Shared posts

19 Apr 03:45

فراز و نشیب‌های ویندوز از XP تا ۸.۱

by احسان صنایعی

xp_vs_windows

هفته‌ی گذشته مایکروسافت اعلام کرد دیگر مشکلات امنیتی ویندوز XP را بررسی نخواهد کرد و به‌روزرسانی و بسته‌ی امنیتی دیگری هم برای آن منتشر نمی‌کند. ویندوز XP تاکنون دوازده سال پر افتخار را پشت سر گذاشته و با اینکه نسخه‌های خیلی پیشرفته‌تر، قوی‌تر و ایمن‌تر از ویندوز XP عرضه‌شده‌اند، هنوز قدرتمند است و اکثر نیازهای یک کاربر را برآورده می‌کند. به همین خاطر بسیاری از مردم جهان هنوز از آن استفاده می‌کنند. در این مقاله می‌خواهیم نگاهی گذرا به فراز و نشیب‌های ویندوز از XP تا ۸.۱ داشته باشیم.

سال ۲۰۰۰: مایکروسافت باید دو نیم شود!

2000antitrust-620x486

مایکروسافت باعرضهٔ ویندوز ۹۵ و بعد از آن ۹۸، تحول بزرگی در بازار رایانه و سیستم‌عامل ایجاد کرد و توانست نوعی انحصار در بازار رایانه به دست آورد. این پیشرفت با فراگیر شدن استفاده از اینترنت همزمان شد و کاربران زیادی به استفاده از رایانه روی آوردند. در همین حین شکایاتی از مایکروسافت مطرح شد که از قدرت و انحصاری که در بازار رایانه به دست آورده سوءاستفاده کرده است. در سال ۲۰۰۰ میلادی دادگاه آمریکا حکمی علیه مایکروسافت صادر کرد که به موجب آن می‌بایست مایکروسافت به دو شرکت با وظایف متفاوت تقسیم می‌شد. البته با تغییر قاضی پرونده‌ی مایکروسافت، آن حکم جنجالی تغییر کرد و هیچ‌گاه اجرایی نشد ولی داستان دو نیم شدن مایکروسافت تا ابد در تاریخ این شرکت باقی ماند و تولیدات مایکروسافت تا سال‌های سال تحت تأثیر احکام صادرشده در آن دادگاه بودند.

سال ۲۰۰۱: استقبال از ویندوز XP

2001-windows-xp-boxen

ویندوز XP یک برتری خاص نسبت به نسخه‌های پیشینش داشت که می‌توان آن را یک ویژگی انقلابی در آن زمان دانست. ویندوز XP دو سیستم‌عامل تجاری و خانگی را در یک سیستم‌عامل تلفیق کرد و قدرت را در عین زیبایی برای هر دو گروه از کاربران به ارمغان آورد. Windows NT به عنوان هسته‌ی جدید ویندوز جایگزین هسته‌ی قدیمی‌تر که ترکیبی از DOS و ویندوز بود، شد. کاربران ویندوز ۲۰۰۰ که نسخه‌ی تجاری ویندوز بود، یک سال پیش از ویندوز XP از هسته‌ی Windows NT استفاده کرده بودند. معرفی ویندوز XP یک ماه بعد از حمله‌ی ۱۱ سپتامبر در نیویورک انجام شد. جالب است بدانید ویندوز XP در ابتدا اصلاً موفق نبود و بعد از یک سال از معرفی آن کمتر از ۱۰ درصد از کاربران ویندوز حاضر به ارتقای سیستم‌عامل خود به ویندوز XP شده بودند.

سال ۲۰۰۲: آغاز عصر ایمنی رایانه‌

2002trustworthycomputing

تنها چند ماه از انتشار ویندوز XP گذشته بود که بیل گیتس یادداشت مشهورش را با عنوان «پردازش‌های قابل اعتماد» منتشر کرد. با فراگیر شدن اینترنت میان مردم جهان، یک تهدید بسیار بزرگ ویندوز را نشانه گرفته بود. هکر‌ها توانسته بودند با دو کرم بسیار خطرناک با نام‌های Code Red و Nimda به سرورهای ویندوز در سال ۲۰۰۱ حمله کنند. بیل گیتس همزمان با انتشار یادداشتش، تمام توسعه‌های جدید را تعطیل کرد و برنامه‌نویسان مشغول دیدن آموزش‌های ایمنی رایانه‌ای شدند. مشکلات ایمنی ویندوز آن قدر زیاد بود که تا سال‌های سال بخش بسیار مهمی از فرایند توسعه را به خود اختصاص داد.

مایکل هاوارد ده سال بعد بیان داشت: بیل گیتس خیلی کم یادداشت‌های این‌چنینی منتشر می‌کرد و انتشار آن یادداشت نشانه‌ای از اتفاق بسیار مهم در مایکروسافت بود.

سال ۲۰۰۳: به‌روزرسانی ویندوز در «سه شنبه اصلاح»

2003originalpatchtuesday

حمله‌ی بد افزارها به ویندوز ادامه داشت تا اینکه در سال ۲۰۰۳ یک بد افزار به نام MSBlast/32 یا Blaster بسیار فراگیر شد. این بد افزار که رایانه را مرتباً Restart می‌کرد از طریق شبکه و پروتوکل RPC انتشار می‌یافت. در اکتبر سال ۲۰۰۳ مایکروسافت تصمیم گرفت که به‌روزرسانی‌ها را در روز خاصی از هر ماه منتشر کند تا مشتریان بتوانند برای به‌روزرسانی رایانه‌های خود برنامه‌ریزی کنند. لازم به ذکر است برای مشتریانی که تعداد زیادی رایانه دارند (مثل ادارات) مهم است که برای به‌روزرسانی امنیتی رایانه‌های خود برنامه داشته باشند. روز سه شنبه‌ی دوم هر ماه برای این کار انتخاب شد و سه‌شنبه‌ی اصلاح (Patch Tuesday) نام گرفت.

سال ۲۰۰۴: ویندوز XP سرویس پک ۲

2004sp2setupwizard

با ظهور مشکلات ایمنی متعدد در سیستم‌عامل ویندوز، مایکروسافت تمام تلاشش را بکار گرفت تا فرایند توسعه‌ی نرم‌افزاری خود را بهینه‌سازی و اصلاح کند.در این راستا روش جدیدی برای طراحی و توسعه‌ی نرم‌افزار به وجود آمد به نام چرخه‌ی حیاتی توسعه‌ی ایمنی (Security Development Lifecycle). یکی از اولین محصولات این چرخه سرویس پک ۲ ویندوز XP بود که «تخته شیرجه» (Springboard) نامیده شد. بعضی معتقدند سرویس پک ۲ ویندوز XP تغییرات زیاد و اساسی در سیستم‌عامل ایجاد می‌کرد به طوری که می‌توانست به عنوان یک سیستم‌عامل مجزا منتشر شود. ولی مایکروسافت عمداً آن را به صورت رایگان برای کاربران ویندوز XP عرضه کرد تا کاربران بیشتری ویندوزشان را ارتقا بدهند.

با گذشت چند سال از انتشار ویندوز XP منتقدین به این نتیجه رسیده بودند که ظاهر جدید ویندوز بد نیست و اگر کسی هنوز عادت به ظاهر پیشین ویندوز دارد می‌تواند به راحتی ویندوز XP را شبیه به ویندوز ۲۰۰۰ کند.

سال ۲۰۰۵: سقوط شاخ دراز!

2005longhornreset

مایکروسافت آرزو‌های بلند و بالایی برای نسخه‌ی بعدی ویندوز داشت و آن را شاخ دراز (Longhorn) نام‌گذاری کرده بود. Longhorn قابلیت‌های خارق‌العاده‌ای داشت و قرار بود دنیای رایانه را به انحصار خود درآورد. Longhorn در کنفرانس حرفه‌ای برنامه‌نویسان در سال ۲۰۰۳ توانست توجه زیادی را به خود جلب کند.

longhorn

در سال ۲۰۰۴ که اولین نسخه‌ی آزمایشی از Longhorn منتشر شد خیلی امیدوارکننده نبود. بیشتر قابلیت‌های Longhorn درست کار نمی‌کرد لذا با ورود به سال ۲۰۰۵ تیم ویندوز در آرزوهای بلندبالای خود تجدیدنظر کردند. مایکروسافت تصمیمی گرفت در وال‌استریت ژورنال در مقاله‌ای با نام «راه اندازی مجدد Longhorn» به چاپ رسید. مایکروسافت به این نتیجه رسیده بود که Longhorn گزینه‌ی مناسبی برای جایگزین کردن ویندوز XP نیست لذا بیشتر تلاشی که برای Longhorn انجام داده بود را دور ریخت و از نو برای تولید یک سیستم‌عامل جدید برنامه‌ریزی کرد.

سال ۲۰۰۶: ویستا وارد می‌شود

2006vistawow

بعد از آبروریزی که به خاطر شکست Longhorn ایجاد شده بود انتظار داشتیم نسخه‌ی بعدی ویندوز یک نسخه‌ی متعادل با کارایی مناسب باشد. هیچ کس پیش‌بینی نمی‌کرد نسخه‌ی بعدی ویندوز هم محکوم به شکست شود.

