دسته، به یک Wiggly دو دسته متصل میشود.
یک دستهی بلند هم برای Wiggly موجود است که به وسیلهی آن میتوان در ارتفاع پایین و یا در ارتفاع بالا فیلمبرداری کرد. بر روی Wiggly دکمهای وجود دارد که دوربین را به صورت روان میچرخاند. کاربر از این دکمه برای تنظیم زاویهی دوربین و یا چرخاندن دوربین در حین فیلمبرداری استفاده میکند. البته ما هرچه که از شگفت انگیز بودن Wiggly بگوییم، باید خودتان فیلم Wiggly سه جهته را ببینید تا باورتان شود.
معمولا انتظار نداریم که آگهی چاپشده در یک نشریه کاغذی بتواند جنبه تعاملی با خوانندهاش پیدا کند، تغییر کند و یا جلوههای بصری پویایی را بشود در آن اعمال کرد. ما انتظار داریم که آگهی منتشرشده در یک نشریه یک عکس و متن ثابت باشد، نه بیشتر.
اما شرکتهای بزرگ هر چند وقت یک بار با استفاده از فناوریهایی، آگهیهای متفاوتی در نشریات درج میکنند.
در تازهترین مورد، شرکت موتورولا در تبلیغ گوشی موتو ایکس در نشریه Wired، ترتیبی داده است که کاربر بتواند با اشاره روی رنگهای زیر گوشی در تبلیغ، رنگ گوشی را تغییر بدهد!
برای این کار از کاغذ پلیکربنات، باتریهای لیتیومی، لامپ LED و مدارهای الکتریکی استفاده شده است، حاصل کار یک صفحه شده که ضخامتش فقط اندکی از ضخامت یک صفحه معمولی بیشتر است.
به این ترتیب ۱۵۳ هزار مشترک مجله Wired در نیویورک و شیکاگو میتوانند، رنگهای مختلفی به عکس گوشی موتو ایکس بدهند.
با این کار موتورولا میخواهد روی یکی از ویژگیها برتر گوشیاش، یعنی امکان شخصیسازی و انتخاب رنگ دلخواه در هنگام سفارش آنلاین تأکید کند.
علیرغم این ترفندها، فروش موتو ایکس چندان بالا نیست، در سه ماهه سوم سال ۲۰۱۳ این گوشی ۵۰۰ هزار دستگاه فروش داشت که در مقایسه با فروش میلیونی گلکسی اس ۴ یا آیفون ۵S اصلا زیاد نیست.
البته شاید توزیع جهانی محدود گوشی هم یک عامل میزان فروش نسبتا پایین متو ایکس باشد.
فید یک پزشک محل مناسبی برای تبلیغات شما: محل تبلیغات متنی و بنری شما
خبر تازه و داغ در مورد گوگل این است که گوگل، یک شرکت سازنده ربات به نام Boston Dynamics را خریده است.
Boston Dynamics شرکتی است که مجموعهای از روباتهای عجیب و غریب را تا حالا ساخته است، این شرکت حتی با پنتاگون هم قرارداد داشته است، البته گوگل گفته است که بعد از این خرید، هیچ برنامهای برای ساخت رباتهای نظامی ندارد.
از رباتهای جالب Boston Dynamics میتوان به ربات چهارپایی اشاره کرد که بسیار سریع میتواند بدود، نام این رابت چیتا است و گفته میشود، سرعتاش حتی از «بولت» -ورزشکار مشهور دوی سرعت دنیا- هم بیشتر است.
این شرکت، رابت شبهانسانی یا هومانویید هم ساخته است، مثلا این ربات را که میتواند با مهارت از یک سطح ناهموار عبور کند:
یا این رباتهای جالب دیگر را:
خرید تازه گوگل،هشتمین خرید گوگل محسوب میشود، در حال حاضر اندی روبین که پیش از این رئیس بخش اندروید گوگل بر بخش رباتیک گوگل نظارت دارد.
اما سؤال اصلی این است که چرا گوگل این همه به رباتیک علاقهمند شده است؟
افراد مختلف اهداف کوتاهمدت و بلندمدتی را برای این کار پیشبینی میکنند، از اهداف کوتاهمدت میشود با ساخت رباتهایی برای خط تولید محصولات سختافزاری، یا رباتهایی که بتوانند در فروشگاههای خردهفروشی گوگل کار کنند، اشاره کرد.
من من با توجه به جاهطلبیهای قبلی گوگل فکر نمیکنم که اهداف اصلی گوگل اینها باشند.
