علیاشرف فتحی: این چند روزه در کنار اخبار بسیار تلخ حج امسال، دو اتفاق خوب برایم پیش آمد:
یکم: چند روز پیش نوشته بودم که یکی از مقالاتم در کتاب اخیر آقای رسول جعفریان منتشر شده است. دو روز پیش هم در یکی از کتابفروشیهای قم دیدم که جلد سیزدهم دایرةالمعارف قرآن کریم به همت مرکز فرهنگ و معارف قرآن به تازگی منتشر شده و مدخل ذوالکفل پیامبر که ده سال پیش به دعوت این مرکز نوشته شده بودم، در صفحه ۳۹۶ این جلد درج شده است.
دوم: دیروز استاد بسیار عزیز و تأثیرگذارم آقای رضا نصیری؛ معلم کلاس پنجم دبستان که ۲۴ سال پیش در چنین روزهایی شاگردیاش را آغاز کرده بودم، با من تماس گرفت و دقایقی مشمول لطف و محبت این معلم نازنین شدم. آخرین باری که ایشان را دیده بودم تابستان ۱۷ سال پیش بود. گویا چند روز پیش شماره تلفن همراه مرا از طریق یکی از دوستان پیدا کرده بود. من بخش زیادی از موفقیتهایم را مدیون این بزرگوار هستم؛ درست کتاب خواندن، کتاب خوب خواندن، شناختن نویسندههای خوب و چندین خصلت مثبت که این انسان فهمیده و نازنین در کلاس پنجم دبستان به من آموخت. به من یاد داد که منظم باشم، هر کتابی را نخوانم، حتما هنگام خریدن کتاب به جایگاه علمی نویسنده آن دقت کنم، حتی یاد داد که از کدام کتابفروشیهای زنجان کتاب بخرم. من هم از همان دوران آموختم که به اصطلاح طلبهها الغای خصوصیت کنم و هر فیلمی را نبینم و هر موسیقی را هم نشنوم، لذا نام کارگردانها، نویسندهها و آهنگسازها برایم موضوعیت و اهمیت پیدا کرد.
او بیش از هر کس دیگری مشوق من در کتاب خواندن و یاد گرفتن و خصوصا تشدید علاقهام به تاریخ بود. دیروز که شنیدم هنوز هم با وجود آنکه شصت و چند ساله است، به تدریس در مدارس غیردولتی ادامه میدهد، خوشحالتر شدم. آن سالها آرزوی خیلی از همسالان من این بود که شاگرد او شوند. حقیقتا او مؤثرترین معلم من در آن ۱۲ سال تحصیل در نظام آموزش و پرورش بود. عمرش دراز باد.