تغییرات زیادی در بخش ارتباط با سخت‌افزار ویندوز ویستا به وجود آمده بود که نیاز داشت سازندگان سخت‌افزار درایورهای خودشان را با تغییرات ویندوز سازگار کنند. ولی تأخیرهای متعدد مایکروسافت در عرضه‌ی ویستا باعث شد سازندگان به ویندوز ویستا بی‌توجه شوند. علاوه بر این مایکروسافت به برخی سازندگان اجازه داده بود کارت‌های گرافیکی تولید و روانه‌ی بازار کنند که اصلاً از قابلیت Aero پشتیبانی نمی‌کردند. این قابلیت که نماد ویندوز ویستا است، یک جلوه‌ی جذاب تصویری و وجه تمایز ویندوز ویستا با نسخه‌های پیشینش به حساب می‌رفت.

عدم برنامه‌ریزی مناسب برای ویندوز ویستا منجر به شکست سیستم‌عامل جدید مایکروسافت شد. ویستا تا منتشر شدن سرویس پک ۱ تنها یک مشت کد بود که درست کار نمی‌کرد. حتی بعد از منتشر شدن سرویس پک ۱ ویندوز ویستا، سازندگان سخت‌افزارها نتوانستند با آن هماهنگ شوند و درایورهایی که درست کردند در ویستا کارایی بسیار ضعیف و نامناسب داشتند.

سال ۲۰۰۷: شما از نسخه‌ی اصلی ویندوز استفاده نمی‌کنید!

2007windowsvistaactivation

ویندوز XP علاوه بر مشکلات فراوان امنیتی، یک ایراد دیگر هم دارد که البته بیشتر به مایکروسافت مربوط می‌شود تا به کاربران. نصب نسخه‌ی غیر اصلی آن کار بسیار راحتی است و بسیاری از مردم جهان بدون اینکه پولی بابت ویندوز بپردازند آن را با یک سریال جعلی نصب می‌کنند و از تمام قابلیت‌های آن استفاده می‌کنند. مایکروسافت برای رفع این مشکل یک سیستم تشخیص نسخه‌ی اصلی (Genuine) از غیر اصلی در ویندوز ویستا قرار داد (WGA) که اگر اصلی بودن سیستم‌عامل توسط این نرم‌افزار تشخیص داده نشود، برخی قابلیت‌های سیستم‌َعامل مثل قابلیت‌های امنیتی، به‌روزرسانی‌ها و … غیرفعال می‌شود و مرتباً به کاربر یادآوری می‌شود که ویندوز شما اصل نیست.

WGA در سال ۲۰۰۷ کارش را آغاز کرد و در ابتدای راه بسیار ضعیف بود. بسیاری از کاربران با اینکه نسخه‌ی اصلی ویندوز را خریده بودند با نصب یک نرم‌افزار یا تغییری در سخت‌افزار رایانه‌ی خود با پیغام «اصلی نبودن ویندوز» و سپس از کار افتادن برخی قابلیت‌های آن مواجه می‌شدند.

در سال ۲۰۰۸ بیشتر ایرادات WGA برطرف شده بود و به خوبی کار می‌کرد ولی با این حال تأثیر منفی خود را در ذهن کاربران ویندوز ویستا ثبت کرده بود.

سال ۲۰۰۸: تیر خلاص اپل به مایکروسافت با تبلیغ «مک بخرید»

2008getamac

تبلیغات تلویزیونی اپل با عنوان «مک بخرید» در سال ۲۰۰۶ آغاز شد ولی در سال ۲۰۰۸ حملات بی‌رحمانه‌ای به ویندوز ویستا انجام داد و با برشمردن ایرادات فراوان آن، کاربران را ترغیب به خرید مک می‌کرد.

سال ۲۰۰۹: ویندوز ۷، آنچه که باید از اول به جای ویستا می‌آمد

2009ballmersinofskywin7launch

به خاطر مشکلات امنیتی ویندوز XP و ایرادات فنی فراوان در ویندوز Longhorn و ویستا، پیش‌بینی می‌کردیم که در سال‌های بعد از ویستا یک نسخه از ویندوز ارائه شود که مشکلات نسخه‌های قبلی ویندوز را نداشته باشد.

تحت مدیریت استیفن سینوفسکی، ویندوز ۷ در زمان‌بندی مناسب عرضه شد. این دفعه برخلاف دفعه‌ی قبل، سازندگان سخت‌افزارها با ویندوز ۷ هماهنگ بودند و البته ویندوز ۷ تغییرات عمیق فراوان نداشت که مشکلات زیادی برای تولیدکنندگان سخت‌افزار به وجود آورد. ویندوز ۷ بسیار بهتر از ویستا بود به طوری که گفته می‌شود از اول باید به جای ویستا می‌آمد. انتشار ویندوز ۷ یک تحول بسیار خوب در سیستم‌عامل ویندوز و بزرگ‌ترین موفقیت مایکروسافت به حساب می‌آید.

سال ۲۰۱۰: ویندوز ۷ بزرگ‌ترین موفقیت مایکروسافت است

2010-windows-7-boxen

بنا بر آمار NetMarketShare تنها ۹ ماه از عرضه‌ی ویندوز ۷ گذشته بود که تعداد رایانه‌های دارای ویندوز ۷ از کل رایانه‌هایی که در طی این چند سال ویندوز ویستا نصب کرده بودند، بیشتر شد. یکی دیگر از عواملی که به موفقیت ویندوز ۷ کمک کرد، بازیابی اقتصاد جهانی پس از رکود بود که باعرضهٔ ویندوز ۷ همزمان شد. شرکت‌ها و اداره‌هایی که به علت مشکلات مالی تاکنون نتوانسته بودند سیستم‌عامل رایانه‌هایشان را ارتقا بدهند فرصت پیدا کردند تا بهترین ویندوز دنیا را بر روی رایانه‌هایشان نصب کنند. در همین روزها بود که اپل تبلت iPad را معرفی کرد و با این کار جدالی تازه در دنیای فناوری به راه انداخت که هنوز ادامه دارد و شرکت‌های مختلف در زمینه‌ی تبلت‌ها با هم رقابت می‌کنند.

سال ۲۰۱۱: پیش‌نمایش ویندوز ۸

2011windows8devpreview

در زمانی که تبلت‌ها و رایانه‌های لمسی در زندگی مردم واردشده‌اند، مایکروسافت نیاز داشت ظاهر قدیمی ویندوز را که از سال ۱۹۹۵ تغییر اساسی نکرده بود، به گونه‌ای بهینه‌سازی کند که مناسب دستگاه‌های لمسی باشد.

در سپتامبر ۲۰۱۱ مایکروسافت رسماً از ویندوز ۸ رونمایی کرد.نسخه‌ی نمایشی ویندوز ۸ در ۲۴ ساعت اول انتشارش بیش از ۵۰۰ هزار بار دانلود شد. کاربران در این زمان برای بار اول با رابط کاربری Metro روبرو شدند و مشخص شد تفاوت خیلی زیادی با رابط کاربری قبلی دارد لذا بسیاری از کاربران از آن زده خواهند شد و چندین سال طول خواهد کشید تا از ویندوز ۷ دل بکنند. دقیقاً همین شرایط برای ویندوز XP هم پیش آمده بود.

سال ۲۰۱۲: ورود رسمی ویندوز ۸ به بازار

2012windows-8-launch

با مدیریت استیفن سینوفسکی، ویندوز ۸ با دقت و احتیاط پیش‌روی می‌کرد. ابتدا یک نسخه‌ی نمایشی برای کاربران خانگی، یک نسخه‌ی نمایشی نهایی و سپس نسخه‌ی کامل ویندوز ۸ عرضه شد. کمی بعد از عرضه‌ی رسمی ویندوز ۸، استیفن سینوفسکی از سمتش کناره‌گیری کرد. در همین موقع بسیاری از امیدها برای موفقیت ویندوز ۸ به ناامیدی تبدیل شده بود. چون کاربران (مخصوصاً کاربرانی که از موس و صفحه‌کلید استفاده می‌کنند) در کار با ویندوز ۸ دچار مشکلات جدی شده بودند. حتی کاربران حرفه‌ای برای انجام کارهای ساده‌ای مثل خاموش کردن سیستم احتیاج به آموزش مخصوص داشتند.

سال ۲۰۱۳: ویندوز ۸.۱ با دکمه‌ی استارت آمد

2013win81startbutton

مایکروسافت پیش از عرضه‌ی ویندوز ۸ هر سه سال یک‌بار از نسخه‌ی جدید ویندوز رونمایی می‌کرد ولی باعرضهٔ ویندوز ۸ قول داد این زمان را کوتاه‌تر کند. باعرضهٔ ویندوز ۸.۱ دقیقاً یک سال بعد از ویندوز ۸، مایکروسافت به قولش عمل کرد. ویندوز ۸.۱ تنها یک سرویس پک نیست بلکه تفاوت‌های قابل‌توجهی با ویندوز ۸ دارد.

معلوم است مایکروسافت به بازخورد کاربران نسبت به ویندوز ۸ توجه می‌کند. در چند ماه بعد از انتشار ویندوز ۸، نرم‌افزارهای جایگزین منوی استارت، پرفروش‌ترین نرم‌افزارهای ویندوز بودند. مایکروسافت این پیام را از کاربران دریافت کرد و دکمه‌ی استارت را به مکان قبلی‌اش برگرداند. البته لازم به ذکر است این دکمه بیشتر جنبه‌ی روانی دارد چون در ویندوز ۸ هم وجود داشت.در ویندوز ۸ کافی است موس را به گوشه‌ی پایین سمت چپ صفحه بیاورید تا دکمه‌ی استارت ظاهر شود.