گوگل دوست دارد که همیشه پیشرو و نوآور باشد و وارد زمینههای بکر شود، رباتیک بیشک یک زمینه کاری جالب برای این شرکت خواهد بود.
آیا در یکی دو دهه بعد ما رباتهای پیشرفته گوگل را خواهیم دید؟ آیا رباتها هم روزی تبدیل به گجتهای ضروری ما میشوند؟!
فید یک پزشک محل مناسبی برای تبلیغات شما: محل تبلیغات متنی و بنری شما
تعطیلات سال نو میلادی در حال نزدیک شدن هستند و اکثر مردم جهان در حال خرید هدایا برای تبریک سال نو به دوستان و خانواده خویش می باشند.بعضی از کمپانی های بزرگ نیز ؛ برای تبریک سال نو به کارمندان خود تمهیداتی می اندیشند و اغلب هدایای جالبی را برای آن ها در نظر می گیرند.کمپانی بزرگ گوگل نیز از جمله کمپانی هایی است که از این قاعده مستثنی نیست و هر ساله هدایای جالبی را برای کارمندان خود در نظر دارد.جال است بدانید این کمپانی علاوه بر این که به کارمندان خود همه ساله هدیه می دهد ؛ انتخاب هدایا را نیز به عهده کارمندان خود می گذارد !!!
به گزارش پایگاه خبری فناوری اطلاعات برسام و به نقل از گویا آی تی، به عنوان مثال ؛ سال گذشته میلادی ؛ کمپانی گوگل طبق عادت های قبلی خود ؛ به کارمندانش هدیه سال نو داد و کارمندان کمپانی گوگل حق انتخاب داشتند تا یکی از گجت های کروم بوک (Chromebook) ؛ نکسوس ۷ ورژن ۲۰۱۲ و اسمارت فون ساخت موتورولا را به عنوان هدیه از جانب کمپانی گوگل بپذیرند ! شاید این سوال در ذهنتان در حال نقش بستن است که ؛ چرا کمپانی گوگل اسمارت فون نکسوس ۴ را نیز جزء گزینه هایش قرار نداده بود ؟! در جواب این سوال باید اذعان کنم که اسمارت فون نکسوس ۴ این کمپانی در تعداد نسخه های محدود تولید و روانه بازار گشته بود بنابراین به طبع نمی توانست جزء گزینه های پیشنهادی کمپانی گوگل به کارمندانش قرار بگیرد.
البته با یک نگاه ساده به گزینه های پیشنهادی هدایای کمپانی گوگل به کارمندانش می توان دریافت که ؛ این کمپانی قصد جبران سال گذشته را دارد و هدایای امسال آن ها یک سرو گردن از هدایای سال پیش بالا تر و ارزشمند تر است ؛ چرا که کمپانی گوگل قصد دارد امسال در گزینه های پیشنهادی هدایا ؛ محصولاتی چون نکسوس ۵ و یا نکسوس ۷ جدید را قرار دهد !
در انتها نیز بد نیست اشاره ای داشته باشم به هدایای سال های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۰ کمپانی گوگل به کارمندانش ! در این سال هایی که گذشت ؛ کمپانی گوگل گلکسی نکسوس سفارشی و کارت هدیه به ارزشی معادل ۱۰۰۰ دلار به عنوان هدیه سال نو به کارمندان خود بخشید.
رئیس سازمان فناوری اطلاعات شهرداری تهران گفت: در صورت آمادگی مردم به همکاری وزارت ارتباطات امکان پرداخت الکترونیکی در تاکسیها و پوشش وایفای در سامانه حمل و نقل شهرداری ارائه خواهد شد.
علیاصغر قائمی در نمایشگاه الکامپ اظهار داشت: هوشمندسازی مدیریت شهرداری تهران از مهمترین اولویتهای ما است.
به گزارش پایگاه خبری فناوری اطلاعات برسام و به نقل از فارس، رئیس سازمان فناوری اطلاعات شهرداری تهران افزود: در صورتی که وزارت ارتباطات و سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی با شهرداری تهران همکاری کنند میتوانیم سرویس پوشش وایفای تهران را در سامانه حمل و نقل شهرداری ارائه دهیم.
وی گفت: برای این کار با اپراتورها مذاکراتی داشتهایم و از این طرح استقبال کردند.
قائمی افزود: البته نهاد حاکمیتی باید قوانین مربوطه را شفافسازی کند.
وی ادامه داد: قابلیت پوشش وایفای در سرای محلهها و کتابخانهها ایجاد شده و مورد استقبال قرار گرفته است. سیستم پرداخت الکترونیک در صنعت حمل و نقل در بخش مترو به صورت یکپارچه پیادهسازی شده و راهاندازی سیستم پرداخت الکترونیک و تاکسیرانی از اهداف بلندمدت شهرداری است.