سال ۲۰۱۴: یک به‌روزرسانی بزرگ برای ویندوز ۸

2014-windows-8-1-update

مایکروسافت چرخ توسعه‌اش را خیلی سریع کرده است چون هنوز مدت زیادی از عرضه‌ی ویندوز ۸.۱ نگذشته که یک به‌روزرسانی عمده‌ی دیگر برای ویندوز عرضه کرده است. در این به‌روزرسانی سعی می‌کند کمی دیگر از نارضایتی کاربران کم کند.

مایکروسافت در کنفرانس برنامه‌نویسان قول داد که منوی استارت را به ویندوز ۸ برگرداند و قابلیتی فراهم کند که برنامه‌های Modern (نام جدید جایگزین Metro) به جای اینکه الزاماً تمام صفحه باشند، در یک پنجره اجرا شوند. اقدامات و صحبت‌های اخیر مایکروسافت حاکی از این است که به رضایت کاربران از ویندوز ۸ بسیار اهمیت می‌دهد و هر آنچه که تاکنون به آن ایراد می‌گرفتند به زودی برطرف خواهد شد.

انتقادات گسترده‌ای که در چند ماه اخیر به ویندوز ۸ شد نشان می‌دهد انحصاری که مایکروسافت ۱۴ سال پیش در بازار رایانه‌ها داشت از بین رفته و دیگر آن‌قدر قدرتمند نیست که دولت آمریکا بخواهد آن را به دو نیم کند.

منبع


صفحه فیس‌بوک یک پزشک را ببینید:

فید یک پزشک محل مناسبی برای تبلیغات شما: محل تبلیغات متنی و بنری شما

برای سفارش تبلیغ تماس بگیرید

29 Mar 22:02

فال

by Faez Ehya
فال گرفتم
مطلع‌اش تو
تفسیرش تو
گفت،
من فقط با تو

فائز احیا
۹ فروردین‌ماه ۱۳۹۳
25 Mar 17:40

(Why did you leave Me) Tahmoures & Homayoun (چرا رفتی)

by Faez Ehya
16 Feb 02:51

سازمان گزارشگران بدون مرز، رهبر جمهوری اسلامی ایران را تنها مسئول حصر میر حسین موسوی، مهدی کروبی وزهرا رهنورد دانست

سازمان گزارشگران بدون مرز، نهاد غیر دولتی مدافع حقوق بشر و رسانه‌ها، روز جمعه در بیانیه‌ای، آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، را تنها مسئول حبس و حصر مهدی کروبی، زهرا رهنورد و میرحسین موسوی معرفی کرد. این سازمان در بیانیه‌ خود که نسخه‌ای از آن را در اختیار رادیو فردا قرار داده، رهبر جمهوری اسلامی ایران را عامل چیرگی خودسری و مصونیت از مجازات در کشور و مسئول این اقدامِی که در این بیانیه خودسرانه خوانده شده، دانسته است. گزارشگران بدون مرز می‌گوید این اقدام نه تنها ناقض قانون اساسی و قوانین داخلی جمهوری اسلامی بلکه خلاف تعهدات بین‌المللی رسمی دولت ایران است. این سازمان همچنین بر «مسئولیت» حسن روحانی رئیس جمهوری ایران، در این باره تاکید کرده و گفته است که آقای روحانی وعده آزادی همه زندانیان سیاسی را در پی به قدرت رسیدن فراموش کرده است.
14 Feb 06:42

Petition for Save & Free Iranian Soldiers

by Faez Ehya


His Excellency, Mr. Ban Ki-Moon, United Nations Secretary General
His Excellency, Mr. Hassan Rouhani, President of Iran
His Excellency, Mr. Mamnoon Hussain, President of Pakistan
His Excellency, Mr. Peter Maurer President, International Committee of the Red Cross

Five Iranian soldiers are recently abducted by the armed group "Jaish al- Adl" in the Southeastern border of Iran. Iranians, along with the families of these soldiers are deeply concerned about their lives.

This is not the first terrorist act of this extremist armed group and they have a history of violence in the region. These young men, who are completing their mandatory military service, are victims of a violent conflict in which they have no role in and their abduction is against all international rules.

We, the undersigned, urge you all to use any possible measure to ensure their safety and release.
Sincerely,
#FreeIranianSodiers

13 Feb 14:53

قرارمان برقرار است!

by zeinab

آخرین بار را یادم نمی آید، اما دور و بر ِ دو سال بود که حرف نزده بودیم. از اول هم نمی شناختمش. از آن آدمها بود که یکهو وسط ِ زندگی ِ آدم سبز می شوند، خودشان پیدایت می کنند. این از خصوصیات ِ دنیای اینترنت و آشنایی های ِ این مدلی است. و من مدتهاست به چنین دوستی ها و آشنایی هایی دل بسته ام. دیگر برایم دنیای ِ مجازی نیست. می دانید که چه قدر دوست و همدل از اینجا پیدا کرده ام.
یک روز آدم و برایم کامنت خصوصی گذاشت، در وبلاگ ِ قدیمی ترم. وبلاگ ِ قبل از این. آی دی ِ یاهو خواست به گمانم. می خواست درباره مسئله ای صحبت کند. بدبین بودم. چه دلیلی داشت که یک آدم ِ ناشناس ردم را بگیرد و بعد بیاید و اصرار کند که درباره یک آدم ِ دیگر با من صحبت کند؟ کلا همیشه نسبت به آدمهایی که از جایی ردم را می گیرند و درباره ام اطلاعاتی دارند که من درباره آنها ندارم، احساس ِ نا-راحتی می کنم. ولی شاید اصرارش باعث شد که با حفظ فاصله با او حرف بزنم. درباره فردی که آشنای ِ مشترک ِ هر دو مان بود حرف زدیم. برایم سخت بود که او مدتها می دانست من دوست ِ آن آدم هستم و من هیچوقت نمی دانستم. احساس می کردم که عدالت رعایت نمی شود، که ما در این صحبت برابر نیستیم.
اما بعد از مدتی حرف زدن، چیزی در صحبت هایش، اعتمادم را جلب کرد. نمی دانم چه بود؟ شاید اینکه پذیرا بود. پذیرا بود یعنی که ذهنش قضاوت نمی کرد. پرسش هایش باعث می شد که جوابش را بگیرد. اما حالتی از فضولی در سوال هایش نبود. شاید دومین نفری بود که راز ِ آن روزهای ِ سختم را دانست. و نفر ِ اول، همان دوست ِ مشترک بود. چند بار صحبت کردیم. راهنمایی ام کرد. پیگیری کرد. و بعد من دیگر نخواستم صحبتی کنم. خودم را پشت ِ چراغ ِ نامرئی ِ چت پنهان کردم. و به رفع ِ مشکل و به زندگی ام پرداختم. و او شد خواننده ثابت ِ وبلاگ هایم. و من به او اعتماد داشتم، بدون ِ اینکه دیگر صحبت کنیم.

چند روز ِ پیش پیامش را روی مسنجر ِ یاهو دیدم. تصمیم گرفتم جواب دهم. دادم. دو شب ِ پیش آمد و شروع کرد به نوشتن ِ جواب ِ پیامم. دلم خواست صحبت کنم. داشت می نوشت. سلام کردم و برایش نوشتم که دارم حرف هایت را می خوانم. یعنی که هستم، ولی حرفی نمی زنم، تا تو بگویی. و گفت. و حرف زدیم. و چه قدر صمیمی. که نمی دانم این حس ِ اطمینان را چه طور به آدم منتقل می کند. دقایق طولانی حرف زدیم. حرف های مثبتی زد. حرف هایی که وقتی فکرش را می کردم، می دیدم که اعتقادی به آن ندارم. ولی نوع ِ حرف زدنش باعث شد که تا انتهای ِ حرفهایش را با ولع گوش دهم!
نمی دانم کیست. کدام آدم است و کجای ِ دنیا زندگی می کند و چند سالش هست و کارش چیست و زندگی اش چه طور است؟ اما لزومی هم نمی بینم که بدانم. اتفاقی ندیده ام ش. دیگر تفکرم هم عوض شده است و نمی توانم بگویم به دلیلی جلوی ِ راه ِ زندگی ام سبز شده است. کلا اینها مهم نیست. مهم این است که یک آدمی که شاخص ترین ویژگی اش “قابل اطمینان بودن” است، از یک جایی، وارد ِ زندگی ام شده، دوستم شده، هم کلامم شده؛ و شبی از شب ها، که بی نیاز هم نبودم، گرمایی سخت تند و آرام به وجودم تابانده. قراری گذاشتیم. قرارمان برقرار است!

03 Feb 17:50

چای با تو

by Faez Ehya
بنشین
چای ریخته‌ام
بهانه کنار تو بودن‌ست
وسط مشغله‌هایت

فائز احیا
14 بهمن‌ماه 1392
28 Jan 19:14

نظرگه

by Faez Ehya
راه و دوری و بعد مسافت
جمله بهانه‌است
من بعد عاشقی 
در نظرگه تو
دائم مسافرم

فائز احیا
8 بهمن‌ماه 1392
25 Jan 10:18

عشق

by Faez Ehya
جریمه‌ام کنید
به بندم بکشید
ساعت‌های متمادی با فحش‌هایتان
این بی‌ارزش‌ترین واژه‌ها
حقارت‌تان را
ضعف‌تان را
با بیداری من گره بزنید
ولی عشق را
این تنها امید مانده در دل‌ها
تنها پرتوی نور تاب‌آورده در ظلمت را
نه از دست می‌دهم
نه رها می‌کند مرا

فائز احیا
5 بهمن ماه 1392
24 Jan 18:59

نامه سرگشاده زیباکلام به رسایی

by www.kaleme.com

بسمه تعالی

جناب حجت الاسلام حمید رسایی نماینده محترم مجلس شورای اسلامی زیده توفیقاته

با سلام و تحیات، حضرتعالی و برخی دیگر از برادران و خواهران اصولگرا به رویارویی شدیدی با توافق ژنو برخاسته اید. ظرف چند روزگذشته شماری از طرفداران آقای احمدی نژاد و اعضاء جبهه پایداری با تعابیری همچون ” هولوکاست “، ” ترکمنچای ” ،” ذلت بار” ، ” تسلیم” ، “سازش” ، “خفت آور” و … یاد کرده اند. حتی در اخبار آمده بود که بیش از ۶۰ تن از نمایندگان مجلس در مخالفت با ژنوآقای دکتر ظریف را به مجلس احضار کرده اند. حاجت به گفتن نیست که این جزء حق مسلم نمایندگان است تا بر عملکرد قوه مجریه نظارت داشته و به اصطلاح ” مو را از ماست بکشند”. در سطحی وسیع تر البته، این هم حق آحاد ملت است که در خصوص همه امور کشور از جمله توافق هسته ایی به بررسی و اظهارنظر موافق یا مخالف بپردازند. بعبارت دیگر، حق اظهار نظر در خصوص برنامه هسته ایی کشور صرفا محدود و منحصر به مخالفین توافق ژنو نمی تواند بشود. یقینا جنابعالی و دوستانتان تصدیق می فرمائید که همانطور که شما از این حق برخوردارید که تغییر در برنامه های هسته ای کشور و کند شدن آنها را ” ذلت بار” ، ” ترکمنچای” و … ارزیابی نمایند، دیگران هم علی القاعده می بایستی از این حق همچون شما و همفکرانتان برخوردار باشند که در خصوص این برنامه ها اظهارنظر نمایند.

جناب رسایی، یقینا انگیزه شما و همفکرانتان برای مخالفت با ژنو می بایستی بواسطه منافع ملی بوده باشد. شما باور دارید که فعالیت های هسته ایی برای ایران منافع مهمی در بر دارد و چون توافق ژنو محدودیت هایی برای این فعالیت ها ایجاد کرده لاجرم با آن به مخالفت برخاسته اید.سئوال بنده هم از جنابعالی و همفکرانتان دقیقا همین است: جناب رسایی، آن منافع و خیرات و مبراتی که برنامه هسته ایی برای کشور داشته کدام بوده است؟ این هزینه سنگینی که متجاوز از یک دهه است چه بصورت مستقیم و چه چندین برابر آن بصورت غیر مستقیقم ( بواسطه تحریم ها) برای برنامه هسته ایی مان می پردازیم، چه سود و چه حاصلی برای مصالح و منافع ملی و اقتصادی کشور در بر داشته ؟ ظرف یک دهه گذشته بسیاری از مسئولین محترم کشور هزاران بار در جریان مصاحبه ها، سخنرانی، همایش، مقالات ، میزگردها و غیره پیرامون پیشرفت های هسته ایی کشور و اینکه چگونه این دستاوردها مایه فخر و مباهات ایران شده اند، حجم انبوهی از مطالب را فرموده اند. اما سئوال بنده خیلی ساده است: مابه ازاء این دستاوردها برای توسعه و پیشرفت اقتصادی کشور کدام بوده است؟

جناب احمدی نژاد پس از آغاز ریاست جمهوری شان در سال ۱۳۸۴ یکی از نخستین گام هایی که بر داشتند توقف برنامه ” کج دارو مریز ” اصلاح طلبان در برنامه های هسته ایی کشور بود. همچون جنابعالی و همفکرانتان که امروز ژنو را ” مصیبت عظما” می نامید، ایشان یک گا م هم از شما جلوتر رفته و برنامه ” کج دار و مریز” دوران خاتمی به سرپرستی آقای حسن روحانی بعنوان مذاکره کننده ایران با غربیها را ” خیانت” اعلام کردند.

آن ” برنامه خائنانه ” را متوقف نمودند و اعلام داشتند که منبعد برنامه هسته ایی ایران با تمام توان و سرعت به پیش خواهد رفت. غرب، شرق، شمال و جنوب هم هرکاری می خواهند بکنند. بنده قصدم در اینجا تشریح مصیبت هایی که آن سیاست ظرف ۸ سال گذشته بر سر ایران آورده نیست. بلکه می خواهم اشاره ای به شاه بیت استدلال ایشان بنمایم که چرا گذشتگان را در خصوص هسته ایی ” خائن” می دانستند. به اعتقاد جناب آقای احمدی نژاد ، برنامه های هسته ایی ایران باعث می شوند تا ۲۵۰ صنعت و رشته اقتصادی دیگر در کشور فعال شوند. بنده ظرف ۸ سال گذشته بارها و بارها در نوشته ها ، سخنرانی ها و مناظره هایم ( از جمله با خود حضرتعالی) تقاضا نمودم که طرفداران فعالیت های هسته ایی ایران ، ۲۵۰ که جای خود دارد، ۵ تا از آن صنایع و رشته های اقتصادی جدید را که بواسطه فعالیت های هسته ایی در کشور بوجود میامدند را نام ببرند؟ اگر هدف ما تولید سلاح هسته ایی می بود ، در آنصورت اصرار بر اینکه این همه هزینه نمائیم توجیه می داشت. چرا که هیچ کشوری حاضر نیست به ما سلاح هسته ایی بفروشد. از صدر تا زیل آنرا خودمان می بایستی درداخل کشور می ساختیم. اما مقام معظم رهبری موکدا فرموده اند که ایران به هیچ روی در صدد ساخت سلاح هسته ایی نیست. هدف ما از برنامه هسته ایی مان استفاده صلح آمیز و تولید اورانیوم ۵ درصد غنی شده برای نیروگاه بوشهر و سایر نیروگاههایم هسته ایی تولید برق که در آینده در کشور خواهیم ساخت می باشد.

با این پیش فرض که هدف ما از فعالیت های هسته ایی تولید برق می باشد، در اینصورت این سئوال از منظر اقتصادی مطرح می شود که این مخارجات سرسام آوری که تولید سوخت نیروگاه هسته ایی در کشور داشته، هزینه برق تولید شده در بوشهر را چه کسی می بایستی بپردازد، مردم یا دولت؟ اگر هزینه برق تولید شده در بوشهر را وزارت نیرو بخواهد از مصرف کننده بگیرد، آیا هیچ مصرف کننده ایی توان پرداخت آنرا خواهد داشت؟ وقتی سوخت نیروگاه بوشهر می تواند توسط آژانس با هزینه ایی که هزاران بار ارزان تر از هزینه تولید آن در ایران است تامین شود، آیا اصرار ما بر اینکه خودمان آنرا در داخل و علی رغم غیر اقتصادی بودنش تولید کنیم، سئوال برانگیز نیست؟ همین وضعیت در خصوص رادیو داروها هم هست. اتفاقا یکی از دلائل شک و تردید غربیها به انگیزه ما هم همین اصرار مان مبنی بر تولید سوخت بوشهر در داخل کشور است با چنین هزینه سرسام آوری. امیدوارم نفرمائید که “نخواهند داد”. چون جناب دکتر علی اکبر خان صالحی بشما توضیح خواهند داد که چنین امری غیر ممکن خواهد بود. در عین حال می توانید مسیر را کوتاه تر نموده و نیم نگاهی به واردات بیش از ۵/۶ میلیون تن گندم از آمریکا در سال گذشته بیاندازید.