وی توضیح داد: البته طبق آمارهای رسمی با ۸۰ هزار تاکسیران با سلایق و نگرشهای متفاوت مواجه هستیم.
رئیس سازمان فناوری اطلاعات شهرداری تهران هوشمندسازی مدیریت شهری را از جمله اولویتهای شهرداری عنوان کرد و گفت: ارائه خدمت شهری مبتنی بر سرویسهای آیسیتی، خدمات ایمنی، مدیریت ایمنی و بحرانهای شهری از طریق آیسیتی از جمله اهداف شهرداری است.
وی گفت: شهرداری از نظر آمادگی الکترونیکی به بلوغ رسیده است برای مثال در سرای محلات تهران دستگاههای آیتی ارائه شده که میتواند علاوه بر فرهنگسازی جشنوارههای وبلاگنویسی را در خانههای آیتی محلات ارائه کند که چنین اقداماتی در زمینه آیتی در نهایت سبب توسعه مهارتهای آیتی شهروندان خواهد شد.
معمولا لباس نیروهای ویژه پلیس به گونه ای طراحی می شود که علاوه بر حفاظت جانی بالا، حس ترس را در افرادی که در مقابلش قرار میگیرند به وجود بیاورد.
حالا باید لباس جدید نیروی های ویژه پلیس تایوان را ببینید که به تازگی معرفی شده است. نکته جالب در مورد این یونیفرم ماسک محافظی است که روی صورت این نیروها قرار گرفته.
چیزی که مشابه اش را احتمالا قبلا هم در برخی نیروهای ویژه دیده اید و در برخی فیلم های سینمایی هم دیده می شود.
این ماسک ۱۱۳۰ گرم وزن دارد و علاوه بر شکل ظاهری عجیب اش، صورت را در مقابل نفوذ گلوله هایی تا اندازه .357 Magnum slug محافظت می کند.
هرچند توصیه نمی شود که بخواهید آن را در چنین شرایطی امتحان کنید!
تا چند سال پیش، یعنی زمانی که نانوتیوب های کربنی هنوز مفهوم جدیدی در عرصه فناوری به حساب می آمدند، محققان بر روی خصوصیات منحصر به فرد آن ها کار می کردند. آن ها دریافته بودند که نانوتیوب ها نه تنها بسیار سبک و مستحکم هستند، بلکه از قابلیت کشسانی منحصر به فردی هم برخوردارند. همچنین متوجه شده بودند که این تیوب ها، هنگام برخورد یک پرتابه پر سرعت، بدون این که بشکنند خم می شوند، و در نتیجه مقادیر عظیمی از انرژی جنبشی را جذب می کنند.
در آن سال ها هنوز محققان قادر نبودند نظریه های خود را به واقعیت تبدیل کنند، تنها لازم بود که راهی بیابند تا بتوانند با بافتن نانوتیوب های کربنی در الیاف، پارچه هایی ضدگلوله و سبک خلق نمایند. آن ها چشم به آینده ای دوخته بودند که این فناوری محقق شود. ظاهراً آینده ای که آن ها منتظرش بودند فرارسیده، و با پیشرفت هایی که در زمینه نانوتیوب های کربنی صورت گرفته، نخ های ضد گلوله به واقعیت تبدیل شده اند.
شرکت کانادایی Garrison Bespoke توانسته کت های ضد گلوله ای بدوزد که درست مانند فیلم های جیمز باندی، از جان فرد در برابر گلوله یا ضربه چاقو محافظت می کنند. در این کت، از پارچه های نانوتیوبی در سه لایه مختلف بهره گرفته شده. لایه اول از نفوذ گلوله به بدن جلوگیری می کند، لایه دوم طوری ساخته شده که شدت پرتابه یا گلوله را منتشر می کند، لایه سوم هم ضربه را جذب کرده و آسیب را به حداقل می رساند.
این شرکت شلیک اسلحه های مختلفی را بر روی این لباس امتحان کرده و ادعا نموده که پارچه این لباس قادر است جلوی گلوله های اسلحه هایی با کالیبرهای 9 میلیمتری، 0.22 و 0.45 اینچی را بگیرد. شما حاضرید برای چنین لباسی چه قدر پول بپردازید؟ 2000 دلار؟ باید بدانید که هر یک از این کت و شلوارها با دوخت سفارشی، برای فرد حداقل 20000 دلار تمام خواهد شد.