جناب رسایی، نه تنها اصرار ما بر تولید سوخت هسته ایی (غنی سازی) در داخل کشور با توجه به هزینه سنگین آن هیچ توجیه اقتصادی ندارد، بلکه سایر مطالبی هم که تحت عناوین همچون “دستاوردهای غرورانگیز و افتخارآمیز هسته ای مان ” عنوان می شوند یکسویه و مبالغه آمیز هستند. از نظر صرف دانش علمی آنچه که ذیل غنی سازی صورت می گیرد، کشف یا روش علمی بوده که قریب به ۹۰ سال پیش توسط یکی از دانشمندان انگلیسی برای نخستین بار ابداع می شود. طرفه آنکه ما بگوئیم سانترفیوژهایی که ما توانسته ایم در ایران بسازیم پیشرفته تر هستند. آنهم بعید بنظر می رسد که در مقایسه با سانترفیوژهای کشورهای پیشرفته جایی بتوانند در عرصه بین المللی داشته باشند. هیچ بخشی از فعالیت های هسته ایی ما شکافتن مرزهای دانش و نوآوری محسوب نمی شوند. متاسفانه مخالفت غربیها با فعالیت های هسته ایی ما، بر روی این برنامه ها یک هاله ایی از درستی، حقانیت ،تعهد، غرور و رسالت ملی کشیده. مخالفت غربیها سبب شد که بسیاری از ما باورمان شود که چون بزعم خودمان غربیها دشمن پیشرفت و ترقی ما هستند، پس حتما فعالیت های هسته ایی ما حرکتی درست و به نفع مان است و بالاترین دلیلش هم همین مخالفت غربیهاست. این استدلال که “چون غربیها با برنامه های هسته ایی ما مخالفند پس این برنامه حکما می بایستی تحقق پیدا می کند” شوربختانه خیلی بیش از تحریم ها به ما ضرر و زیان وارد کرده. اساسا خود اینکه غربیها با برنامه های هسته ایی ما مخالف هستند، فی نفسه اشتباه است. غربیها با هر برنامه ما که بتواند مستقیم یا غیرمستقیم کاربرد نظامی پیدا کند مخالفت خواهند کرد. علت مخالفت آنها هم با برنامه هسته ایی ما محدود به بخش هایی می شود که می تواند کاربرد نظامی پیدا کند. در سایر بخشها آنها مستقیما یا از طریق آژانس حتی حاضر به همکاری هم هستند. آن بخش هایی هم که می توانند کاربرد نظامی داشته باشند را می شد با تمهیداتی بصورتی در کشور اجرا می کردیم که از همان ابتداء بجای رویارویی با همکاری خود غربیها صورت می گرفت. می شد از همان ابتدا اسباب اعتماد و اطمینان آنها را فراهم می کردیم همچنانکه امروز بعد از ده سال و خدا می داند چقدر خسارت به کشور داریم عملا انجام می دهیم. متاسفانه جدای از اینکه این پرسش ساده که آیا انجام برنامه های هسته ایی در ایران اساسا هیچ توجیه اقتصادی دارد یا نه، هیچوقت امکان مطرح شدن پیدا نکرد، اشکال اساسی دیگر آن بود که مع الاسف به کل مسئله هسته ایی از همان ابتدا به عنوان یک ابزار ایدئولوژیک برای رویارویی با غرب نگریسته شد. متاسفانه برنامه هسته ایی بعوض آنکه در خدمت مصالح و منافع ملی قرار گیرد، در خدمت مصالح و منافع ملی سیاسی خطی ، جناحی و ایدئولوژیک قرار گرفت. برنامه هسته ایی شد یک ابزاری در دست جریانات سیاسی برای اثبات انقلابی گری، متعهد بودن به انقلاب، ضدیت با غرب و با آمریکا و خود را برتر و بالاتر از رقیب دیدن. چه در گذشته یعنی درسال ۸۴ و توسط آقای احمدی نژاد و چه امروز که جنابعالی و همفکرانتان پرچم مخالفت با ژنو را به اهتزاز درآورده اید همواره اینگونه برخورد کرده اید که این فقط شما هستید که نسبت به نظام و مملکت درد دارید، تعهد دارید و شاهد این ” ظلم عظیم ” به مصالح و منافع ایران هستید. شاهد این “مماشات”، “عقب نشینی” و “تسلیم” مسئولین بزعم شما غربگرا یا مرعوب آمریکا، لیبرال، اصلاح طلب ، وابسته، سازشکار و عافیت طلب هستید که به قول خودتان ” پای بر روی همه دستاوردهای هسته ایی این ملت گذاردند”. متاسفانه مخالفت غربیها با برنامه هسته ایی مان (آنهم همانطور که گفته شد با بخشی از جنبه های آن که می تواند کاربرد نظامی داشته باشد ) سبب شد که دفاع از برنامه هسته ایی و پیشبرد آن بمثابه امری انقلابی تلقی شود و برعکس تلاش در جهت حل و فصل آن تنزل یا فتنه به حرکتی سازشکارانه ، غیر انقلابی و ضد مردمی. نه جناب رسایی، اتفاقا برعکس است. شما و دوستانتان بواسطه ضدیت غرب با برنامه هسته ایی مان ممکن است ظاهرا انقلابی تر و متعهد تر به نظر برسید. اما آنان که درد تعطیل شدن نیمی از واحدهای تولیدی کشور بواسطه تحریم ها را دارند؛آنان که نگران بیش از ۵ میلیون بیکاردر کشور هستند؛ آنان که نگران صف طولانی مهاجرت تحصیلکردها و نخبگان از کشور هستند؛ آنان که نگران افول بلندمدت سرمایه گذاری و توسعه در بخش انرژی کشور بواسطه تحریم ها و برداشت میلیارد ها دلار از منابع نفت و گازمتعلق به ایران توسط همسایگانمان بواسطه تحریم ها هستند؛ آنان که نگران پائین رفتن سرانه بهداشت و درمان و آموزش و پرورش کشور و قرار گرفتن ایران در ردیف کشورهای آفریقایی و توسعه نیافته هستند؛ آنان که نگران بالا رفتن منظم خط فقر هستند؛ آنان که نگران فقدان امکانات اولیه اطفاء حریق در یک شهر۱۲ میلیون نفری هستند؛ آنان که نگران مصیبت های زیست محیطی متعدد کشور هستند؛….. اگر جناب رسایی میزان تعهد و پای بندی شان به نظام و مملکت اتفاقا بیشتر از شما نباشد یقین بدانید کمتر هم نیست. منتهی اشکال اساسی آن است که حاضر نیستند ازنمد هسته ایی کلاه سیاسی به سر بگذارند.

کلام آخر جناب رسایی اینکه یقین بدانید که نمی شود برای همیشه فقط به تجلیل و تمجید از برنامه هسته ایی اجازه داد و جلوی نظرات دیگر را با قید و بند سانسورگرفت. مطمئن باشید که این زره و این جایگاه رفیعی که مخالفت غرب با برنامه هسته ایی مان برای شما وهمفکرانتان بوجود آورده، بالاخره یکروز کارآمدی اش را از دست خواهد داد و نظرات دیگری هم در خصوص هسته ایی ابراز خواهد شد. ماه هسته ایی یقینا روزی از پشت ابرها بدر خواهد آمد.

ایام بکام باد

صادق زیباکلام

دوم بهمن ماه هزاروسیصدونود دو

20 Jan 16:45

آمریکا هم برخی تحریم‌های ایران را تعلیق کرد

به دنبال لغو برخی تحريم‌های اتحاديه اروپا عليه ايران، آمريکا نيز طبق توافق هسته‌ای بعضی از تحريم‌های ایران را به مدت شش ماه به حال تعليق درآورد. به دنبال لغو برخی تحريم‌های اتحاديه اروپا عليه ايران، آمريکا نيز طبق توافق هسته‌ای بعضی از تحريم‌های ایران را به مدت شش ماه به حال تعليق درآورد. به گزارش خبرگزاری رويترز، يکی از تحريم‌هايی که آمريکا دوشنبه ۳۰ دی ماه به حالت تعليق درآورد، کاهش تدریجی خرید نفت ایران است. آمريکا ۲۸ ژوئن سال ۲۰۱۲ تحريمی عليه ايران وضع کرد که به مشتريان نفتی ايران فقط در صورتی که هر شش ماه يکبار واردات نفت از ايران را کاهش دهند، از تحریم‌های خود معاف می‌کرد؛ موضوعی که باعث شد مشتريان نفتی ايران هر ۱۸۰ روز يکبار به خاطر معاف شدن از تحريم‌های آمريکا واردات نفت از ايران را کاهش دهند. به گزارش رويترز، خزانه‌داری آمريکا اعلام کرد اکنون که ايران در مرحله اوليه به تعهدات خود در چارچوب توافق هسته‌ای «به طور کامل» عمل کرده، آمريکا نيز به تلاش برای کاهش  بيشتر صادرات نفت ايران پايان می‌دهد. ايران تا پایان سال ۲۰۱۱ روزانه ۲.۲ ميليون بشکه صادرات نفت داشت، اما صادرات نفت هم‌اکنون به حدود يک ميليون بشکه در روز رسيده است؛ همچنین امکان انتقال پول نفت صادراتی به داخل کشور نیز از ایران سلب شده بود. اما روز دوشنبه با اجرايی شدن توافق هسته‌ای، اعلام شد که ایران ۱۹۶ کيلوگرم ذخاير اورانيوم ۲۰ درصدی خود را رقيق کرده و مقداری را نيز برای تبدیل به سوخت اکسید کرده است. ايران همچنين توليد اورانیوم ۲۰ درصدی را متوقف کرد. همه اين اقدامات تحت نظارت کارشناسان آژانس بين‌المللی انرژی هسته‌ای انجام شده و اين نهاد بين‌المللی نيز اقدامات ايران را تاييد کرده است. آمريکا همچنين تحريم‌ها عليه افراد غيرآمريکايی برای حمل و نقل مواد پتروشيمی ايران را به حالت تعليق درآورد. صادرات پتروشيمی ايران در سال گذشته نسبت به سال ۹۰ تحت تاثير تحريم‌ها ۳۳ درصد کاهش يافت و اين کاهش برای سال جاری نيز تا حدودی ادامه داشته است. واشینگتن همچنين برخی تحريم‌ها در مورد صادرات طلا و فلزات قيمتی به ايران را تعلیق کرده است. در فهرست تحريم‌های لغو شده، صادرات کالاها و خدمات خودروسازی به ايران نيز قرار دارد. مفاد توافق شش ماهه هسته‌ای قرار است در چندين نوبت اجرايی شود. ايران با عمل به تعهدات خود به صورت تدريجی طی ۱۸۰ روز آينده قادر خواهد بود ۴.۵ ميليارد دلار دارايی‌های بلوکه شده خود در خارج را نيز وارد کشور کند. آمريکا اعلام کرده است که کل دارايی‌های بلوکه شده ايران در خارج ۱۰۰ ميليارد دلار است.
19 Jan 18:51

تکرار

by Faez Ehya
من از تکرار تو با من
من از تکرار با تو نو بودن
من از تکرار با تو بودن
زندگی می‌سازم و هستم

فائز احیا
29 دی‌ماه 1392
17 Jan 17:10

پولتیک ۲۴ در رادیو فردا

پولتيک، برنامه هفتگی کامبيز حسينی، هر جمعه ساعت ۲۲ به وقت ايران، روی شبکه‌ ماهواره‌ هاتبرد، راديو و وب‌سايت راديوفردا پخش می‌شود.پولتيک، برنامه هفتگی کامبيز حسينی، هر جمعه ساعت ۲۲ به وقت ايران، روی شبکه‌ ماهواره‌ هاتبرد، راديو و  وب‌سايت راديوفردا پخش می‌شود. مشخصات فنی کاانال تصویری رادیو فردا در هاتبرد: HOTBIRD 8 Orbital Location: 13 Degrees East POLARIZATION: Vertical FREQ: 12.226 GHZ FEC: 3/4 NEW SYMBOL RATE: 27.5 MS/s VIDEO & PCR PID: HB1-8:4260 HB9-28: 4360 DATA RATE: 192 kbps ENCODING: MPEG2
12 Jan 21:23

نیست

by Faez Ehya
این نیست نیست‌های مدام
در ذهنم 
که می‌کوبد بی‌وقفه
جواب دندان‌شکن‌اش
بوسه‌های توست
بر لبم 

فائز احیا
۲۲ دی‌ماه ۱۳۹۲
09 Jan 02:43

قاب دانش

by تیم وبلاگ فارسی گوگل
این روزها بیشتر ما از Google تنها به عنوان یک موتور جستجو استفاده نمی‌کنیم. جستجوی Google به چیزی فراتر از پیدا کردن عبارت مورد نظر در وبسایت‌های مختلف تبدیل شده است. جستجو راهی است برای رشد، تحقیق، و کشف و گسترش افق‌های تازه. قاب دانش (Knowledge Panels) یکی از محصولات Google است که کشف اطلاعات جدید را ساده‌تر می‌کند و به تازگی به زبان فارسی هم در اختیار کاربران فارسی زبان قرار گرفته است.

در گذشته عبارت «امیر کبیر» برای Google فقط دو کلمه بود و غیر از حروف تشکیل دهنده‌اش معنی دیگری نداشت. اما می‌دانیم که این عبارت معنا و مفهوم عمیق‌تری از فقط همین دو کلمه دارد. امیر کبیر نام یکی از صدراعظم‌های ایران در دوران قاجار، نام یک دانشگاه در شهر تهران، و نام یک مؤسسهٔ انتشاراتی است.



قاب دانش این امکان را برای کاربران ایجاد می‌کند که چیزهای مختلف را جستجو کنند: اشخاص، مکان‌ها، تیم‌های ورزشی، فیلم‌ها و سریال‌ها، بناهای تاریخی، اجرام سماوی، آثار هنری و خیلی چیزهای دیگر. Google در کنار نتایج معمول جستجو، قابی شامل اطلاعاتی دربارهٔ موضوع  مورد جستجو نمایش می‌دهد.


در قاب دانش ممکن است اطلاعات جدید و حتی گاهی غیرمنتظره پیدا کنید. مثلاً آیا می‌دانستید دوریس لسینگ، برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات، در کرمانشاه متولد شده است؟ یا اینکه ساختمان جدید سینما آزادی در تهران ده طبقه است و هر روز از ۱۰:۳۰ تا۲۳:۳۰ باز است؟




برای اینکه قاب دانش را به فارسی امتحان کنید از آدرس www.google.com/?hl=fa برای جستجو استفاده کنید. اگر می‌خواهید همیشه قاب دانش را به فارسی ببینید باید تنظیمات زبان را در حساب Google خود به فارسی تغییر دهید. اما لزومی ندارد زبان جستجو فارسی باشد.

برای تغییر تنظیمات زبان حساب خود (در این مثال از انگلیسی به فارسی) در www.google.com در گوشهٔ سمت راست بالای صفحه با کلیک بر روی ▼ در کنار آدرس ایمیل خود منو را باز کرده و بر روی Account کلیک کنید. 


در صفحهٔ Account در بخش Language بر روی Edit در مقابل «Primary Language» کلیک کنید. 



از منوی زبان‌ها زبان «فارسی» را انتخاب کنید.




برای مشاهدهٔ حساب خود به زبان فارسی، صفحه را تازه‌سازی کنید.

نوشتهٔ تیم زبان فارسی (Persian Initiative Team)
08 Jan 10:28

آسمان ابری تهران

by Faez Ehya
Faezehya

@Zeinab


صبر می‌کنم
ثانیه‌های کشنده دوری از تو را
چون آسمان ابری تهران
وقتی گرفته و نمی‌بارد

فائز احیا
18 دی‌ماه 1392
04 Jan 17:54

باشی

by Faez Ehya
ساز باشم
بنوازی مرا
درد باشم
درمان باشی مرا
مرگ باشم
زندگی باشی مرا
من نباشم
بود باشی مرا

فائز احیا
13 دی‌ماه 1392
03 Jan 19:07

200

by zeinab

حاج اسد، شوهر ِ خواهر ِ بابا بود. همیشه با همین نام شناختمش. داستان ی زندگی اش فکر نمی کنم برایتان جذاب باشد. من داستان های ِ زندگی را دوست دارم، اما داستان ِ زندگی ِ هر کسی را که نمی شود تعریف کرد. آن هم داستان ی زندگی ِ کسی که تنها نامش را می دانم، نسبتش را با خودم، بیماری ِ سخت ِ ماه های اخیرش؛ و تنها یک بار، آن هم از راه ِ دور دیدمش. مردی که از این روسری های ِ قرمز ِ عربستانی روی سرش انداخته بود و لباس ِ بلند ِ سفید به تن داشت. با قد ِ موتاه و پوست ِ سبزه و موهای ِ سفید و کم پشتش، تقریبا فرز راه می رفت. آنوقت که دیدمش می بایست هفتاد و چند سال سن می داشت.
مجلس ِ ختمش، مثل ِ همه مراسم خانوادگی ِ دیگر، محل ِ جمع شدن ِ اقوام بود. من عادت به شرکت در مراسم نداشتم. همیشه از جمع فراری بودم، مخصوصا جمع هایی که همه درباره ات کنجکاو باشند. اما مدتی است که تن به شناسایی ِ آدم ها می دهم. به معاشرت علاقه مند شده ام. هر چند هنوز در طول ِ شبانه روز، احتیاج ِ زیادی به داشتن خلوت پیدا می کنم. ولی ساعت هایی از روز را هم به دیگران می پردازم.
دیرتر از مامان و بابا رفتم. اینجا، بابا می دانست که خیلی ها به خاطر ِ او می آیند. زودتر رفته بود و می دانست که باید تا آخر ِ مجلس بنشیند. من وقتی راه افتادم که مامان تماس گرفت که زن عمویم هست! زن عمو، خواهر ِ حاج اسد می شود. دخترعمویم روی ِ صندلی های ِ ورودی نشسته بود. روبوسی کردیم. گفت اگر می توانی وارد ِ مسجد شوی، مامانم و مامانت آنجا نشسته اند. نشانده بودندش آنجا که به زن ها تذکر دهد که اینجا حسینیه نیست و مسجد است؛ که اگر نمی توانند وارد نشوند. یک ردیف صندلی، در کنار ِ پرده ای که قسمت ِ زنانه را از مردانه جدا می کرد، گذاشته بودند. چهره ها آشنا بودند. من اما نمی دانستم نامشان چیست. از نفر ِ اول به همه تسلیت گفتم. تا رسیدم به زن عمویم. تنها کسی که واقعا صاحب ِ مجلس بود. سرم را بغل کرد و بوسید. مامان کنارش نشسته بود. دو زنی که کنارش نشسته بودند را به من معرفی کرد و من را به آنها. خوشحال بود که آمده ام. همیشه دلش می خواسته همراهی اش کنیم. مامان برخلاف ِ ما، اهل ِ معاشرت است. هیچ کدام این اخلاق مان به او نرفته.
رفتم گوشه ای، تنها نشستم. از دور جمع را نگاه می کردم که دور تا دور ِ ستون ِ روبروی ِ صندلی های ِ پیده شده برای صاحبان مجلس نشسته بودند و بیشتر می شدند. هر کسی که می رسید، از نفر ِ اول روبوسی می کرد تا نفر ِ آخر. نمی دانم این همه روبوسی برای ِ چیست. زن عمویم که سر ِ همه را در آغوش می گرفت و می بوسید.
دو، سه بار چای تعارفم کردند. گفتم که نمی خورم. مشغول یادداشت در موبایلم بودم. لحظه ای سرم را بالا کردم و مامان از فرصت استفاده کرد و از راه ِ دور اشاره کرد. رفتم پیشش. گفت اگر می خواهی بروی، برو. گفتم پنج دقیقه می نشینم. فاطمه را نشانم داد. دیدم منتظر است بروم پیشش. تا رسیدم به اعتراض گفت که هر چه بال بال زده ام ندیدی ام. هر چه نگاهت کردم، همه اش سرت توی موبایلت بود! گفتم یادداشت می کردم. تند تند شروع کرد به حرف زدن. درست است که مادر ِ دو دختر ِ تین ایجر و یک پسربچه دبستانی است، اما آنقدر پرانرژی و خنده روست که این فاصله را حس نمی کنی. اوقات ِ آخر ِ حضورم در آنجا را پر کرد. نگذاشت بیشتر از این مشاهده کنم. البته یک کار ِ مثبت هم کرد. نشست و یکی یکی زن ها را از راه ِ دور به من معرفی کرد. آخرش هم سعی کرد از زبانم بکشد بیرون که دور و برم خبری هست یا نه. اما ناکام ماند. هر وقت بخواهم اخبار ِ زندگی ام را به دیگران می دهم!
*
داستان را که شروع کردم، فقط می خواستم مشاهداتم را بنویسم. آخرش فکر می کردم که خب، می خواهی به کجا برسی؟ جواب ِ سوالم را نمی دانستم. ادامه دادم تا ببینم به کجا می رسم. و حالا می بینم که به جای ِ خاصی نرسیده ام. اینکه در مراسم ِ ختم چه اتفاقی افتاده، شاید برای ِ کسی جذابیتی نداشته باشد. حالا اگر از یک مراسم ی عقد می نوشتم، یا جشن ِ تولد، باز ممکن بود عده ای جذب شوند. ولی مراسمی که همه بنشینند، عده ای احیانا گریه کنند، عده ای در ِ گوشی حرف بزنند، چای و حلوا بدهند برای ِ کسی جذابیت ندارد. من اما این روزها، به مرگ فکر می کنم. به زندگی فکر می کنم. به آدم ها فکر می کنم. و هر اتفاق ِ ساده ای، هر رابطه ساده ای، برایم جذابیت ِ خودش را دارد. به نظر ِ خودم باید این را می نوشتم.

02 Jan 13:05

http://razbaran.com/199/

by zeinab

چند ساعتی سعی کردم نوع ِ دیگه ای از وبلاگ نویسی رو امتحان کنم. نشستم از دیروز نوشتم. از بدشانسی هام، سه تا بزرگ، پشت ِ سر ِ هم. از حسی که داشتم.
از حرفهای دوست جانم. از پیامش که خودت رو رها کن! که هنوز هم رها صدام می کنه.
از تصادف ِ دیروزم. که زند و رهاشون کردم و باید برم سپر ِ عقب ِ ماشینم رو درست کنم.
از برف دو روز ِ گذشته. که بعد ِ چند سال اینجا رو سفیدپوش کرد.
از عشق که بیشتر از همیشه در سینه ام ریشه می دوونه. که داره بزرگم می کنه.
از تصمیم های بزرگی که می گیرم. شاید بگید حالا؟ در این سن داری سعی می کنی تصمیم ِ بزرگ بگیری؟ خب من همیشه تصمیم ِ کبری گرفتم. ولی هیچ وقت مثل ِ حالا، مسیر ِ آینده برام روشن نبوده. برای ِ همین این بار همه چیز فرق می کنه. این بار همه چیز فرق می کنه.
از اینکه می خوام در زندگی لذت ببرم. و هیچ چیزی بالاتر از لذت بردن در این دنیا نیست.
*
و این بار شکسته نوشتم. دلم خواست این بار شکسته نوشتن رو امتحان کنم. البته فقط این نیست. بیشتر نظر ِ همون چند تا خواننده وبلاگم هست. نظر ِ همه هم که نه. ولی یه وقتایی پیام هایی می رسه که نمی تونند با نثر ِ کتابی ِ نوشته هام ارتباط برقرار کنند. خودم مشکلی ندارم. من کتابی می نویسم و شکسته می خونم. یا شکسته در ذهنم حرف می زنم و کتابی می نویسم. برای همین واسه من این دو تا فرقی ندارن. فقط همیشه دوست داشتم کلمه ها رو درست بنویسم. برای ِ همین هیچ وقت هم اسیر ِ موج های ِ نوشتن ِ غلط ِ لغات، غلط نوشتن های عمدی، نشدم. مثلا هیچ وقت نشده بنویسم “عرزشی” ! خب این بار گفتم که این جوری بنویسم. شاید شما هم راضی تر باشید. شاید خودم هم خوشم بیاد.
*
هایده گوش می دم، با پیانوی انوشیروان روحانی:
هفت آسمان را بر درم
واز هفت دریا بگذرم
ای شعله تابان من
شما هم گوش بدید:

هایده و انوشیروان روحانی

از اینجا هم کلی آهنگ ِ دیگه از هایده گوش بدید:
هایده

02 Jan 18:18

سرجوب - کرج

by Faez Ehya

02 Jan 18:19

جای خالی تو

by Faez Ehya

جای تو خالی‌ست
وقت نوشیدن چای و کیک
وقت کتاب خوانی‌های عمیق
جای تو خالی‌ست
و این جای خالی تو
پر نمی‌شود
نه
پر نمی‌شود تا تونیستی
جای خالی تو بی تو
پر نمی شود
باید باشی

فائز احیا
11 دی‌ماه 1392
01 Jan 16:30

دموکراسی یا دموقراضه – سید مهدی شجاعی

by کافه کتاب

نام: دموکراسی یا دموقراضه نویسنده: سید مهدی شجاعی ناشر: انتشارات کتاب نیستان تاریخ نشر: سال ۱۳۸۸ – چاپ سوم تعداد صفحات: ۱۹۲ صفحه حجم: ۲.۷ مگابایت قیمت پشت جلد: ۳۳۰۰ تومان قیمت روز: ۸ هزار تومان درباره کتاب و گزیده‌ای از کتاب ، بیوگرافی سید مهدی شجاعی و فهرست کتاب در ادامه مطلب دانلود از [...]

The post دموکراسی یا دموقراضه – سید مهدی شجاعی appeared first on کافه کتاب.

30 Dec 17:24

کیک ۵۲ متری برای تولد ۵۲ سالگی رییس جمهوری آذربایجان

Faezehya

52 متر مالش

در جمهوری آذربايجان، ساکنان شهر «سومگاييت» با پخت کيکی ۵۲ متری، پنجاه و دومين سالگرد تولد الهام علی اف، رييس جمهوری اين کشور را برگزار کردند. اين کيک، پنج روز پس از تولد الهام علی اف در معرض عموم گذاشته شد چرا که پخت آن بيشتر از وقتی که محاسبه شده بود، طول کشيد. «الدار عظيم اف» فرماندار محلی سفارش پخت اين کيک را داده است.اخبار راديو اروپای آزاد، راديو آزادی - دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۲: در شهر «ولگوگراد» در روسيه، پليس مشغول تحقيق در محل انفجار مظنون به انتحاری است که باعث کشته شدن ۱۴ تن و زخمی شدن ۲۰ تن ديگر شد. اين انفجار کمتر از ۲۴ ساعت پس از يک انفجار ديگر در ايستگاه قطار شهر ولگوگراد بود که ۱۷ تن در جريان آن کشته شدند و ظن حمله انتحاری در مورد آن وجود دارد. در «کی يف» پايتخت اوکراين، معترضان خواهان همکاری نزديک تر با اتحاديه اروپا، مانيفست جنبش خود را اعلام کردند. در اين مانيفست خواسته شده تمامی معترضانی که دستگير شده اند آزاد شوند، اقدامات خصمانه عليه فعالان خاتمه يابد و مقامات رسمی که دست در سرکوب اعتراض ها داشته اند، تحت تعقيب قضايی قرار گيرند. همچنين در کی يف، معترضان دامنه حرکت اعتراضی خود را به محل زندگی مقامات دولتی از جمله اقامتگاه رييس جمهوری و نيز رييس پارلمان رساندند. معترضان همچنين سعی کردند از موانع مقابل اقامتگاه نخست وزير هم رد شده و درخواست کردند او برای گفت وگو با آن ها بيرون بيايد، ولی تلاش آن ها به جايی نرسيد. در «آستانه» پايتخت قزاقستان يکی از اعضای انجمن صاحبان خانه و ملک تلاش کرد در مقابل دفتر دادستان کل، تحصن اعتراضی برپا کند. پليس پيش از اين که معترضان در محل مستقر شوند، همه آن ها را دستگير کرد. معترضان می گويند نهادهای مالی و بانکی نرخ بهره بانکی بالايی دارند و خواستار دخالت دولت و قوه قضاييه برای کنترل آن شده اند. در کردستان عراق، کودکان يک اردوگاه پناهندگان در مراسمی که با حمايت يونيسف و نهادهای غيردولتی محلی برگزار شد، مراسم سال نوی ميلادی را برگزار کردند. اين اردوگاه که در نزديکی شهر اربيل است، پذيری بيش از ۱۴ هزار پناهنده کرد است که از مناطق درگيری در سوريه گريخته اند. در پاکستان، ۴۰ باشگاه فوتبال از سرتاسر کشور در تورنمنتی در ناحيه «خيبر پاختانخوا» در شمال غربی اين کشور شرکت می کنند. اين تورنمنت که هفتم ژانويه، حدود يک هفته ديگر تمام می شود، فرصتی برای يکی از ناآرام ترين نقاط پاکستان است که آرامش و لذت تماشای بازی در کنار هم را تجربه کنند. در جمهوری آذربايجان، ساکنان شهر «سومگاييت» با پخت کيکی ۵۲ متری، پنجاه و دومين سالگرد تولد الهام علی اف، رييس جمهوری اين کشور را برگزار کردند. اين کيک، پنج روز پس از تولد الهام علی اف در معرض عموم گذاشته شد چرا که پخت آن بيشتر از وقتی که محاسبه شده بود، طول کشيد. «الدار عظيم اف» فرماندار محلی سفارش پخت اين کيک را داده است.
29 Dec 15:44

چشم‌ات

by Faez Ehya
چشم‌ات را ببین
ستاره‌های رویایی
آخ خاتون
تو چقدر زیبایی

فائز احیا
۶ دی‌ماه ۱۳۹۲
27 Dec 15:03

برای خاطر ِ نوشتن

by zeinab
Faezehya

منم سن تو اینجوری بودم :)

یکی از دوستانم در انجمن ِ خصوصی ِ کتابخوانی مان، لینکی از وبلاگ ِ برای ِ خاطر ِ کتاب ها گذاشته بود. نویسنده در 7 نوشته، توضیح می داد که از چه زمانی علاقه مند شده که بنویسد، و/اما چرا نویسنده نشده! خواندیم، دقیق هم خواندیم. به هر حال در بعضی دلایل با هم مشترکیم. حال آنکه ما هنوز دست از نویسنده شدن برنداشته ایم، هر چند قدم ِ خاصی هم در این زمینه بر نمی داریم. به جز همین وبلاگ نویسی، که آن هم یک خط در میان اتفاق می افتد و شاید از هر ده نوشته، یکی خوب از کار درآید.
*
دو روز ِ پیش خبر دادند که شوهر ِ عمه مان فوت کرده. شدیم مسئول ِ تدارکات و هماهنگی، برای ِ فرستادن ِ پدر و مادر مان به ل. . آنجا هم که مراسم ِ خاص ِ خودشان را دارند. فامیل ها هم یا آنجا هستند، یا از هر جای ِ دیگری می آیند و جمع می شوند و نمی گذارند که صاحبان ِ عزا، تنها عزاداری کنند.
*
قبلا این شهر را دوست نداشتم. حوصله ام سر می رفت. از اینکه عده ای بزرگسال بشناسندت، در حالی که تو نمی شناسی شان؛ حالت را بپرسند و بدانند چه می کنی و خیره نگاهت کنند و با اسم ِ پدرت بشناسندت، اذیتم می کرد. اما کم کم، در این دو، سه سالی که دارم تغییرات ِ عمده در روابطم ایجاد می کنم، نظرم عوض شده. دوستشان دارم. حمایتشان از یکدیگر را به شدت می پسندم. دوست دارم خودم هم بشناسمشان، همانظور که آنها می شناسندم. حتی فکر می کنم به اینکه شاید بتوانم سالی یا حداقل چند ماهی، دوری از زندگی ِ شهری ( در واقع کلان شهری) را رها کنم و روزها و شبها را در آنجا سپری کنم. شجره نامه ای اگر هست ببینم، اگر نصفه هست کاملش کنم، اگر نیست، مطالعه کنم؛ داستان های ِ بیشمار ِ اجدادم را بشنوم و بنویسم و ثبت کنم. مطمئنم که هم نوشته های ِ ارزشمندی از آب در خواهند آمد و هم می توان از بین ِ داستان های ِ واقعی، که مثل ِ افسانه می مانند، داستان های نوشت.

22 Dec 20:54

بنویس!

by zeinab

روی ِ همه ی ِ کارهای ِ من حساس است. روی ِ نوشتنم هم حساس است. تشویقم می کند که بنویسم. منتظر است که بنویسم. کارم را که خودم قبول ندارم، قبول دارد. کمکم می کند. الگو معرفی می کند. کتابهای مفید، وبلاگ های کاربردی و ایده های جدید می دهد و معرفی می کند. امروز هم گفت خیلی وقت است که چیزی در وبلاگت ننوشته ای!
گفتم فقط سه، چهار روز است.
برای ِ من که ماهی یک بار می نویسم، سه چهار روز خیلی خوب است. گفت نه! آن نوشته ی ِ آخرت هم که هول هولکی بود و قبول نیست.
برای ِ دل ِ او هم که شده، باید تند تند بنویسم. اگر کس ِ دیگری جای ِ من بود و این همه تشویق می شد، حتما تا به حال نویسنده ی ِ بزرگی شده بود.

23 Dec 17:54

ازدواج ِ موقت

by zeinab

آرایشگر است. زن های ِ زیادی می بیند. با زن هایمختلفی هم صحبت می شود. داستان های ِزیادی می شنود، متنوع و حتی باورنکردنی. از هر کسی داستانی می شنود و برای ِ زنهای ِ دیگر تعریف می کند. همیشه دسته اول ها پیش ِ خودش است. خودش هم داستانهایی دارد. اخیرا هم چند ماجرا را در ویچت از سر گذرانده!
بحث می کشد به زنهای ِ دوم ِ صیغه ای. همیشه بحث به زنهای ِ دوم یا روابط نامشروع می کشد. همیشه صحبت را به آن سمت می کشاند. من بیشتر شنونده ام.
صحبت را می کشاند به آنجا که رفته محضری و دیده که حاج آقا دفتر و دستکی راه انداخته و زن ها و مردهای داوطلب را برای ِ هم صیغه می کند. و بعد تاکید می کند اکثر ِ مردهایی که می آمدند، از آن حاج آقاهای ِ ریش دار بودند.
تعجبی نداشت. همین ها صیغه را راه انداخته اند، که در روابطشان تنوع به خرج دهند! و بند از پا باز کنند! نظرم را با کلماتی ملایم تر می گویم. که اگر خواهان ِ رابطه ی ِ موقتی باشم، نیازی به مشروع بودنش نمی بینم. که صیغه، به رابطه جنبه جسمی ِ بیشتری می دهد، هر چند نمی خواهم منکر این نیاز بشوم.
وسط ِ حرف هایم می پرد. می گوید که در خانواده شان، برای ِ مردها موردی ندارد که زن هایی را صیغه کنند. اینکه به طور ِ موقت با زنانی هم خانه شوند. تا به حال چند نفری هم در خانواده داشته اند. پسرهایی که زن هایی را صیغه می کنند و مدت ِ کوتاهی با آن ها هم خانه می شوند. می گوید که خیالشان هم راحت است که کار ِ گناه نمی کنند!
بعد از مکث می گوید که با این وجود از نظر خانواده اش، برای ِ زن ها این کار ایراد دارد. خودش را مثال می زند و می گوید که تمایل دارد به این کار، که صیغه ی ِ مردی شود. اما مادرش و خانواده اش نمی گذارند. ولی چه اشکالی دارد؟ خیالش راحت است که کار ِ گناهی انجام نمی دهد و همسر ِ مردی است، حتی اگر موقت، حتی اگر برای ِ یک شب.
تا به حال با زنی برخورد نداشته ام که آمادگی این کار را داشته باشد. همیشه فکر می کردم که اینجور زن ها شاخ دارند یا دم. اما می دیدم یک زن ِ تقریبا معمولی دارد این حرف ها را می گوید. دیگر مطلقا گوش دادم؛ که کلا هم عادت ندارم که حرفِ زیادی بزنم و داستان دستش بدهم. اما این بار به فکر فرو رفتم و فکر کردم. به این زن … .

18 Dec 10:25

میهمان

by zeinab

خواهرم روی چت می گوید که باز هم شب مهمان داریم، برای شام.
و من خسته از مهمان های همیشگی، پیش خودم فکر می کنم که کاش نروم خانه. بروم یک جایی سر خودم را گرم کنم، تا مهمان ها بروند و من برگردم.
با این وجود، چهار و نیم عصر خانه م.
مهمان، یکی از عمو زاده های بابا ست. میخواهم بیشتر جزئیات مهمانی را بدانم. می گویند که زنگ زده و گفته که میخواهیم برای شام بیاییم. میگویم چه طور است که خودشان گفته اند شام می آییم؟ مامان می گوید که نمیداند، شاید برای شام هم نیایند، که بابا دقیق نپرسیده و حتی نمی دانیم چند نفرند!!
بعد هم آرام می گوید، شاید می خواهند بیایند خواهرت را ببینند.
فکر نمی کنم، اگر قصد، دیدن بود که نمی گفتند شام می آییم. همین را به مامان می گویم. شانه بالا می اندازد.
*
مهمان ها می آیند. همان عموزاده است با همسرش. کلا آدم گرمی است. عادت هم دارد که هوای همه را داشته باشد. مخصوصا من. برای شام آمده اند. اما همین. خودشان زنگ زده اند و گفته اند شام می آییم، که وقتی ما هم میرویم به شهر محل سکونت آنها ، همانجا که کل ِ خاندان ِ پدری ساکنند، تعارف نکنیم و برای ِ یک وعده غذا ، حتما زنگ بزنیم و بگوییم که می آییم منزل تان. رفتارشان جالب بود برایم. اینکه کسی در ایران رسوم و تعارفات ِ رایج را زیر ِ پا بگذارد، جالب است.

*
شام خوردیم و نشستیم دور ِ هم و حرف زدیم … و بعد، رفتند.
سخت هم نگذشت. خوب شد خودم را در خیابان آواره نکردم!

20 Dec 23:20

کجایی؟

by Faez Ehya

تو کجایی؟
من همانجا که تویی
چونی؟
عاشقم در همه حال
می‌گذرد؟
               آری
فکر تو از خاطر من،
همه وقت،
شاد و شیرین
می‌گذرد

فائز احیا
28 آذرماه 1392
10 Dec 13:52

زیبایی

by Faez Ehya
وقت تقسیم زیبایی،
چه شد که این‌همه عجله کردی؟
حالا فقط تو زیبایی

فائز احیا
19 آذرماه 1392